شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
«ذهن حیوان»؛ بازاندیشی مرزهای میان انسان و حیوان

کتاب «ذهن حیوان، مقدمه‌ای بر فلسفه شناخت در حیوانات» با تکیه بر علوم شناختی و علوم اعصاب، این پرسش را بررسی می‌کند که حیوانات چگونه اطلاعات را پردازش می‌کنند، تصمیم می‌گیرند، درد را تجربه می‌کنند و جهان پیرامون خود را می‌فهمند.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مهتاب دمیرچی آیا حیوانی که از درد به عقب می‌رود، فقط به محرکی زیستی پاسخ می‌دهد یا واقعاً درد را تجربه می‌کند؟ وقتی کلاغی برای حل مسئله از ابزار استفاده می‌کند، شامپانزه‌ای رفتار هم‌نوع خود را تقلید می‌کند یا اختاپوسی راهی تازه برای رسیدن به غذا پیدا می‌کند، آیا می‌توان از شناخت، قصد یا حتی آگاهی سخن گفت؟

این پرسش‌ها دیگر صرفاً موضوعی برای کنجکاوی درباره رفتار حیوانات نیستند، بلکه به یکی از بحث‌های مهم در فلسفه ذهن، علوم شناختی، رفتارشناسی جانوری و علوم اعصاب تبدیل شده‌اند. پژوهش‌های سال‌های اخیر نشان داده‌اند که یادگیری، حافظه، حل مسئله، هیجان و تجربه‌های عاطفی در جهان حیوانی صورت‌های متنوع و پیچیده‌ای دارند و نمی‌توان آن‌ها را صرفاً به غریزه یا واکنش‌های مکانیکی فروکاست.

کتاب «ذهن حیوان: مقدمه‌ای بر فلسفه شناخت در حیوانات» اثر کریستین اندروز، با ترجمه مریم محمدی‌کیا، در همین زمینه از سوی انتشارات ارجمند منتشر شده است. این کتاب در تقاطع علوم شناختی و رفتارشناسی جانوری قرار دارد و یکی از پرسش‌های بنیادی درباره جهان زنده را پیش می‌کشد، اینکه آیا حیوانات ذهن دارند و اگر دارند، این ذهن چه ساختار، توانایی‌ها و محدودیت‌هایی دارد؟

«ذهن حیوان»؛ بازاندیشی مرزهای میان انسان و حیوان

مریم محمدی‌کیا پژوهشگر علوم اعصاب و مدرس دانشگاه در گفت‌وگو با ایبنا با اشاره به نگاه نویسنده به حیوانات گفت: اندروز، که از پژوهشگران برجسته معاصر در حوزه شناخت حیوانات است، در این کتاب داده‌های تجربی را با پرسش‌های فلسفی پیوند می‌زند. او فقط نمی‌پرسد حیوانات چه رفتاری نشان می‌دهند، بلکه بررسی می‌کند این رفتارها چه چیزی درباره زندگی ذهنی، باورها، خواسته‌ها و تجربه‌های آن‌ها به ما می‌گویند. کتاب اندروز، نگاه صرفاً غریزی به حیوانات را به چالش می‌کشد و می‌کوشد فرایندهای شناختی و ذهنی آن‌ها را در کانون توجه قرار دهد.

عبور از تصور حیوان به‌مثابه موجودی غریزی

به گفته این پژوهشگر، در علوم اعصاب شواهد قابل توجهی از توانمندی‌های ذهنی در حیوانات وجود دارد. البته منظور از ذهن در این بحث، لزوماً ذهنی شبیه به ذهن انسان نیست، بلکه مجموعه‌ای از توانایی‌های شناختی مانند پردازش اطلاعات، تصمیم‌گیری، یادگیری، حل مسئله، هیجان و شکل‌گیری باورهای متناسب با محیط را دربرمی‌گیرد.

وی افزود: نویسنده کتاب تلاش می‌کند از نگاه‌کردن به حیوانات به‌عنوان موجوداتی که صرفاً بر پایه غریزه عمل می‌کنند فاصله بگیرد. در این رویکرد، حیوان موجودی در نظر گرفته می‌شود که می‌تواند بر اساس اطلاعات محیطی، تجربه‌های پیشین و توانمندی‌های گونه‌ای خود، تصمیم بگیرد و نوعی فهم عملی از جهان پیرامون داشته باشد.

به گفته این پژوهشگر، مسئله اصلی آن نیست که حیوانات مانند انسان باهوش باشند یا جهان را به شیوه انسان بفهمند. حیوان قرار نیست مانند انسان باهوش باشد، زبان انسانی داشته باشد یا جهان را با همان مفاهیم و ابزارهای ذهنی انسان درک کند. مسئله این است که هرگونه، بر پایه ساختار بدنی، دستگاه عصبی، محیط زندگی و نیازهای تکاملی خود، چه نوع توانایی شناختی و چه نوع تجربه‌ای از جهان دارد.

