به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم تکریم خانوادههای آزادگان جنگ تحمیلی هشت ساله درنشست تخصصی «روایت ناگفتهها» با محوریت بازخوانی مجاهدتهای خانواده آزادگان و مسئولان ادوار امور مفقودین به همت مرکز اسناد دفاع مقدس با مشارکت موسسه پیام آزادگان چهارشنبه 28 مرداد ماه درسالن قصرشیرین باغ موزه دفاع مقدس برگزار شد.
قاسمی، مدیرعامل مؤسسه پیام آزادگان گفت: وقتی از تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس و آزادگان سخن میگوییم، بخشی از آن به واقعیتها و اتفاقاتی بازمیگردد که باید ثبت و ضبط شوند و بخش دیگر به فرهنگ و ارزشهایی مربوط است که از دل این حوادث شکل گرفته و کشور و مردم را حفظ کرده است؛ از جمله سبک زندگی، روحیه مؤمنانه و فرهنگ ایثار و مقاومت آزادگان.
او در رابطه با دوران اسارت اشاره کرد: در بخش اسارت، تلاشها بر حفظ حیثیت جمهوری اسلامی متمرکز بود. آزادگان، علیرغم حضور گروهک منافقین، اجازه ندادند که آنها بتوانند موضوع دندانگیری از اسرا را در جهت منافع خود پیش ببرند. بعدها در زمان بازگشت آزادگان، بر این موضوع تأکید شد.
او افزود: در یکی از دیدارهای صلیب سرخ از اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق، گزارشی ثبت شد که بعدها من این گزارش مفصل را مشاهده کردم و متوجه شدم که گزارشی درباره اسرای عراقی در ایران مبنی بر آزار و اذیت اسرا وجود نداشت، اما در مورد اسرای ایرانی در عراق، فشار فرهنگی بسیار شدیدی بر آنها وارد شده بود.
قاسمی در ادامه بیان کرد: در آن زمان قرار شد اسرا را به زیارت کربلا ببرند، ما به شرطی در زیارت اسرا از کربلا حضور یافتیم که هیچگونه تبلیغاتی صورت نگیرد.
او با تأکید بر ضرورت ثبت و ضبط فرهنگ دفاع مقدس و آزادگان گفت: نیاز است تحقیقاتی صورت گیرد تا مشخص شود آنچه درباره جنگ و خاطرات آزادگان روایت شده، تا چه اندازه در ثبت خاطرات دقت و راستیآزمایی صورت گرفته است.
قاسمی گفت: موضوع جنگ ایران و عراق را در سه مرحله کلیدیِ «آغاز، استمرار و پایان» مورد پژوهش قرار داده است. او به پرسشهای مطرحشده پیرامون چراییِ تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر اشاره کرد و گفت که حتی در میان برخی فرماندهان و محافل داخلی نیز این موضوع به عنوان یک پرسش جدی بحث و بررسی شده است.
مدیرعامل موسسه پیام آزادگان بیان کرد: با تأکید بر لزوم واکاوی حقوقی و قانونی این مسئله، اظهار داشت: به همین منظور، یکی از دانشجویان مستعد از خانواده معظم ایثارگران، این موضوع را در قالب رساله دکتری و با تکیه بر اسناد، مصاحبهها و منابع مکتوب معتبر بررسی کرد. ثمره این پژوهش علمی، اکنون در قالب کتابی آماده شده و در آستانه انتشار است.
قاسمی با انتقاد از برخی روایتهای نادرست درباره شروع جنگ، تصریح کرد: متأسفانه امروزه افرادی با اطلاعات اندک یا تحت تأثیر القائات رسانهای، ادعاهای بیپایهای همچون «تحریک عراق توسط ایران» یا «امکان جلوگیری از جنگ از طریق مذاکره با صدام» را مطرح میکنند؛ در حالی که بررسی دقیق شواهد تاریخی نشان میدهد این ادعاها با واقعیت فرسنگها فاصله دارد.
او بر ضرورت صیانت از حقیقت تأکید کرد و افزود: باید تمامی مستندات رسانهای جهانی، مصاحبهها، اظهارات مقامات رسمی و اسناد مربوط به روابط دیپلماتیک دو کشور در زمان تجاوز رژیم بعث، به صورتی روشمند جمعآوری و نگهداری شود. این مستندسازی اصولی، تنها راهی است که نسلهای آینده را به روایتی دقیق و قابل استناد از حقایق آغاز جنگ پیوند میدهد.
قاسمی درباره تداوم نبرد نیز یادآور شد: جمهوری اسلامی ایران در آن مقطع، برای دفاع از تمامیت خود چارهای جز مقابله با متجاوز و تلاش برای تنبیه او نداشت. تبیین علمی و دقیق این ضرورتها در قالب مقالات، کتب و پژوهشهای دانشگاهی برای آگاهی جامعه، امری حیاتی و ضروری است.
مدیرعامل موسسه پیام آزادگان در پایان خاطرنشان کرد: در آن برهه زمانی، هیچ پیشنهاد معتبر، عادلانه و قابل اتکایی از سوی سازمان ملل، کشورهای منطقه یا دیگر قدرتهای خارجی برای پایان جنگ ارائه نشده بود. بنابراین، این ادعا که ایران بدون دلیل از پایان جنگ خودداری کرده، عاری از حقیقت است و باید این واقعیتها با استناد به مدارک متقن تاریخی برای افکار عمومی تشریح شود.
گزارشهای محرمانه از اسرای ایرانی
معصومه آباد گفت: چه اتفاقی افتاد که اسرای ایرانی، اسارت را به بازیچه گرفتند و در واقع زندانبان را به اسارت گرفتند؟ شاهد این مدعا در اسناد صلیب سرخ ثبت شده است که میزان ناامیدی و خودکشی در میان ایرانیان بسیار کم بود؛ رمز این امر، تأکید آنها بر فرهنگ مقاومت بود.
او افزود: در واقع اسرای ایرانی در عراق، برشی از جامعه ایران بودند و فرهنگ مقاومت را از جامعه خود وام میگرفتند. به خاطر دارم در سالهای پایانی اسارت، گروهی از پژوهشگران و تاریخنگاران به اردوگاهها آمدند و اسنادی از مصاحبه با اسرا گردآوری کردند.
او در ادامه اظهار داشت: آنها به اردوگاه اسرا رفتند و با افرادی مواجه شدند که از نگاه خارجیها «طفل» به نظر میرسیدند؛ نوجوانانی که به صورت داوطلبانه به جنگ آمده بودند. وقتی از «مهدی طحانیان» سؤال کردند که چرا به جنگ آمدی، پاسخ داد: «من از امام تبعیت میکنم؛ اگر امام بگوید به جنگ برو، میروم و اگر بگوید نرو، نمیروم؛ هر چه امام بگوید همان است.»
معصومه آباد تصریح کرد: بعدها پژوهشگران به سراغ اسارتگاههایی رفتند که اسرا دوران جوانی خود را طی کرده بودند و دیگر آن شور و شوق اولیه جوانی را نداشتند. از آنها خواستند که به امامشان توهین کنند، در حالی که در پشت صحنه، نیروهای عراقی با باطوم ایستاده بودند تا در صورت امتناع اسرا، آنها را شکنجه کنند.
او افزود: بعدها وقتی گزارش این بازدید منتشر شد، در آن ذکر شده بود که در اینجا افرادی اسیر هستند که میتوان آنها را بازیگران جنگ جهانی سوم دانست. در کنار این گروه، جامعهشناسانی نیز حضور داشتند که تحلیل کردند بهتر است جنگ عراق و ایران پایان یابد؛ چرا که حریف این نیروهای معتقد، صبور و آماده در صحنه جنگ نیستند.
معصومه آباد با بیان اینکه این روایتها بخشی از «گنجینه دفاع مقدس» هستند، تأکید کرد: چرا نباید این واقعیتها را بشناسیم و روایت کنیم؟ ما امروز در میانه یک نبرد شناختی قرار داریم؛ جایی که دشمن میکوشد واقعیتها را تحریف کرده و آنها را صرفاً «شعار» جلوه دهد. این در حالی است که این وقایع، حقیقتهای نابی هستند که آزادگان ما با تمام وجود آنها را تجربه کردهاند.
او با اشاره به وضعیت جانکاه آزادگان پس از مصاحبههای اجباری، خاطرنشان کرد: برخی از آزادگان حاضر در این جمع گواهند که پس از پایان مصاحبهها، بسیاری از اسرا حتی توان بالا رفتن از پلهها را نداشتند. شدت شکنجهها و تاولهای کف پا به حدی بود که نمیتوانستند قدم بردارند و ناچار بودند دستهایشان را داخل دمپاییها گذاشته و به صورت چهار دستوپا حرکت کنند.
مولف کتاب «من زندهام» افزود: علیرغم وجود چنین شرایط طاقتفرسایی، دشمن در تبلیغات خود میکوشید این افراد را به شکلی متفاوت معرفی کند، اما واقعیتهای اسارت با آنچه در پروپاگاندای دشمن منعکس میشد، فرسنگها فاصله داشت.
