به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از گاردین، گاهی جهان آنقدر پر از خبرهای بد، اضطراب و فروپاشی است که انسان به جای پاسخ، به پناهگاه نیاز دارد. اندرو شان گریر نویسنده برنده جایزه پولیتزر و منتقد انگلیسی طی یادداشتی برای گاردین نوشته است که در روزهای همهگیری کرونا به سراغ آگاتا کریستی رفته است؛ نه برای معما، بلکه برای اطمینان. برای اینکه بداند داستانی وجود دارد که سرانجامش هرچه باشد، نظمی در دل آشوب برقرار میکند. اما بعد، به رمانهای کمدی پناه برد؛ به کتابهایی که نه جهان را انکار میکنند و نه اندوه را، بلکه تصمیم میگیرند به آن بخندند.
شاید راز رمان کمدی همین باشد: خنده، جانشین رنج نیست؛ شکل دیگری از دیدن آن است. گریر باور دارد هیچ رمان کمدی بزرگی از شوخیهای سطحی ساخته نمیشود. شخصیتهای این رمانها نمیدانند در دل یک کمدی زندگی میکنند. آنها عاشق میشوند، از دست میدهند، پیر میشوند، میترسند و گاهی میمیرند. این نویسنده است که تصمیم میگیرد همان تراژدی را از زاویهای روایت کند که نور، هرچند کمسو، هنوز در آن پیداست.
او از تجربهای ساده حرف میزند: دوستی که پس از شنیدن شکایتهایش گفت «این داستان اصلاً خندهدار نیست.» آن جمله، بهجای دلخوری، دری را به روی فهمی تازه گشود. فهمید که درد، تا وقتی خام است، فقط درد است. اما وقتی از آن فاصله میگیری، وقتی آن را دوباره میسازی، ممکن است به داستانی تبدیل شود که دیگران بتوانند تحملش کنند؛ حتی دوستش بدارند.
کمدی در نگاه گریر، هنر سبک کردن حقیقت نیست؛ هنر حمل کردن آن است. او هنگام نوشتن آخرین داستانش با عنوان « کمتر از دست میرود» (Less Is Lost) ناچار بود با تاریخ تلخ بردهداری و خشونت آمریکا روبهرو شود. طنز از دل آن تاریخ بیرون نیامد؛ از رفتار آدمهایی بیرون آمد که در برابر آن تاریخ دستپاچه، مضطرب و مضحک شده بودند. گاهی خود ما، با همه تلاشمان برای درست بودن، خندهدارترین بخش ماجرا هستیم.
زیباترین بخش نوشته او شاید جایی است که از زبان سخن میگوید. میگوید نویسندگان بیش از آنکه به شخصیتها فکر کنند، به واژهها فکر میکنند. و کمدی، سفرهای از واژهها پیش روی آنها میگستراند؛ واژههایی که در رمان جدی بیش از حد پرزرقوبرق به نظر میرسند، اما در طنز جان میگیرند. انگار پس از ماهها زمستان، ناگهان فصل گوجهفرنگی رسیده باشد.
در نهایت، آنچه گریر از رمان کمدی تصویر میکند، نه ادبیات خنده، بلکه ادبیات تابآوری است. رمانی که دست خواننده را در تاریکی میگیرد و تا روشن شدن چراغها برایش قصه میگوید. نه چون جهان بیدرد است، بلکه چون جهان پر از درد است و انسان، برای ادامه دادن، گاهی بیش از هر چیز به یک داستان خندهدار نیاز دارد.
رمان کمدی شاید همان لحظه کوتاهی باشد که در آن، زندگی با همه تلخیاش، تصمیم میگیرد لبخند بزند.
نظر شما