سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «طنز و مقاومت؛ شیرینکاریهایی طنزآمیز سیاسی» نوشته مایکن یول سورنسن با ترجمه سیدمحمد امیر از تازههای نشر ثالث است. سورنسن استاد علوم اجتماعی در کالج دانشگاه اوستفولد نروژ با طرح این پرسش که مردم چگونه جامعه را تغییر میدهند، به استقبال این حقیقت میرود که در جهان امروز که عمدتاً با خشونت و تقابل روبهروست، طنز گونهای مقاومت است که با امکان نفوذ در ساختارها، مشارکت عمومی را افزایش داده، سبب تقویت روحیه مردمی میگردد. آنچه مولف را در نمایش این مهم یاری میرساند، تکیه بر نمونههایی از جنبشهای اعتراضی در برخی نقاط مختلف جهان است که توضیح میدهد چگونه طنز میتواند در مواقع بحران، توجه عمومی را به خود جلب کند. ایبنا بهمناسبت انتشار این کتاب، با امیر مترجم کتاب به گفتوگو نشسته است.

سیدمحمد امیر
لطفاً در آغاز، در خصوص طرح کلی کتاب توضیح دهید و بفرمایید چرا آن را برای ترجمه انتخاب کردید؟
کتاب «طنز و مقاومت؛ شیرینکاریهایی طنزآمیز سیاسی» که با عنوان اصلی «طنز در کنشگری سیاسی، مقاومت مدنی خلاقانه» در سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات پالگریو در خارج از کشور و نشر ثالث در ایران به چاپ رسیده است، به تحلیل و بررسی این امر میپردازد که طنز بهطور عام و شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی به شکل خاص، چه نقشی در تسهیل مقاومت در برابر گفتمانهای مسلّط، نهادها و اشخاص قدرتمند ایفا میکند.
کتاب در ابتدا به تعریف طنز و انواع آن پرداخته و در ادامه، دو نوع واکنش به جایگاه طنز در مبارزات خشونتپرهیز را که شامل واکنش محافظانهکارانه و براندازانه میباشد را از یکدیگر تفکیک کرده و به بررسی مبسوط هر کدام میپردازد. نویسنده پس از آن به بیان ادعای محوری خود میپردازد و میگوید که طنز و بهخصوص شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی میتواند بهعنوان بخشی از «جنگ چریکی گفتمانی» به گفتمانهای مسلط حمله کند. کتاب در فصل سوم، شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی را در نحوۀ موضعگیریشان در نسبت با ادعای عقلانیت و حقیقت گفتمانهای مسلّط به پنج نوع مختلف تقسیم کرده و ده نمونۀ مختلف از سراسر جهان را از سال ۱۹۷۴ ذکر میکند. در فصل چهارم، نویسنده به بررسی این امر میپردازد که طنز سیاسی میتواند در ارتباطگیری و گسترش بسیج مردمی و نیز حفظ فرهنگ مقاومت موثر باشد و با ارائه مثالهایی از دو گروه کنشگر خشونتپرهیز؛ شبکۀ ضد نظامیگری اوفوگ و حامیان تسلیحات سوئدی، این موضوعات را به شکل انضمامی و با انجام مصاحبههایی با فعالان این گروهها بررسی میکند.
فصل پنجم با بررسی فعالیتهای گروه نروژی«کمپین مقابله با سربازی اجباری» این موضوع را تحلیل میکند که چگونه شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی میتوانند در مقابله با دولتها موثر باشند. فصل ششم به معضلات و خطرات احتمالی مرتبط با طنزپردازی سیاسی پرداخته و دستکم پنج تهدید مختلف را شناسایی کرده و به بررسی هر کدام میپردازد. نویسنده در فصل آخر نیز به بررسی رابطۀ شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی و نظریۀ کنش خشونتپرهیز استلان وینتهاگن پرداخته و ارتباط این شیوه کنش را با چهار بعد خشونتپرهیزی که از سوی این پژوهشگر دانمارکی مشخص شده، روشن میکند.

مایکن یول سورنسن
مولف کتاب کیست و چه ایدهای دستمایه نگارش کتاب از سوی او شد؟
این کتاب با قلم خانم مایکن یول سورنسن، محقق حوزۀ طنز و مقاومت مدنی به نگارش درآمده و ایده آن در سال ۲۰۰۳ و زمانی برای وی مطرح شد که یک فعال صرب در گروه مقاومت اتپور، که به مخالف با حکومت دیکتاتوری اسلوبودان میلوشوویچ در صربستان میپرداخت، تجربیات خود را با نویسنده در میان گذاشت و نویسنده را به بررسی این ایده سوق داد که چگونه گروههای سیاسی فرودست و حاشیهای میتوانند با استفاده طنز در افشا، تمسخر و تأثیرگذاری بر افرادی که آنها را قدرتمندتر از خود میدانند، چه در دیکتاتوریها و چه دموکراسیها تأثیرگذار باشند.
اصولاً چه اتفاقی میافتد که فعالان سیاسی خشونتپرهیز از طنز در میانه مقاومت مدنی استفاده میکنند؟
طنز میتواند گروههای فعال را از سایرین متمایز کرده، ترس را در میان افراد کاهش داده و موقعیتهایی را به وجود آورد که رژیم در واکنش به آنها با دشواری مواجه شود. همانطورکه در بالا نیز ذکر شد، از دیدگاه نویسنده، شیرینکاریهایی طنزآمیز سیاسی چنانچه به درستی اجرا شوند، میتوانند نوعی جنگ چریکی گفتمانی تلقی شوند که به گفتمانهای مسلّط که ادعای انحصاری عقلانیت و حقیقت را دارند حمله کرده و افراد و نهادهای قدرتمند را به چالش بکشد. طنز علاوه بر آن میتواند فرهنگ مقاومت را در دوران سخت سرکوب زنده نگه داشته و به دلیل بازیگوشانه و سرخوشانه بودنش، به ارتباطگیری هر چه بیشتر با مردم به خصوص جوانان پرداخته و در این میان عضوگیری و بسیج فعالان جدید را تسهیل کند.

تضاد موجود میان تلقی از طنز سیاسی بهمثابه شکلی از تخریب و براندازی در مقابل درک آن بهعنوان دریچهای برای تخلیه نومیدی، چه حقیقتی را آشکار میکند؟
مردم عادی غالباً طنزسیاسی را ابزاری مفید در راستای تغییر سیاسی میدانند. آنها این ایده را مطرح میکنند که طنز اساساً پدیدهای مثبت و ارزشمند در تعاملات انسانی است و بهندرت جنبههای غامض و مسألهساز این موضوع را میبینند. حالآنکه در پژوهشهای پیرامون طنز، برای دههها این دیدگاه مسلّط بود که طنز دریچهای برای تخلیه سرخوردگی و یا احساسات و هیجانات منفی است و نمیتواند تأثیری واقعی و ملموس ایجاد کند و این شکاف علاوه بر اقتضائات نظری میتواند پیامدهای مستقیمی در تصمیمگیریهای کنشگران پیرامون روشها برای رسیدن به جهانی بهتر و عادلانهتر نیز داشته باشد. طبق دیدگاه نویسنده، هر دو موضع خوشبینی افسارگسیخته و شکگرایی افراطی پیرامون اثرگذاری طنز ناکافی است. استفاده از طنز برای رسیدن به تغییرات سیاسی کار سادهای نیست و انتقال پیام از این طریق میتواند دشوار باشد. با اینحال، برخی از اشکال اقدامات طنزآمیز با نمایش عمومی، میتواند در تضعیف قدرت نقش داشته باشند، اگرچه غالباً تأثیرات آنها نه فوری و بلاواسطه، بلکه بلندمدت و ماندگار است.
شیرینکاریهای طنز سیاسی چه انواعی دارد و جایگاه آن در تضعیف نقش قدرت کجاست؟
شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی به نسبت موضعگیریشان در رابطه با ادعای عقلانیت و حقیقت گفتمانهای مسلّط به پنج نوع مختلف تقسیم میشوند. شیرینکاریهای حمایتی که در آن مجریان در ظاهر حمایتکننده به نظر میرسند و وانمود میکنند که به پشتیبانی و تجلیل هدف مورد نظر میپردازند اما در واقع، راهی برای بیاعتبار کردن آن هدف محسوب میشوند. شیرینکاریهای اصلاحی که اجراکنندگان در آنها منطقی به نظر میرسند اما هویت یا پیام هدف خود را ربوده تا اصلاح مورد نظر خود را نشان دهند. در شیرینکاریهای سادهلوحانه، مجریان در ظاهر سادهلوح و بیگناه به نظر میرسند و وانمود میکنند که متوجه نیستند اقداماتشان میتواند نوعی اعتراض تعبیر شود. در نوع بیمعنا یا ابسورد شیرینکاریها، اجراکنندگان بهعنوان دلقکهایی بیگناه ظاهر میشوند، اما به شکلی کنایهآمیز به بیمعنایی و بیمنطقی اقدامات هدف مورد نظر اشاره دارند. و در نوع آخر که شیرینکاریهای تحریکآمیز نامیده میشود، مجریان آشکارا بهعنوان عواملی تحریککننده عمل کرده و علناً آسیبپذیریهای دشمن را آشکار میکنند.
فعالان طنزپرداز با چه معضلات و خطرات احتمالی مواجه هستند؟
نویسنده معضلات و خطراتی که کنشگران طنزپرداز با آن مواجهند را در پنج مورد برمیشمرد. اول اینکه این احتمال وجود دارد که دیگران کنشگران و اقدامات آنها را در رابطه با موضوع مورد نظر جدی نگیرند. دوم اینکه طنز، بهخصوص در وارونهگویی یا آیرونی، ممکن است به معنای صوری آن در نظر گرفته شده و اشتباه برداشت شود. سوم اینکه، برخی فعالان آمیختن امر طنزآمیز و غیرطنزآمیز را عاقلانه نمیدانند و دیگر اینکه هجو ممکن است نوعی توهین یا هتّاکی تعبیر شود، معضلات اخلاقی خاصی را پیش پا بکشد و در نهایت اینکه نقد طنزآمیز ممکن است مردم را به جای تشویق به اقدام، سرخورده و مأیوس کند.
نسبت شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی و نظریه کنش خشونتپرهیز چیست؟
در بحث ارتباط شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی با نظریۀ کنش خشونتپرهیز، استلان وینتهاگن نویسنده معتقد است که برخی از این شیرینکاریها میتوانند در زمان اجرا، قدرت را به شکلی موقت و نمادین بشکنند. برخی دیگر در مواردی که آیندهای با فضایی بیشتر برای سخاوت، عشق و جشن و شادی را ترسیم میکنند، ویژگی تجسّمبخشی آرمانشهری قدرتمندی دارند. بسیاری از آنها در قیاس با اقدامات خشونتآمیز، معطوف به تسهیل گفتوگو یا دیالوگ هستند و در نهایت اینکه شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی نشانههایی از قاعدهگذاری هنجاری و تعیین هنجارهای دلخواه در جامعه را به نمایش میگذارند.
در کتاب به شبکه ضدنظامیگری سوئدی اوفوگ، کارزرار صربستان، و کمپین مقابله با سربازی اجباری در نروژ اشاره شده است. فکر میکنید نسبت این کتاب با ایران چیست و جایگاه طنز در جامعه مدنی در ایران کجاست؟
با نظر به شرایط سیاسی خاص کشورمان طنز و بهخصوص شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی که در ملأ عام اجرا میشوند، درصورتیکه به درستی و با برنامهریزی مناسب عملی شده و به شکل مطلوبی مخابره شوند، قادر خواهند بود با ایجاد فضایی کارناوالمانند، به ارتباطگیری با عموم مردم و بهخصوص جوانان که فعالانی تماموقت نیستند، و به اقدامات روزمره و کار خود مشغول هستند بپردازد.
نظر شما