سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): خبرگزاری محلی KYUK در آلاسکا روز ۷ اوت از آغاز اجرای «تلهموش» در شهر بتل خبر داد؛ اجرایی که گروه تئاتری Bethel Actors Guild آن را در ساختمان Teen Center روی صحنه برده است. این اجرا به کارگردانی Gabby Hiestand Salgado، در حالی برگزار میشود که «تلهموش» در لندن همچنان یکی از استثناییترین پدیدههای تاریخ تئاتر جهان است.
اما اهمیت خبر آلاسکا در خود این اجرا نیست. اهمیت آن در این است که نشان میدهد چرا یک نمایشنامهی جنایی نوشتهشده در میانهی قرن بیستم هنوز میتواند در شهری دورافتاده در آلاسکا، لندن، سیدنی یا دهها نقطهی دیگر جهان دوباره متولد شود.
نمایشی که قرار بود فقط هشت ماه بماند
«تلهموش» در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۲ در تئاتر Ambassadors لندن روی صحنه رفت. آگاتا کریستی در آن زمان از قبل نویسندهای مشهور بود، اما خودش انتظار نداشت نمایش تازهاش به یک پدیده تاریخی تبدیل شود. در زندگینامه خود نوشته است که تصور میکرد نمایش «حداکثر هشت ماه» دوام بیاورد.
پیش از آن، داستان زندگی دیگری داشت. کریستی ابتدا نمایشنامهای رادیویی با عنوان Three Blind Mice نوشته بود که در سال ۱۹۴۷ به درخواست بیبیسی و برای برنامهای به مناسبت تولد ملکه مری پخش شد. کریستی بعدتر آن نمایش کوتاه را گسترش داد، شخصیتها و جزئیات داستانی بیشتری به آن افزود و نسخهی صحنهای «تلهموش» را شکل داد.
حتی عنوان «تلهموش» هم از ابتدا وجود نداشت. این نام به پیشنهاد آنتونی هیکس، داماد کریستی، انتخاب شد و به نمایش دروننمایش «هملت» شکسپیر اشاره دارد؛ جایی که هملت نمایش مربوط به قتل پادشاه را «تلهموش» مینامد.
نمایش پس از اجرای آزمایشی در چند شهر انگلستان، در نوامبر ۱۹۵۲ به لندن رسید و در همانجا ماند. در سال ۱۹۷۴ از Ambassadors به St Martin’s Theatre منتقل شد و اجرای آن بدون گسست ناشی از این جابهجایی ادامه پیدا کرد. تنها همهگیری کرونا توانست اجرای آن را برای مدتی متوقف کند.
راز ماندگاری در چیست؟
«تلهموش» یک معمای قتل کلاسیک است: مهمانخانهای در حومهی انگلستان، گروهی از آدمهای غریبه، هوای برفی و دشوار شدن رفتوآمد، ورود یک پلیس و قتلی که فضای بستهی مهمانخانه را به صحنهی بازجویی تبدیل میکند. خبر KYUK نیز اجرای بتل را با همین فضای برفی و مهمانخانهی Monkswell Manor معرفی میکند.
اما راز ماندگاری نمایش احتمالاً فقط در داستان آن نیست. کریستی مخاطب را به جای یک تماشاگر منفعل، به کارآگاه تبدیل میکند. هر شخصیت میتواند مظنون باشد، هر جمله ممکن است سرنخ باشد و هر اطلاعاتی که در طول نمایش داده میشود، میتواند معنای دیگری پیدا کند. مخاطب باید تا پایان همراه نمایش بماند تا بتواند حدس بزند چه کسی قاتل است.
به همین دلیل «تلهموش» با وجود ثابت ماندن متن اصلی، در هر اجرا میتواند تجربهای تازه برای گروهی تازه از تماشاگران باشد. بازیگران تغییر میکنند، کارگردانان تغییر میکنند و تماشاگران نسل به نسل جای یکدیگر را میگیرند؛ اما بازی اصلی همچنان برقرار است: چه کسی قاتل است؟
حتی پایان نمایش نیز بخشی از همین تجربه است. پس از پایان اجرا، از تماشاگران خواسته میشود راز نمایش را برای دیگران فاش نکنند. وبسایت رسمی آگاتا کریستی این سنت را بخشی از تجربهی «تلهموش» معرفی میکند. در واقع، «اسپویل نکردن» بخشی از قرارداد میان اثر و مخاطب است.
۳۰ هزار اجرا؛ رکوردی که هر شب دوباره ثبت میشود
در ۱۹ مارس ۲۰۲۵، «تلهموش» به ۳۰ هزارمین اجرای خود در وستاند لندن رسید و رکورد گینس «طولانیترین اجرای تئاتری» را به نام خود ثبت کرد. گینس تأکید میکند که نمایش از ۱۹۵۲ در لندن اجرا شده و از سال ۱۹۷۴ در St Martin’s Theatre روی صحنه است.
این عدد یک رکورد آماری نیست. ۳۰ هزار اجرا یعنی یک نمایشنامهی واحد توانسته است بیش از هفت دهه بخشی از برنامهی ثابت یک شهر باقی بماند. در این مدت بیش از ۴۶۰ بازیگر در اجرای لندن «تلهموش» روی صحنه رفتهاند. رکورد برخی از این بازیگران نیز بهتنهایی قابل توجه است؛ برای نمونه، دیوید ریون با ۴۵۷۵ اجرا در نقش سرگرد متکالف یکی از رکوردداران حضور در این نمایش بوده است.
این نمایش همچنین در بیش از ۵۰ کشور و به ۲۷ زبان اجرا شده است. بنابراین «تلهموش» را نمیتوان فقط یک موفقیت بریتانیایی دانست؛ این اثر به بخشی از فرهنگ جهانی داستانهای معمایی تبدیل شده است.
وقتی «تلهموش» را با دیگر رکوردداران جهان مقایسه کنیم
برای درک ابعاد این موفقیت، مقایسه با دیگر نمایشهای ماندگار جهان جالب است. در لندن، «بینوایان» طولانیترین موزیکال در حال اجرای وستاند است. این اثر از ۱۹۸۵ روی صحنه است و در سال ۲۰۲۶ از مرز ۱۶ هزار اجرا عبور کرده و همچنان در حال اجراست.
«شبح اپرا» نیز که در سال ۱۹۸۶ در لندن آغاز شد، یکی از بزرگترین رقبای تاریخی نمایشهای طولانیمدت وستاند بود و در برادوی رکورددار طولانیترین اجرای یک موزیکال شد؛ هرچند اجرای اصلی لندن آن در سال ۲۰۲۳ به پایان رسید.
اما مقایسهی جالبتر با «زن سیاهپوش» است؛ نمایش اقتباسی از رمان سوزان هیل که در سال ۱۹۸۹ در وستاند آغاز شد و تا ۲۰۲۳ ادامه یافت. این اثر با بیش از ۱۳ هزار اجرا، زمانی دومین نمایش طولانیاجرای وستاند پس از «تلهموش» بود.
در آمریکا نیز «The Fantasticks» رکورد مهمی دارد. این موزیکال آفبرادوی در سال ۱۹۶۰ افتتاح شد و تا ۲۰۰۲ ادامه یافت و با ۱۷۱۶۲ اجرا رکورد طولانیترین اجرای یک موزیکال را در اختیار گرفت.
اما تفاوت «تلهموش» با این نمونهها مهم است: بسیاری از نمایشهای طولانیمدت سرانجام بسته شدهاند و رکوردشان به تاریخ پیوسته است؛ «تلهموش» همچنان در حال تولید است. به همین دلیل هر اجرای تازه، رکورد قبلی آن را نیز پشت سر میگذارد.
یک نمایشنامه که سینما نتوانست آن را از تئاتر جدا کند
یکی از عجیبترین بخشهای تاریخ «تلهموش» به رابطهی آن با سینما مربوط باشد. با وجود شهرت جهانی آگاتا کریستی و اقتباسهای متعدد آثار او برای سینما، «تلهموش» هیچ اقتباس سینمایی رسمی مستقیمی ندارد. قرارداد اثر مقرر کرده است که فیلم سینمایی آن تنها پس از بسته شدن اجرای وستاند و گذشت دستکم شش ماه از آن ساخته شود. بنابراین تا وقتی نمایش ادامه دارد، این قفل حقوقی نیز پابرجاست.
به این ترتیب، «تلهموش» به نمونهای نادر تبدیل شده است: یک اثر نمایشی که در برابر سینما مقاومت کرده، نه به دلیل شکست تجاری یا بیتوجهی، بلکه به دلیل موفقیت خود در تئاتر.
فیلم See How They Run محصول ۲۰۲۲ نیز اقتباس «تلهموش» نیست؛ بلکه داستانی جنایی است که در فضای تولید این نمایش در وستاند دههی ۱۹۵۰ میگذرد و از جهان آگاتا کریستی و ماجرای «تلهموش» برای ساخت داستان خودش استفاده میکند.
«تلهموش»؛ از متن نمایشی به یک آیین تئاتری
«تلهموش» امروز تبدیل به تجربهای آیینی شده است، گردشگرانی که به لندن میروند، تماشاگرانی که برای نخستین بار با اثر روبهرو میشوند، بازیگرانی که برای مدتی به گروه میپیوندند و تماشاگرانی که پس از دهها سال دوباره به سراغ نمایش میروند، همگی وارد یک بازی مشترک میشوند.
این نمایش حتی برای نسلهای تازه نیز راهی برای ورود به تئاتر فراهم کرده است. در سال ۱۹۹۷ طرح «Mousetrap Theatre Projects» راهاندازی شد که هدفش فراهم کردن امکان تجربهی تئاتر لندن برای جوانان بود.
به همین دلیل میتوان گفت «تلهموش» در طول زمان از یک محصول فرهنگی به یک نهاد فرهنگی تبدیل شده است، چیزی شبیه یک مکان تاریخی، یک جاذبهی گردشگری و یک سنت تئاتری.
چرا یک معمای قدیمی هنوز جواب میدهد؟
مهمترین پرسش این نیست که چرا «تلهموش» ۷۴ سال دوام آورده، باید دید چرا معمای قتل هنوز برای تماشاگر امروز جذاب است.
فناوری روایت تغییر کرده است. مخاطب امروز میتواند در چند ثانیه دربارهی هر داستانی جستوجو کند، پایان فیلمها را پیش از تماشا بفهمد و هزاران داستان جنایی را در کتاب، سینما، تلویزیون و پلتفرمهای اینترنتی دنبال کند.
اما تئاتر یک ویژگی دارد که هیچ جستوجویی جای آن را نمیگیرد، تماشاگر باید همان لحظه و در همان اتاق، همراه شخصیتها راز را کشف کند. در «تلهموش» این ویژگی به هستهی اثر تبدیل شده است. مخاطب نمیتواند صحنه را متوقف کند، عقب برگردد یا بازیگر را دوباره بررسی کند. باید همانجا تصمیم بگیرد به کدام شخصیت شک کند.
شاید همین است که راز «تلهموش» را زنده نگه داشته است. آگاتا کریستی در سال ۱۹۵۲ فکر میکرد این بازی نهایتاً هشت ماه طول بکشد. اما ۷۴ سال بعد، در زمانی که نمایش در شهری کوچک در آلاسکا نیز دوباره روی صحنه میرود، هنوز یک سؤال پابرجاست که قاتل کیست؟
و شاید مهمتر از پاسخ این سؤال، این باشد که چرا هنوز دوست داریم خودمان جوابش را پیدا کنیم.
نظر شما