سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): قزوین در دورههای مختلف تاریخ، بستری مهم برای شکلگیری و تداوم جریانهای فرهنگی و هنری از جمله نگارگری، خوشنویسی، تعزیه و موسیقی بوده است. این شهر دارای یکی از جریانها و سنتهای مهم موسیقایی ایران است که ریشههای آن را میتوان تا دوره صفویه و زمانی که قزوین به پایتختی رسید، دنبال کرد. حضور شماری از استادان و خوانندگان برجسته در قزوین، تداوم این سنت در دوره قاجار و ظهور چهرههایی چون ملاعبدالکریم جُناب قزوینی، اقبال آذر، عارف قزوینی، قربانخان و قمرالملوک وزیری، بخشی از این تاریخ موسیقایی را شکل داده است.
اما آیا میتوان از این جریان با عنوان «مکتب موسیقی قزوین» یاد کرد؟ چه ویژگیهایی شیوه آوازی قزوین را از دیگر جریانهای آوازی متمایز میکرد و این سنت چه نقشی در شکلگیری آواز تهران داشت؟ همچنین مهاجرت هنرمندان و تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی چه تأثیری بر کمرنگ شدن این جریان گذاشت؟
به مناسبت هفته قزوین، در گفتوگو با حسین میثمی، مولف،نسخه پژوه، عضو هیئت علمی دانشکده موسیقی دانشگاه تهران و همچنین مدیر دپارتمان موسیقی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، به بررسی ریشههای تاریخی جریان موسیقایی قزوین پرداختهایم.

در ابتدا به مبحث مکتب موسیقایی قزوین بپردازیم. اصولا در موسیقی سنتی چیزی به نام مکتب قزوین داریم؟
من بر خلاف خیلی از دوستان چه در داخل استان و یا خارج آن که تعصب ویژهای روی این مسئله دارند، خیلی روی واژه مکتب تاکید ندارم. ولی یک جریان موسیقایی بسیار قوی در قزوین وجود داشته است که رگ و ریشه آن برمیگردد به دوران سلسله صفویه. در این دوره به علت اینکه قزوین به عنوان دومین پایتخت صفویان انتخاب میشود، شاهد این هستیم که اساتید و بزرگان زیادی در قزوین تجمیع داشتهاند که از ۵ یا ۶ استاد بزرگ و سرشناس آن دوره ۳ یا ۴ نفر آنها قزوینی بودهاند که برای خودشان شخصیت، اسم و رسمی داشتهاند. برای مثال در همان دوره خوانندهای در قزوین بوده به نام مولانا مطرب قزوینی که از بزرگترین خوانندگان و در واقع سرآمد خوانندگان عصر خود بوده که دوران حیات وی در زمان شاه عباس بوده است.
این سنت تا دوره قاجار همچنان ادامه دارد؟
بله. بعدها این سنت از دوره صفویه به دوره قاجاریه منتقل میشود که ما میبینیم در دوره اول قاجار ۱۰ یا ۱۵ استاد بزرگ آواز آن زمان در قزوین زندگی میکردند که من دریک مقاله در همین موضوع در فصلنامه «دروازه بهشت قزوین» آوردهام. یکی از همین اساتید، ملاعبدالکریم جناب قزوینی بوده است. جناب، شخص تحصیلکرده و مکتب رفتهای بود و در حوزه یا همان مدارس قدیم درس خوانده بود. در شرح حال جناب، این طور ذکر شده است که به علت ازدواج خالهاش با ناصرالدین شاه قاجار، وی توانسته بود به دربار راه یابد و از دستاوردها و اساتیدی که در دربار حضور داشته استفاده کند، و علاوه بر آن از سنت آوازی قزوین هم بهرهمند بوده است. ملا عبدالکریم جناب قزوینی در آواز، فرد بسیار تاثیرگذاری بوده و اینطور که گفتهاند از سرآمدان و استادان زمان خود بوده است. شاگردان بسیار خوبی هم در قزوین و هم در تکیه دولت تربیت کرد از جمله: اقبال آذر، قربان خان شاهی، عارف قزوینی، سید یحیی مجابی که همگی از شاگردان جناب بودهاند.
قمرالملوک وزیری چطور؟ آیا قمر هم پایبند شیوه آوازی قزوین و پیرو جناب بوده است؟
طبق تحقیقاتی که من انجام دادهام؛ قمر اصالتا قزوینی بوده است. بعد از فوت پدر و مادرش وی را در سنین طفولیت به تهران بردهاند و ظاهرا بعد از فوت مادربزرگش تحت سرپرستی شخصی به نام سید بحرینی قرار میگیرد. بحرینی بسیار متمول بوده و املاک زیادی در تهران و قزوین و تاکستان داشته است و هر وقت به قزوین و تاکستان میآمد قمر نیز همراه وی حضور داشته. به همین دلیل بعضیها فکر میکردند که قمر تاکستانی بوده. به هر حال قمر پیش مرتضیخان نیداود میرود و مرتضیخان هم به علت اینکه نوازنده تار بوده تا حدودی توانسته در آموزش آواز به قمر کمک کند. بعد از اینکه قمر به قزوین برمیگردد با شخصی به نام موسیو اصغر که از خاندان رجال و ثروتمند شیخالاسلام بود؛ ازدواج کرد. در آن زمان مراسم روضهخوانی بسیار فعال بود و رونق زیادی داشت. قمر از سه تا از روضهخوانهای معروف از جمله سید یحیی مجابی دعوت میکند که در این مراسم شرکت کنند و به علت اینکه خودش هم کنسرت اجرا میکرد و شخص سرشناسی بود، این ارتباط برقرار شد و نزد سید یحیی مجابی که از شاگردان جناب بود رسید و چند سالی دورههای آوازی را نزد سید یحیی طی کرد. در واقع قمر به طور غیرمستقیم نزد جناب، شاگردی کرده است. من اسناد و مطالب موجود در این زمینه را جمعآوری کردهام که هنوز منتشر نشده است.
اقبال آذر چطور؟ آیا به شیوه جناب آواز میخواند؟
من تحقیقات زیادی درباره جناب انجام دادم که در قالب یک کتاب به چاپ رسید. جناب به عنوان یک استاد در واقع ساختار خواندن را به اینها آموزش میداده. به این دلیل که میخواست از تواناییهای ذاتی خودِ خواننده استفاده کند. برخلاف رسم متداول امروز که شیوه انتقال و آموزش خیلی با وسواس انجام میشود. اقبال هم، چهارچوب خواندش همان چیزی بود که از جناب یاد گرفته بود؛ ولی پردازش نُتها و تحریرها از ابداعات خودش بود. قربانخان هم همینطور، یعنی بیشتر کارش را از جناب گرفته بوده. قربانخان بعد از اینکه وارد دربار میشود، در سمت مسئول دفتری احمدشاه مشغول به کار شده و بعدها یکی از سرمایهداران تهران میشود. من بیوگرافی کاملی از قربان خان قزوینی در یکی از فصلنامههای «ماهور» نوشتهام. در واقع این جریان از دوران صفویه شروع میشود و تا دوران قاجاریه ادامه دارد و همیشه این سوال پیش آمده که چطور ما در قزوین هنرمندانی مثل: جناب قزوینی، اقبال آذر، قمر وزیری، عارف قزوینی، قربان خان و... را داشتیم و حضور همه اینها که همینطور اتفاقی نبوده؛ بلکه لازمه یک بستر و زمینه قوی میباشد که اشاره کردم.

انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و به تبع آن، سفر کردن یک سری از هنرمندان به قزوین میتواند یکی از علتهای پیدایش این بستر باشد؟
تا حدی بله. مثلا یک حافظ تبریزی بوده که بعد از انتقال پایتخت به قزوین میآید، ولی خب همان موقع یعنی قبل از انتقال پایتخت، قزوین پایگاه ییلاق و قشلاق شاه طهماسب بوده که اتفاقا وزیر شاه طهماسب هم قزوینی بوده. در واقع بخشی از این بستر در خود قزوین وجود داشته و شکل گرفته و بخشی هم از پتانسیل شهرهای دیگر منتقل شده است.
بعد از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان آیا همچنان این جریان موسیقیایی در قزوین به حیات خود ادامه میدهد؟
بله. من در کتاب «موسیقی کلاسیک قزوین» نام افرادی را که پس از جابهجایی پایتخت، همچنان در قزوین ماندند را ثبت کردهام. در دوره سوم صفویه پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان این هنرمندان همچنان در قزوین حضور دارند و حتی تاثیر خودشان را هم در موسیقی این دوره گذاشتهاند. یک نکته مهمی هم در این زمینه وجود دارد و نباید فراموش شود؛ این است که پس از جابهجایی پایتخت از تبریز به قزوین و بعد به اصفهان، به علت باقی ماندن و دایر بودن دارالسلطنه در این شهرها، همچنان حیات سیاسی و سلطنتی آنها ادامه داشته است. به این ترتیب این شهرها به علت وجود یک سری از زیرساختها و توسعه و امکانات شهری از جمله: ساختمانها و باغهای متعدد، کاخها و تفرجگاههای خارج شهر و... جزو شهرهای سلطنتی آن زمان محسوب میشدند و حتی بعد از جابهجایی پایتخت، افراد و رجال مهم دائما در این شهرها رفتوآمد داشتند و پذیرای مهمانان پادشاه بودند و یا شاهزادگان به این شهرها برای سکونت تبعید میشدند. قزوین بعد از اصفهان دومین شهر سلطنتی ایران در زمان صفویان بود. اینطور نبود که به یکباره و ناگهانی حیات سیاسی و سلطنتی خودش را از دست بدهد.
میتوان گفت یکی از علتهای منسوخ شدن جریان موسیقیایی قزوین، مهاجرت هنرمندان به دیگر شهرها بود؟ مثلا اقبال به تبریز مهاجرت کرد و یا خیلی از تعزیهخوانها به دربار قاجار راه یافتند.
بله. میتواند یکی از علتهای کمرنگ شدن این جریان موسیقایی باشد، ولی این جریان هنوز منسوخ نشده است. تعزیه قزوین یکی از پایگاههای موسیقی سنتی قزوین است. اکثر این تعزیهخوانها هم نزد جناب قزوینی تعلیم دیدند. افرادی هم مثل مرحوم استاد میرزا علیاکبر ثقفی (متخلص به خرم قزوینی) بودند که این سنت را ادامه دادند؛ ولی نسبت به گذشته خیلی کم رنگتر شده است.
با این حساب میتوان گفت جریان موسیقایی قزوین وامدار تعزیه قزوین است؟
نه. تعزیه به این جریان کمک کرده. در واقع به ادامه حیات این جریان کمک کرده، ولی این سنتآوازی که توسط جناب قزوینی پیگیری شده، رگ و ریشه و اصالت خودش را از قبل داشته است. خوشبختانه موسسه فرهنگی هنری ماهور، آلبوم صوتی ردیف آوازی ابراهیم بوذری را که از شاگردان اقبال بوده منتشر کرده است. من پس از گوش دادن این مجموعه متوجه شدم خیلی از گوشههای آوازی که اقبال خوانده و اسمش را نگفته، در این مجموعه و توسط ابراهیم بوذری نام آنها ذکر شده است. اگر دقت کنید؛ متوجه میشوید تمام چیزهایی را که بوذری خوانده برگرفته از آوازهای ضبط شده اقبال است؛ ولی با کیفیت نازلتر، چون توانایی حنجره اقبال را نداشته است. گرچه این مجموعه دارای نواقصی هم هست (نبود آواز دشتی) ولی خب باز هم این آلبوم بخشی از میراث موسیقایی سنت آوازی قزوین است. دانشجویان شهرهای مختلف که با من واحد پایاننامه دارند و در همین بحث مکاتب آوازی مشغول کار هستند؛ به طور مثال برای آواز شیراز زمینه چندانی برای تحقیق و پژوهش ندارند.
به شهرهای دیگر اشاره کردید؛ بحثهای زیادی در مورد اصالت مکتب آوازی تهران وجود دارد آیا میتوان تهران را دارای مکتبی مجزا در آواز دانست؟
نظر شخصی من این است که مکتب تهران برآیند غریزیخوانی و احساسیخوانی جریان موسیقایی قزوین و منطقیخوانی و از روی حساب و کتاب خواندن مکتب اصفهان است. البته صحبت من به این معنی نیست که در این دو شهر این دو مولفه به صورت همزمان وجود نداشته، بلکه معمولا یکی بر دیگری غلبه داشته است. در مکتب اصفهان یک مقدار حالت منطقی پیدا میکند و عقلانیت به آن راه پیدا میکند. در جریان موسیقایی قزوین هم همان غریزیخوانی و احساسی و راحت خواندن وجود داشته است. ترکیب این مولفهها تا حدی میشود گفت در آواز افرادی چون استاد بنان دیده میشود که در ادامه در آواز استاد شجریان ترکیب میشود که ما هر دوی این جریانها را در آواز استاد شجریان میبینیم.
مکتب آواز تهران با سید حسین طاهرزاده شروع میشود؟
طاهرزاده اصالتا اصفهانی بوده و آن جریان عقلانی که گفته شده توسط وی وارد مکتب آواز تهران میشود. از طرفی اقبال هم که میراثدار جناب قزوینی بوده در مقطعی در تهران بوده که به قول شجریان، اقبال پهلوان آواز ایران بوده است و یک شخصی هم به نام سید احمد ساوهای که طبق گفته خانواده و بازماندگانش، قزوینی و از شاگردان جناب بوده. سید احمدخان هم همین شیوه آوازی را ادامه میدهد. به هر حال این سه نفر در شکلگیری مکتب تهران نقش ویژهای داشتند.
آیا میشود به احیای شیوه آوازی قزوین امیدوار بود؟
چند وقت پیش دوستانی که در زمینه ساز و آواز فعالیت دارند؛ دور هم جمع شدند و از من هم دعوت کردند. بحثها و صحبتهایی شد که چطور میشود این شیوه را احیا کرد؛ ولی خب از ادامه کار ایشان چندان اطلاعی ندارم. امیدوارم این قضیه به طور جدی پیگیری شود؛ چون واقعا پتانسیلش را دارد.
مقداری درباره شیوه آوازی قزوین توضیح دهید.
یکی از مسائلی که در شیوه قزوین خیلی به آن توجه میشده، زیرخوانی (مناطق صوتی بالا) مورد توجه بوده است. زمان اجرای عبارتها (در یک نفس) به ویژه در روش اقبال طولانی است. دینامیک یا حجم صدای خواندن بالا است. شدت ادای جملات نسبتاً قوی است. تنوع رنگآمیزی اصوات به ویژه در اجراهای اقبال غنی است. در واقع آوازخوانان قزوین به تحریر اهمیت میدادند. اینطور نبود که فقط از یک نوع تحریر یا تحریر خیلی صاف استفاده کنند. در تحریرها هر کس از موقعیت مختلف فضای دهانی خودش استفاده میکرده است. از کلماتی مثل: دل ای دل، جانم، بَبَم و... زیاد استفاده میکردند. در تلفیق شعر و موسیقی اهمیت بیشتری به موسیقی داده میشد.
در شیوه جدید که من به آن منطقیخوانی میگویم و میتوان گفت با طاهرزاده شروع شده، تحریرهایی که به سمت پایین میرود تبدیل به «هـ» و تحریرهایی که به سمت بالا میرود تبدیل به «ها» میشود که همان حضور عقلانیت و منطقیخوانی است که در بالا ذکر شد. در این شیوه به تدریج کلمات ای، جانم، و غیره حذف میشوند.
میشود گفت مکتب تهران از لحاظ زیباییشناسی پختهتر و کاملتر است؟
من به این موضوع اصلاً اعتقاد ندارم. امکان دارد یک هنرمند، یک تابلوی نقاشی را احساسی و غریزی و یک نقاش دیگر هم منطقیتر بکشد. خب باید گفت خلاقیت مهمتر است. این مهم است که شما بتوانی عناصری را به کار ببری تا در اثر هنری شما جلوه و زیبایی مشاهده شود. شما بعضی از کارهای طاهرزاده را که گوش میدهی واقعاً این جنبه زیبایی را میشنوی یا بعضی از کارهای اقبال همین حس را دارد. حالا اینکه بگوییم کدام زیباتر و کدام یک از آن یکی تکاملیافتهتر است؛ من خیلی روی این مسئله اعتقاد ندارم. این که حالا رویکرد این دو تا چه فرقی با هم داشته بحثی جدا و مربوط به بنیانهای زیباشناسی است.
شما یک پژوهش کامل و جامع درباره موسیقی قزوین برای سازمان میراث فرهنگی انجام دادید. سرنوشت این پژوهش به کجا رسید؟
بله، این پژوهش در زمان نادر محمدزاده و معاون او آقای رضاپور انجام شد. ولی بعدها اجازه نشر کتاب به من هم داده شد. البته قبل از چاپ احتیاج به یک بازبینی کلی دارد. متاسفانه چاپ این کتاب به علت مشغله زیاد کاری انجام نشده است.
در باره کتاب «موسیقی عصر صفوی» که اولین کتاب شما بود؛ صحبت کنید.
در واقع بخشی از این کتاب برای پایاننامه کارشناسی ارشدم بود. بخشی هم مربوط میشد به مطالب همایش هنر صفوی که در فرهنگستان هنر برگزار شد. این کتاب در سال ۸۹ چاپ شد و شایسته تقدیر جایزه فصلنامه کتاب شد. همچنین این کتاب به عنوان کتاب اول خانه موسیقی هم انتخاب شد.

کتاب «جناب قزوینی» چطور؟
این کتاب شامل شرح زندگی هنری میرزا عبدالکریم جناب قزوینی است. این کتاب مقام دوم خانه موسیقی را کسب کرد.
از منابع بسیار زیادی برای نوشتن کتاب «موسیقی کلاسیک قزوین» استفاده کردید. پژوهش این کتاب چقدر طول کشید؟
پژوهش این کتاب چندین سال زمان برد. به این علت که من برای تحقیق و پژوهش در یک موضوع سعی میکنم تمام منابعی را که با آن موضوع همدوره است، بررسی کنم. کتاب «بررسی و تحلیل موسیقی کلاسیک قزوین» در واقع دو جلد است که جلد اولش، هم مقام اول را از خانه موسیقی دریافت کرد و هم در تولیدات حوزه هنری مقام اول را کسب کرد. همچنین در انتشارات استانی هم مقام به دست آورد. جلد دوم این کتاب هم آماده و در صورت فراهم شدن منابع مالی چاپ خواهد شد.
نظر شما