سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): حدود یک سال از انتخاب شهر اوز در استان فارس به عنوان «پایتخت کتاب ایران» میگذرد؛ عنوانی که اگرچه در ظاهر یک موفقیت فرهنگی برای یک شهر کوچک جنوب فارس محسوب میشود، اما در لایههای عمیقتر، روایت یک تجربه اجتماعی است؛ تجربهای که نشان میدهد چگونه کتاب میتواند از یک فعالیت محدود فرهنگی، به بخشی از هویت یک جامعه تبدیل شود.
اوز برای رسیدن به این عنوان، مسیر کوتاهی را طی نکرد. سالها فعالیت کتابخانهها، انجمنهای ادبی، خیرین فرهنگی، مدارس، گروههای مردمی و دبیرخانه پایتخت کتاب اوز، زمینهای فراهم کرد تا این شهر در رقابت با شهرهای مختلف کشور، عنوان پایتخت کتاب ایران را به دست آورد.
اما یک سال پس از این انتخاب، پرسش اصلی این است که پایتخت کتاب شدن چه تغییری در اوز ایجاد کرد؟ آیا این عنوان توانسته است به توسعه فرهنگی شهر کمک کند؟ و مهمتر از همه، آیا تجربه اوز میتواند الگویی برای دیگر شهرهای ایران باشد؟
اوز از قبل هم کتابخوان بود
انتخاب اوز به عنوان پایتخت کتاب ایران، اتفاقی ناگهانی نبود. این شهر سالها پیش از دریافت این عنوان، فعالیتهای خود را در حوزه کتاب و کتابخوانی آغاز کرده بود. تشکیل دبیرخانه پایتخت کتاب اوز، حضور مستمر در جشنوارههای مربوط، اجرای طرحهای خلاقانه کتابخوانی و مشارکت گروههای مختلف اجتماعی، از جمله عواملی بود که نام اوز را در میان شهرهای فعال حوزه کتاب مطرح کرد.
فرماندار اوز که پیش از این ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان را بر عهده داشت و از اعضای فعال جریان پایتخت کتاب اوز بود، درباره این دستاورد تأکید کرد که این عنوان نتیجه یک حرکت مستمر و جمعی است.
فروغ هاشمی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: در دورهای مسئولیت گرفتم که کشور تازه از یک برههٔ مهم عبور کرده بود. پس از پایان آن دوره، مسئولیتهای جدیدی به ما محول شد و ما به اهداف تعیینشده رسیدیم؛ اما بلافاصله با شرایط جنگی روبهرو شدیم. اولین رویداد، آسیب دیدن بندر شهید رجایی بود. بسیاری آسیب دیدند. ما درگیر این وضعیت بودیم و شهر در شوک فرو رفته بود. پس از آن، جنگ دوازدهروزه پیش آمد و بعد هم جنگ رمضان. بعد از آن، قطعاً انتظاراتی داشتیم که به سرانجام برسد، اما در شرایط جنگی کار بسیار سختتر بود. با این حال، هیچچیز تعطیل نشد. حتی کتابخانههای روستایی به سرعت در حال تکمیل بودند.
وی ادامه داد: من مخصوصاً کتابخانهٔ روستای گلار را به یاد دارم. مطالعات در زمینههای مختلف شکل گرفت. در روستای بیچار و کهنک، تقریباً در هر خانهای یک کتابخانهٔ کوچک خانگی شکل گرفت.

وی با ذکر این نکته که بیشترین فعالیت، کارهایی بود که پیشتر وجود داشت و به صورت روتین ادامه داشت حتی بهتر از قبل، خاطرنشان می کند: خود اوز هم در بخشهای مختلف فعال بود، همایشها، سمینارها، حلقههای کتابخوانی، بزرگداشت شاعران و ادیبان - همهٔ اینها در جریان بود.
فرماندار اوز با این حال موفقیت اوز را یادآوری کرد و گفت: اینکه ما بخواهیم بگوییم چه چیزی توانستیم در آن شرایط جنگی به این شهر اضافه کنیم، همان تقویت کتابخانهها و فعالیتها بود.
هاشمی با اشاره به اینکه در بخش قرآنی خیلی موفق عمل کردیم، افزود: مکتبخانههایمان در طول تابستان خیلی پویا بود؛ در روستای فیشور، در مهلچه، کهنه، حود و... هر 11 روستایی که داریم. مکتبخانههای قرآنی و کتابخوانی داشتیم ضمن اینکه فعالیتهایی نظیر تفسیر قرآن، برنامهٔ فرهنگی، حفظ قرآن، و قرائت قرآن به صورت منظم ادامه داشت، هرچندکه مکتبخانهها در طول سال هم برپاست.
وی با اشاره به اینکه بچهها در این منطقه از قدیم بعد از اینکه کلاسهای مدارس تعطیل میشد، حتماً در ایام فراغت تابستان به مکتبخانه میرفتند. برای همین در بزرگداشتی که امسال در اوز برگزار شد، تجلیل از حافظان کل قرآن کریم انجام گرفت.
کتاب؛ محصول یک اداره نیست، حاصل یک جامعه است
یکی از تفاوتهای مهم اوز با بسیاری از شهرهای دیگر، نقش پررنگ مردم در فعالیتهای کتابخوانی است. در این شهر، کتاب تنها یک برنامه سازمانی از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی یا کتابخانهها نیست؛ بلکه مجموعهای از شهروندان، نویسندگان، معلمان، کتابداران، خیرین و فعالان فرهنگی در آن نقش دارند.
محمدرسول رفعتی، مسئول دبیرخانه پایتخت کتاب اوز، از جمله افرادی است که سالها این مسیر را پیگیری کرده است.
او معتقد است: پایتخت کتاب شدن نتیجه فعالیت یک مجموعه خاص نیست؛ این موفقیت حاصل همکاری مردم، خیرین، کتابداران، انجمنهای ادبی، آموزشوپرورش، شهرداری و همه کسانی است که در طول سالها برای ترویج کتاب تلاش کردهاند.
رفعتی تأکید دارد که تجربه اوز نشان داده است زمانی کتابخوانی در جامعه نهادینه میشود که مردم خود را صاحب این جریان بدانند.
به گفته او، کتاب در اوز فقط یک برنامه فرهنگی نیست، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی مردم شده است.
وقتی کتاب از کتابخانه بیرون آمد
یکی از مهمترین ویژگیهای تجربه اوز، تلاش برای انتقال کتاب به فضاهای عمومی و روزمره مردم است. در این شهر، طرحهایی برای ایجاد قفسههای کتاب در مکانهای مختلف اجرا شد تا مردم در جریان فعالیتهای روزانه خود نیز با کتاب مواجه شوند. ایده ایجاد قفسه کتاب در برخی واحدهای صنفی، از جمله یک طلافروشی، نمونهای از همین نگاه است؛ اینکه کتاب نباید فقط در کتابخانه یا مدرسه دیده شود، بلکه باید در محیط زندگی مردم حضور داشته باشد.
مریم فریدونی از فعالان حوزه کتابخوانی و مسئول کتابخانه در روستای کهنه از توابع شهرستان اوز است که سالهاست در زمینه ترویج مطالعه کودکان و نوجوانان فعالیت میکند.
او در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره این رویکرد گفت: هدف ما این بود که کتاب را از فضای رسمی خارج کنیم. وقتی فردی در محل کار، فروشگاه یا فضای عمومی با کتاب روبهرو شود، احتمال ارتباط او با مطالعه بیشتر خواهد شد. این نگاه، کتاب را از یک محصول فرهنگی به یک عنصر اجتماعی تبدیل میکند.
نقش مروجان کتاب؛ از علاقه شخصی تا مسئولیت اجتماعی
پشت موفقیت اوز، گروهی از مروجان کتاب قرار دارند که سالها بدون آنکه منتظر عنوان یا حمایت رسمی باشند، فعالیت کردهاند.
فریدونی درباره این تجربه گفت: در اوز افراد زیادی به شکل داوطلبانه در حوزه کتاب فعالیت کردهاند. برخی کتاب هدیه دادهاند، برخی نشست برگزار کردهاند و برخی برای کودکان و نوجوانان برنامههای کتابخوانی ایجاد کردهاند. این مجموعه فعالیتها در نهایت یک جریان فرهنگی ایجاد کرد.
به گفته این فعال فرهنگی، مهمترین سرمایه اوز، نه تعداد کتابخانهها، بلکه سرمایه انسانی آن است.

او افزود: اگر مردم در یک شهر با کتاب احساس نزدیکی کنند، حتی امکانات محدود هم میتواند به یک حرکت فرهنگی بزرگ تبدیل شود.
زنان؛ بخش مهمی از جریان کتابخوانی اوز
در تجربه فرهنگی اوز، حضور زنان در برنامههای کتابخوانی، انجمنهای ادبی و فعالیتهای داوطلبانه فرهنگی قابل توجه بوده است. بسیاری از نشستهای کتابخوانی، برنامههای معرفی کتاب و فعالیتهای مرتبط با کودکان و نوجوانان با مشارکت زنان فعال فرهنگی شکل گرفته است.
فریدونی در این زمینه نیز گفت: کتابخوانی در اوز بیشتر از آنکه یک برنامه رسمی باشد، یک ارتباط انسانی است. نشستهای کتاب باعث شده افراد نسلهای مختلف کنار هم قرار بگیرند و درباره کتاب گفتوگو کنند.
در این مسیر، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اوز نقش مهمی در هماهنگی فعالیتها، حمایت از انجمنهای فرهنگی و ارتباط میان نهادهای مختلف داشته است. مدیران فرهنگی اوز معتقدند که نقش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بیشتر از آنکه اجرای مستقیم همه برنامهها باشد، ایجاد زمینه همکاری میان گروههای مختلف بوده است.
تجربه اوز نشان میدهد که مدیریت فرهنگی موفق، زمانی شکل میگیرد که بتواند ظرفیتهای موجود در جامعه را شناسایی و فعال کند.
یک سال پس از پایتختی؛ چه اتفاقی افتاد؟
مهمترین دستاورد یک سال گذشته، افزایش دیدهشدن اوز در سطح ملی است. برگزاری برنامههای فرهنگی، حضور مسئولان کشوری، معرفی ظرفیتهای فرهنگی شهر و توجه رسانهها، باعث شد اوز جایگاه تازهای در نقشه فرهنگی کشور پیدا کند. با این حال، پایتخت کتاب شدن الزاماً به معنای دریافت بودجههای بزرگ عمرانی یا ساخت مجموعههای فرهنگی جدید نیست. ارزش اصلی این عنوان در ایجاد فرصت برای معرفی ظرفیتها، جذب مشارکت و تقویت فعالیتهای فرهنگی است.
مروجان کتاب در اوز معتقدند مهمترین آزمون از اکنون آغاز میشود؛ زیرا حفظ یک جریان فرهنگی دشوارتر از کسب یک عنوان است.
فریدونی در این رابطه گفت: پایتخت کتاب شدن پایان راه نیست. اگر چند سال بعد همچنان کتاب در زندگی مردم حضور داشته باشد، آن زمان میتوان گفت اوز موفق بوده است.
به باور فعالان فرهنگی، ادامه حمایت از نویسندگان بومی، تقویت کتابخانهها، گسترش باشگاههای کتابخوانی و حفظ مشارکت مردم، مهمترین اولویتهای آینده اوز خواهد بود.
اوز؛ الگویی برای شهرهای کوچک ایران
به گزارش ایبنا، تجربه اوز یک پیام روشن دارد، اینکه توسعه فرهنگی الزاماً از شهرهای بزرگ آغاز نمیشود. شهری کوچک در جنوب فارس توانست با تکیه بر سرمایه اجتماعی، مشارکت مردم و استمرار فعالیتهای فرهنگی، به عنوان پایتخت کتاب ایران انتخاب شود.
اکنون مهمترین دستاورد اوز شاید همین باشد که نشان داد کتاب میتواند یک شهر را تعریف کند؛ نه فقط به عنوان محلی برای نگهداری کتاب، بلکه به عنوان فضایی برای گفتوگو، مشارکت و ساختن آینده فرهنگی. یک سال پس از پایتختی کتاب ایران، اوز هنوز در ابتدای راه است؛ اما تجربه این شهر ثابت کرده است که گاهی بزرگترین اتفاقهای فرهنگی، در شهرهای کوچک و با مشارکت مردم رقم میخورند.
نظر شما