چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۵
می‌کوشم دیوار بلندی را که میان امروز و گذشته ماست ویران کنم

علیرضا محمودی ایرانمهر گفت: معنای استعاری مهتاب و آتش به فلسفه‌ای  باستانی برمی‌گردد که اتفاقاً در روانشناسی مدرن نیز کاربرد دارد. در این فلسفه انسان از نیروهای متضاد ساخته شده است که  آب و آتش یا خورشید و ماه به شکل نمادین آن را نشان می‌دهند و چرخش آنها حیات انسانی را میسر می‌سازد. در این رمان زنان و مردان در کنار هم برای استمرار زندگی خود می‌جنگند و تلاش می‌کنند و نیروی شان در هم می‌آمیزد. در برخی از افسانه‌ها نیز ارشک را پسر مهتاب و آفتاب نامیده‌اند.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: تاریخ و ادبیات، هر دو راه‌هایی برای بازخوانی گذشته‌اند؛ اما ادبیات می‌تواند آنچه را در گزارش‌های تاریخی کمتر دیده می‌شود، یعنی زندگی، احساسات، ترس‌ها، امیدها و تجربه‌های انسانی مردمان یک دوره، دوباره پیش چشم مخاطب زنده کند. علیرضا محمودی ایرانمهر در مجموعه «دختران مهتاب، پسران آتش» تلاش کرده است به یکی از پررمز و رازترین دوره‌های تاریخ ایران، یعنی دوران گذار از سلطه مقدونیان و سلوکیان به ظهور اشکانیان، از دریچه داستان و تخیل ادبی نزدیک شود. جلد نخست این مجموعه با عنوان «راز هفت طومار» منتشر شده و داستان آن با محوریت مهرک، نوجوانی که درگیر مأموریتی سرنوشت‌ساز می‌شود، مخاطب را به سفری میان تاریخ، اسطوره، پهلوانی، عشق و خودشناسی می‌برد.

ایرانمهر برای خلق جهان این رمان، تنها به بازسازی رخدادهای تاریخی بسنده نکرده و کوشیده است لایه‌های فرهنگی و فکری ایران باستان، آیین‌های جوانمردی و پهلوانی و مفهوم سفر قهرمان را نیز در تار و پود روایت بگنجاند. «هفت طومار» در این میان نه صرفاً ابزاری برای پیشبرد داستان، بلکه نمادی برگرفته از جایگاه رازآلود عدد هفت در فرهنگ ایرانی است. نویسنده همچنین با تکیه بر سال‌ها پژوهش درباره تاریخ اشکانیان، تلاش کرده است مرز میان واقعیت تاریخی و تخیل داستانی را به شکلی خلاقانه درنوردد و تصویری زنده‌تر از گذشته ایران به مخاطب امروز ارائه کند.

در این گفت‌وگو، علیرضا محمودی ایرانمهر از ایده شکل‌گیری مجموعه «دختران مهتاب، پسران آتش»، جایگاه عدد هفت و طومارهای اسرارآمیز، مسیر رشد شخصیت مهرک، نسبت تاریخ و تخیل در روایت و چرایی انتخاب عنوانی شاعرانه برای این مجموعه می‌گوید؛ روایتی که به باور او می‌تواند پلی میان نوجوان امروز و گذشته‌ای باشد که بسیاری از جزئیات آن در حافظه تاریخی معاصر کمرنگ شده است. متن کامل این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

ایده اولیه «دختران مهتاب، پسران آتش» که جلد اول آن با عنوان «راز هفت طومار» منتشر شده است از کجا شکل گرفت و چه چیزی شما را به سراغ روایت داستانی از دوران سلطه مقدونیان بر ایران برد؟

عصر ظهور اشکانیان یکی از حساس و شگفت‌انگیزترین دوران‌های تاریخی ایران است و من ار سال‌ها پیش در آرزوی آن بودم که رمانی گسترده و چند صدایی درباره‌اش بنویسم. مجموعه رمان‌های «دختران مهتاب، پسران آتش» فقط بخش کوچکی از این آرزوی بزرگ است. بعد از سقوط هخامنشیان و آغاز سلطه‌ی وارثان اسکندر مقدونی و سلوکیان بر سرزمین های گسترده‌ی ایران باستان شرایطی بسیار خطرناک و در عین حال فرصتی گران قیمت برای مردم ایران فراهم شد تا به نوعی از نوزایی فرهنگی و تمدنی دست یابند. چنانکه شاید بتوان آن دوران را عصر تولد دوباره ایران نامید. تجربه‌های تاریخی آن دوران بسیار ارزشمند هستند که به خصوص در روزگار معاصر نیازمند آن هستیم.

می‌کوشم دیوار بلندی را که میان امروز و گذشته ماست ویران کنم

هفت طومار در داستان چه جایگاهی دارند و چرا برای پیشبرد روایت، عدد هفت و مفهوم طومارهای اسرارآمیز را انتخاب کردید؟

هفت عددی مقدس و راز آلود است که در ایران باستان اهمیت فوق العاده‌ای داشته و بازتاب آن تا امروز گسترش یافته است. عدد هفت در آیین‌های مرتبط با ایزد مهر یا همان میترا نقشی کلیدی دارد که بعدها وارد فرهنگ پهلوانی ایران و حتی آیین‌های عرفانی و اسلامی شده است. در برخی گزارش‌های یونانی و رومی نیز از هفت سردار بزرگ خراسانی نام برده شده است که در تشکیل پادشاهی اشکانیان نقش موثر داشته‌اند. من از مجموعة این افسانه‌ها برای ساختن فضای رمان استفاده کردم زیرا هدفم بیش از نشان دادن رویة بیرونی تاریخ، نفوذ به زیر لایه‌های فرهنگی آن بود، یعنی نشان دادن آن بستر عاطفی و فکری و فلسفی که وقایع تاریخی بزرگ از دل آن برمی‌خیزند. من در این رمان همچنین سراغ یکی از راز آلودترین جنبه‌های فرهنگی ایران باستان رفتم یعنی مجموعه آیین‌های جوانمردی و پهلوانی و عیاری و فنون مبارزه که کمتر به آن پرداخته شده است ولی به خصوص برای نسل جوان امروز می‌تواند بسیار جذاب و هیجان انگیز باشد.

مهرک در ابتدای داستان با مأموریتی ناشناخته و خطرناک روبه‌رو می‌شود. این سفر تا چه اندازه برای شما فرصتی بود تا مسیر رشد و بلوغ یک شخصیت جوان را به تصویر بکشید؟

این به نوعی همان سفر قهرمان است که در بسیاری از آثار داستانی و سینمایی جهان می‌بینید و در عین حال نشان دهنده مسیر رشد و شکل‌گیری شخصیت انسانی نیز هست. نوعی مسیر خودکاوی و خودشناسی که در آثار داستانی به شکل سفرهای ماجراجویانه روایت می‌شود. مسئله اصلی مهرک در این رمان روبرو شدن با وزن ترسناک مسئولیت و بر دوش کشیدن بار وظیفه‌ای است. این سفر قهرمان در واقعی هویت فردی و معنای وجودی او را مشخص می‌کند. به عبارت دیگر این سفری برای رسیدن به بلوغ آگاهی است.

در داستان، مهرک در مسیر رساندن طومارها با یارانی آشنا می‌شود، عزیزانی را از دست می‌دهد و عشق را تجربه می‌کند. کدام‌یک از این تجربه‌ها بیشترین تأثیر را بر تحول شخصیت او می‌گذارد؟

این دقیقاً همون چیزی‌ست که آن را در انواع گوناگون هفت‌خوان‌ها و مراحل سلوک و عرفان می‌بینیم. یعنی مواجه شدن با انواع رنج و درد و شادی و لذت و حیرت که هر یک بخشی از نیروهای پنهان و درونی را برای ما آشکار می‌سازد. این همان مسیری است که همة ما دانسته یا نادانسته در زندگی روزمره خود طی می‌کنیم: مجموعه متنوعی از دردها و شادی‌ها، از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌ها، دل‌بستگی‌ها و دل‌شکستن‌ها و دل‌بریدن‌ها که از همان کودکی آغاز شده و در دوران نوجوانی به اوج خود می‌رسند و در بزرگسالی بازتاب خود را نشان می‌دهند. مسیری که مهرک در سلسله ماجراهای این رمان طی می‌کند به نوعی بازتابی از زندگی شخصی همة ما ست. دردهایی که می‌توانند ما را ویران کنند یا از ما انسانی قوی‌تر بسازند. مهرک نیز بارها تا مرز سقوط کامل پیش می‌رود ولی همچون تمام قهرمانانی که در قصه‌های ماندگار کنارشان زندگی می‌کنیم می‌کوشد روزنه‌ای برای نجات خویشتن بیابد.

می‌کوشم دیوار بلندی را که میان امروز و گذشته ماست ویران کنم

دوران سلطه مقدونیان بر ایران، بستری تاریخی برای شکل‌گیری داستان است. برای بازسازی فضای تاریخی آن دوره و ترکیب واقعیت‌های تاریخی با عناصر تخیلی داستان، چه تحقیقاتی انجام دادید؟

همانطور که پیش‌تر اشاره کردم نوشتن مجموعه‌ای از رمان‌ها درباره تاریخ اشکانیان آرزوی دیرین من بود و دست کم نزدیک به سی سال است که به طور پیوسته در حال پژوهش و جمع آوری منابع و مدارک درباره این دوران هستم. کسانی که به شکل تخصصی‌تر با تاریخ ایران باستان آشنایی دارند می‌دانند که دوران اشکانی یکی از ناشناخته‌ و از اسرارآمیزترین اعصار تاریخی ایران است. در عین حال دورانی ست که از جهت رویارویی‌های تاریخی بسیار دراماتیک است. شیاد به همین دلیل باشد که بخش بزرگی از تاریخ حماسی و اسطوره ایران به همین دوران برمی‌گردد. ما امروزه دیگر تردیدی نداریم که بخش بزرگی از داستان‌های شاهنامه فردوسی ریشه‌های اشکانی دارند. یکی دیگر از کتاب‌هایی که من در همین سال‌های اخیر نوشتم رمانی ست با عنوان «بی‌چهرگان» که مقام نخست جایزه ملی داستان‌های حماسی ایران را به دست آورد و به تازگی در نشر سیمرغ منتشر شده و خوشبختانه بارها نیز تجدید چاپ شده است. من برای نوشتن آن رمان دست کم به بیش از دویست و سی کتاب یا پژوهش مرجع ارجاع داده‌ام. بسیاری از پژوهش‌هایی که برای آن رمان صورت گرفت در رمان «دختران مهتاب، پسران آتش» نیز به کار آمد. البته برای این رمان نیاز به پژوهشی مستقل درباره تاریخ پهلوانی و عیاری و فنون مبارزه و آیین‌ های جوانمردی در ایران باستان نیز بود. مسلماً رمان جهانی ست که با تخیل ساخته می‌شود ولی تلاش بسیار کردم که این تخیل بر پایه واقعیت‌های تاریخی باشد تا به ویژه نوجوانان را با ریشه‌های هویت فرهنگی و تمدنی خود نزدیک سازد.

شخصیت ارشک و قیام ایرانیان برای آزادی کشور، بخش مهمی از پایان‌بندی داستان را شکل می‌دهد. نسبت این بخش از روایت با شخصیت‌ها و رخدادهای تاریخی واقعی چیست و کجاها از تخیل داستانی بهره گرفته‌اید؟

قیام بزرگ ارشک واقعیتی تاریخی است که تا حد بسیار زیادی با اسطوره و افسانه نیز درآمیخته است. این جنبه افسانه‌ای و اسرارآمیز البته پژوهش تاریخی را بسیار دشوار می‌کند اما برای رمان نویس امکان ارزشمندی ست تا فضایی جذاب و متنوع خلق کند. من کوشیدن تا حد امکان از این ظرفیت تاریخی و اسطوره‌ای استفاده کنم. نکته بسیار مهم دیگر درباره تاریخ اشکانیان این است که ایران در آن روزگار با تمدنی دست و پنجه نرم می‌کرد که به ظاهر فرهنگ قالب و مسلط روزگار بود، یعنی تمدن یونان و رم باستان که آن را خاستگاه مدنتیت مدرن می‌دانند. اگر دقت کرده باشید بیشتر پدیده‌های علمی در روزگار ما نام‌های یونانی دارند، زیرا تمدن مدرن خود را وامدار و ادامه‌ی فرهنگ و تمدن یونان باستان می‌داند. از همین رو بسیار تلاش شده است تا چنین نشان داده شود که تمدن یونان و روم درخشان‌ترین مدنیت جهان باستان بوده است و دیگر مردم و تمدن‌های جهان از جمله تمدن ایران در حاشیه این مدنیت بزرگ و باشکوه حضور داشته‌اند. ولی با مطالعه تاریخ اشکانیان متوجه می‌شوید که ایرانیان در آن دوران توانستند تمدن یونانی و رومی را به راحتی در دل مدنیت ایرانی جذب و حل و هضم کنند. این اتفاقی بسیار بزرگ و ارزشمند است که ظرفیت‌های نیرومند و شگفت‌آور فرهنگ و تمدن ایرانی را نشان می‌دهد. تمدنی با مؤلفه‌های انسانی بسیار نیرومند و پیراسته که به خصوص برای زندگی امروز ما می‌تواند رهگشا باشد. من در این مجموعه رمان‌ها کوشیده‌ام ابعادی از این تمدن نیرومند باستانی را که بازتابی از آن را در اثری همچون شاهنامه می‌بینیم و تا به امروز نیز جلوه‌هایی از آن استمرار داشته است بازآفرینی کنم و جلوه‌ای زنده از آن را انسان معاصر نشان دهم.

عنوان «دختران مهتاب، پسران آتش» علاوه بر بخش تاریخی و حماسی، حال‌وهوایی شاعرانه و نمادین دارد. منظور شما از «مهتاب» و «آتش» در عنوان چیست و این دو مفهوم چه ارتباطی با شخصیت‌های داستان دارند؟

معنای استعاری مهتاب و آتش به فلسفه‌ای باستانی برمی‌گردد که اتفاقاً در روانشناسی مدرن نیز کاربرد دارد. در این فلسفه انسان از نیروهای متضاد ساخته شده است که آب و آتش یا خورشید و ماه به شکل نمادین آن را نشان می‌دهند و چرخش آنها حیات انسانی را میسر می‌سازد. در این رمان زنان و مردان در کنار هم برای استمرار زندگی خود می‌جنگند و تلاش می‌کنند و نیروی شان در هم می‌آمیزد. در برخی از افسانه‌ها نیز ارشک را پسر مهتاب و آفتاب نامیده‌اند. در این من کوشیدم به شکل استعاری از این مفاهیم اسطوره‌ای استفاده کنم تا هم زیرساخت‌های فرهنگی ایران را نشان داده باشم و هم به مکانیزم‌های روانی نوع انسان از منظر فلسفه‌ی عصر باستان نفوذ کنم.

با توجه به اینکه مخاطب امروز، به‌ویژه نوجوانان و جوانان، با فاصله زیادی از فضای تاریخی داستان زندگی می‌کند، فکر می‌کنید این روایت چگونه می‌تواند برای مخاطب معاصر جذاب باشد و چه حرفی برای او داشته باشد؟

خوب ببینید پرسش‌ها و نیازهای انسان در طول تاریخ تفاوت چندانی نکرده است. محرک‌هایی که مهرک را در داستانی مربوط به دو هزار و سیصد سال پیش به حرکت در می‌آورد همان چیزهایی ست که نوجوان امروزی را نیز می‌تواند تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل است که بسیاری از فیلم‌ها و قصه‌های تاریخی برای مخاطب امروزین و به خصوص نوجوانان بسیار جذاب است. زیرا می‌توانند امیال و ماهیت خود را در گستره‌ی وسیعی از زمان و تاریخ می‌بینند و این تجربه‌ای بسیار هیجان انگیز است. آثار اسطوره‌ای و تاریخی یکی از محبوب‌ترین ژانرهای روزگار ماست ولی متاسفانه انسان ایرانی معاصر از تاریخ باستان خود چیزی بیش‌تر از چند نام مبهم و حتی ناشناخته نشنیده است. ما ممکن است به برخی از بزرگان گذشته خود افتخار کنیم اما نمی‌توانیم به عمق زندگی و عواطف‌شان نفوذ کنیم یا جهانی را که در آن زندگی می‌کردند با گوشت و پوست خود لمس کنیم. این کاری ست که در بازآفرینی ادبی اتفاق می‌افتد. این وظیفه است که بر دوش هنر و ادبیات است و من می‌کوشم با مجموعه رمان‌هایی که نوشته‌ام و خواهم نوشت این دیوار بلندی را که میان امروز و گذشته ما وجود دارد در حد توانم ویران سازم. می‌کوشم دست خواننده امروزین را بگیرم و او را به گذشته تاریخی خود ببرم چنانکه بتواند چون به یاد آوردن خاطره شخصی و ملموس و فراموش نشدنی، دوباره در درون آن دوران زندگی کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها