سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ساسان سپنتا، زبانشناس و پژوهشگر تاریخ موسیقی و از شاگردان بدیعالزمان فروزانفر: درباره سرآمد روزگار و استاد یگانه ادبیات فارسی، شادروان بدیعالزمان فروزانفر، کتابها، مقالات و خاطرات بسیاری به رشته تحریر درآمده است؛ اما زاویهای مکتوم و بهغایت ظریف در زندگی علمی ایشان وجود دارد که کمتر بدان پرداخته شده و آن، پیوند عمیق فکری و علمی استاد با موازین هنری و بهویژه تاریخ موسیقی ایران است. بنده به واسطه تخصص خویش در حوزه موسیقی و زبانشناسی، و به سبب توفیق همنشینی با بزرگانی چون کلنل علینقیخان وزیری و استاد روحالله خالقی، بر خود فرض میدانم شمهای از این ارتباط فرخنده هنری را به پیشگاه علاقهمندان به فرهنگ و کتاب عرضه بدارم.
آغاز تدریس رسمی استاد فروزانفر در تهران با یک تقارن جالب هنری همراه بود. ایشان در سال ۱۳۰۵ خورشیدی به دارالفنون آمدند تا به جای شادروان شمسالعلمای گرکانی تدریس فقه و اصول را بر عهده بگیرند. شمسالعلمای گرکانی خود شخصیتی بس شگفت و ذوفنون بود؛ روحانیِ معمم و بزرگواری که در عین تدریس علوم ادبی و دینی، موسیقی را به طریقی کاملاً علمی و روشمند میشناخت و اثر ارزشمندش تحت عنوان «تاریخ موسیقی قدیم ایران»-که سالها پیش از آن به رشته تحریر درآمده بود-سرانجام در سال ۱۳۲۰ با مقدمه پرمحتوای استاد روحالله خالقی به زیور طبع آراسته شد؛ اثری که خود خالقی نخستین بار آن را به بنده معرفی کرد. استاد فروزانفر پس از دارالفنون، از سال ۱۳۰۶ در مدرسه حقوق به تدریس فقه و منطق همت گماشت و با تأسیس دانشگاه تهران، از نخستین روزها، کرسی تدریس تاریخ ادبیات فارسی را به شایستگی تمام پایهگذاری نمود.
ارتباط وثیق و مستمر استاد فروزانفر با علمدار موسیقی نوین ایران، کلنل علینقی وزیری، دقیقاً در همین سالهای آغازین ورود استاد به تهران، یعنی حوالی سالهای ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ خورشیدی شکل گرفت. در آن دوران، مرحوم کلنل وزیری در هنرستان موسیقی جلساتی علمی و منظم را پایهریزی کرده بود که هدف غایی آن، واکاوی موازین ادبی، شعر و به تعبیری دقیقتر، معادلگزینی و تدوین واژگان تخصصی برای اصطلاحات هنری و موسیقایی بود. به تعبیر استاد وزیری و نیز استاد خالقی، این جلسات منسجم در واقع پیشدرآمد و درآمدی ملموس برای پیافکندن یک فرهنگستان یا آکادمی تخصصی اصطلاحات هنری به شمار میرفت. کلنل وزیری در این دوره در حال نگارش و انتشار آثار مکتوب خویش بود و اصرار داشت برای مفاهیم فرنگی وارداتی از زبانهای فرانسه، انگلیسی و آلمانی، برابرنهادهایی شیوا، دقیق و اصیل در زبان فارسی بیابد.
در این جرگه منسجم ادبی و هنری که هم برای استماع کنسرتهای نوآورانه وزیری در کلوب موسیقی و هم برای همپوشانی جلسات واژهگزینی گرد میآمدند، سرآمدان علم و ادب آن روزگار حضور داشتند؛ بزرگانی چون سعید نفیسی، نصرالله فلسفی، عباس اقبال آشتیانی، دکتر میر (از نخستین جراحان نامآور ایران و استاد دانشکده پزشکی) و بدیعالزمان فروزانفر. در این میان، نقش استاد فروزانفر به واسطه تسلط بیمانند و احاطه همهجانبهاش بر پهنه زبان و ادبیات فارسی، در تبیین مفاهیم واژهها و گرهگشایی از معادلیابیها برای کلنل وزیری بسیار کلیدی و اثرگذار بود.
بعدها که بنده توفیق یافتم بر روی آثار مکتوب کلنل وزیری -بهویژه آثار منتشره در سال ۱۳۱۳- کار کنم، به وضوح رد پای ذهن خلاق و زبانشناس فروزانفر را در اصطلاحات نغز به کار رفته دیدم. برای نمونه، کلنل وزیری در آثار خود به جای واژه فرانسوی «گام» (Gamme) یا ساختار روی دستگاهها، اصطلاح بسیار زیبای «انگاره» را به کار برد و ترکیباتی چون «انگاره شور» یا «انگاره ماهور» را ساخت؛ یا استفاده از واژه «تضعیف» برای آکوردهای موسیقی، همگی ناشی از همفکریهای علمی و عمیق کلنل با استادانی چون فروزانفر بود.
البته تضارب آرای این مجمع بیبدیل تنها به واژگان فنی محدود نمیشد، بلکه آنان درباره زیباییشناسی اشعار حافظ و مثنوی معنوی به بحث و تبادل نظر میپرداختند. در این محفل پربرکت، چهرههای برجسته دیگری چون ادیبالسلطنه سمیعی (که بعدها ریاست فرهنگستان را عهدهدار شد)، علامه علیاکبر دهخدا، کمالی شاعر (که ترانههای استواری روی آهنگهای وزیری سرود)، رشید یاسمی و مطیعالدوله حجازی نیز حضور داشتند. ثمره همین همنشینیهای عمیق با فروزانفر و تتبع در اندیشه مولانا بود که کلنل وزیری را بر آن داشت تا آثاری ماندگار بر اساس ابیات مثنوی پدید آورد که سرآمد آنها، قطعه ارکسترال و فوقالعاده زیبای «شکایت نی» است؛ اثری با ارکستراسیونی بسیار جالب و بدیع که با صدای رسا و حزین مرحوم عبدالعلی وزیری اجرا شد و بنده خود بارها آن را شنیده و غرق در شگفتی شدهام.
تقارن تاریخی عجیبی است که استاد فروزانفر در همان سالهای پرشور ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ خورشیدی، یعنی همزمان با همفکریهای هنریاش با کلنل وزیری، در حال تدوین و آمادهسازی شاهکار ماندگار خود، کتاب «سخن و سخنوران»، بود؛ اثری که دقیقترین تذکره علمی شعرای ایران به شمار میرود و بین سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۲ در دو مجلد منتشر گشت. این مباحث ادبی و مفاهمههای دوجانبه بعدها در تدوین کتاب ارزشمند «زیباییشناسی در هنر» توسط کلنل وزیری سهم بزرگی ایفا کرد. بنده در سالهای ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ خورشیدی، در دوران تحصیل در دانشگاه تهران، این سعادت را داشتم که در کلاس درس «زیباییشناسی در هنر» استاد وزیری شرکت جویم؛ درسی که بنیانگذار و استاد کرسی آن خود کلنل بود و ایشان در شرح مبانی زیباییشناسی اشعار حافظ، مولانا و سعدی، همواره از ثمرات همنشینیها و تتبعات مشترکش با استادان طراز اول ادب فارسی بهره میبرد. شایان ذکر است که کلنل وزیری پس از سال ۱۳۲۰ نیز جلساتی دوستانه و عمیق پیرامون حافظپژوهی با دانشمندانی چون دکتر قاسم غنی، علی دشتی، امیر شوکتالملک علم، علامه محمد قزوینی و دکتر علیاکبر سیاسی (رئیس وقت دانشگاه تهران) داشت و آثار و تتبعات حافظپژوهی دکتر غنی همواره مورد توجه خاص و استناد کلنل وزیری بود.
فارغ از ابعاد هنری، محفل درس استاد فروزانفر در دانشگاه تهران کلاسی بینظیر بود که تکتک لحظات آن برای ما غنیمتی گرانبها و تکرارناشدنی به شمار میرفت. حافظه ایشان در واژهشناسی، تعابیر شعری، و اشعار فصیح عربی در حد اعجاز بود. در هنگام تدریس مثنوی، استاد بلافاصله با تکیه بر حافظه خارقالعاده خویش، آیه شریف یا حدیث نبوی زیربنای هر تمثیل و داستان مولانا را با روایتی دقیق تبیین میفرمود.
از سوی دیگر، استاد بسیار حاضرجواب، رند و شوخطبع بود. برای زدودن خستگی و ملال از فضای کلاس، بهویژه در هنگام تدریس متون دشوار عربی، مطایبهها و مزاحهای علمی بسیار ظریف و چندپهلویی را مطرح میساخت که شوخیهایشان زبانزد خاص و عام گشته بود. بنده و دوستان و همکلاسیهای دیرینم، از جمله مرحوم دکتر تفضلی و مرحوم دکتر رامقی، تا سالها پس از فراغت از تحصیل، هرگاه به هم میرسیدیم، با یادآوری و تکرار آن شوخیهای نغز کلاسی، یاد و خاطره مجالس درس استاد را در جان خویش زنده نگاه میداشتیم.
استاد در کلاس غالباً از خاطرات شیرین و عمیق همنشینیهای خود با ادیب نیشابوری (ادیب اول) یاد میکرد و حافظه شگفتانگیز ادیب را میستود. البته ما در آن ایام، استاد گرانقدر دیگری نیز داشتیم که از حیث تشابه اسمی با استاد فروزانفر همنام بود و او شادروان «بدیعالزمانی» بزرگوار بود که ادبیات عرب تدریس میکرد؛ ایشان نیز به مانند فروزانفر، تسلطی شگرف بر قصاید کهن عربی داشت و به یاد دارم که گاه ده دقیقه تا یک ربع تمام، قصاید طویل دوران جاهلی را با اعرابی دقیق و بدون لکنت از حفظ قرائت میکرد.
حقیقت آن است که برای مردان بزرگی چون بدیعالزمان فروزانفر، هرگز جانشین و بدیلی در تاریخ فرهنگ ما پدید نخواهد آمد. متانت، وقار، سعه صدر، خونسردی منحصربهفرد و وزن شخصیتی او چنان رفیع بود که او را به ستونی استوار در ساحت فرهنگ بدل میساخت. هرچند کارهای ایشان در تصحیح دیوان شمس، فیه ما فیه، احادیث مثنوی و مآخذ قصص بیبدیل است، اما سهم و نقش اثرگذار ایشان در هموارسازی راههای نوین اصطلاحات هنری و همکاری خلاقانه با مکتب موسیقی کلنل وزیری، فصلی زرین و فراموشنشدنی در کارنامه این نابغه بیهمتای قرن اخیر است.
یادش گرامی و روان پاکش غریق رحمت باد.
پینوشت: توضیح عکس؛ از راست کلنل علینقی وزیری، بدیعالزمان فروزانفر و منوچهر وارسته
نظر شما