دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
فرجام تراژیک خاندان رومانوف

نگاهی به کتاب «قتل خانواده سلطنتی»؛

فرجام تراژیک خاندان رومانوف

مهم‌ترین و جنجالی‌ترین گزارش‌های بازپرسی در تاریخ مدرن

«قتل خانواده سلطنتی» به عنوان یکی از مهم‌ترین گزارش‌های بازپرسی در تاریخ مدرن شناخته می‌شود، به بررسی دقیق و قضایی فرجام خاندان رومانوف می‌پردازد. نویسنده که خود بازپرس ویژه دادگاه بود، در این اثر تلاش کرده است تا با رویکردی علمی و جرم‌شناسانه، پرده از یکی از جنجالی‌ترین وقایع قرن بیستم بردارد.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «توسل به خشونت علیه تزار، اثرات بسیار زیادی دارد و منحصرا مربوط به تاثیر بر سرنوشت فرزندان او نمی‌شود. بلشویک‌ها به شدت سعی می‌کنند روی روایت فرار و نجات یافتن والا حضرت میخائیل آلکساندراویچ پافشاری کنند. بگذارید آن‌ها هرطور دوست دارند فکر کنند ولی آیا میخائیل آلکساندراویچ می‌توانست بدون آن‌که به این بیاندیشد که اگر بخواهد فرار کند، چه چیزی بر سر برادر پادشاهش و خانواده او خواهد آمد، تصمیم به انجام چنین کاری بگیرد؟ سلب آزادی تزار در واقع مطمئن‌ترین تضمین مرگ او و خانواده‌اش است زیرا چنین اقدامی، امکان رفتن آن‌ها به خارج از کشور را غیرممکن می‌کند.

واقعیت این است که خود تزار هم خواهان چنین چیزی نیست. هنگامی که یاک‌اولیف او را از تابولسک خارج می‌کند، خانم معلم بیتنر در آخرین لحظه برای خداحافظی نزد تزار می‌آید. بیتنر می‌گوید: «تزار پریشان و افسرده‌خاطر بود. من شروع کردم به دلداری دادن به او و گفتم شاید این‌گونه بهتر باشد. او در این هنگام نگاهی ناامیدانه به آینده انداخت. هنگامی که به او گفتم این احتمال وجود دارد که دارند او را از کشور خارج می‌کنند، او پاسخ داد: «وای خدا نکند! هر جا بجز خارج از کشور!»

آنچه بازگو شد بخشی از کتاب «قتل خانواده سلطنتی» نوشته نیکلای ساکالوف با ترجمه شهرام همت‌زاده است که از سوی نگارستان اندیشه منتشر شد. این کتاب اثری مستند و تحقیقی است که در سال ۱۹۲۵ میلادی، مدتی پس از مرگ نویسنده، به چاپ رسید.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف

دروغ و خشونت دو ابزار برای تصاحب قدرت

بلشویک‌ها پایه‌گذار آن چیزی در روسیه بودند که در تمام تاریخ هفتاد و چهار ساله شوروی ادامه داشت و آن هم «دروغ» بود. آنها فقط هنگامی راست می‌گفتند که امکان دروغ گفتن وجود نداشت! دروغ و خشونت دو ابزار آن‌ها برای تصاحب قدرت و به بردگی کشیدن انسان‌ها بود؛ از این رو نمی‌توان انتظار داشت که درباره نیکالای دوم و قتل او راست بگویند. «دولت موقت» با وجود تمام خصومتی که با نیکالای دوم دارد و حتی برای او و همسرش تشکیل پرونده قضایی می‌دهد، هیچ سندی مبنی بر مجرمیت و خیانت آن‌ها به میهن پیدا نمی‌کند. روسیه که بنا به گواهی آمار، در دوران نیکالای دوم پا به عرصه شکوفایی و پیشرفت گذاشته بود باید به گونه‌ای متوقف می‌شد؛ غرب و به ویژه آلمان تمایلی به دیدن روسیه‌ای قدرتمند نداشت. افراد وحشی و بی‌وطنی که از انسان‌های شریف عقده داشتند، یک شبه بر مسند قدرت نشستند و تا توانستند کشتند و غارت کردند.

کتابی ممنوعه که در اختیار شمار اندکی از مردم روس بود

کتاب «قتل خانواده سلطنتی» نوشته نیکالای ساکالوف بیش از شصت و پنج سال همچون کتابی ممنوعه در اختیار شمار اندکی از مردم روس بود؛ آن‌ها با احتیاط درباره این کتاب با هم سخن می‌گفتند و ناامیدانه به دنبال آن می‌گشتند. مقامات کشور شوروی اجازه انتشار این کتاب را نمی‌دادند، آن را پنهان می‌کردند و نوشته‌های آن را دروغ می‌شمردند ولی با این حال این کتاب به حیات خود ادامه می‌دهد؛ همان‌گونه که خاصیت هر «حقیقتی» این چنین است.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف
نیکلای الکسیویچ ساکالوف

نیکلای الکسیویچ ساکالوف (۱۸۸۲) - ۱۹۲۴ م) بازپرس قضایی پرونده‌های ویژه با از خودگذشتگی در شرایطی بسیار حساس اسناد تحقیقات قضایی قتل فرمانروای روسیه و اعضای خانواده او را گردآورده و روایتی متفاوت از این حادثه تاریخی او ارائه می‌کند. ساکالوف روز ۲۳ نوامبر ۱۹۲۴ در حالی که کتابش را برای چاپ به ناشر تحویل داده بود به طرز مشکوکی فوت می‌کند.

شهرام همت‌زاده (جلفا ۱۳۵۶) استاد زبان روسی در دانشگاه شهید بهشتی، از مترجمان پرکار و زبده زبان روسی است و کتاب‌های متعددی با ترجمه او از روسی به فارسی منتشر شده است. «زمزمه‌های چرنوبیل»، «زمان دست دوم» و «شیفتگان مرگ» از سویتلانا الکسیویچ (برنده جایزه ادبی نوبل ۲۰۱۵) و کتاب «دنیایی روبه دگرگونی» آخرین نوشته میخائیل گورباچف از جمله ترجمه‌های اوست.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف

یکی از مهم‌ترین گزارش‌های بازپرسی در تاریخ مدرن

«قتل خانواده سلطنتی» به عنوان یکی از مهم‌ترین گزارش‌های بازپرسی در تاریخ مدرن شناخته می‌شود، به بررسی دقیق و قضایی فرجام خاندان رومانوف می‌پردازد. نویسنده که خود بازپرس ویژه دادگاه بود، در این اثر تلاش کرده است تا با رویکردی علمی و جرم‌شناسانه، پرده از یکی از جنجالی‌ترین وقایع قرن بیستم بردارد. ژانر این اثر تاریخ مستند و تحقیقات قضایی است و به دلیل ماهیت دست‌اول بودن داده‌هایش، منبعی بی‌بدیل برای مورخان و پژوهشگران به شمار می‌رود. ایده مرکزی کتاب بر محوریت بازسازی مستند و بازپرسی دقیق از روزهای پایانی و نحوه قتل تزار نیکلای دوم، خانواده و همراهان آن‌ها در سال هزار و نهصد و هجده استوار است.

ساکالوف در این مسیر از شایعات و افسانه‌های رایج زمانه، مانند نجات یافتن برخی از اعضای خانواده تزار، فاصله می‌گیرد و می‌کوشد تا با تکیه بر شواهد فیزیکی و بازجویی‌های مستند، حقیقت تاریخی را تثبیت کند. هدف او نه یک روایت داستانی، بلکه ارائه یک پرونده قطور جنایی بود که بتواند پاسخی قطعی به ابهامات مربوط به ناپدید شدن آخرین امپراتور روسیه و عزیزانش بدهد. خلاصه محتوای این اثر به مأموریت خطیر ساکالوف پس از تصرف شهر یکاترینبورگ توسط ارتش سفید بازمی‌گردد. او به عنوان بازپرس ویژه مأموریت یافت تا در میان آشوب‌های جنگ داخلی، سرنوشت خانواده تزار را روشن کند.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف

مأمور ارتش سفید و لایه‌ای از سوگیری ضدبلشویکی

کتاب با جزئیاتی تکان‌دهنده به بررسی خانه ایپاتیف می‌پردازد؛ جایی که ساکالوف زیرزمین آن را به دقت وجب کرد، مسیر گلوله‌ها را در دیوارها تحلیل کرد و با روش‌های ابتدایی اما دقیق آن زمان، آثار خون پاک‌شده را یافت. بخش وسیعی از گزارش به تحقیقات او در معدن گانینا یاما و جنگل‌های اطراف اختصاص دارد. او در این مناطق موفق شد صدها قطعه از اشیای شخصی از جمله جواهرات خرد شده، سگک‌های کمربند، قطعات لباس و بقایای استخوانی را پیدا کند که با اسید سولفوریک و آتش تخریب شده بودند. این اسناد به همراه متن بازجویی از نگهبانان و شاهدان محلی، تصویری سرد و هولناک از نحوه اجرای قتل‌ها و انتقال اجساد ارائه می‌دهند که در نهایت به نتیجه‌گیری قطعی او مبنی بر مرگ تمامی یازده نفر منجر شد.

نقاط قوت کتاب در ارزش تاریخی بی‌بدیل و دقت روش‌شناختی آن نهفته است. ساکالوف در زمانی که هنوز تکنولوژی‌های پیشرفته امروزی وجود نداشت، از روش‌های نوین نقشه‌برداری جنایی و تحلیل فیزیکی استفاده کرد که اعتباری علمی به کار او می‌بخشد. اگر فداکاری و سرعت عمل او در جمع‌آوری شواهد پیش از بازگشت ارتش سرخ نبود، بخش بزرگی از حقیقت برای همیشه مدفون می‌ماند. با این حال، کتاب محدودیت‌هایی نیز دارد. بزرگ‌ترین ضعف تحقیقات او عدم کشف مدفن اصلی اجساد بود؛ او به اشتباه تصور می‌کرد که تمامی اجساد کاملا نابود شده‌اند، در حالی که دهه‌ها بعد مشخص شد بقایا در مکانی دیگر دفن شده بودند که ساکالوف موفق به یافتن آن نشد. همچنین، گرایش‌های سیاسی او به عنوان مأمور ارتش سفید می‌تواند لایه‌ای از سوگیری ضدبلشویکی به متن اضافه کند، گرچه این موضوع بر ارزش فیزیکی شواهد گردآوری‌شده سایه نمی‌اندازد.

در نتیجه‌گیری باید گفت که کتاب «قتل خانواده سلطنتی» صرفا یک گزارش اداری نیست، بلکه سندی از پایان یک عصر و آغاز دوران پرآشوب جدید در روسیه است. ساکالوف با نگاهی واقع‌بینانه و عاری از احساسات‌گرایی، نشان داد که چگونه واقعیت‌های سخت مادی می‌توانند بر افسانه‌پردازی‌های سیاسی غلبه کنند. این اثر به عنوان یک پرونده جنایی ماندگار، مبنای تمامی تحقیقات ژنتیکی و تاریخی در دهه‌های بعدی شد و ثابت کرد که حقیقت، هرچند زیر لایه‌های خاک و اسید پنهان شده باشد، سرانجام راهی برای بازگشت به تاریخ پیدا می‌کند. مطالعه این کتاب برای هر کسی که به دنبال درک عمیق‌تر از زوایای پنهان تاریخ روسیه و مکانیسم‌های تحقیقات جنایی در ابعاد کلان است، تجربه‌ای ضروری و روشنگر خواهد بود.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف

صفحات غم‌انگیز رنج‌های تزار روسیه

نیکلای ساکالوف در مقدمه کتاب نوشته است: «مأموریت انجام تحقیقات درباره قتل فرمانروا امپراتور نیکالای دوم و خانواده‌اش بر عهده من گذاشته شد. در حد و حدود قانونی سعی کردم هر چه می‌توانم برای یافتن حقیقت و پاسداشت آن برای نسل‌های آینده انجام دهم. من حتی تصورش را هم نمی‌کردم که روزی مجبور بشوم خودم این «حقیقت» را بازگو کنم و امیدوار بودم حکومت ملی روسیه با حکم معتبر خود چنین کاری را انجام دهد ولی واقعیت تلخ نوید فراهم آمدن شرایط مساعد برای چنین امری را در آینده نزدیک نمی‌دهد و زمان بیرحم مُهر فراموشی‌اش را بر همه چیز می‌زند. به هیچ وجه ادعا ندارم که تمام حقایق را می‌دانم و از تمامی واقعیت‌ها آگاهم ولی سخن من این است که تا این لحظه من بیش از هر کس دیگری از «حقیقت» آگاهم.

صفحات غم‌انگیز رنج‌های تزار حکایت از رنج‌های روسیه دارند و من هنگامی که تصمیم گرفتم سوگند حرفه‌ای خود را در مورد عدم افشای جزئیات پرونده‌ها بشکنم، با آگاهی بر این که خدمت به قانون در حقیقت خدمت به سعادت مردم است، تمام بار مسئولیت را پذیرفتم. اذعان دارم که ذهن کنجکاو انسان در این تحقیقات برای بسیاری از پرسش‌ها پاسخی نخواهد یافت چرا که تحقیقات با محدودیت‌های بسیار همراه هستند و موضوع اصلی تحقیقات قتل است ولی قربانی این جنایت، فردی است که عالی‌ترین مقام کشور بوده و سال‌های طولانی بر یکی از قدرتمندترین ملت‌ها حکمرانی کرده است. مانند هر واقعیت دیگری این جنایت در فضا و زمان و به ویژه در شرایط مبارزه عظیم مردم برای سرنوشت خود صورت گرفته است.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف
آرامگاه رومانوف‌ها و همراهان در کلیسای سنت کاترین در کلیسای جامع پیتر و پل

جنایتی که تبدیل به «رخدادی تاریخی» شد

هر دوی این عوامل یعنی شخصیت فرد قربانی و واقعیتی که بنا بر شرایط آن، این جنایت رخ داده است، به این جنایت ویژگی خاصی می‌بخشند و باعث شده‌اند این جنایت تبدیل به «رخدادی تاریخی» شود. یکی از ویژگی‌های متمایزکننده ملت بزرگ توانایی آن ملت برای به پاخاستن پس از افتادن است. هر قدر هم که این ملت به شدت تحقیر شده باشد ولی باز هم زمانی فرا خواهد رسید که این ملت نیروهای اخلاقی گم شده خود را جمع می‌کند و آن را در یک فرد بزرگ یا عده‌ای از انسان‌های بزرگ مجسم می‌کند و این افراد این ملت را در مسیر تاریخی صحیحی که به صورت موقت رها شده بود هدایت می‌کنند.

بررسی هر روند تاریخی بدون در نظر گرفتن گذشته عملی غیر عقلانی است. در این گذشته ما جنایتی سنگین وجود دارد و آن قتل تزار و خانواده‌اش است. من درصدد هستم با بیان حقیقت این ماجرا به مردم میهن خویش خدمت کنم به همین دلیل و با توجه به سخن مورخ بزرگ روس کلوچیفسکی من نیز سعی کردم صرف نظر از این که ممکن است هرازگاهی چقدر خاطرات شخصی من از آن چه از سرگذراندم وسوسه‌آمیز باشد ولی حقایق را فقط بر مبنای داده‌های تحقیقات حقوقی دقیق بیان کنم. ابتدا باید دانست که چگونه این تحقیقات شکل گرفتند.»

فرجام تراژیک خاندان رومانوف
اجساد به سردخانه گورستان کلیسای سنت کاترین در آلاپایفسک منتقل شدند

پول‌هایی که استالین از بانک‌های دولتی به سرقت می‌برد

هنگامی که نیکالای دوم در سال ۱۸۹۴ قدرت را به دست می‌گیرد، کشور را در مسیر پیشرفتی قرار می‌دهد که حتی قسم خورده‌ترین دشمنانش نیز نمی‌توانند آن را انکار کنند. طلوعی در کتاب «از لنین تا پوتین» درباره یازده سال اول حکومت نیکالای دوم چنین نوشته است: «روسیه با پیشرفت‌های سریع در جهت صنعتی شدن، طی یازده سال سلطنت نیکالای دوم به یکی از کشورهای پیشرفته صنعتی جهان تبدیل شد و تولیدات صنعتی آن طی ده سال دو برابر شده بود. روسیه که تا اواخر قرن نوزدهم یک کشور کشاورزی به شمار می‌آمد و قسمت اعظم احتیاجات خود را به کالاهای صنعتی از خارج وارد می‌کرد اکنون به مرحله خودکفایی رسیده و حتی بعضی بعضی از مصنوعات خود را به خارج صادر می‌کرد. تعداد کارگران در واحدهای صنعتی به چهار میلیون نفر بالغ می‌شد و توسعه شبکه خطوط راه آهن که در سال ۱۹۰۵ به هفتاد هزار کیلومتر می‌رسید نقاط دورافتاده این کشور پهناور را به یکدیگر متصل می‌ساخت.

با حمایت‌های مالی و تسلیحاتی آلمانی‌ها از لنین و همچنین پول‌هایی که دزدانی همچون استالین از بانک‌های دولتی به سرقت می‌برند بلشویک‌ها، شورشی مسلحانه را در ماه اکتبر علیه «دولت موقت» که خود نیز با کودتا به روی کار آمده بود به راه می‌اندازند و در نهایت موفق می‌شوند قدرت را در دست بگیرند ولی لنین و یارانش که تجربه‌ای از کشورداری نداشتند از همان ماه‌های نخست با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند. طلوعی در کتاب «از لنین تا پوتین»، در این خصوص نوشته: «لنین همفکران او که در تمامی عمر به انقلاب و تخریب می‌اندیشیدند، مشکلات حکومت و سازندگی را تجربه نکرده بودند و به همین جهت از نخستین ماه‌های حکومت خود با چنان مشکلاتی مواجه شدند که برای غلبه بر آن‌ها و جلوگیری از طغیان عمومی چاره‌ای جز توسل به زور و تشدید اختناق نداشتند. کارخانه‌ها بر اثر عدم توانایی یا محصول آنها به کمتر از نصف کاهش یافت. دهقانان که جانشین مالکین شده نالایقی مدیران جدید و نارضایی و کم کاری کارگران و کمبود مواد اولیه از کار افتادند و بودند و فشار ملاکین را بر سر خود نمی‌دیدند، تنبل شدند و در کاشت و برداشت محصول جدیت از خود نشان نمی‌دادند.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف
زیرزمینی که خانوادهٔ رومانوف در آن کشته شدند

«کشور» و «ملت» در اندیشه آنها کوچکترین جایگاهی نداشت

حوادثی که پس از کناره‌گیری نیکالای دوم رخ می‌دهد به درستی اندیشه‌های او صحه می‌گذارد و اگر کودتای «دولت موقت» علیه تزار و کودتای بلشویک‌ها علیه «دولت موقت» رخ نمی‌داد و حکمرانی نیکالای دوم ادامه می‌یافت و جنگ جهانی اول با شکست آلمان در زمان حیات امپراتوری روسیه پایان می‌یافت، ورق برای کشور و ملت بزرگ روس به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. با اذعان به وجود مشکلاتی در ساختار حکومتی نیکالای دوم، با اصلاحاتی می‌شد آنها را مرتفع کرد ولی مقامات تازه به دوران رسیده «دولت موقت» و پس از آن‌ها «بلشویک‌های» جنایتکار که مفاهیمی نظیر «کشور» و «ملت» در اندیشه آنها کوچکترین جایگاهی نداشت، امپراتوری روسیه و آرمان‌های آن را به کلی به نابودی کشاندند. روشنفکران خود فروخته‌ای که نظامیان و کارگران را به خیابان‌ها کشاندند و آنهایی که از روی ناآگاهی و عقده‌های روانی دست به عصیان و شورش زدند، به ناگاه خود قربانی هیولایی شدند که آفریده بودند و همگان گرفتار توحشی سازمان یافته شدند که هیچ بشری از آن در امان نبود.

آن گونه که طلوعی در کتاب «از لنین تا پوتین» می‌نویسد: «آماری که خروشچف در جریان کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی از تعداد تصفیه‌شدگان سطح بالا طی دوران استالین ارائه می‌دهد از ۱۹۵۶ نماینده کنگره هفدهم حزب کمونیست شوروی که قدرت و اختیارات دیکتاتوری استالین را تثبیت کردند، ۱۱۰۸ نفر یعنی نزدیک به دوسوم مجموع نمایندگان در این گزارش از مجموع ۱۳۹ نفر اعضا و نامزدهای عضویت کمیته مرکزی حزب نیز که در دوران مشمول تصفیه قرار گرفتند و عده کثیری از آن‌ها تیرباران شدند به موجب همین کنگره هفدهم انتخاب شده بودند ۹۸ نفر و به عبارت دیگر هفتاد درصد آنان در جریان تصفیه‌های خونین ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ بازداشت و تیرباران شدند.» این آمار جدا از پرونده‌سازی‌هایی است که افراد عادی علیه یکدیگر و برای حفظ بقا و یا بهبود وضعیت معیشتی و شغلی خود انجام می‌دادند و به هر رذیلتی دست می‌زدند.

فرجام تراژیک خاندان رومانوف
وسایل بازیابی‌شده رومانوف‌ها

چگونگی رابطه لنین با آلمانی‌ها پیش از رسیدنش به قدرت

و اما مورد دیگری که باید به آن اشاره شود کمک‌های مالی خارجی و به ویژه آلمانی‌ها به لنین و یارانش است که اسناد بسیار زیادی در این خصوص موجود است و در این کتاب نیز به آنها اشاره شده. جالب است که در تمام دوران شوروی از لنین خدایگانی ساخته شده بود که هر اقدامش در جهت منافع کشور بوده و مردم ناآگاه نیز این قرائت حاکمیت را با چشمانی بسته می‌پذیرفتند ولی بد نیست فقط به گوشه‌ای از روابط لنین با آلمانی‌ها از کتاب «از لنین تا پوتین» اشاره‌ای شود: «درباره چگونگی رابطه لنین با آلمانی‌ها پیش از رسیدنش به قدرت آلکساندر سولژنیتسین نویسنده معروف روس که پس از تبعید از شوروی در سال ۱۹۷۴ مدتی در زوریخ به سر برد، به اسناد و مدارک جالب توجهی دست یافت و اطلاعات خود را درباره این ماجرا در کتابی تحت عنوان «لنین» در زوریخ در سال ۱۹۷۵ منتشر کرد.

یک نویسنده کمونیست فرانسوی صحت مدارک و مطالب این کتاب را مورد تردید قرار داد و سولژنیتسین در مقاله‌ای که در پاسخ این نویسنده در شماره مورخ آوریل ۱۹۸۰ مجله فرانسوی «تاریخ» منتشر کرد جزئیات بیشتری درباره رابطه لنین و آلمانی‌ها در زمان جنگ جهانی اول افشا کرد. بر اساس نوشته سولژنیتسین، آلمانی‌ها پول کلانی برای تشدید حرکت‌های انقلابی در روسیه در اختیار لنین گذاشته بودند... از جمله مدارکی که سولژنیتسین در کتاب «لنین در زوریخ» به آن استناد کرده نامه وزارت امور خارجه آلمان درباره تأمین هزینه انتشار «پراودا» و سایر نشریات تبلیغاتی بلشویک‌ها در سال ۱۹۱۷ است. در مقاله سولژنیتسین در مجله فرانسوی «تاریخ» به مدرک دیگری نیز استناد شده است که حاکی از پرداخت روزانه پنج تا ده روبل به کسانی است که در تظاهرات بلشویک‌ها در فاصله ماه‌های آوریل تا نوامبر ۱۹۱۷ شرکت می‌کرده‌اند!

فرجام تراژیک خاندان رومانوف
عکس یادگاری بلشویک‌های اورال، دخیل در قتل رومانوف‌ها در محل دفن اجساد (۱۹۲۴)

«واگن پلمپ شده» و گروه بزرگی از انقلابی‌های مهاجر روس

سولژنیتسین مدعی است که فقط طلا و پول آلمانی‌ها میتوانست جوابگوی هزینه سنگین تیراژ چند میلیونی «پراودا» و اوراق و نشریات تبلیغاتی بلشویک‌ها و مخارج به راه انداختن تظاهرات خیابانی روزمره آن‌ها در ماه‌های آوریل تا نوامبر ۱۹۱۷ باشد. علاوه بر تمام این هزینه‌ها، باید هزینه‌های اقامت لنین و یارانش در اروپا و به ویژه آلمان و اختصاص قطاری ویژه برای رساندن آنها به روسیه در مراحل مختلف شورش‌ها و نا آرامی‌ها را نیز اضافه کرد. در یکی از اسناد آلمانی‌ها از این قطارها با عنوان «واگن پلمپ شده» یاد شده که در اصل شامل سه قطاری بوده که در آوریل ۱۹۱۷ از سوئیس و از طریق آلمان به روسیه می‌رود و گروه بزرگی از انقلابی‌های مهاجر روس را همراه خود به داخل روسیه می‌برد و از واگنی که لنین در آن اقامت داشته با این عنوان یاد شده است. در این خصوص اسناد بسیاری موجود است و در این کتاب نیز به آنها اشاره شده است.

کتاب‌های بسیاری (به‌ویژه در این اواخر) در قفسه‌های کتابفروشی‌ها و مقاله‌های بسیاری در مجله‌ها دیده می‌شوند که در آن‌ها نویسندگان‌شان تحت تاثیر احساساتی گوناگون و با برداشتی که با خودشات از برخی صحنه‌های این رویداد تاریخی دارند، بارها و بارها به بیان این کشتار می‌پردازند. با این حال مجموعه اصلی اسنادی که به رویداد مهم ۱۷ جولای ۱۹۱۸ مربوط می‌شوند، کتاب ساکالوف است. با توجه به اهمیت تاریخی اسناد تصویری که در تحقیقات نیکلای ساکالوف (برلین ۱۹۲۵) گردآوری شده‌اند و باوجود کیفیت پایین عکس‌ها از آن‌ها در چاپ این کتاب استفاده شده است.

کتاب «قتل خانواده سلطنتی» نوشته نیکلای ساکالوف با ترجمه شهرام همت‌زاده در ۶۲۱ صفحه و با قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان از سوی نگارستان اندیشه منتشر شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها