دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۱
ارامنه چگونه ۳۰۰ سال پیش در اصفهان تجربه چاپ را شکل دادند؟

اصفهان- تجربه چاپ در جلفای نو از یک نیاز فرهنگی و آموزشی برای تأمین کتاب دانش‌آموزان از حوالی سال ۱۶۳۸ میلادی آغاز شد، اما به‌تدریج به تجربه‌ای برای تولید بومی کتاب انجامید؛ تجربه‌ای که با شبکه تجاری و فرهنگی ارامنه پیوند خورد و بخشی مهم از تاریخ چاپ و نشر اصفهان را شکل داد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: تاریخ چاپ در اصفهان را نمی‌توان صرفاً از زمانی روایت کرد که چاپخانه‌های جدید با سازوکارهای صنعتی وارد شهر شدند. بخشی از این تاریخ، به دوره‌ای بازمی‌گردد که کتاب چاپی هنوز پدیده‌ای تازه بود و جامعه‌ای که پیش‌تر دانش و میراث مکتوب خود را عمدتاً از مسیر نسخه‌های خطی منتقل می‌کرد، به‌تدریج با امکان بازتولید کتاب مواجه شد. در این میان، تجربه ارامنه جلفای نو از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ تجربه‌ای که به گفته مسئول آرشیو کلیسای وانک، از تلاش برای فراهم کردن کتاب‌های مورد نیاز جامعه ارمنی آغاز شد و در ادامه، با وجود وقفه‌های طولانی، به یکی از نخستین تجربه‌های سازمان‌یافته چاپ در اصفهان انجامید.

جلفای نو تنها یک محل استقرار جامعه ارمنی نبود؛ شبکه‌ای از ارتباطات تجاری و فرهنگی بود که دامنه آن به نقاط مختلف آسیا و اروپا می‌رسید. تاجران و خانواده‌های ثروتمند ارمنی که میان جلفای نو و مراکز مختلف رفت‌وآمد داشتند، با تحولات فرهنگی و فناوری‌های جدید آشنا می‌شدند و در مواردی از انتقال و پشتیبانی مالی این تجربه‌ها حمایت می‌کردند. در چنین بستری، تجربه «خاچاطور کساراتسی» و شکل‌گیری چاپخانه کلیسای وانک را باید در متن ارتباط میان مدرسه، کلیسا، کتاب، نسخه خطی، شبکه‌های تجاری و رفت‌وآمدهای فرامرزی ارامنه بررسی کرد؛ نه صرفاً به‌عنوان داستان تأسیس یک دستگاه چاپ.

از سوی دیگر، آرشیو کلیسای وانک می‌تواند برای بازسازی بخش‌هایی از این تاریخ اهمیت ویژه‌ای داشته باشد؛ زیرا در آن، اسناد و اوراقی درباره فعالیت چاپخانه، کارکنان آن و نمونه‌های چاپی دوره‌های مختلف نگهداری شده است. این اسناد در کنار خود کتاب‌های چاپ‌شده، امکان بررسی تفاوت میان چاپخانه و ناشر و نیز مسیر تاریخی گذار از چاپ مذهبی به تولیدات متنوع‌تر را فراهم می‌کنند. در همین چارچوب، ایبنا با توما گالستانیان، مسئول آرشیو کلیسای وانک، درباره نقش ارامنه اصفهان و جلفای نو در شکل‌گیری و تحول تجربه چاپ و نشر در اصفهان گفت‌وگو کرده است.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷
موزه کلیسای وانک اصفهان

اگر تاریخ نشر اصفهان را نه از نخستین ناشر رسمی، بلکه از نخستین مواجهه شهر با کتاب چاپی روایت کنیم، نقش ارامنه جلفای نو از کجا آغاز می‌شود؟

برای بررسی این موضوع باید به سال‌های ابتدایی حضور ارامنه در جلفای نو بازگردیم. ارامنه در دوره شاه عباس به ایران منتقل شدند و حدود چند دهه بعد، مسئله کتاب چاپی در میان آنان مطرح شد.

در این دوره، خاچاطور گساراتسی، که پیشوای مذهبی وقت بود، برای مدتی حدود هشت سال از مسئولیت خود کناره‌گیری کرد و به اروپا رفت. در همان دوره با کتاب‌های چاپی و سهولت استفاده از آنها مواجه شد. وقتی به اصفهان بازگشت، این تجربه در ذهن وی باقی مانده بود و به این فکر افتاد که از کتاب چاپی برای دانش‌آموزان ارمنی و مدرسه‌ای که در مجموعه کلیسای وانک راه‌اندازی کرده بود، استفاده کند.

بنابراین، ایده چاپ در اصفهان از یک نیاز مشخص آموزشی و فرهنگی آغاز شد؛ یعنی فراهم کردن کتاب برای نسل جدیدی که در مدرسه آموزش می‌دید. تا پیش از آن، طبیعی بود که نسخه‌های خطی، چه آثاری که ارامنه با خود آورده بودند و چه آثاری که پس از استقرار در اصفهان نوشته می‌شدند، جایگاه اصلی را داشته باشند.

در آن مقطع، هنوز صحبت از روزنامه و مجله به معنای امروزی نبود و تمرکز اصلی بر چاپ کتاب، به‌ویژه کتاب‌هایی با مضامین مذهبی و روحانی، قرار داشت.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷
خاچاطور گساراتسی، پیشوای مذهبی ارامنه اصفهان که برای اولین بار دستگاه چاپ را به اصفهان آورد

ادعا درباره آغاز چاپ ارامنه در اصفهان چگونه می‌تواند از سطح روایت شفاهی به یک روایت مستند تاریخی منتقل شود؟ چه اسنادی این موضوع را تأیید می‌کند؟

یکی از بهترین منابع، خود کتاب‌هایی هستند که در سال‌های ابتدایی چاپ شدند. در انتهای این کتاب‌ها بخش‌هایی وجود دارد که اطلاعاتی درباره شرایط چاپ، زمان چاپ و افرادی که در تولید آن نقش داشته‌اند، ارائه می‌کند.

در یادداشت‌های مربوط به کتاب‌های چاپ‌شده در سال‌های ابتدایی، از جمله آثاری که به سال ۱۶۳۸ میلادی مربوط می‌شوند، درباره چگونگی انجام این فعالیت توضیح داده شده است. این یادداشت‌ها برای ما اهمیت زیادی دارند، چون فقط با یک روایت شفاهی مواجه نیستیم و خود آثار چاپی اطلاعاتی درباره فرایند تولیدشان ارائه می‌کنند.

نکته جالب این است که در این یادداشت‌ها تأکید شده تمامی اجزای مورد نیاز برای چاپ حاصل کار خود افراد بوده است. یعنی مسئله فقط تهیه یک دستگاه آماده و آوردن آن از جایی دیگر نبوده است. کاغذ، جوهر، دستگاه چاپ، حروف و حتی بخش‌هایی از فرایند صحافی در همان مجموعه و با امکانات و دانش موجود ساخته یا آماده می‌شده است.

بنابراین در آن مرحله اولیه، با یک تجربه ساخت و تولید مواجه هستیم که از صفر تا صد آن در داخل مجموعه انجام می‌شده است.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷
سومین دستگاه چاپ در جلفای اصفهانساخت کشور انگلیسسال ۱۸۴۱ میلادی

پس می‌توان گفت چاپخانه اولیه وانک بیشتر یک تجربه بومی‌شده تولید چاپ بود تا صرفاً انتقال یک دستگاه چاپ از اروپا؟

بله، دست‌کم بر اساس اسناد و توضیحاتی که درباره آن دوره وجود دارد، موضوع به این سادگی نبود که یک دستگاه چاپ و حروف آماده از اروپا وارد شده باشد و در اصفهان مورد استفاده قرار گرفته باشد.

خاچاطور کساراتسی چیزی را که در اروپا دیده بود با خود به معنای انتقال کامل فناوری نیاورده بود. تجربه وی بیشتر مشاهده کتاب چاپی و آشنایی با نتیجه این فناوری بود. بعد از بازگشت، ایده چاپ کتاب را دنبال کردند و تلاش شد اجزای مورد نیاز برای این کار در همان‌جا فراهم شود.

در مراحل اولیه، حروف مورد استفاده، دستگاه، کاغذ، جوهر و حتی صحافی در داخل مجموعه تهیه می‌شد. این مسئله نشان می‌دهد که با وجود محدود بودن دانش فنی، یک تلاش جدی برای تبدیل یک ایده به یک فرایند عملی شکل گرفته بود.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷

آیا فعالیت اولیه چاپخانه وانک را می‌توان از همان ابتدا نشر دانست یا باید میان چاپ، تکثیر، انتشار و نشر تمایز قائل شد؟

به نظر من باید در این زمینه با احتیاط صحبت کرد. ما یک دوره انتقال از نسخه خطی به نسخه چاپی داریم و این انتقال به‌سادگی اتفاق نیفتاده است.

اینکه امروز از آن دوره با نگاه مثبتی صحبت می‌کنیم و آن را به‌عنوان یکی از تجربه‌های اولیه چاپ می‌شناسیم، نباید باعث شود ساختار آن دوره را با مفهوم امروزی نشر یکی بدانیم. در آن زمان فعالیت چاپ با مشکلات زیادی روبه‌رو بود.

حتی در همان سال‌های ابتدایی، با مخالفت‌هایی مواجه شد و فعالیت چاپی پس از چاپ حدود هشت کتاب با یک وقفه چندساله روبه‌رو شد. بعد دوباره برای مدت کوتاهی فعالیت ادامه پیدا کرد و چند کتاب مذهبی دیگر چاپ شد و سپس وقفه‌ای بسیار طولانی، در حدود دو قرن، اتفاق افتاد.

بنابراین اگر بخواهیم از اصطلاح نشر استفاده کنیم، باید منظورمان را مشخص کنیم. در آن دوره چاپخانه وجود داشت و کتاب تولید می‌شد، اما اینکه آن را با مفهوم ناشر، مؤسسه انتشاراتی یا صنعت نشر امروزی یکی بدانیم، نیازمند احتیاط است.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷
«زبور داوود»کپی اولین کتاب چاپ شده در چاپخانه زبان: ارمنیسال ۱۶۳۸ میلادی
«اعمال پدران کلیسا» اصل دومین کتاب چاپ شده در چاپخانهزبان: ارمنیسال ۱۶۴۱ میلادی

نخستین کتاب‌های چاپ‌شده چه ویژگی‌هایی داشتند و چه نسبتی با نسخه‌های خطی داشتند؟

در نمونه‌های اولیه، روند پیشرفت کاملاً قابل مشاهده است. کتاب نخست بسیار ساده است، کتاب دوم از نظر کیفیت و شکل چاپ بهتر می‌شود و در کتاب سوم پیشرفت بیشتری دیده می‌شود.

این نشان می‌دهد که افرادی که در چاپخانه کار می‌کردند، به‌تدریج مشکلات فنی را شناسایی و برطرف می‌کردند؛ مشکلاتی که به حروف، دستگاه و سایر مراحل چاپ مربوط می‌شد.

از طرف دیگر، در چاپ‌های اولیه تلاش می‌شد شکل کتاب به نسخه‌های خطی نزدیک باشد. ارامنه برای نسخه خطی ارزش زیادی قائل بودند و بنابراین کتاب چاپی قرار نبود الزاماً ظاهر کاملاً متفاوتی از نسخه خطی داشته باشد. تلاش می‌کردند نمونه چاپی تا حد امکان شباهت خود را به نمونه‌های قدیمی حفظ کند.

این مسئله از نظر تاریخ کتاب اهمیت دارد، چون نشان می‌دهد گذار از نسخه خطی به کتاب چاپی صرفاً یک تغییر فنی نبود؛ عادت‌های فرهنگی و ارزش‌هایی که درباره نسخه خطی وجود داشت نیز در شکل‌گیری کتاب چاپی تأثیر می‌گذاشت.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷
قالب‌های حروف و حروف قالبگ‌یری شده استفاده شده در چاپخانه جلفای اصفهان سال ۱۶۴۶ میلادی

چرا این تجربه اولیه چاپ با وقفه‌های طولانی مواجه شد؟

دلایل مختلفی وجود داشت و نمی‌توان گفت فعالیت چاپ به‌راحتی پذیرفته شد و بعد به‌طور مستمر گسترش پیدا کرد. همان‌طور که اشاره کردم، در ابتدای کار فقط چند کتاب چاپ شد و بعد وقفه اتفاق افتاد. پس از یک دوره کوتاه فعالیت دوباره، باز هم توقف طولانی پیش آمد.

این نشان می‌دهد که مشکلات مختلفی بر سر راه فعالیت چاپ وجود داشته است. در آن زمان این صنعت با موانع و محدودیت‌های متعددی مواجه بود و نمی‌توان تصور کرد که با راه‌اندازی چاپخانه، بلافاصله یک ساختار گسترده انتشاراتی شکل گرفته باشد.

در نیمه دوم قرن نوزدهم شرایط تا حدی تغییر کرد و در دیگر نقاط ایران نیز فعالیت چاپ آرام‌آرام گسترش یافت. در همین دوره، چاپخانه وانک نیز دوباره رونق بیشتری پیدا کرد و فعالیت‌های متنوع‌تری در آن شکل گرفت.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷

در دوره‌ای که چاپخانه وانک با وقفه مواجه بود، شبکه تجاری ارامنه چه نقشی در حفظ و انتقال تجربه چاپ داشت؟

به نظرم در این زمینه نقش تاجران و ارامنه ثروتمند بسیار مهم است. این افراد در شبکه تجارت ایران فعالیت داشتند و رفت‌وآمدشان از شرق آسیا تا نقاط مختلف اروپا ادامه داشت.

در این سفرها با جوامع مختلف، فعالیت‌های فرهنگی و اختراعات و پیشرفت‌هایی که در اروپا اتفاق می‌افتاد، آشنا می‌شدند. نباید فراموش کنیم که این دوره هم‌زمان با تحولات مهم اروپا بود.

این تاجران و خانواده‌های ثروتمند ارمنی در بسیاری از موارد مشوق نوآوری بودند. گاهی نیز از نظر مالی حمایت می‌کردند تا برخی تجربه‌ها و فناوری‌ها در ایران و به‌خصوص در اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.

اهمیت این شبکه فقط اقتصادی نبود. فعالیت‌های اقتصادی به‌تدریج آثار فرهنگی و اجتماعی خود را نیز در جامعه ارمنی و جامعه ایرانی می‌گذاشت.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷

ارتباط جلفای نو با هند و اروپا چه اثری بر استمرار فرهنگ چاپ ارمنی داشت؟

در همان دوره‌هایی که فعالیت چاپ در اصفهان با مشکل مواجه بود، ارامنه در نقاط دیگری از هند تا شهرهای مختلف اروپا فعالیت‌های چاپی خود را توسعه دادند.

بسیاری از این ارتباطات از جلفای نو شکل می‌گرفت. خانواده‌هایی از جلفای نو به نقاط دیگر مهاجرت می‌کردند، شبکه‌های تجاری خود را شکل می‌دادند و فعالیت‌های مختلف فرهنگی را نیز در همان نقاط دنبال می‌کردند. در زمینه چاپ هم بخشی از این تجربه در خارج از اصفهان ادامه پیدا کرد. یعنی اگر امکان ادامه فعالیت در اصفهان فراهم نبود، ایده و تجربه چاپ در دیگر مراکز ارمنی متوقف نمی‌شد.

این ارتباطات باعث شد جلفای نو همچنان به‌عنوان یک نقطه مرجع باقی بماند. بسیاری از این افراد نسبت بسیار نزدیکی با جلفای نو داشتند و آن را زادگاه خود می‌دانستند و در مواردی تصمیمات و فعالیت‌هایشان را با مسئولان و روحانیون جلفای نو هماهنگ می‌کردند.

چه زمانی چاپخانه وانک از تولید عمدتاً مذهبی فاصله گرفت و به سمت تولیدات متنوع‌تر رفت؟

یک نقطه مهم در این روند، دوره‌ای است که پس از وقفه طولانی، دستگاه چاپ جدیدی به کلیسا اهدا شد. تاریخ دقیق آن را الان با اطمینان کامل در ذهن ندارم و فکر می‌کنم حدود سال ۱۸۷۲ باشد.

از این دوره، چاپ کتاب‌هایی برای آموزش زبان ارمنی بیشتر دیده می‌شود. یعنی موضوع فقط کتاب مذهبی نیست و کتاب‌هایی برای آموزش زبان نیز چاپ می‌شوند.

بعدتر، آگهی‌ها، کارت‌های دعوت، چاپ‌های منفرد و نمونه‌های دیگر نیز به مجموعه تولیدات اضافه می‌شوند. در مجموع نزدیک به ۵۰۰ عنوان چاپ شده است.

به این ترتیب، از اواخر قرن نوزدهم به بعد می‌توان نوعی تغییر مسیر را مشاهده کرد؛ یعنی فعالیتی که در ابتدا عمدتاً مذهبی بود، به‌تدریج به سمت چاپ‌های عمومی‌تر و متنوع‌تر حرکت می‌کند.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷

در این راستا ورود حروف فارسی به چاپخانه وانک در سال ۱۹۰۴ چه اهمیتی داشت؟

تا پیش از آن، آنچه چاپ می‌شد عمدتاً به زبان ارمنی بود. در سال ۱۹۰۴ حروف فارسی نیز به فعالیت چاپخانه اضافه شد و از این زمان نمونه‌هایی از استفاده از زبان فارسی را در اسناد و اعلامیه‌هایی که امروز در آرشیو داریم، مشاهده می‌کنیم.

این اتفاق از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد چاپخانه دیگر صرفاً در چارچوب تولید آثار ارمنی فعالیت نمی‌کرد و امکان استفاده از خط و زبان فارسی نیز به مجموعه امکانات آن اضافه شده بود.

البته باید توجه کرد که این تغییر به معنای آن نیست که چاپخانه ناگهان به یک چاپخانه بزرگ فارسی تبدیل شد. فعالیت آن همچنان محدودیت‌های خود را داشت، اما ورود حروف فارسی یک مرحله مهم در گسترش دامنه تولیدات چاپی آن محسوب می‌شود.

نخستین چاپ‌های ارمنی چه نسبتی با جامعه فارسی‌زبان اصفهان داشتند؟

در دوره ابتدایی تقریباً ارتباط مستقیمی با جامعه فارسی‌زبان نداشتند. علت هم روشن است؛ چاپخانه با زبان ارمنی آغاز به کار کرده بود و هدف اولیه آن فراهم کردن کتاب برای جامعه ارمنی و دانش‌آموزان مدرسه بود.

بخش قابل توجهی از آثار اولیه نیز مذهبی بود و به مسیحیت و کتاب‌های مقدس مربوط می‌شد. بنابراین طبیعی است که مخاطب اصلی آن جامعه ارمنی باشد.

بعدتر، با ورود حروف فارسی، این وضعیت تغییر کرد. در فهرستی که میناسیان از کتاب‌ها و نسخه‌های چاپ‌شده در چاپخانه کلیسای وانک ارائه کرده است، نمونه‌هایی از کتاب‌های فارسی نیز دیده می‌شود.

بنابراین می‌توان گفت ارتباط چاپخانه با جامعه فارسی‌زبان به‌تدریج شکل گرفت، نه اینکه از همان ابتدا چنین ارتباطی وجود داشته باشد.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷

در روایت تاریخ نشر اصفهان، میان چاپخانه‌های اولیه و ناشران دوره‌های متأخر چه حلقه‌ای وجود دارد؟

در این زمینه من نمی‌توانم با قطعیت از یک حلقه مشخص یا مجموعه‌ای از ناشران نام ببرم. در اسناد آرشیوی که در اختیار داشته‌ام، دست‌کم تاکنون به مواردی برخورد نکرده‌ام که بتوان بر اساس آنها گفت فلان ناشر در چاپخانه کلیسای وانک فعالیت می‌کرده یا یک مسیر مشخص از چاپخانه وانک به ناشران متأخر وجود داشته است.

خلیفه‌گری در طول این دوره نگهدارنده این فعالیت بوده و در آرشیو نیز اسنادی درباره افرادی که در چاپخانه کار کرده‌اند وجود دارد؛ به‌خصوص برای حدود یک سده اخیر.

اما کارکنان چاپخانه الزاماً ناشر نبوده‌اند. در بسیاری از موارد، سفارش دریافت می‌کردند و آن سفارش را چاپ می‌کردند. بنابراین نباید صرفاً به دلیل فعالیت یک فرد در چاپخانه، وی را ناشر دانست.

ما در آرشیو با طیف گسترده‌ای از موضوعات مواجهیم؛ از کتاب‌های تاریخی و کتاب‌های درسی گرفته تا موارد دیگر. اما اینکه بتوانیم برای دوره‌های ابتدایی یک فرد مشخص را به‌عنوان ناشر معرفی کنیم، نیازمند سند مشخص است.

حتی در مورد برخی روحانیونی که بنیان‌گذار این فعالیت بودند، آثار چاپ‌شده الزاماً آثار تألیفی جدید نبودند و در مواردی نسخه خطی پیش از آن وجود داشته است. به همین دلیل باید میان مؤلف، سفارش‌دهنده، چاپ‌کننده و ناشر تمایز گذاشت.

آرشیو کلیسای وانک تا چه اندازه می‌تواند این فاصله تاریخی میان چاپخانه‌های اولیه و تاریخ نشر متأخر اصفهان را روشن کند؟

آرشیو ظرفیت زیادی دارد، اما باید توجه کرد که این آرشیو همچنان در حال بازنگری و سامان‌دهی است. بخشی از اسناد و اوراق مرتبط با فعالیت‌های مختلف، از جمله چاپخانه، در آن وجود دارد.

در مورد چاپخانه، فهرست‌هایی از افرادی که در آن کار کرده‌اند وجود دارد و نمونه‌های چاپی نیز اهمیت زیادی دارند. اما این اسناد الزاماً به ما نمی‌گویند که یک ناشر مشخص چه کسی بوده یا یک مؤسسه انتشاراتی با چه ساختاری فعالیت می‌کرده است.

به همین دلیل، آرشیو می‌تواند برای بازسازی تاریخ چاپ بسیار ارزشمند باشد، اما برای بازسازی کامل تاریخ نشر باید اسناد دیگری را نیز در کنار آن قرار داد.

آنچه برای ما اهمیت دارد این است که این اسناد به‌درستی شناسایی و بررسی شوند تا بتوانیم بفهمیم چه کسانی سفارش‌دهنده بودند، چه کسانی در چاپخانه کار می‌کردند و چه نوع آثاری در دوره‌های مختلف تولید می‌شد.

کدام آثار و اسناد چاپی ارامنه اصفهان برای بازسازی تاریخ فرهنگی شهر اهمیت بیشتری دارند؟

در درجه نخست خود آثار اولیه چاپی اهمیت دارند، به‌خصوص از این جهت که روند پیشرفت فنی در آنها قابل مشاهده است. همان‌طور که گفتم، در نمونه‌های نخست، تلاش شده شکل چاپی تا حد امکان به نسخه‌های خطی نزدیک باشد.

کتاب‌های مذهبی نیز اهمیت زیادی دارند، زیرا نشان می‌دهند نیاز اصلی جامعه ارمنی در آغاز فعالیت چاپی چه بوده است. بعدها کتاب‌های آموزشی زبان ارمنی، آگهی‌ها، کارت‌های دعوت و چاپ‌های منفرد نیز به این مجموعه اضافه شدند.

همچنین اعلامیه‌هایی که به زبان فارسی چاپ شده‌اند، برای بررسی تغییر دامنه فعالیت چاپخانه اهمیت دارند. این اسناد امروز در آرشیو وجود دارند و می‌توانند برای بررسی مرحله‌ای که زبان فارسی وارد فعالیت چاپخانه شد، مورد استفاده قرار گیرند.

«جلفای نو» و آغاز تجربه چاپ اصفهان در قرن ۱۷

اگر بخواهیم مسیر چاپ اصفهان را از دوره صفوی تا قاجار، پهلوی و دوره معاصر ترسیم کنیم، سهم ارامنه اصفهان دقیقاً در کجای این خط زمانی قرار می‌گیرد؟

اگر بخواهیم این خط زمانی را ترسیم کنیم، باید ابتدا تجربه انتقال از نسخه خطی به نسخه چاپی را ببینیم. ارامنه جلفای نو در همین مرحله اولیه یک تجربه مهم را آغاز کردند؛ تجربه‌ای که با فعالیت خاچاطور کساراتسی و تلاش برای فراهم کردن کتاب‌های مورد نیاز مدرسه و جامعه ارمنی شکل گرفت.

بعد از آن، چاپخانه با وقفه‌های طولانی مواجه شد. در دوره‌ای که امکان فعالیت در اصفهان محدود بود، ارامنه در نقاط دیگری مانند هند و شهرهای مختلف اروپا به فعالیت‌های چاپی ادامه دادند و شبکه فرهنگی و تجاری آنان این تجربه را حفظ کرد.

از نیمه دوم قرن نوزدهم، با راه‌اندازی مجدد چاپخانه و ورود دستگاه جدید، دامنه تولیدات افزایش یافت. کتاب‌های آموزش زبان ارمنی، آگهی‌ها، کارت‌های دعوت و چاپ‌های مختلف تولید شد و در سال ۱۹۰۴ نیز حروف فارسی به چاپخانه اضافه شد.

در دوره معاصر، چاپخانه از نظر فناوری با چاپخانه‌های جدید شهر قابل مقایسه نیست. دستگاه‌های آن ساده‌تر هستند و توانایی انجام بسیاری از فنون چاپ جدید، کارهای رنگی و طراحی‌های پیچیده را ندارند. بنابراین امروز سهم فعالیت چاپی آن محدود است.

اما اگر بخواهیم ارزش تاریخی آن را بسنجیم، نمی‌توان این بخش را نادیده گرفت. ارامنه و خلیفه‌گری در دوره‌های مختلف، با وجود وقفه‌های بسیار طولانی و هزینه‌های زیاد، تلاش کردند این تجربه را حفظ کنند و تا امروز برسانند.

در سال‌های اخیر نیز تلاش‌هایی برای چاپ نشریات مختصر ارمنی انجام شده است. برای چندین سال، حتی بیش از ۱۰ سال، ماهنامه‌هایی به زبان ارمنی برای خانواده‌های ارمنی به‌صورت رایگان منتشر می‌شد و همچنین برای مدت بیش از ۱۵ سال، ماهنامه‌هایی با محتوای آموزشی و تعلیمات مذهبی و مسیحی برای خانواده‌های ارمنی چاپ شد. این فعالیت‌ها البته استمرار دائمی نداشته‌اند.

بنابراین اگر سهم ارامنه اصفهان را در خط زمانی چاپ و نشر بررسی کنیم، اهمیت اصلی در آغاز یک تجربه چاپی، حفظ آن در دوره‌های دشوار، انتقال ایده و تجربه از طریق شبکه‌های ارمنی و سپس گسترش تدریجی دامنه تولیدات چاپی است. اما برای نسبت دادن عنوان ناشر یا صنعت نشر به همه این دوره‌ها باید با دقت و بر اساس اسناد صحبت کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها