چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۴
دیپ‌فیک  قواعد رمان‌های جنایی را نیز تغییر داده است!

گسترش فناوری «دیپ‌فیک» تنها شیوه تولید محتوای جعلی را تغییر نداده، بلکه به اعتقاد یک نویسنده استرالیایی، قواعد روایت در رمان‌های جنایی را نیز دگرگون کرده است؛ تا جایی که در این آثار، دیگر نه تصویر و صدا، بلکه اعتماد و حقیقت به اصلی‌ترین معما تبدیل شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کرایم‌ریدز، گسترش فناوری «دیپ‌فیک» تنها به حوزه سیاست، رسانه و کلاهبرداری‌های اینترنتی محدود نمانده و به گفته یک نویسنده استرالیایی، اکنون به یکی از مهم‌ترین سوژه‌های ادبیات جنایی نیز تبدیل شده است؛ جایی که دیگر شخصیت‌های داستان و حتی خوانندگان نمی‌توانند به آنچه می‌بینند و می‌شنوند، با اطمینان اعتماد کنند.

این نویسنده در یادداشتی با اشاره به پیشرفت سریع هوش مصنوعی می‌نویسد تا کمتر از یک سال پیش تصور می‌کرد تشخیص تصاویر و ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی از نمونه‌های واقعی چندان دشوار نیست، اما امروز فضای مجازی چنان از محتوای جعلی اشباع شده که تشخیص واقعیت از جعل، بیش از هر زمان دیگری به شناخت مخاطب از زمینه و بافت رویدادها وابسته است.

او توضیح می‌دهد «دیپ‌فیک» به تصاویر، ویدئوها یا فایل‌های صوتی گفته می‌شود که با استفاده از هوش مصنوعی ساخته یا ویرایش می‌شوند تا فردی را در حال انجام یا بیان کاری نشان دهند که هرگز رخ نداده است. فناوری‌ای که زمانی تولید آن دشوار و پرهزینه بود، اکنون به ابزاری ارزان، فراگیر و باورپذیر تبدیل شده، در حالی که قوانین و نظام‌های حقوقی هنوز نتوانسته‌اند خود را با پیامدهای آن تطبیق دهند.

به گفته او، خطر دیپ‌فیک زمانی دوچندان می‌شود که به‌صورت هدفمند برای فریب افراد به کار گرفته شود. او به پرونده‌ای در هنگ‌کنگ اشاره می‌کند که در آن، یکی از کارکنان بخش مالی یک شرکت مهندسی، پس از شرکت در یک جلسه ویدئویی که همه حاضران آن با فناوری دیپ‌فیک شبیه‌سازی شده بودند، بیش از ۲۵ میلیون دلار به حساب کلاهبرداران منتقل کرد. همچنین انتشار تبلیغات جعلی با حضور چهره‌های مشهور یا ویدئوهای ساختگی از سیاستمداران را از دیگر نمونه‌های سوءاستفاده از این فناوری می‌داند.

به اعتقاد این نویسنده، همین قابلیت‌ها دیپ‌فیک را به سوژه‌ای مناسب برای رمان‌های جنایی تبدیل کرده است. او می‌گوید در چنین داستان‌هایی دیگر تنها مسئله کشف مجرم یا یافتن سرنخ نیست، بلکه شخصیت‌ها باید تصمیم بگیرند به کدام مدرک و به کدام انسان اعتماد کنند؛ وقتی حتی یک ویدئو یا فایل صوتی کاملاً متقاعدکننده نیز می‌تواند جعلی باشد.

او معتقد است دیپ‌فیک در داستان‌های جنایی، مفهوم کلاسیک «مدرک» را زیر سؤال می‌برد. اگر در گذشته تصویر یا صدای ضبط‌شده می‌توانست سندی قاطع باشد، امروز همان شواهد نیز ممکن است ساختگی باشند و همین امر شخصیت‌ها را در برابر انتخابی دشوار قرار می‌دهد؛ اینکه به آنچه چشم و گوششان گواهی می‌دهد اعتماد کنند یا به کسی که سال‌ها او را صادق و قابل اعتماد می‌شناخته‌اند.

این نویسنده همچنین هشدار می‌دهد که گسترش دیپ‌فیک تنها قربانیان بی‌گناه را با خطر ترور شخصیت مواجه نمی‌کند، بلکه راهی برای انکار مدارک واقعی نیز در اختیار افراد قرار می‌دهد. به گفته او، همان‌گونه که در سال‌های گذشته برخی افراد در واکنش به افشاگری‌ها مدعی می‌شدند «حسابم هک شده است»، اکنون نیز ممکن است ادعا کنند «دیپ‌فیک شده‌ام»؛ دفاعی که به‌ویژه برای افراد ثروتمند و صاحبان نفوذ، با بهره‌گیری از شرکت‌های مدیریت اعتبار و شبکه‌های تبلیغاتی، می‌تواند به ابزاری برای تغییر افکار عمومی تبدیل شود.

او در پایان تأکید می‌کند آنچه دیپ‌فیک را به موضوعی جذاب برای ادبیات جنایی تبدیل کرده، نه صرفاً خودِ فناوری، بلکه بحرانی است که برای مفهوم حقیقت ایجاد می‌کند. از نگاه او، وقتی دیگر نتوان به شواهد ظاهراً قطعی اعتماد کرد، حقیقت نیز کمتر بر پایه آنچه قابل اثبات است شکل می‌گیرد و بیش از گذشته به این بستگی پیدا می‌کند که چه کسی باورپذیرتر باشد، کدام روایت بیشتر تکرار شود و کدام نسخه از یک ماجرا زودتر به افکار عمومی برسد.

به باور او، رمان‌های جنایی همواره درباره کشف حقیقت، سنجش اعتبار شواهد و تشخیص فرد قابل اعتماد بوده‌اند، اما دیپ‌فیک این قواعد را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن نه‌تنها حقیقت پنهان می‌شود، بلکه ممکن است اساساً جعل شود و اعتماد انسان به چشم، گوش و قضاوت شخصی‌اش را به چالش بکشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها