شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۰
سرنوشت شگفت‌انگیز دو نیمه‌ سیب

پوراحمد در «خواهران غریب» نیز هسته‌ داستانی کتاب اریش کستنر را به سینمای ایران آورد، ولی آن را فقط به یک بازسازی ایرانی از رمان آلمانی تبدیل نکرد. فیلم او، در میانه‌ دهه‌ ۷۰، داستان را به فضای اجتماعی و خانوادگی ایران منتقل می‌کند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمدرضا حجارزاده؛ در دنیای ادبیات، برخی داستان‌ها آن‌قدر ظرفیت دارند که حتی با تغییر در مکان، زمان، زبان و فرهنگ، هسته‌ی اصلی‌شان همچنان زنده می‌ماند.«لوته و همتایش» نوشته‌ی اریش کستنر ـ نویسنده‌ آلمانی ـ یکی از آن‌هاست؛ رمانی که با عنوان اصلی «Das doppelte Lottchen» (لوته‌ دوتایی) در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و روایت قصه‌ دو خواهر دوقلوست که پس از جدایی پدر و مادرشان، برای سال‌های طولانی از وجود یکدیگر بی‌خبر مانده‌اند، ولی سال‌ها بعد، دست تصادف آن‌ها را در یک اردوگاه تابستانی روبه‌روی هم قرار می‌دهد و شباهت حیرت‌انگیزشان خیلی زود این راز را آشکار می‌کند.

لوته و لوییزه، دو دختر ۹ ساله‌ داستان، گرچه از نظر ظاهری کاملاً شبیه به یکدیگرند، از نظر روحیه و سبک زندگی تفاوت‌های زیادی با هم دارند. «لوییزه پالفی» دختری پرجنب‌وجوش، مستقل و شیطان است که نزد پدرش در وین زندگی می‌کند و دختر دیگر «لوته»، آرام، منظم و خویشتن‌دارتر است و کنار مادرش در مونیخ بزرگ شده. پدر، آهنگ‌ساز و رهبر ارکستر است و مادر دبیر عکس یک مجله. این تفاوت‌های شخصیتی و خانوادگی، در ادامه، وقتی که دو دختر با نقشه‌ای جسورانه جای خود را با یکدیگر عوض می‌کنند، سرچشمه‌ بسیاری از موقعیت‌های طنز و دراماتیک داستان می‌شود.

طرح اصلی داستان کستنر، ساده و در عین حال بسیار هوشمندانه است، دو کودک می‌خواهند چیزی را که بزرگ‌ترها از آن‌ها گرفته‌اند، پس بگیرند. آن‌ها نه فقط می‌خواهند یکدیگر را بشناسند، بلکه قصد دارند به دلیل جدایی پدر و مادرشان از هم پی ببرند و بدانند آیا هنوز امکان بازگشت آن‌ها به سوی یکدیگر و تشکیل خانواده وجود دارد؟ بنابراین ایده‌ی تعویض هویت برای آن‌ها صرفاً یک ماجراجویی کودکانه نیست؛ راهی‌ست برای بازسازی خانواده‌ای که خودشان در فروپاشی آن نقشی نداشته‌اند.

سرنوشت شگفت‌انگیز دو نیمه‌ سیب

از عیاری تا پوراحمد

بر اساس این رمان کوتاه، تاکنون فیلم‌های متعددی در سینمای ایران و جهان ساخته شده‌اند. در سینمای ایران، مشهورترین نمونه از اقتباس سینمایی داستان نام‌ بُرده را می‌توان فیلم «خواهران غریب» دانست که زنده‌یاد کیومرث پوراحمد آن را در سال ۱۳۷۴ ساخت. هرچند که «خواهران غریب» نخستین مواجهه‌ سینمای ایران با این داستان نبود. کیانوش عیاری پیش از پوراحمد، فیلم «دو نیمه‌ سیب» را با الهام از ایده‌ی همین رمان ساخته بود.

جالب آن‌که عیاری بعدها گفته است برای ساخت «دو نیمه‌ سیب»، داستان «خواهران غریب» کستنر را دستمایه قرار داده و حتی عنوان فیلمش را نیز از ایده‌ دو نیمه‌ جدا افتاده گرفته است. این موضوع نشان می‌دهد داستان کستنر تا چه اندازه قابلیت اقتباس در فرهنگ ایرانی را داشته است.

البته این اقتباس تنها محدود به ایران نیست. رمان «لوته و همتایش» بارها در کشورهای مختلف به فیلم سینمایی و مجموعه‌ تلویزیونی تبدیل شده، از فیلم آلمانی «دو بار لوته» (۱۹۵۰) و نسخه‌ی بریتانیایی «Twice Upon a Time» (۱۹۵۳) گرفته تا «دام والدین» (The Parent Trap) دیزنی در سال‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۹۸ و چند اقتباس دیگر در ژاپن، هند، سوئد و سایر کشورها. این تعدد اقتباس‌ها شاید بهترین دلیل برای ماندگاری ایده‌ داستان کستنر باشد. داستانی درباره‌ دو کودک جدا افتاده و خانواده‌ای از هم‌ گسیخته که می‌تواند در وین، مونیخ، هالیوود، هند یا ایران اتفاق بیفتد، بی‌آن‌که هسته‌ عاطفی خود را از دست بدهد.

پوراحمد در «خواهران غریب» نیز هسته‌ داستانی کتاب اریش کستنر را به سینمای ایران آورد، ولی آن را فقط به یک بازسازی ایرانی از رمان آلمانی تبدیل نکرد. فیلم او، در میانه‌ دهه‌ ۷۰، داستان را به فضای اجتماعی و خانوادگی ایران منتقل می‌کند. لوییزه و لوته‌ آلمانی به نرگس و نسرین ایرانی تبدیل می‌شوند؛ دو دختر دبستانی که در جشن‌های مناسبتی مدارس مناطق مختلف تهران، برحسب اتفاق یکدیگر را می‌بینند و از شدتِ شباهت چهره‌ی خود به دیگری، شگفت‌زده می‌شوند. در فیلم پوراحمد نیز پدر بچه‌ها، آهنگ‌ساز است اما مادر خیاطی می‌کند. یکی از دخترها نزد پدر و دیگری نزد مادر زندگی می‌کند.

تفاوت‌ها و شباهت‌های کتاب و فیلم

همین تغییر، نخستین تفاوت مهم دو اثر است. کستنر داستان خود را در فضای اروپای پس از جنگ و با خانواده‌ای متعلق به طبقه‌ متوسط شهری روایت می‌کند، ولی در فیلم پوراحمد، خانواده و مناسبات آن رنگ و بوی کاملاً ایرانی پیدا می‌کند. حتی حرفه‌ والدین تغییر کرده و پدرِ آهنگ‌ساز و مادرِ خیاط، بیش از آن‌که نسخه‌ ایرانی‌شده‌ شخصیت‌های کتاب کستنر باشند، به شخصیت‌هایی متعلق به جامعه‌ آن روز ایران تبدیل می‌شوند اما مهم‌ترین عنصری که پوراحمد از رمان حفظ می‌کند، نگاه کودکانه به اختلاف بزرگ‌ترهاست. در هر دو اثر، کودکان قربانیِ تصمیمی هستند که در اجرای آن نقشی نداشته‌اند. طلاق پدر و مادر، تصمیم بزرگ‌ترها بوده، ولی پیامدهایش بر زندگی فرزندان تأثیر گذاشته است. دو خواهر، برخلاف بزرگ‌ترها، هنوز به امکان دوباره کنار هم قرارگرفتن خانواده باور دارند و همین باور، موتور اصلی داستان است. از این نظر، فیلم «خواهران غریب» اثری درباره‌ طلاق نیست و درباره‌ میل کودک به کامل‌شدن مجددِ جهان خود است. دو دختر ابتدا می‌خواهند بدانند چرا شبیه به هم‌دیگرند و زمانی که متوجه می‌شوند خواهرانی از هم‌ جدا شده‌اند، تصمیم می‌گیرند خانواده‌ای را که بزرگ‌ترها نتوانسته‌اند حفظ کنند، با راهکارهای کودکانه‌ی خود نجات بدهند.

پوراحمد در اقتباس سینمایی خود، ضمن وفاداری به اصل داستان، از بسیاری لحظه‌های اضافی و فانتزی کتاب کاسته و بر فضای واقع‌گرا و باورپذیر زندگی ایرانی در فیلم افزوده است. او علاوه بر نگاه کودکانه به مشکلات بزرگ‌ترها، عنصر بسیار مهم دیگری را هم پررنگ‌تر از رمان کرده؛ موسیقی. با مروری بر فیلم‌های این کارگردان، می‌توان علاقه و تعلق خاطر او به موسیقی را در اغلب آثارش، از جمله «خواهران غریب»،«گل یخ» و «شب یلدا» دید.

وجه پررنگ‌شده‌ موسیقی در فیلم «خواهران غریب»، با توجه به شغل و شخصیت پدر،کاملاً موجه و طبیعی‌ست. موسیقی این فیلم، فقط عنصری تزیینی یا صدایی در پس‌زمینه نیست؛ بخشی از هویت فیلم و ابزاری مفهومی برای ارتباط مخاطب با اثر است. از این‌رو، فیلم نسبت به رمان کستنر حال‌وهوایی شادتر، نمایشی‌تر و موسیقایی‌تر پیدا می‌کند.

سرنوشت شگفت‌انگیز دو نیمه‌ سیب

موسیقی‌های خاطره‌انگیز فیلم

تعلق خاطر پوراحمد به موسیقی‌های خاطره‌انگیز و قدیمی، فضای ملودرام فیلم را با موسیقی‌ها عجین و هماهنگ کرده است. برای نمونه، به خاطر بیاورید صحنه‌هایی را که استاد منصور خسروی (مرحوم خسرو شکیبایی) در استودیو مشغول ضبط آهنگ‌هایی برای کودکان است. ترانه‌هایی مثل «باز باران...» و «انار»، علاوه بر این‌که ریتم شاد و جذابی برای بخشی از مخاطبِ هدف فیلم دارند، حال‌وهوایی نوستالژیک را در دل و ذهن تماشاگر بزرگسال دیروز و امروز زنده می‌کنند. حتی در جایی از فیلم، وقتی آهنگ «باز باران» بازپخش می‌شود و ثریا (لادن طباطبایی) می‌گوید:«شعرِ محبوب بچگی‌های منه»، منصور حرف او را تصحیح می‌کند که:«این شعرِ محبوب همه‌ی بچه‌های ایرانه» و ثریا، انگار در تایید حرف او، می‌گوید:«تو حق مطلب رو ادا کردی».

همچنین در صحنه‌ی فلاش‌بک به آشنایی منصور و ناهید (افسانه بایگان)، موسیقی بی‌کلام «الهه‌ ناز»،که البته به موتیف ثابت کل اثر تبدیل می‌شود، اتمسفر عاشقانه‌ فیلم را پررنگ‌تر کرده و بر عشق سابق آن‌ها صحه می‌گذارد. در نتیجه،گرچه اسکلت داستان در هر دو اثر تقریباً یکسان است ـ ملاقات دو خواهر دوقلو، کشف حقیقت، تعویض جای آن‌ها، ورود به زندگی پدر و مادر یکدیگر و تلاش برای آشتی‌دادن آن‌ها ـ روح و لحن دو اثر کاملاً یکی نیست. اریش کستنر بیش‌تر بر روایت، شخصیت‌پردازی و نگاه کودکانه‌ دو دختر به جهان بزرگ‌ترها تمرکز داشته، حال آن‌که پوراحمد این مواد اولیه را به یک فیلم خانوادگی ایرانی با تاکید مضاعف بر موسیقی، بروز احساسات، شوخی‌ها و روابط عاطفی تبدیل کرده و حتی از بیان دغدغه‌های فکری و فردی خود نسبت به حقوق زنان، مادران و کودکان غافل نمانده است.

با این‌همه، ارزش فیلم «خواهران غریب»، فقط در وفاداری آن به رمان نیست. اتفاقاً ارزش فیلم جایی بیش‌تر می‌شود که پوراحمد از متن فاصله می‌گیرد و آن را به جهان سینمایی خود نزدیک می‌کند. او به جای روایت داستان کستنر در ایران، می‌کوشد همان داستان را با خاطره، موسیقی، خانواده و فرهنگ ایرانی پیوند بزند. به همین دلیل، تماشاگر ایرانی، فیلم را بدون شناختنِ رمان، به راحتی در قالب اثری مستقل می‌پذیرد، با آن می‌خندد و گاهی نیز اشک می‌ریزد.

در نهایت می‌توان گفت داستان «لوته و همتایش» و فیلم «خواهران غریب» دو روایت از یک آرزوی مشترکند؛ آرزوی دو کودک برای بازگرداندن چیزی که بزرگ‌ترها از آن‌ها دریغ کرده‌اند. در کتاب، آرزوی بچه‌ها با بازی، ماجراجویی و نقشه‌کشی دو خواهر پیش می‌رود اما در فیلم پوراحمد، همان سوژه با موسیقی، احساس و فضای خانوادگی در فرهنگ ایرانی، جان تازه‌ای می‌گیرد و شاید راز ماندگاری داستان همین باشد؛کستنر درباره‌ی دو دختر نوشته بود، ولی مساله‌ی واقعی، فقط دو دختر نیستند. مساله‌ی اصلی، خانواده‌ای‌ست که درهم شکسته و دو کودکی که بنا بر باورشان، می‌شود آن فروپاشی را دوباره به هم پیوند زد. پوراحمد رویای کودکانه‌ داستان آلمانی را به سینمای ایران آورد و نشان داد برخی قصه‌ها، اگر به درستی درک و اقتباس بشوند، نه تنها هرگز کهنه نمی‌شوند،که بارها می‌توانند از نو متولد بشوند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها