شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۲
صد و بیست و سه نامه دلتنگی

کتاب «از زمانی که تو نامه ننوشته‌ای، پنج بار باران باریده و یک‌بار برف» از ادیب جان‌سِوِر با ترجمه سولماز حسن‌زاده از سوی نشر وزن‌دنیا منتشر شد. این کتاب مجموعه‌ای از ۱۲۳ نامه ادیب جان‌سور، شاعر برجسته ترک به عالو ابوضیا، هنرمند و سرامیک‌ساز ترک است که روایتی شخصی از زندگی این شاعر ارائه می‌کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا ادیب جان‌سور (۱۹۲۸–۱۹۸۶) از چهره‌های مهم جریان «شعر نو دوم» در ادبیات ترکیه بود. جان‌سور در شعرهایش با تکیه بر تصویرسازی و نمادپردازی و توجه به جهان درونی انسان زبان و جهان شعری متفاوتی ساخت و به یکی از شاعران تأثیرگذار ادبیات معاصر ترکیه تبدیل شد. سال‌ها پس از مرگش هم شعرهای او همچنان خوانده می‌شوند و در ترکیه طرفداران بسیاری دارد.

ماجرای نامه‌های این کتاب به اوایل دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد. زمانی که جان‌سور و عالو ابوضیا در استانبول با یکدیگر آشنا شدند. عالو ابوضیا در سال ۱۹۶۲ برای موقعیتی شغلی به دانمارک رفت و در کپنهاگ ساکن شد. از آن زمان فاصله میان استانبول و کپنهاگ به بخشی از زندگی این دو تبدیل شد و نامه‌ها جای گفت‌وگوهای حضوری را گرفتند.

جان‌سور در فاصله سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۶، ۱۲۳ نامه برای عالو ابوضیا نوشت. نامه‌هایی که در ابتدا به خانه عالو ابوضیا در استانبول فرستاده می‌شدند اما پس از مهاجرت او به دانمارک، راهی کپنهاگ شدند.

رابطه این دو در منابع ترکی معمولاً عشقی افلاطونی و دوستی‌ای عاشقانه توصیف شده است. رابطه‌ای که با گذشت زمان از شور و دلباختگی به دوستی عمیق رسید. عالو ابوضیا در سال ۱۹۶۷ ازدواج کرد. با پایان این ازدواج در سال ۱۹۷۷ و مشکلاتی که پس از آن برای عالو ابوضیا به وجود آمد سرانجام به قطع ارتباط او و جان‌سور انجامید و آن دو دیگر یکدیگر را ندیدند.

ادیب جان‌سور نامه‌هایی را که از عالو ابوضیا دریافت کرده بود از بین برد و آنچه امروز می‌خوانیم، نامه‌هایی است که عالو ابوضیا از ادیب جان‌سور دریافت کرده و نگه داشته بود.

صد و بیست و سه نامه دلتنگی

نامه‌ها تصویری متفاوت از این رابطه به دست می‌دهند. تصویری که در آن دلتنگی و انتظار و حسرت و عشق در کنار جزئیات ساده زندگی روزمره قرار گرفته‌اند.

جان‌سور در یکی از نامه‌ها می‌نویسد: «باران می‌بارد. معشوقەی من. باران که می‌بارد، به‌تو فکر می‌کنم. باران نبارد هم به‌ تو فکر می‌کنم و باران که بند بیاید... جز تو به چه کسی می‌توانم فکر کنم!؟ نامەی فردا را امروز می‌نویسم؛ چون فردا از لحاظ دوست داشتن تو با امروز فرقی نخواهد داشت. حتی می‌دانم الکلی که خواهم نوشید. چه تأثیری خواهد داشت. صبح چگونه خواهد بود... و می‌دانم کل روز چگونه خواهد بود... می‌گویم: معشوقەی من! «معشوقەی من» روی کاغذ زیبا به نظر می‌رسد. قلم را حسابی روی کلمەی «من» فشار می‌دهم. هرچه فشار بیش‌تر می‌شود. دیوانگی، دلتنگی، امید... و دوستت دارم؛ تا جایی که دیگر دوست داشتن ممکن نباشد.»

کتاب «از زمانی که تو نامه ننوشته‌ای، پنج بار باران باریده و یک‌بار برف» از مجموعه جستار نشر وزن دنیا با قیمت ۸۵۰ هزار تومان روانه بازار کتاب شده است و در دسترس علاقه‌مندان قرار داد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها