سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، امیررضا اصنافی، دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی: درگذشته، انسانها بیشتر از کمبود اطلاعات رنج میبردند، اما امروز بسیاری از ما از وفور اطلاعات آسیب میبینیم. هر روز با هزاران پیام، خبر، تصویر، ویدئو، تبلیغ و تحلیل روبهرو میشویم؛ اطلاعاتی که بخشی از آنها درست، بخشی نادرست، بخشی گمراهکننده و بخشی نیز صرفاً برای جلب توجه تولید شدهاند. در چنین شرایطی شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که «اطلاعات را از کجا پیدا کنیم؟»، بلکه این باشد که «چگونه با اطلاعات زندگی کنیم؟»
در سالهای اخیر اصطلاحاتی مانند «اضطراب اطلاعاتی»، «اضافهبار اطلاعاتی»، «خستگی دیجیتال» و «اخبار جعلی» وارد ادبیات علمی شدهاند. این مفاهیم نشان میدهند که اطلاعات، اگرچه ارزشمند است، اما استفاده نادرست از آن میتواند کیفیت زندگی، تصمیمگیری، سلامت روان و حتی روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
همانگونه که مصرف بیرویه غذا برای سلامت جسم زیانآور است، مصرف بیهدف و کنترلنشده اطلاعات نیز میتواند سلامت شناختی انسان را تهدید کند. در چنین فضایی، شاید زمان آن رسیده باشد که به یک مفهوم تازه بیندیشیم؛ مفهومی که میتوان آن را «اینفوتراپی» یا «اطلاعاتدرمانی» نامید. منظور از اینفوتراپی، صرفاً ارائه اطلاعات بیشتر نیست، بلکه کمک به افراد برای انتخاب، ارزیابی، مدیریت و استفاده سالم از اطلاعات است؛ به گونهای که اطلاعات به جای ایجاد اضطراب و سردرگمی، به تصمیمگیری بهتر، یادگیری مؤثرتر و زندگی آگاهانهتر منجر شود.
بر این اساس میتوان از نقش جدیدی با عنوان «اینفوتراپیست» سخن گفت؛ متخصصی که وظیفه او درمان بیماریهای جسم یا روان نیست، بلکه کمک به افراد برای مدیریت مسائل اطلاعاتی است. همانگونه که رواندرمانگر به فرد کمک میکند احساسات و هیجانات خود را سامان دهد، اینفوتراپیست میتواند به افراد کمک کند تا رابطه سالمتری با دنیای اطلاعات برقرار کنند؛ از تشخیص منابع معتبر گرفته تا مدیریت اضافهبار اطلاعاتی، کاهش اضطراب ناشی از اخبار، طراحی رژیم اطلاعاتی، تقویت سواد اطلاعاتی و بهرهگیری آگاهانه از هوش مصنوعی.
البته این ایده از صفر آغاز نمیشود. در علم اطلاعات، سالهاست درباره کتابدرمانی، اطلاعدرمانی، سواد اطلاعاتی، سواد رسانهای و رفتار اطلاعاتی پژوهشهای ارزشمندی انجام شده است. کتابدرمانی با استفاده از کتابها به بهبود وضعیت روانی و عاطفی افراد کمک میکند و اطلاعدرمانی با ارائه اطلاعات معتبر، تصمیمگیری آگاهانه را تسهیل میسازد. آنچه در این یادداشت پیشنهاد میشود، نه جایگزینی این مفاهیم، بلکه قرار دادن آنها در یک چارچوب جامعتر است؛ چارچوبی که بتواند همه ابزارهای مرتبط با سلامت اطلاعاتی انسان را در کنار یکدیگر قرار دهد.
شاید اینفوتراپیست در آینده تنها در کتابخانهها فعالیت نکند. مدارس، دانشگاهها، بیمارستانها، مراکز مشاوره، سازمانها و حتی شرکتها نیز میتوانند از خدمات چنین متخصصانی بهرهمند شوند. دانشآموزی که در میان انبوه منابع آموزشی سردرگم است، پژوهشگری که با انفجار اطلاعات علمی مواجه شده، مدیری که برای تصمیمگیری به اطلاعات معتبر نیاز دارد یا سالمندی که قربانی اخبار جعلی در شبکههای اجتماعی شده است، همگی ممکن است به نوعی «مشاوره اطلاعاتی» نیاز داشته باشند.
ظهور هوش مصنوعی نیز اهمیت این موضوع را دوچندان کرده است. امروز دیگر چالش اصلی، دسترسی به اطلاعات نیست؛ بلکه تشخیص اطلاعات درست، ارزیابی پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و استفاده مسئولانه از آنهاست. شاید در آینده نزدیک، یکی از مهمترین مهارتهای زندگی، داشتن «سلامت اطلاعاتی» باشد؛ همانگونه که امروز درباره سلامت جسم و سلامت روان سخن میگوییم.
نظر شما