سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: چهاردهمین نشست از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان بههمت مجله سیاستنامه با همکاری سرای علوم انسانی با عنوان «طنز و ترکش؛ شوخطبعی در جنگ»، عصر روز دوشنبه نهم شهریورماه ۱۴۰۵ در کافه کتاب ققنوس برگزار شد. در این نشست، محمود فرجامی طنزپرداز، روزنامهنگار، مترجم و نویسنده به دیدار مخاطبان و علاقمندان آمد.
فرجامی در آغاز سخنان خود با اشاره به اینکه موضوع طنز و اخلاق از جمله مسائلی است که بارها دربارهی آن از او پرسیده شده است، گفت: «موضوع صحبت امروز اتفاقاً موضوعی است که خیلیها از من دربارهاش سؤال میکنند یا نظر من را میخواهند.»
فرجامی در ادامه مسئلهی اصلی بحث خود را این پرسش دانست که انسان در چه شرایطی و به چه دلیل به موقعیتهای دردناک میخندد. او با اشاره به نمونههایی از واکنشهای اجتماعی به شوخیهای مربوط به کرونا، زلزله و حوادث دیگر گفت: «خیلی از ما در چنین موقعیتهایی با یک سؤال مواجه شدهایم: من الان دارم به این طنز میخندم. آیا کار بدی میکنم؟ مثلاً به کرونا، زلزله یا اتفاقات دردناک دیگر میخندم. آیا این کار درست است؟ نکند دارم به رنج دیگران میخندم؟»
اهمیت موقعیت و جایگاه گوینده
فرجامی برای توضیح این مسئله به نمونههایی از شوخیهای مربوط به دورهی کرونا و زلزله اشاره کرد و گفت: «زلزله اومد؛ به جای اینکه برم بیرون، رفتم دستام رو شستم.»
او نمونهی دیگری از این شوخیها را چنین نقل کرد: «ماسکها رو دربیارید، قابلمه سرتون کنید؛ رفتیم مرحلهی بعد.»
به گفتهی فرجامی، این نمونهها نشان میدهند که افراد ممکن است در شرایطی که خودشان نیز در معرض ترس و نگرانی قرار دارند، برای مواجهه با آن وضعیت به شوخی روی بیاورند. او گفت: «وقتی این شوخی به ذهن ما میآید، گوینده را کسی تصور میکنیم که خودش درگیر کرونا و زلزله است.»
فرجامی سپس به اهمیت موقعیت و جایگاه گوینده در ارزیابی اخلاقی یک شوخی پرداخت و گفت: «برای فهمیدن یک شوخی، و بهخصوص برای قضاوت کردن دربارهی آن، فقط دانستن جمله کافی نیست. باید بدانیم چه کسی آن را میگوید و چه نسبتی با موقعیت دارد.»
او برای توضیح این مسئله به مثالی از زیگموند فروید دربارهی فردی که قرار است اعدام شود اشاره کرد و گفت: «فردی را تصور کنید که روز دوشنبه او را پای چوبهی دار میبرند. مرد نگاهی به وضعیت میکند و میگوید: عجب شروع خوبی برای هفته!»
فرجامی افزود: «معلوم است که منظورش این نیست که از اعدام شدن خوشحال است. اگر ما هم به این جمله بخندیم، لزوماً از مرگ او خوشحال نشدهایم. چیزی در شیوهی مواجههی او با موقعیت است که ما را میخنداند.»
او سپس با تغییر گویندهی همین جمله، تفاوت معنای اخلاقی آن را توضیح داد: «فرض کنید این جمله را خود محکوم نگوید؛ جلاد رو به محکوم بگوید: عجب شروع خوبی برای هفته! کلمات همان است. چوبهی دار هم همان است. با این حال، احتمالاً داوری ما دربارهی این شوخی تغییر میکند.»

سه نظریهی کلاسیک دربارهی خنده
فرجامی در ادامه سه نظریهی کلاسیک دربارهی خنده را بررسی کرد. نخستین نظریه، نظریهی برتری بود که به گفتهی او خنده را با احساس برتری نسبت به دیگری مرتبط میکند. او با اشاره به دیدگاه هابز گفت: «در این نگاه، خنده بیان احساس برتری نسبت به دیگری یا حتی نسبت به وضعیت قبلی خودمان است.»
او برای توضیح این نظریه افزود: «وقتی عیبی در دیگری میبینیم و در مقایسه با او از خودمان احساس رضایت میکنیم، ممکن است بخندیم.»
فرجامی در ادامه نظریهی ناسازگاری را مطرح کرد و گفت: «توجه این نظریه به بههمخوردن الگوها و انتظارات ذهنی ماست. چیزی را انتظار داریم، اما ناگهان با چیز دیگری روبهرو میشویم.»
او دربارهی نمونههای شوخی مربوط به زلزله و کرونا گفت: «در همان شوخی، واکنشی که به یک خطر مربوط بوده، سر از خطر دیگری درمیآورد: زلزله اومده، دستام رو شستم. یعنی کرونا را با زلزله قاطی کردهایم.»
فرجامی نظریهی ناسازگاری را یکی از مهمترین نظریههای معاصر طنز دانست و گفت: «نظریهی ناسازگاری را امروزه میشود قویترین و کارشدهترین نظریه در حوزهی طنز دانست.»
او در عین حال تأکید کرد که هر امر غیرمنتظرهای الزاماً خندهدار نیست و افزود: «هر چیزی که با الگوهای ذهنی ما ناسازگار باشد، خندهدار نیست.»
فرجامی با اشاره به ساختار جوکها گفت: «تقریباً هر جوکی یک مقدمه دارد و یک ضربه. مقدمه ذهن شما را گمراه میکند و به جای دیگری میبرد. بعد ضربهی نهایی ناگهان معما را برایتان باز میکند و شما به خنده میافتید.»
او طنز سیاسی و اجتماعی را نیز نمونهای از همین سازوکار دانست و گفت: «بسیاری از طنزهای سیاسی و اجتماعی ما هم اساساً بر همین شکل گرفتهاند: میخواهند یک وضعیت تناقضآمیز را نشان بدهند.»
فرجامی در ادامه سومین نظریهی کلاسیک، یعنی نظریهی تسکین یا تخلیه، را توضیح داد. او گفت: «در صورتبندی تاریخی این نظریه، خنده راهی برای رها شدن انرژی عصبی تلقی میشود.»
او تأکید کرد که برای استفاده از این نظریه لازم نیست برداشت قدیمی دربارهی انباشته شدن و تخلیهی انرژی را پذیرفت و افزود: «امروز لازم نیست آن تصور قدیمی دربارهی انباشته شدن و تخلیهی انرژی را بپذیریم تا امکان تسکین یافتن از راه شوخی را جدی بگیریم.»

شوخی بهعنوان راهی برای فاصله گرفتن از فشار
فرجامی با اشاره به کاربرد شوخی در موقعیتهای دشوار گفت: «یک شوخی ممکن است فرصتی باشد که آدم برای لحظهای از فشار و نگرانی فاصله بگیرد.»
او افزود: «اگر در جمعی همه ترسیدهاند، خندیدن با هم ممکن است راهی باشد برای اینکه دوباره بتوانند با یکدیگر حرف بزنند.»
فرجامی در ادامه به این احتمال اشاره کرد که افراد گاهی به دلیل شدت درگیری با یک مصیبت به شوخی روی میآورند و گفت به قئل معروف: «کارم از گریه گذشته است، بدان میخندم.»
او تأکید کرد که این سه نظریه همهی توضیحهای ممکن دربارهی طنز را دربرنمیگیرند و گفت: «برای بحث امروز هم لازم نیست یکی از این نظریهها را انتخاب کنیم و همهی خندهها را در چارچوب آن توضیح بدهیم.»
فرجامی سپس به پرسش اخلاقی مهمتری پرداخت: «آیا همین فاصله گرفتن از رنج، خودش نوعی بیاعتنایی نیست؟»
او ادامه داد: «اگر شوخی مرا آرام میکند، ممکن نیست باعث شود دیگر کاری نکنم؟» به گفتهی او، پاسخ به این پرسش به سرشت دوگانهی شوخطبعی مربوط است. فرجامی با اشاره به پژوهشهایی در حوزهی ارتباطات و طنز گفت: «شوخی میتواند از سر خوشدلی باشد یا از سر بدجنسی. میتواند کسی را تحقیر کند یا به او برای ایستادن در برابر تحقیر نیرو بدهد.»
او دربارهی نقش شوخی در روابط اجتماعی نیز گفت: «میتواند رابطهای را صمیمیتر کند یا اعتماد دو نفر را از بین ببرد.»
فرجامی افزود: «یکی از بهترین راهها برای اینکه خیلی زود در یک جمع با دیگران صمیمی شویم، این است که شوخیای بکنیم و با هم بخندیم.»
او در مقابل، دربارهی وجه مخرب شوخی گفت: «اگر بخواهیم در همان جمع دشمنی ایجاد کنیم، کاری کنیم از ما متنفر شوند و ما را به جمع خودشان راه ندهند، کافی است یک مسخرهبازی یا تمسخر راه بیندازیم.»
فرجامی تأکید کرد که حتی اثر آرامبخش شوخی نیز بهتنهایی نمیتواند داوری اخلاقی دربارهی آن را تعیین کند و گفت: «حتی تسکین هم پایان داوری اخلاقی نیست. باید دید این آرام شدن به بازیابی توان فرد کمک میکند یا به کنار گذاشته شدن مسئله منجر میشود.»
طنز بهمثابه «سوپاپ اطمینان»
او در بخش دیگری از سخنانش به مفهوم «سوپاپ اطمینان» پرداخت و گفت: «تقریباً همهی ما معتقدیم که طنز ممکن است مثل سوپاپ عمل کند.» فرجامی این استعاره را چنین توضیح داد: «اگر فشار بالا رفت و سیستم در معرض انفجار قرار گرفت، مقداری از فشار بادید خارج شود تا سیستم منفجر نشود.»
شوخطبعی در هولوکاست
فرجامی در ادامه به نمونهی طنز در هولوکاست پرداخت و گفت که تجربهی حضور در محل اردوگاههای نازی و آشنایی با پژوهشهای مربوط به طنز هولوکاست نشان داده است که شوخطبعی حتی در یکی از تاریکترین موقعیتهای تاریخی نیز وجود داشته است. او گفت: «وقتی شما از درون یک موقعیت به رنج خودتان میخندید، ماجرا کاملاً فرق دارد با زمانی که کسی از بیرون به شما میخندد.»
فرجامی با اشاره به نقش شوخطبعی در شرایط دشوار افزود: «انسان اساساً به خنده نیاز دارد.»
او ادامه داد: «شما حتی در طول یک مصیبت هم که باشید، شاید دو روز بتوانید بدون خنده تحمل کنید. روز سوم یا چهارم، بدن شما بهانهای پیدا میکند و به یک چیزی میخندید؛ یک شوخی دوستانه، دیدن یک عزیز یا شنیدن یک جوک.»
فرجامی برای توضیح کارکرد این شوخیها به خاطرات بازماندگان هولوکاست اشاره کرد و نمونهای از شوخی میان زندانیانی را نقل کرد که در شرایط گرسنگی دربارهی آینده و غذا خیالپردازی میکردند. او گفت: «یک فانتزی است و ممکن است بانمک به نظر برسد، ولی دقیقاً دارد همان وضعیتی را که آدمها در آن گیر کردهاند، به شوخی تبدیل میکند.»
طنز در مواجهه با جنگ و حوادث تلخ
فرجامی با اشاره به تجربههای متفاوت افراد از جنگ گفت «واقعاً جنگ، آنطور که میگویند، برنده ندارد؛ دستکم برای ما هیچوقت برنده نداشته است.»
او در نهایت تأکید کرد که نمیتوان دربارهی خوب یا بد بودن طنز در مواجهه با فاجعه حکمی کلی صادر کرد و گفت: «شوخطبعی و به طنز گرفتن این اتفاقات الزاماً خوب یا بد نیست.»
فرجامی در ادامه بر وجه دیگر طنز تأکید کرد و گفت: «از طرف دیگر، شاید بالا بردن روحیه و ایجاد توان برای مقاومت و سر کردن روزگار باشد.»
فرجامی در جمعبندی سخنان خود گفت: «شاید راه دیگری نمانده باشد جز اینکه با شوخطبعی، و بعضاً با طنزهای بسیار تلخ و گزنده، به سراغ این مسائل برویم.»
نظر شما