پرهیز از انسان‌انگاری در شناخت حیوانات

محمدی‌کیا گفت: یکی از نکات محوری کتاب، نقد انسان‌انگاری است. انسان‌انگاری زمانی رخ می‌دهد که انسان احساسات، انگیزه‌ها یا شیوه‌های فکرکردن خود را بی‌دلیل به حیوانات نسبت دهد. برای مثال، ممکن است رفتار مراقبتی یک حیوان نسبت به هم‌نوعش، بی‌درنگ با مفاهیمی کاملاً انسانی مانند فداکاری یا عشق تفسیر شود؛ درحالی‌که برای فهم دقیق آن رفتار باید سازوکارهای شناختی، زیستی و اجتماعی‌گونه موردنظر بررسی شود.

این پژوهشگر علوم اعصاب در ادامه گفت: اندروز نه انکار کامل ذهن حیوانات را می‌پذیرد و نه انسان‌انگاری افراطی را. او نشان می‌دهد که حیوانات می‌توانند بازنمایی‌هایی از محیط، موقعیت‌ها و اهداف خود داشته باشند، اما این بازنمایی‌ها لزوماً شبیه به مفاهیم و تجربه‌های انسانی نیستند. به باور وی، ذهن در این کتاب به عملکردهای شناختی قابل بررسی اشاره دارد؛ عملکردهایی مانند توجه، حافظه، هیجان، یادگیری، تصمیم‌گیری و حل مسئله که می‌توان شواهد آن‌ها را در گونه‌های مختلف جانوری بررسی و اندازه‌گیری کرد.

آیا درد در حیوانات یک تجربه ذهنی است؟

محمدی‌کیا با اشاره به اهمیت موضوع درد و رنج در ذهن انگاری حیوانات گفت: درد و رنج، یکی از مهم‌ترین موضوعات این کتاب است. واکنش یک موجود زنده به گرما، فشار یا آسیب، به‌تنهایی نمی‌تواند ثابت کند که آن موجود درد را به شکل آگاهانه تجربه می‌کند. با این حال، مجموعه‌ای از شواهد رفتاری، عصب‌شناختی و تکاملی می‌تواند به درک دقیق‌تری از وضعیت حیوانات کمک کند.

درد برای انسان و حیوان متفاوت است

وی افزود: درد و رنج از جمله موضوعاتی است که می‌تواند وجود فرایندهای ذهنی در حیوانات را برجسته کند؛ اما باید توجه داشت که تجربه درد در یک حیوان دقیقاً همانند تجربه درد در انسان نیست. ما نمی‌توانیم تجربه درونی حیوان را به‌طور مستقیم مشاهده کنیم، اما می‌توانیم با بررسی رفتار، ساختار عصبی، واکنش‌های فیزیولوژیک و توانایی یادگیری آن، درباره احتمال وجود تجربه درد قضاوت دقیق‌تری داشته باشیم.

به گفته این پژوهشگر، این مسئله، پیامدهای مهمی برای اخلاق حیوانات دارد. اگر حیوانات توانایی تجربه رنج، ترس یا درد را داشته باشند، شیوه‌های نگهداری، آموزش، بهره‌برداری، پرورش صنعتی و استفاده پژوهشی از آن‌ها باید با حساسیت و مسئولیت بیشتری بررسی شود.

محیط روی حیوانات اثر می‌گذارد

محمدی‌کیا گفت: تجربه محیط می‌تواند بر ذهن و رفتار حیوانات تأثیر بگذارد. حیوانات براساس تجربه‌های گذشته خود یاد می‌گیرند، از موقعیت‌های خطرناک پرهیز می‌کنند، راهبردهای رفتاری تازه‌ای می‌سازند و در برخی شرایط، رفتار خود را با محیط‌های متغیر سازگار می‌کنند.

تنوع ذهن‌ها در گونه‌های مختلف

گفتنی است، کتاب اندروز بر این نکته تأکید دارد که نمی‌توان از یک الگوی واحد برای ذهن حیوانات سخن گفت. محمدی‌کیا در این‌باره گفت: توانمندی‌های ذهنی در گونه‌های مختلف، تفاوت‌های چشمگیری دارد و هر گونه با توجه به تاریخ تکاملی، ساختار عصبی، ژنوم، محیط زیست و شیوه زندگی خود، شکل خاصی از شناخت را توسعه داده است.

وی افزود: شواهد مربوط به توانایی‌های ذهنی را می‌توان در گروه‌های گوناگونی از حیوانات، از پستانداران و پرندگان تا آبزیان و خزندگان، مشاهده کرد. برخی گونه‌ها در حل مسئله توانایی بالایی دارند، برخی در حافظه فضایی برجسته‌اند، بعضی از آن‌ها در یادگیری اجتماعی مهارت دارند و گروهی دیگر توانایی قابل توجهی در تشخیص الگوها یا سازگاری با محیط نشان می‌دهند.

به گفته این مترجم، تفاوت میان گونه‌ها به این معنا نیست که برخی حیوانات ذهن دارند و برخی کاملاً فاقد آن هستند؛ بلکه باید از طیفی از توانمندی‌های شناختی سخن گفت. ذهن انسان نیز در خلأ شکل نگرفته و بخشی از یک پیوستار تکاملی در جهان زنده است، هرچند ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را دارد.

از رفتارشناسی تا علوم اعصاب

محمدی‌کیا، یکی از ویژگی‌های مهم کتاب را عبور از توصیف صرف رفتار حیوانات و توجه به لایه‌های عمیق‌تر شناخت و علوم اعصاب دانست و گفت: رفتارشناسی جانوری همچنان منبعی اساسی برای شناخت حیوانات به‌شمار می‌رود، اما برای پاسخ‌دادن به پرسش‌هایی درباره آگاهی، تجربه درد، حافظه یا تصمیم‌گیری، باید داده‌های رفتاری را در کنار یافته‌های علوم اعصاب، روان‌شناسی تطبیقی و زیست‌شناسی تکاملی قرار داد.

وی افزود: پژوهش درباره مغز و دستگاه عصبی حیوانات، از جمله مطالعه فعالیت الکتریکی مغز و ثبت امواج مغزی در گونه‌های مختلف، مسیر مهمی را برای شناخت سازوکارهای عصبی رفتار و شناخت باز کرده است. چنین پژوهش‌هایی به دانشمندان امکان می‌دهد رابطه میان فعالیت مغزی، یادگیری، هیجان، توجه و رفتار را دقیق‌تر بررسی کنند.

مسئله ذهن‌های دیگر

یکی از دشوارترین پرسش‌های این حوزه، مسئله ذهن‌های دیگر است. محمدی‌کیا در این باره گفت: انسان به تجربه ذهنی دیگر انسان‌ها نیز دسترسی مستقیم ندارد و از راه گفتار، رفتار و شواهد غیرمستقیم درباره حالات ذهنی دیگران داوری می‌کند. این مسئله درباره حیوانات دشوارتر می‌شود، زیرا آن‌ها نمی‌توانند تجربه‌هایشان را با زبان انسانی توضیح دهند. با این حال، ناتوانی حیوان در استفاده از زبان انسانی، دلیل کافی برای انکار ذهن یا آگاهی او نیست. بسیاری از حیوانات از نظام‌های ارتباطی پیچیده بهره می‌برند و در موقعیت‌های گوناگون، نشانه‌هایی از یادگیری، حافظه، برنامه‌ریزی، انعطاف‌پذیری رفتاری و حل مسئله نشان می‌دهند.

وی افزود: این کتاب مخاطب را به بازنگری در این پیش‌فرض دعوت می‌کند که زبان انسانی شرط لازم برای داشتن ذهن است. این اثر یادآوری می‌کند که تجربه ذهنی ممکن است در قالب‌هایی بسیار متفاوت از تجربه انسانی وجود داشته باشد و تنوع جهان زنده، به تنوع شکل‌های شناخت و ادراک نیز گسترش یابد.

این پژوهشگر علوم اعصاب و مدرس دانشگاه در پایان گفت: اهمیت اصلی کتاب در این است که خواننده را وادار می‌کند از پرسش‌های ساده و قطعی فاصله بگیرد. حیوانات نه ماشین‌هایی هستند که صرفاً به محرک‌ها پاسخ می‌دهند و نه انسان‌هایی کوچک با ذهن و احساساتی کاملاً مشابه ما. فهم ذهن حیوانات نیازمند دقت علمی، پرهیز از پیش‌داوری و توجه به تفاوت‌های واقعی میان گونه‌هاست.

وی افزود: این کتاب می‌تواند برای دانشجویان و پژوهشگران فلسفه ذهن، علوم شناختی، روان‌شناسی، علوم اعصاب، زیست‌شناسی تکاملی و رفتارشناسی جانوری مفید باشد. همچنین مخاطبانی که به اخلاق حیوانات، حقوق حیوانات، محیط زیست و مسئله آگاهی علاقه دارند، می‌توانند از مباحث آن بهره ببرند.

به گفته محمدی‌کیا، این اثر مقدمه‌ای بر فلسفه شناخت در حیوانات در نهایت، گفت‌وگویی میان فلسفه، علوم اعصاب و رفتارشناسی جانوری است؛ گفت‌وگویی که مرزهای انسان‌محورانه درباره ذهن، آگاهی، درد و شناخت را دوباره به پرسش می‌گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها