سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «جنگ و دولت در خاطرات دکتر سیدمحمد صدر» جلد دوم خاطرات اوست که به کوشش محمد قبادی تدوین و در سال ۱۴۰۳ در انتشارات سوره مهر منتشر شده است. موضوع اصلی آن سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ است؛ دورهای که صدر معاون سیاسی ـ اجتماعی وزارت کشور بود.
روایت جنگ ایران و عراق نه صرفاً از سنگر و جبهه
کتاب «جنگ و دولت را میتوان» روایتی از درون ساختار اجرایی جمهوری اسلامی در یکی از حساسترین مقاطع دهه نخست پس از انقلاب دانست؛ روایتی که جنگ ایران و عراق را نه صرفاً از سنگر و جبهه، بلکه از زاویه دولت، وزارت کشور، مسائل امنیتی ـ سیاسی و تصمیمگیریهای پشت صحنه دنبال میکند. سیدمحمد صدر در فاصله سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ معاون سیاسی ـ اجتماعی وزارت کشور بود و از این منظر، شاهد مستقیم بخش مهمی از تحولات سیاسی و اجتماعی کشور در سالهای پایانی جنگ بود.
اهمیت خاطرات صدر در این است که او در بسیاری از موارد تلاش دارد چرایی تصمیمها و مناسبات میان نهادهای مختلف حکومت را توضیح دهد. به تعبیر جعفر گلشن روغنی، منتقد کتاب، صدر در این خاطرات بیشتر «تحلیلی» است تا جزئینگر؛ یعنی به جای آنکه درباره زندگی روزمره خود یا شخصیتهای پیرامونش با جزئیات فراوان سخن بگوید، بیشتر به تحلیل رخدادها و تصمیمات میپردازد.
این ویژگی همزمان نقطه قوت و ضعف کتاب است. از یک سو، تحلیلهای یک مقام حاضر در متن تصمیمگیری میتواند برای فهم فضای سیاسی آن دوران ارزشمند باشد؛ از سوی دیگر، کمبود جزئیات درباره بسیاری از مدیران و مسئولان باعث میشود بخشی از ظرفیت تاریخ شفاهی کتاب از دست برود. منتقد کتاب نیز بر همین نکته تأکید کرده و معتقد است که درباره بسیاری از افرادی که در وزارت کشور یا معاونت سیاسی ـ اجتماعی نقش داشتند، اطلاعات کافی ارائه نشده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، روش شکلگیری آن است. محمد قبادی، تدوینکننده کتاب، کار را صرفاً بر اساس یک یا دو مصاحبه بنا نکرده است. مواد اولیه شامل حدود پنج ساعت مصاحبه صدر با دفتر ادبیات انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۵ و پانزده ساعت مصاحبه در سال ۱۳۸۷ با مرکز اسناد انقلاب اسلامی بود. سپس قبادی با مطالعه مطبوعات، از جمله روزنامههای رسالت و جمهوری اسلامی، مصاحبههای جدیدی با صدر انجام داد. این گفتوگوها در سال ۱۳۹۸ در شش جلسه صورت گرفت و بعدتر، در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، روزنوشتهای شخصی صدر نیز بازخوانی و در متن خاطرات مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین کتاب حاصل ترکیب خاطرات شفاهی، روزنوشتهای شخصی و بررسی مطبوعات است.

ارائه صویری از فشارهای چندلایه سالهای پایانی جنگ
یکی از موضوعات برجسته کتاب، جنگ و رابطه آن با ساختار دولت است. صدر در مراسم رونمایی کتاب تأکید کرده که خاطرات میتوانند در کنار اسناد، به تاریخنگاران برای بازسازی و تبیین رویدادها کمک کنند. او همچنین توصیه کرده است که اگر خواننده فرصت مطالعه تمام کتاب را ندارد، بخش مربوط به شرایط پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را بخواند؛ زیرا به اعتقاد او، برای فهم تصمیم پایان جنگ باید وضعیت واقعی کشور در آن مقطع را شناخت.
در این چارچوب، خاطرات صدر تصویری از فشارهای چندلایه سالهای پایانی جنگ ارائه میکند: از یک سو ادامه جنگ، مسائل امنیتی و اداره کشور؛ و از سوی دیگر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. اهمیت این نگاه در آن است که جنگ در کتاب صرفاً یک مسئله نظامی نیست، بلکه رویدادی است که تقریباً تمام ساختار حکومت و جامعه را تحت تأثیر قرار داده بود.
کتاب همچنین نشان میدهد که دولت در سالهای جنگ مجموعهای یکپارچه و بدون اختلاف نظر نبوده است. در ساختار اجرایی کشور، درباره چگونگی اداره جنگ، مسائل سیاسی و نحوه مواجهه با مشکلات دیدگاههای مختلف وجود داشت. از این منظر، خاطرات صدر برای شناخت تعارض دیدگاهها در درون ساختار رسمی جمهوری اسلامی نیز اهمیت دارد؛ هرچند روایت او طبیعتاً روایت یک مقام سیاسی و بنابراین نیازمند مقایسه با سایر خاطرات و اسناد است.
مردم از پایان جنگ خوشحال بودند
موضوع مهم دیگر، پایان جنگ است. صدر در سخنان خود درباره کتاب گفته است که شرایط به گونهای بود که مردم از پایان جنگ خوشحال بودند و پذیرش قطعنامه را باید در متن شرایط آن روز کشور فهمید. این نگاه، اهمیت کتاب را از یک خاطرهنگاری شخصی فراتر میبرد؛ زیرا تلاش میکند تصمیم تاریخی سال ۱۳۶۷ را از منظر فضای واقعی تصمیمگیری در داخل حکومت توضیح دهد.
در مجموع، «جنگ و دولت» بیشتر از آنکه کتابی درباره میدان جنگ باشد، کتابی درباره «دولت در شرایط جنگ» است. ارزش اصلی آن در ارائه تصویری از سازوکارهای سیاسی و اجرایی کشور در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸، و بهخصوص در روشن کردن بخشی از فضای تصمیمگیری منتهی به پایان جنگ است. در عین حال، ضعف آن در کمبود جزئیات درباره بسیاری از بازیگران سیاسی و اجرایی است؛ نکتهای که در نقد کتاب نیز مطرح شده است. بنابراین بهترین شیوه استفاده از آن، قرار دادن روایت صدر در کنار اسناد رسمی، مطبوعات آن دوره و خاطرات دیگر مسئولان است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
برگردیم به ادامه بحث با شما، در این گفتوگو اشاره کردید که بخشی از مشکلات اقتصادی کشور ناشی از بمباران کارخانهها، پالایشگاهها، نفتکشها و حتی چاههای نفت در جنگ هوایی عراق علیه ایران بود؛ اما ما در طول سالهای جنگ، بمباران و موشکباران شهرها را هم دیدهایم؛ درباره این معضل هولآور شهرها بگویید.
با آغاز جنگ، صدام به بمباران و موشکباران شهرها دست زد و به طور عمده شهرهای مرزی را هدف قرار داد و در این میان شهر دزفول به شهر مقاومت شهرت یافت و گفته میشد که صدام حدود سیصد موشک به این شهر زد. او و ارتش بعثیاش بسیار علاقه داشتند که دزفول را بهشدت بمباران و موشکباران کنند، چون گمان میکردند با این حجم از حملات هوایی، مردم دست از مقاومتشان برداشته شهر را ترک خواهند کرد و شهر تخلیه خواهد شد؛ درحالیکه مردم غیرتمند دزفول جانانه مقاومت و شهر را حفظ کردند.
آنها برای این مقاومت و رشادتشان خسارتهای مالی و جانی و نیز شهدای بسیاری دادند، اما بازهم دست از مقاومتشان برنداشتند و شهر را خالی نکردند که کاری بسیار قابلاحترام و تقدیر است. شهرهای مرزی دیگری هم بمباران و موشکباران شد، اما دزفول بیش همه هدف قرار میگرفت. این وضعیت ادامه داشت تا کار به بمباران هوایی و سپس موشکباران تهران کشیده شد.

منابع تکمیلی:
گزارش همشهریآنلاین در نشست نقد و بررسی کتاب و سخنان محمد قبادی و جعفر گلشن روغنی
گزارش مراسم رونمایی کتاب در ایبنا
سایت تاریخ شفاهی
نظر شما