سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- کتاب «سفرنامه لِرش؛ ظهور و سقوط نادرشاه» یوهان یاکوب لِرش به انضمام گزارش واسیلی براتیشوف و سفرنامه وین میروپ با ترجمه ساسان طهماسبی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.
این کتاب بعد از مقدمه مترجم و مقدمه ویلم فلور در دو فصل به سفرها و تحولات سالهای ۱۷۳۲-۱۷۴۱م/۱۱۴۵-۱۱۵۴ق، سفرها و تحولات سالهای ۱۷۴۵-۱۷۴۹م/۱۱۵۸-۱۱۶۲ق و پیوستها شامل گزارش واسیلی براتیشوف، قتل شاهطهماسب دوم، رضاقلیمیرزا در سودای پادشاهی، استخدام قاتل برای کشتن نادرشاه، تاج نادرشاهی؛ نادر در مسیر داغستان، سوءقصد به جان نادرشاه، در جستوجوی قاتل، محاکمه و نابینا کردن رضاقلیمیرزا و سفرنامه وین میروپ میپردازد. به این بهانه با ساسان طهماسبی، پژوهشگر تاریخ و سفرنامهپژوه به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
یوهان یاکوب لرش، واسیلی براتیشوف و وین میروپ چه کسانی بودند و سفرنامه آنان از چه نظر اهمیت دارد؟
لِرش یک پزشک آلمانی بود که حدوداً پنجاه سال در ارتش روسیه خدمت کرد و در سال ۱۱۶۰ق یعنی آخرین سال حکومت نادرشاه به همراه یک هیئت دیپلماتیک روسی به ایران اعزام شد. براتیشوف چهارده سال در کنسولگریهای روسیه در رشت، گنجه و دربند بهعنوان مترجم و کنسول خدمت میکرد. وین میروپ یک بازرگان انگلیسی بود و برای یک شرکت انگلیسی به نام مسکوی کار میکرد. چون این شرکت قصد داشت از طریق روسیه و دریای خزر با خراسان و آسیای میانه تجارت کند، وین میروپ مأمور شد در مورد مسیر دریای خزر به مشهد تحقیق کند.
شما در ابتدای کتاب، سفرنامه لرش را به گیلهمردان و گیلهزنان تاریخساز تقدیم کردهاید، آیا بهطور مشخص در این سفرنامه از گیلان نام برده شده، لرش چه نکته یا نکات جالبی را از این منطقه از ایران در اختیار خواننده قرار میدهد؟
بخشهای پایانی سفرنامۀ لرش به گیلان اختصاص دارند. لرش در جریان همراهی سفیر روسیه که به دربار نادرشاه اعزام شده بود، مدتی در گیلان توقف کرد و شاهد وقایع و آشوبهای پس از قتل نادر و البته درد و رنجهایی بود که مردم گیلان بر اثر شورش، قحطی و شیوع بیماری طاعون تحمل میکردند.

لرش به توصیف آستراخان، شیروان و دربند نیز میپردازد، اوضاع این شهرها در زمان او چگونه است؟
آستراخان در این دوران بهسرعت در حال رشد بود. یکی از دلایل آن جذب سرمایهدارانی بود که بر اثر شیوع ناامنی و آشوب در ایران، به روسیه میگریختند؛ مخصوصاً ارمنیها که در دورۀ صفویه در تجارت ایران نقش تعیینکنندهای داشتند و ثروت قابلتوجهی به دست آورده بودند. متأسفانه بخش بزرگی از این سرمایهها از ایران خارج و به روسیه منتقل شدند. در مقابل، دربند و شیروان که در قلمرو ایران بودند، شرایط خوبی نداشتند و از جنگهای نادرشاه با عثمانیها بهشدت آسیب دیده بودند.
لرش در رشت با میسیونرهای اروپایی دیدار داشت، در این خصوص چه اطلاعاتی به خواننده میدهد؟
نکته شایانذکر این است که برخی از این میسیونرها با علم پزشکی آشنایی داشتند و از این مهارت خود برای جلب نظر مردم ایران بهویژه حکام و درباریان استفاده میکردند. بهعلاوه لباس ایرانی به تن میکردند تا راحتتر با مردم ارتباط برقرار کنند. واقعیت این است که در این دوره لباس اروپایی هنوز جذابیتی برای ایرانیان نداشت و حتی باعث تمسخر کسانی میشد که این لباسها را میپوشیدند. به همین دلیل، این میسیونرها مانند سایر اروپاییها سعی میکردند لباس ایرانی به تن کنند تا انگشتنما نشوند.

آیا اطلاعاتی که لرش از نادر به خواننده میدهد، با اطلاعاتی که از او داشتیم متفاوت است، نادرشاه از نگاه لرش چگونه پادشاهی است؟
سفری که لرش در کنار سربازان و صاحبمنصبان نادرشاه تجربه کرد، نشان میدهد که آنها نیز در شرایط ناگواری زندگی میکردند و پافشاری نادرشاه بر ادامه جنگهای بیپایان باعث نارضایتی گسترده شده بود. حتی اطرافیان نادرشاه آزردهخاطر بودند و نادرشاه دیگر آن محبوبیت سالهای نخستین را نداشت.
یکی از نکاتی که لرش اشاره میکند، ساخت کشتی جنگی ایرانی در ساحل دربند و تلاشهای جان التون برای ساختن این کشتیهاست، با توجه به سفرنامه لرش از برنامه بلندپروازانه نادرشاه برای ایجاد نیروی دریایی به چه اطلاعاتی دست پیدا میکنیم؟
تاکنون تصور میشد که کاپیتان جان التون فقط یک کشتی جنگی برای نادرشاه ساخت، ولی گزارش لرش حاکی از آن است که این کاپیتان نگونبخت دستاوردهای بزرگتری داشت و در واقع یک ناوگان جنگی کوچک ساخته بود. اگر التون فرصت بیشتری داشت و جانشینان نادرشاه نیز میتوانستند از او حمایت کنند، بدون شک ایران صاحب یک نیروی دریایی قدرتمند میشد که از یکهتازی روسها در دریای خزر جلوگیری میکرد.
آخرین گزارش لرش به مراسم محرم اختصاص دارد، آیا این گزارشها شبیه گزارشهای دوره صفویه است یا تمایزاتی دارد؟
توصیفات او در این مورد شبیه سیاحان دوره صفوی است، جز اینکه وی این مراسم را نقاشی کرد و اولین تصویر را از این مراسم در اختیار ما گذاشت که از این جهت بسیار ارزشمند است.
بر اساس سفرنامه لرش چرا زمامداری نادر که فتوحات بسیار در پی داشت و روزی در جایگاه قهرمان ظاهر شد، به روند تباهی و نابودی منجر شد؟
پافشاری نادرشاه بر ادامه جنگ با عثمانیها و جنگهای بیثمر او در داغستان در کنار اخاذیهای مالیاتی کمرشکن او باعث فقر و فلاکت مردم شده بود. نادرشاه قصد داشت ایران را به یک امپراتوری بزرگ تبدیل کند، اما به این واقعیت توجه نمیکرد که کشور ایران بعد از شورش ویرانگر محمود افغان و سقوط صفویه، بهشدت فقیر شده است و تاب تحمل اینهمه فشار اقتصادی را ندارد؛ واقعیتی که کریمخان زند بعداً بهخوبی درک کرد و به همین دلیل، هیچ اقدامی برای کشورگشایی انجام نداد و سعی کرد به کشور ایران فرصت بازسازی دهد.
آیا لرش، براتیشوف و میروپ به مترجم نیاز داشتند یا فارسی میدانستند، در آن زمان آیا کسانی در ایران زبان روسی میدانستند؟
براتیشوف بر زبان فارسی تسلط داشت، زیرا قبل از تصدی منصب کنسولی، زبان فارسی را بهخوبی آموخته بود. لرش از مترجم استفاده میکرد و در مورد وین میروپ اطلاعی در دست نیست. برخلاف دوره صفوی که مترجمان ایرانی عمدتاً ارمنی بودند، در این دوره، ایرانیها با زبان روسی آشنایی پیدا کرده بودند و بهعنوان مترجم به کار گرفته میشدند، زیرا ارتباط با روسیه گسترش یافته بود. شاید کمرنگ شدن نقش ارمنیها نیز در این مسئله نقش داشت و فرصت بیشتری برای ایرانیان فراهم کرد.
آیا متن دیگری شبیه سفرنامه لرش وجود دارد که هنوز ترجمه نشده باشد؟
یکی از همراهان لرش به نام دکتر جان کوک نیز سفرنامهای دارد که به سفر هیئت دیپلماتیک روسیه از مسکو تا رشت میپردازد. این متن از لحاظ حجم اطلاعات، قابلمقایسه با سفرنامه لرش نیست، اما اطلاعات ارزشمندی در آن یافت میشود، بهویژه در مورد قحطی و بیماری طاعون در گیلان. جان کوک گزارشهای تکاندهندهای در این مورد تهیه کرده است که ارزش ترجمه دارند.
نظر شما