دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۸
جهانگردی که جغرافیدان شد

مولف هر جا از وضع زندگی مردم سخن می‌گوید، آن‌طور بیان مطلب می‌کند که زوایای اجتماع هر شهر و ناحیه‌ای را روشن می‌سازد، هر کس امروز وضع فلاکت‌بار بندر طاهری را ببیند، هرگز باور نمی‌کند که هزار سال پیش به قول مولف «اهل سیراف و سواحل، بسا اوقات کسانی از ایشان همه عمر خود را در دریا می‌گذراندند و شنیدم که مردی سیرافی به دریا چنان انس گرفت که در حدود چهل سال از کشتی بیرون نیامد.

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- سفرنامه‌نویسی یکی از سبک‌های ادبی است که در آن شخصی که به سرزمین‌های دیگر سفر کرده، دیده‌ها، شنیده‌ها، تجربیات، رخدادها و احساساتش را دربارهٔ آن سرزمین‌ها برای آگاه کردن دیگران در قالب کتابی می‌نویسد. در ادامه پرونده «بسیار سفر باید» در این گزارش به بررسی کتاب «سفرنامه ابن‌حوقَل؛ ایران در صوره‌الارض» ترجمه و توضیح جعفر شعار چاپ انتشارات امیرکبیر می‌پردازیم:

جهانگردی که جغرافیدان شد

محمد بن علی بن حوقَل معروف به ابن حوقَل جغرافی‌دان عرب سده چهارم قمری است که در شهر نصیبین به دنیا آمد و در بغداد زندگی کرد. از جزئیات زندگی وی اطلاعات چندانی در دست نیست. وی در نصیبین واقع در بین‌النهرین علیا زاده شد ولی تاریخ ولادتش معلوم نیست. عده‌ای حدس می‌زنند که ولادت وی باید سال‌ها پیش از ۳۲۰ ق بوده باشد. تاریخ مرگ او نیز در مآخذ موجود نیامده اما احتمالاً پس از ۳۶۷ ق بوده‌ است. ابن حوقل تمایلات سیاسی به فاطمیون داشته ‌است چنانکه به گفته کراچکوفسکی، دوزی او را جاسوس فاطمیان دانسته ‌است.

وی برای نوشتن کتب خود بر پایه مشاهداتش سفری را آغاز کرد. ابن حوقَل در طی این مسیر از شمال آفریقا به اسپانیا رفت و بعد از مرزهای جنوبی صحرا به مصر و مناطق شمالی قلمرو مسلمانان و آذربایجان و ارمنستان رفته ‌است. وی مسافرت خود را به طرف شبه جزیره عربستان و عراق و خوزستان و فارس ادامه داده ‌است و در ۳۵۸ ه‍.ق به خوارزم و ماوراءالنهر رسیده ‌است. اما بعد از آن مسیر مسافرت او گم شده ‌است و اطلاعی در مورد ادامه مسیر وی در دست نیست.

از دیگر آثار وی می‌توان به کتابی اشاره کرد که وی در مورد سیسیل نوشته ‌است که مفقود شده ‌است و کتابی نیز در مورد قلمرو مسلمانان و با اقتباس از کتاب استخری و به نام «مسالک و الممالک» یا «صوره‌الارض» نگارش کرده ‌است. ابن حوقل را تنها جغرافی‌دان مسلمان دانسته‌اند که از آثارش طرحی روشن ارائه کرده ‌است.

در مقدمه چاپ دوم این کتاب جعفر شعار به دو مقاله در کتاب اشاره می‌کند: «در میان مقالات نوشته شده، دو مقاله مبسوط و ارزشمند است: یکی نوشته آقای دکتر باستانی پاریزی، مندرج در مجله راهنمای کتاب (ج۱۰، ص۲۲-۲۸ و ۱۵۲-۱۵۵) و دیگری نوشته شادروان محمدعلی امام شوشتری.»

جهانگردی که جغرافیدان شد
جعفر شعار

جعفر شعار در مقدمه به اهمیت این کتاب اشاره می‌کند: «ابن حوقل مولف کتاب، به دانش جغرافیا علاقه فراوان داشته، چنانکه خود می‌گوید: «از هنگام جوانی به خواندن کتاب‌های مسالک و ممالک سخت دلبسته بودم و مراد من آن بود که به چگونگی آداب و سنن و معارف و علوم و مذاهب گوناگون آگاه باشم.» اما چون کتب موجود روزگار خود را کافی نیافته، دست به تالیف صوره‌الارض زده است.

اگرچه مطالب کتاب بیشتر در زمینه جغرافیاست اما مولف در موارد لازم از شرح حال بزرگان و پادشاهان و امرای شهرها و توانگران و نیکوکاران و صاحبان مذاهب و نیز از بیان وقایع مهم تاریخی و اجتماعی و اشاره به زبان‌ها و لهجه‌هایی که میان اقوام گوناگون متداول بوده، غفلت نکرده است. از جمله این نکات اشارتی است به زبان مردم آذربایجان، چنانکه می‌گوید: «زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمینیه فارسی است و عربی نیز میان ایشان رواج دارد و از بازرگانان و صاحبان املاک کمتر کسی است که به فارسی سخن گوید و عربی را نفهمد و بدین زبان فصیح تکلم نکند...»

جهانگردی که جغرافیدان شد

در مورد خلیج‌فارس، ابن حوقل صریحا به گفت‌وگو پرداخته و یکی از فصول کتاب را به دریای فارس اختصاص داده است. وی علی‌رغم ادعای کسانی که نغمه «خلیج عربی» را ساز کرده، سعی در اثبات آن دارند، در هزار سال پیش علت تسمیه خلیج‌فارس را چنین شرح داده است: «دریای فارس خلیجی از بحر محیط در حد چین و شهر واق است و این دریا از حدود بلاد سند و کرمان تا فارس امتداد دارد و از میان سایر ممالک به نام فارس نامیده شده است. زیرا فارس از همه این کشورها آبادتر است و پادشاهان آنجا در روزگاران قدیم سلطه بیشتر داشتند و هم‌اکنون به همه کرانه‌های دور و نزدیک این دریا مسلط هستند و در همه بلاد دیگر کشتی‌هایی که در دریای فارس حرکت می‌کنند و از حدود مملکت خود خارج می‌شوند و با جلال و مصونیت برمی‌گردند همه متعلق به فارس هستند.» (ص۴۶)

ابن حوقل در تدوین کتاب خود از مسالک و ممالک ابن‌خردادبه (تالیف در ۲۵۰ ه.ق) و کتاب جیهانی و تذکره ابی‌الفرج قدامه بن جعفر (۲۶۶-ه.ق) بهره برده است، اما جز اینها به مسالک و ممالک اصطخری نیز نظر داشته و گاهی مطالب آن را حرف به حرف نقل کرده تا آنجا که از این نظر مورد انتقاد محققان قرار گرفته است.»

در ادامه جعفر شعار به شرح زندگانی ابن‌حوقل اشاره می‌کند: «در دائره‌المعارف اسلام ذیل ابن حوقل چنین آمده: «ابوالقاسم محمدبن حوقل (بغدادی) سیاح معروف و جغرافی‌دان عرب بود. از زندگانی وی اطلاع کافی در دست نیست. خود او نقل می‌کند که در سال ۳۳۱ ه.ق. (-۹۴۱م.) به عزم مطالعه درباره کشورها و ملت‌های مختلف و نیز به منظور تجارت از بغداد بیرون رفت. کشورهای اسلامی را از شرق تا غرب بپیمود و در ضمن مسافرت با علاقه شدیدی آثار متقدمان را از قبیل جیهانی، ابن‌خردادبه و قدامه را مطالعه کرد و همچنین در اثنای سفر، اصطخری را ملاقات نمود (ظاهرا در حدود ۳۴۰ ه.ق.) و به اشاره وی چند نقشه جغرافیایی را اصلاح و در کتاب خود تجدیدنظر کرد و سرانجام پس از تکمیل کتاب، آن را به عنوان المسالک و الممالک نوشت و اتمام کتاب احتمالا از ۳۶۷ (۹۷۷م.) پیش‌تر نیست. کتاب ابن‌حوقل به وسیله دخویه در جزء دوم مجموعه جغرافیایی عرب انتشار یافته است.

جهانگردی که جغرافیدان شد
جرجی زیدان

جرجی‌زیدان در تاریخ آداب‌اللغه (ج۲ص۳۷۹) ابن حوقَل را جغرافی‌دان اواسط قرن چهارم هجری می‌داند و لسترنج نیز تالیف کتاب او را در ۳۶۷ نوشته است، اما بنا به نوشته دائره‌المعارف اسلام چنانچه ذکر شد این تاریخ احتمالی است. در یک مورد از کتاب حاضر (ص ۵۸) خود مولف اشاره دارد به اینکه به سال ۳۵۰ ه.ق. در بصره بوده و ابوبکر احمد سیرافی را دیده است، در جای دیگر (ص ۹۰) می‌گوید: برده ایشان (مردم ارمینیه) در بغداد به فروش نمی‌رفت و من در سال ۳۲۵ چنین دیدم.» این عبارت نشان می‌دهد که ولادت وی سال‌ها پیش از تاریخ مذکور بوده است.

اما سال وفات او، در منابع موجود بدان اشاره نشده است جز آنکه صاحب کشف‌الظنون سال وفات او را ۳۵۰ نوشته است که نمی‌توان پذیرفت زیرا اتمام کتاب چنانکه اشاره شد، پیش از ۳۶۷ نیست و به هر حال مسلما تا تاریخ مذکور زنده بوده است.

جهانگردی که جغرافیدان شد
باستانی پاریزی

در مقاله زنده‌یاد باستانی پاریزی با عنوان «ارزش و اعتبار صوره‌الارض» می‌خوانیم: «از کتب مهم و معتبری که اخیرا ترجمه و به زیور طبع درآمده، کتاب جغرافیای ابن حوقل، یعنی صوره‌الارض است که از عمر تالیف آن بیش از هزار و چند سال می‌گذرد و شامل اطلاعات بسیار گرانبهایی از گذشته شهرها و مردم ایران است.

کتاب صوره‌الارض را محمد بن حوقل حوالی سال ۳۵۰ هجری به عربی نگاشته است. این کتاب در اصل شامل جغرافیای ممالک اسلامی قدیم بوده و آقای دکتر جعفر شعار قسمت عمده آن را که مربوط به ایران- ایران بزرگ و متاسفانه منهای عراق- بوده است ترجمه و با انشایی سلیس تحریر کرده‌اند و بدین‌حساب شاید بهتر بود عنوان کتاب «ایران در صوره‌الارض» گذارده شود. کتاب، در حدود هفتاد صفحه حواشی و تعلیقات دارد که بسیار با اهمیت است و روشن‌کننده قسمت تاریک متن خواهد بود و در تنظیم آن از بسیاری از کتب تاریخی و جغرافیای اسلامی-خصوصا لسترنج- استفاده شده است و پس از تعلیقات، فهرست‌های متعدد کتاب می‌آید که شامل فهرست نام‌های جغرافیایی و فهرست نام‌های کسان و فهرست نام‌های اقوام و سلسله‌ها و مذاهب و فرق و فهرست کتاب‌هایی که در متن کتاب نام برده شده و در فهرست مآخذ حواشی و تعلیقات و ترجمه و فهرست لغات فارسی است.

۱۲ نقشه متن عربی که از نقشه‌های قدیم و نمونه جالب نقشه‌کشی در دوران باستان است عینا کشیده شده و واقعا دیدنی است.

جهانگردی که جغرافیدان شد

۹ نقشه تاریخی نیز از کتاب لسترنج-سرزمین‌های خلافت شرقی تالیف لسترنج، ترجمه محمود عرفان- نقل شده که البته نقشه‌های مهم و قابل استفاده‌ای است، اما من نمی‌دانم، لسترنج در ترسیم حدود دریاها و دریاچه‌ها و مسیر رودها چه روشی به کار برده که خط‌های زیگزاگ و پیچ در پیچ عجیب و غریبی کشیده و به نام رود و رودخانه و مرز به خورد بینندگان داده است.

آقای دکتر شعار در ترجمه و تحریر کتاب دقت بسیار به کار برده و در واقع کتابی منقح و مفید پرداخته‌اند و شاید کمتر کتابی به این دقت از عربی به فارسی ترجمه شده باشد.

مولف هر جا از وضع زندگی مردم سخن می‌گوید، آن‌طور بیان مطلب می‌کند که زوایای اجتماع هر شهر و ناحیه‌ای را روشن می‌سازد، هر کس امروز وضع فلاکت‌بار بندر طاهری را ببیند، هرگز باور نمی‌کند که هزار سال پیش به قول مولف «اهل سیراف و سواحل، بسا اوقات کسانی از ایشان همه عمر خود را در دریا می‌گذراندند و شنیدم که مردی سیرافی به دریا چنان انس گرفت که در حدود چهل سال از کشتی بیرون نیامد... مردم سیراف از این راه بهره فراوان برده‌اند و در هر جا که باشند توانگرند و من در بصره ابوبکر احمدبن عمر سیرافی را دیدم به سال ۳۵۰،... کاتب او گفت: این مرد در سال ۳۴۸ بیمار شد و در آستانه مرگ قرار گرفت و وصیت کرد. ثلث مالش- یا مقداری بیشتر به سبب نبودن وارث- به نهصد هزار دینار بالغ شد و این علاوه بر مرکب خاص بود... کمتر اتفاق می‌افتد که ستوری از آن وی به ناحیه‌ای از نواحی هند یا زنگبار یا چین حرکت کند و او را در آن شریکی یا مکاریی باشد.» (ص ۵۸).

جهانگردی که جغرافیدان شد

نحوه حکومت پادشاه خزران خیلی جالب است: «یک دموکراسی کامل که سپاهی جاویدان متشکل از ۱۲ هزار تن دارد و هر وقت یکی بمیرد دیگری به جای او تعیین می‌شود. پادشاه را هفت تن قاضی از یهودان و نصاری و مسلمانان و بت‌پرستان است و شاکیان به قضات مزبور مراجعه می‌کنند و حاجبی حکم آنان را به پادشاه باز می‌گوید و سپس مورد عمل قرار می‌گیرد...» در این مملکت برای اولین بار بعد از اسلام متوجه می‌شویم که برای صدور رای، قضات از متهم آزمایش خون می‌کنند، بدین معنی که یک بار برای اثبات ارث، خون فرزند را بر استخوان پدر ریختند «و خون در استخوان جذب شد و بدان چسبید» (ص ۱۳۲) و پسر حقیقی از پسر دروغی بازشناخته شد. ...در راس همه فرمانروایان خاقان خزر قرار دارد و هرگاه فرمانروایی بمیرد و بخواهند جانشینی برای او بگمارند، او را به یاد خدا متوجه می‌کنند و به وظایف خود آشنا می‌سازند که نباید در کار حکومت کوتاهی کند و گاهی آن که به فرمانروایی برگزیده می‌شود پس از شنیدن این سخنان به سبب اینکه در خود احساس ضعف می‌کند حکومت را نمی‌پذیرد و دیگری را به جای او برمی‌گزینند. (معلوم می‌شود حکومت انتخابی بوده است).»

ابن حوقل در فصل هشتم به دیلم و طبرستان می‌پردازد: «دیلم محدود است از جنوب به قزوین و طرم و قسمتی از آذربایجان و قسمتی از ری و از مشرق به بقیه اعمال ری و طبرستان و از شمال به دریای خزر و از مغرب به قسمتی از آذربایجان و بلاد اران و جبال روینج و باذوسبان و کوه‌های قارن و گرگان را نیز که بدان متصل‌ هستند جزو آن قرار داده‌ام و اما دریای خزر را در نقشه به طور جداگانه آورده‌ام.

اما ناحیه دیلم شامل سهل و جبل است: سهل از آن گیلان است که در کناره دریای خزر زیر کوه‌های دیلم گسترده شده است و ساکنان این کوه‌ها دیلم محض‌ هستند و کوه‌هایی بس استوار است و سرزمینی را که قعدد پادشاه در آنجا بود طرم نامند و مقام آل جستان نیز در آنجاست و دیلمیان بر آنان فرمانروایی می‌کنند. ابوبکر محمدبن درید بر آن است که دیلم طایفه‌ای از بنی‌ضبه‌اند.

جهانگردی که جغرافیدان شد

این سرزمین سراسر درخت و بیشه است و بیشتر آن در قسمتی که روبه‌روی دریا و طبرستان است به گیلان تعلق دارد و قریه‌های آن گسترده و مردمانش اهل زراعت هستند و چهارپایان چرنده دارند ولی چارپای سواری را فاقداند.

زبان ایشان از فارسی و ارانی و ارمنی جداست و در قسمتی از گیلان گروهی هستند که زبانشان با زبان گیلان و دیلم مغایرت دارد. مردم آنجا اغلب لاغراندام و کم‌مو و شتاب‌کننده و کم‌مبالات و بی‌پروااند. دیلمیان در روزگار اسلام بیشتر در کفر بودند و از آنان برده می‌گرفتند تا زمان حسن بن زید ابن محمد بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی‌طالب علیهم‌السلام که به دعوت وی علوی و مسلمان شدند و با این‌همه هنوز در زمان ما کافرانی در کوه‌ها سکونت دارند.»

در وصف مردم طبرستان نیز آورده است: «مردم طبرستان پرمو و پیوسته ابرو و دارای سرعت تکلم و شتاب‌ناک و سبک‌ هستند. خوراک آنان نان، برنج و ماهی و سیر است و همچنین است دیلم و گیلان. از طبرستان جامه‌های گوناگون ابریشمی و پشمین گران‌بها و گلیم سیاه شگفت‌انگیز به دست می‌آید و جامه‌های هیچ سرزمینی بدین خوبی و گرانی نیست و هرگاه از زر بافته باشند مانند جامه فارس یا کمی گران‌تر از آن است.»

***

جعفر شعار به این نکته اشاره می‌کند که «به دنبال کوششی که در حواشی و تعلیقات کتاب (چاپ اول) به عمل آمده، در یادداشت‌های جدید نیز کوشش شده است محل کنونی دیه‌ها و روستاها و شهرها مشخص و نام کنونی آنها تعیین شود. شرحی هم درباره وضع فعلی ناحیه از نظر موقعیت جغرافیایی و جمعیت و جز آن آمده است. این امر نه برای درازی سخن، بلکه برای پیوند دادن میان گذشته و حال و بیان سیر تدریجی و تحول نواحی است.

در این چاپ علاوه بر نقشه‌های جغرافیایی پیشین، شش عکس و نقشه، که در روشن ساختن مطالب کتاب تاثیر بسیاری دارد، آمده است: سد قدیم شوشتر، شوش، جور قدیم(فیروزآباد)، نقش‌هایی از ساسانیان در نیشابور، بودا و بزرگان سغدی در پنجیکت.

اینک چاپ دوم کتاب به نام سفرنامه ابن حوقل، که می‌توان آن را «ایران در کتاب صوره‌الارض» نامید، با امتیازاتی که یاد شد، تقدیم علاقه‌مندان به فرهنگ ایران و اسلام می‌شود.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها