سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، همایون صنعتیزاده سال ۱۳۳۴، شعبه مؤسسه انتشارات فرانکلین را در ایران بنیان گذاشت؛ اقدامی که بعدها به یکی از نقاط اثرگذار تاریخ نشر، چاپ و تولید کتاب در ایران تبدیل شد. صنعتیزاده با پایان کالج، همان که بعدها به «البرز» تغییر نام پیدا کرد، نزد پدرش که تجارت فرش و فیروزه داشت، مدتی مشغول شد اما روحیه فعال، ابتکار و تواناییاش در ارتباط با مردم، خیلی زود او را به مسیرهای تازهای کشاند.
صنعتیزاده از خانوادهای امد که در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی سابقهای درخور توجه داشت. پدرش، میرزا عبدالحسین صنعتیزاده، راه پرورشگاه صنعتیزاده در کرمان را ادامه داد؛ پرورشگاهی که بنیان آن به میرزا علیاکبر «کر» بازمیگشت.
در این پرورشگاه، کودکان بیسرپرست، با تحصیل و حرفهآموزی، استقلال را مشق میکردند. استاد علیاکبر صنعتیزاده، نقاش و مجسمهساز شناختهشده ایران، خود هم از پرورشیافتگان همین مجموعه بود.

آشنایی همایون صنعتیزاده با مؤسسه فرانکلین نیز از دل فعالیتهای هنری شکل گرفت. او در طبقه دوم خانه پدریاش در چهارراه کالج، نمایشگاههایی از آثار هنری ایرانی و خارجی برپا میکرد. روزی دو نماینده آمریکایی مؤسسه فرانکلین نیویورک به این نمایشگاه آمدند و پیشنهاد همکاری دادند. صنعتیزاده که در آغاز با چاپ و نشر بیگانه بود، پیشنهاد را نپذیرفت؛ اما مدتی بعد چند کتاب انگلیسی و یک حواله دو هزار دلاری برای آزمایش کار به دستش رسید.
او یکی از کتابها را به کتابفروشی ابنسینا بُرد و چاپ آن را به ابراهیم رمضانی پیشنهاد داد. این تجربه، آغاز راهی شد که به تأسیس مؤسسه فرانکلین تهران و همکاری با ناشران، مترجمان و ویراستاران ایرانی انجامید. فرانکلین کتابهایی در حوزه ادبیات، علوم و فنون را انتخاب، ترجمه، ویرایش و برای چاپ به ناشران واگذار میکرد و بخشی از هزینههای تولید، تبلیغ و طراحی را نیز بر عهده میگرفت.
صنعتیزاده، در همان سالها برای تاسیس شعبهای در افغانستان نیز به کابل رفت؛ البته ابتدا استقبال از کتابهای چاپ ایران کم رونق بود، اما این سفر به پیشنهادی مهم ازسوی وزارت معارف افغانستان انجامید: چاپ کتابهای درسی افغانستان در تهران.

قرارداد این پروژه پس از مذاکرات فراوان امضا شد؛ البته در شرایطی که بحران کانال سوئز، انتقال کاغذ را دشوار کرده بود. با وجود این، کتابها بهموقع چاپ و به افغانستان ارسال شدند و سود حاصل از آن، سرمایهای برای توسعه فعالیتهای فرانکلین شد.
صنعتیزاده، در ادامه به جریان انتشار کتابهای دبستانی ایران نیز ورود کرد؛ کتابهایی که گاه با خطاهای آشکار در متن و تصویر منتشر میشدند. پیشنهاد صنعتیزاده، تولید کتابهای درسی باکیفیت البته با قیمت کمتر بود که از راه مدارس در اختیار دانشآموزان قرار بگیرد. این طرح با مخالفت برخی ناشران مواجه شد اما زمینهای برای تحول در تألیف، تصویرگری، صفحهآرایی و چاپ کتابهای آموزشی شد.
برای این کار، گروهی از مترجمان، مؤلفان، هنرمندان و مدیران به کشورهای مختلف اعزام شدند، تا نظام تألیف و تولید کتابهای درسی را بررسی کنند. افرادی مثل محمود صناعی، احمد آرام، محمود بهزاد، نجف دریابندری، پرویز کلانتری، ثمینه باغچهبان و هرمز وحید در این مسیر دیده میشود. هرمز وحید، با نظارت بر صفحهآرایی، طراحی جلد و تولید آثار متعدد، به یکی از چهرههای مهم هنر آرایش کتاب در ایران بدل شد.
از دیگر اقدامات ماندگار صنعتیزاده، پایهگذاری دائرةالمعارف فارسی بود. او با دریافت بودجهای از بنیاد فورد، زمینه تألیف این اثر بزرگ را فراهم کرد و غلامحسین مصاحب را برای سرپرستی علمی آن برگزید. جلد نخست این دائرةالمعارف پس از ۱۰ سال کار، در سال ۱۳۴۵ منتشر شد؛ اثری که گروه بزرگی از پژوهشگران و مترجمان در تولید آن نقش داشتند.
تأسیس سازمان کتابهای جیبی نیز از ابتکارهای مهم او بود. انتشار صدها عنوان کتاب ارزانقیمت با تیراژهای قابلتوجه، کتاب را به دست طیف گستردهتری از خوانندگان رساند. صنعتیزاده همچنین سال ۱۳۳۶ شرکت سهامی افست را تاسیس کرد؛ چاپخانهای که با خرید تجهیزات مدرن، به یکی از مراکز بزرگ چاپ کشور تبدیل شد.

او بعدها برای تأمین کاغذ صنعت چاپ، در تأسیس کارخانه کاغذ پارس در هفتتپه نقش گرفت. پس از کنارهگیری از فعالیتهای صنعتی و نشر، به کرمان بازگشت و همراه همسرش شهین صنعتیزاده، گلاب زهرا را در لالهزار گسترش داد؛ فعالیتی که زمینهای منطقه را به کشت گل محمدی پیوند زد و محصولاتش به بازارهای ایران و جهان رسید.
همایون صنعتیزاده، تا پایان عمر، مرد کار باقی ماند؛ از کتاب و چاپ تا کاغذ، گلاب و ترجمه.
این مرد نامدار کتاب، پس از درگذشت همسرش، اندوه او را فرسود و سرانجام، هشتم شهریور درگذشت. پیکرش در کنار همسرش، در لالهزار کرمان و میان گلهای سرخ به خاک سپرده شد.
نظر شما