آباد با تبیین استمرار جنگ شناختی در دوران معاصر، بیان کرد: اتفاقات امروز در امتداد همان جنگ هشتساله دفاع مقدس است؛ با این تفاوت که اکنون نسلها تغییر کردهاند و بخشی از خاطرات آن دوران به فراموشی سپرده شده است.
مشاور رئیس بنیاد شهید و ایثارگران عنوان کرد: خاطرات جنگ توسط سربازان، آزادگان و خانوادههای آنان روایت میشود. در این میان، نیروهای خدمتگزار هلال احمر که در آن دوران از زاویهای دیگر با ماجرا درگیر بودند، باید با استخراج عواطف و واقعیتها از دل نامههای خانوادههای مفقودان، حقایق را بازگو کنند؛ چرا که این نامهها هر کدام یک «سند جنگ» به شمار میروند.
آباد در بخش دیگری از سخنان خود به تحریفات مربوط به جنگ دریایی و تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: در دوران جنگ، نمونههای فراوانی وجود داشت که نشان میداد تبلیغات دشمن چگونه واقعیت را وارونه میکند. برای مثال، روزنامههای عراق مکرراً ادعا میکردند که جزیره «خارگ» را تصرف کردهاند؛ این موضوع باعث تعجب اسرای ایرانی میشد که مگر ایران چند جزیره خارگ دارد که هر روز خبر سقوط آن منتشر میشود؟
معصومه آباد در پایان گفت: امروز نسلی عوض شده و سخنانی درباره جنگ میگویند مبنی بر اینکه اگر با صدام مذاکره میشد، جنگ تحمیلی هشتساله صورت نمیگرفت. این حرف یک شوخی مضحک است؛ چرا که من اهل آبادان هستم و از نزدیک شاهد بودیم که عراق با تمام توان در حال حمله به ایران بود.
سالها چشمانتظار فرزندان خود ماندند
در ادامه فرزانه قلعهقوند، مدیر انتشارات پیام آزادگان گفت: در دوران جنگ با دو گروه از بانوان مواجه بودیم؛ گروه نخست زنانی بودند که بهصورت مستقیم در جبههها و پشت جبهه حضور داشتند و گروه دوم، بانوانی که در خانهها ماندند و بار سنگین اداره زندگی، تربیت فرزندان و رنج انتظار را بر دوش کشیدند. تمرکز سخن من بر گروه دوم است که همواره کمتر به آنها پرداخته شده و دیده شدهاند.
او افزود: ما با مادرانی روبهرو بودیم که سالها چشمانتظار فرزندان خود ماندند؛ دخترانی که حسرت دیدار پدر را در دل داشتند و کودکانی که با دیدن پدران دیگر در میان اقوام و آشنایان، رنج جانکاه غیبت پدر خویش را تحمل میکردند. این فرزندان با سختی و مرارت بزرگ شدند و مادران نیز در تمام این سالهای طولانی، با دشواریهای بیشماری دستوپنجه نرم کردند.
این پژوهشگر گفت: مادرانی در این جمع حضور دارند که سالها هیچ خبری از وضعیت فرزندانشان نداشتند. با این حال، برخی از این مادران در دوران غیبت فرزندان خود، هرگز منفعل نماندند و با راهاندازی فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی از جمله برگزاری کلاسهای قرآن، پویایی خود را حفظ کردند.
قلعهقوند در ادامه خاطرنشان کرد: در کنار مادران، همسران آزادگان نیز سالهای بسیار سختی را سپری کردند. وقتی از «۱۰ سال مفقودالاثر بودن» سخن میگوییم، شاید بیان این عبارت کوتاه آسان به نظر برسد؛ اما برای همسری که نمیداند آیا شریک زندگیاش بازخواهد گشت یا خیر، تصمیمگیری برای ادامه مسیر زندگی و مواجهه با این پرسش که آیا او در صورت بازگشت، همان فردی خواهد بود که روزی خانه را ترک کرده بود، انتظاری بسیار فرساینده، دشوار و طولانی است.
او با اشاره به ضرورت پژوهش درباره خانوادههای آزادگان اظهار کرد: زنانی بودند که با داشتن چند فرزند، در شرایط مفقودالاثری یا اسارت همسرانشان، ناگزیر بودند به تنهایی بار معیشت و مدیریت خانه را به دوش بکشند و برای آینده فرزندان تصمیمگیری کنند. این برگ از زندگی خانوادههای آزادگان، حوزهای است که به شدت نیازمند پژوهش و روایتهای جدی است.
نظر شما