شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

مستندنگاری تنها ثبت مشخصات یک اثر برای استفاده پژوهشی نیست؛ نوعی ایجاد نسخه اطلاعاتی از میراث فرهنگی است؛ نسخه‌ای که می‌تواند در شرایط بحرانی، بخشی از هویت و سابقه اثر را حفظ کند. اگر اثری پیش از وقوع حادثه به‌درستی مستند نشده باشد و در جریان جنگ یا حادثه‌ای دیگر آسیب ببیند یا از بین برود، امکان بازشناسی دقیق آن بسیار دشوار خواهد بود.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: در قلب تهران، گنجینه‌ای از نسخه‌های خطی، آثار هنری و اشیای تاریخی نگهداری می‌شود که هر یک بخشی از حافظه فرهنگی ایران را با خود حمل می‌کنند؛ کتابخانه و موزه ملی ملک. مجموعه‌ای که بیش از یک قرن پیش با همت حاج حسین آقا ملک شکل گرفت و امروز، حفاظت از میراث آن به دانش و تجربه متخصصانی سپرده شده است که تلاش می‌کنند آثار را از آسیب‌های زمان دور نگه دارند.

موزه و کتابخانه ملی ملک در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به دست حسین ملک تأسیس شد و همراه با املاک و مستغلات او به آستان قدس رضوی وقف شد. چند سال بعد، در تیرماه ۱۳۲۳، حاج حسین آقا ملک قطعه‌زمینی بزرگ در باغ ملی تهران را برای احداث ساختمان جدید کتابخانه و موزه وقف کرد. ساخت این بنا سرانجام در سال ۱۳۶۴ آغاز شد و در سال ۱۳۷۵ به پایان رسید.

امروز کتابخانه ملک با در اختیار داشتن بیش از ۱۹ هزار عنوان نسخه خطی نادر و نفیس، یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های نسخ خطی ایران به شمار می‌رود. این گنجینه در کنار مجموعه‌ای از آثار و اشیای تاریخی با قدمتی سه‌هزارساله، تنها محلی برای نگهداری اشیای قدیمی نیست؛ هر نسخه و هر اثر، روایتی از هویت و فرهنگ ایرانی را از دل قرن‌ها با خود به امروز رسانده است.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

میراثی که از یک واقف به جا ماند

پشت شکل‌گیری این مجموعه، نام حاج حسین آقا ملک قرار دارد؛ تاجری شناخته‌شده در تهران و مشهد که بخش قابل توجهی از دارایی خود را وقف امور عمومی و فرهنگی کرد. از وقف حدود ۶۰ هزار هکتار زمین کشاورزی و باغ در خراسان برای آستان قدس رضوی گرفته تا ایجاد و وقف بیمارستان در منطقه چناران مشهد، واگذاری حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار مترمربع زمین به فرهنگیان و کارکنان بهداری و پست و تلگراف خراسان و همچنین اهدای منطقه و باغ وکیل‌آباد به شهرداری مشهد و تأسیس کتابخانه و موزه ملی ملک، مجموعه‌ای از اقدامات او را به یکی از بزرگ‌ترین واقفان تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.

اما اهمیت کتابخانه ملک تنها به شمار نسخه‌های خطی آن محدود نمی‌شود. ارزش این مجموعه در نفاست هنری و تاریخی آثار آن نیز نهفته است؛ آثاری که صرفاً اشیای موزه‌ای نیستند، بلکه اسناد زنده‌ای از هویت ملی‌اند. از همین رو، نگهداری و حفاظت از آنها نیازمند دانش تخصصی، تجربه و رعایت استانداردهای علمی است.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

نبرد آرام با فرسایش زمان

در چنین مجموعه‌ای، حفاظت و مرمت صرفاً به معنای ترمیم یک شیء آسیب‌دیده نیست. کارشناسان باید میان حفظ اصالت اثر و جلوگیری از ادامه آسیب تعادل برقرار کنند. در این میان، اداره اطلاعات فرهنگی و حفاظت فنی کتابخانه و موزه ملی ملک، به‌عنوان بازوی تخصصی این مجموعه، وظیفه‌ای مهم بر عهده دارد؛ از آزمایشگاه و آسیب‌شناسی گرفته تا مرمت، مستندنگاری، ثبت اطلاعات و تصویربرداری از آثار.

محسن حق‌گو، رئیس اداره اطلاعات فرهنگی و حفاظت فنی کتابخانه و موزه ملی ملک، درباره روند کار توضیح می‌دهد که هر اثر هنگام ورود به مجموعه، پیش از رسیدن به مخازن امن، مراحل مختلفی را پشت سر می‌گذارد. نخستین ایستگاه، آزمایشگاه است؛ جایی که وضعیت اثر بررسی می‌شود، نیازهای آن شناسایی و پرونده‌ای برایش تشکیل می‌شود. سپس بر اساس نتایج آزمایش‌ها، شیوه و مواد مناسب برای مرمت تعیین می‌شود.

این آزمایشگاه تنها به آثار متعلق به مجموعه ملک محدود نیست و در مواردی آثار سایر مجموعه‌ها و سازمان‌ها نیز در آن بررسی می‌شوند. به گفته حق‌گو، از آنجا که شمار قابل توجهی از نسخه‌های خطی همچنان در خانه‌ها و مجموعه‌های شخصی نگهداری می‌شوند و شرایط نامناسب می‌تواند زمینه رشد قارچ و کپک را فراهم کند، این مجموعه آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای به صاحبان چنین آثاری را نیز دارد.

جایی که قارچ‌ها زیر ذره‌بین می‌روند

در فضای آزمایشگاه، گاهی سرنوشت یک نسخه خطی از گوشه‌ای آسیب‌دیده آغاز می‌شود؛ جایی که رطوبت یا شرایط نامناسب نگهداری، زمینه رشد قارچ و کپک را فراهم کرده است. کارشناسان برای شناسایی عامل آسیب، نمونه‌ها را در محیط کشت بررسی و سپس زیر میکروسکوپ مشاهده می‌کنند.

به گفته حسینی، مسئول بخش آزمایشگاه، بیشتر قارچ‌های موجود در آثار در نتیجه رطوبت شکل گرفته‌اند و کاغذ نیز می‌تواند به‌عنوان منبع تغذیه آنها عمل کند. بنابراین کار آزمایشگاه تنها به شناسایی عامل آسیب محدود نمی‌شود؛ بلکه پس از تشخیص، راهکار درمان و جلوگیری از گسترش آسیب نیز مشخص می‌شود.

پس از مرحله شناسایی، اثر برای بازسازی و درمان آماده می‌شود. نسخه‌های خطی، تابلوهای نقاشی، جلدهای نفیس و دیگر آثار، بر اساس نیازسنجی انجام‌شده در آزمایشگاه، در دو مرحله فیزیکی و شیمیایی آسیب‌زدایی می‌شوند. هدف اصلی کارشناسان این است که کمترین مداخله را در ساختار اثر داشته باشند؛ به گونه‌ای که عملیات مرمت به ماهیت و اصالت آن آسیبی وارد نکند.

مرمت، نه بازسازی سلیقه‌ای

در مرمت آثار تاریخی، گاهی بهترین تصمیم، انجام ندادن مداخله است. حق‌گو تأکید می‌کند که نگاه موزه‌ای به اثر، نگاه تجاری نیست و همین موضوع اصول مشخصی را بر فرآیند مرمت حاکم می‌کند. یکی از مهم‌ترین این اصول، حداقل مداخله است؛ یعنی تا زمانی که ساختار اثر امکان حفظ شدن دارد، از بازسازی گسترده پرهیز می‌شود. اگر قارچ یا کپک به زیبایی و ماهیت اثر آسیبی نزده باشد، ممکن است تنها تثبیت شود؛ اما اگر روند گسترش آلودگی ادامه داشته باشد یا ساختار اثر را تهدید کند، مداخله کارشناسی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

در کنار اصل حداقل مداخله، برگشت‌پذیری نیز اهمیت دارد. هر اقدامی که امروز روی یک اثر انجام می‌شود، باید تا حد امکان قابلیت حذف داشته باشد تا در آینده، با پیشرفت روش‌های علمی و ظهور شیوه‌های جدید، امکان جایگزینی آن فراهم باشد. اصل دیگر، عدم تفسیرپذیری است. به این معنا که مرمتگر نباید بخش‌های از دست‌رفته اثر را بر اساس سلیقه یا برداشت شخصی خود بازسازی کند؛ هر بازسازی باید مستند باشد و بر پایه شواهد موجود انجام شود.

در ظاهر، فضای مرمت آرام است؛ اما پشت این سکوت، کاری دقیق و گاه دشوار جریان دارد. کارشناسان با آلودگی‌های قارچی، مواد شیمیایی و آثار فرسوده‌ای روبه‌رو هستند که هر تصمیم درباره آنها می‌تواند بر سرنوشت یک سند تاریخی تأثیر بگذارد. آنچه در نهایت باقی می‌ماند، تنها یک نسخه مرمت‌شده یا یک اثر نجات‌یافته نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی است که فرصت یافته از آسیب زمان عبور کند و به نسل‌های آینده برسد.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

از آفت‌زدایی تا صحافی؛ روایت یک گنجینه در مسیر نجات

در موزه و کتابخانه ملی ملک، مرمت آثار تاریخی تنها به ترمیم ظاهری یک نسخه یا شیء محدود نمی‌شود. پشت هر اثر، فرآیندی چندمرحله‌ای جریان دارد؛ از شناسایی آسیب و آفت‌زدایی گرفته تا مستندنگاری، مرمت و در نهایت صحافی. هدف در تمام این مراحل، حفظ اصالت اثر و جلوگیری از مداخله غیرضروری است؛ چراکه هر نسخه خطی، تابلو یا شیء تاریخی بخشی از حافظه فرهنگی ایران را با خود حمل می‌کند.

فاطمه قرائتی، کارشناس مرمت اشیای تاریخی، درباره یکی از نخستین مراحل این فرآیند توضیح می‌دهد که آفت‌زدایی معمولاً در دو مرحله انجام می‌شود. ابتدا آلودگی‌هایی مانند لکه‌های قارچی و آفات به شیوه مکانیکی و با استفاده از ابزارهای مختلف از سطح اثر پاک می‌شوند و در صورت نیاز، مرحله آفت‌زدایی شیمیایی نیز انجام می‌گیرد.

در مجموعه ملک، ۱۴۸ اثر نقاشی و طراحی نگهداری می‌شود که بخش قابل توجهی از آنها توسط حاج حسین آقا ملک گردآوری شده است. یکی از این آثار، تابلویی از حسنعلی وزیری است که احتمال داده می‌شود طرحی از کلنل پسیان باشد. این اثر به دلیل قدمت، دچار فرسایش شده و نیازمند مراقبت و مرمت است.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

رطوبت؛ دشمن خاموش آثار

شرایط نامناسب نگهداری، رطوبت و حتی افزایش دما می‌تواند زمینه‌ساز آسیب‌های مختلف در آثار تاریخی شود. این آسیب‌ها گاه به شکل قارچ و کپک و گاه در قالب فعالیت حشرات خود را نشان می‌دهند. استفاده از مواد مناسب در فرآیند آفت‌زدایی شیمیایی، در کنار کنترل و استانداردسازی شرایط محیطی، می‌تواند به حفظ اثر کمک کند؛ اما اگر شرایط نگهداری اصلاح نشود، قارچ‌ها و کپک‌ها دوباره فرصت رشد خواهند یافت.

در میان این آثار، هر کدام روایتگر بخشی از هنر و دانش ایرانی‌اند. در یکی از بخش‌های مرمت، کارشناسان مشغول کار روی جلد لاکی یک قرآن متعلق به دوره قاجار هستند؛ جلدی که روی مقوا با نقش گل و مرغ شکل گرفته و با استفاده از «روغن کمان»، که از ابداعات ایرانی دانسته شده، ماندگار شده است.

اما کار مرمت با پایان عملیات فیزیکی و شیمیایی تمام نمی‌شود. هر اثر پس از مرمت، وارد مرحله‌ای دیگر می‌شود؛ مرحله‌ای که شاید به اندازه خود مرمت برای آینده اثر اهمیت داشته باشد: مستندنگاری و تصویربرداری.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

وقتی اثر به اطلاعات تبدیل می‌شود

هدف از مستندنگاری این است که مشخصات و وضعیت اثر به شکلی دقیق ثبت شود تا علاوه بر فراهم شدن امکان مطالعه و دسترسی، در صورت بروز حوادثی مانند جنگ، آتش‌سوزی یا سرقت، اطلاعات مربوط به اثر از بین نرود.

بدری، مسئول بخش مستندنگاری، درباره این فرآیند می‌گوید این بخش مسئول فراهم‌آوری، ثبت و ضبط اطلاعات آثار است. به گفته او، امروزه ثبت اطلاعات بخشی از فرآیند حفاظت محسوب می‌شود؛ زیرا برخی آثار در معرض زوال قرار دارند و باید اطلاعات آنها به گونه‌ای ثبت شود که برای بررسی‌های بعدی، همواره نیاز به تماس و دستکاری فیزیکی اثر نباشد.

در این فرآیند، تنها تصویربرداری و اسکن مدارک اهمیت ندارد. اطلاعاتی مانند وزن، قطر و ویژگی‌هایی که با مشاهده اثر قابل تشخیص است نیز ثبت می‌شود. در کنار این موارد، اطلاعاتی که تنها با قرار دادن اثر در بستر تاریخی و اجتماعی آن قابل فهم است، از جمله مکتب، جغرافیا و زمینه شکل‌گیری اثر، نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

پس از گردآوری و دسته‌بندی این داده‌ها، مسئله دسترسی به اطلاعات مطرح می‌شود؛ اینکه چه میزان از اطلاعات هر اثر می‌تواند در فضای وب منتشر و در اختیار عموم قرار گیرد. مرحله بعد نیز تحلیل داده‌های گردآوری‌شده است.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

پای فناوری به مستندنگاری باز شده است

مستندنگاری در موزه ملک در سال‌های اخیر با فناوری‌های جدید نیز پیوند خورده است. بدری از پروژه‌ای درباره اسناد تاریخی سخن می‌گوید که در آن، تلاش شده پس‌زمینه تاریخی تولید آثار در شبکه آنتالوژی به کمک ماشین تحلیل شود.

با این حال، این فرآیند به معنای واگذاری کامل کار به هوش مصنوعی نیست. به گفته او، کارشناسان با آزمودن و به چالش کشیدن ابزارهای جدید، به تدریج به مدلی دست پیدا می‌کنند که بتوان بخشی از کار را به ماشین سپرد. این روش در مورد اسناد ترکی و عربی تجربه شده و نتیجه داده است، اما در زمینه اسناد فارسی سابقه چندانی ندارد و به همین دلیل، لازم است ماشین برای کار با این دسته از اسناد آموزش ببیند.

مستندنگاری؛ حافظه‌ای برای روزهای بحران

اهمیت این مرحله زمانی بیشتر آشکار می‌شود که یک اثر در معرض حادثه قرار گیرد. محسن حق‌گو با اشاره به شرایط ویژه ماه‌های اخیر و تجربه جنگ‌ها، بر اهمیت مستندنگاری تأکید می‌کند. از نگاه او، اگر اثری پیش از وقوع حادثه به‌درستی مستند نشده باشد و در جریان جنگ یا حادثه‌ای دیگر آسیب ببیند یا از بین برود، امکان بازشناسی دقیق آن بسیار دشوار خواهد بود.

به این ترتیب، مستندنگاری تنها ثبت مشخصات یک اثر برای استفاده پژوهشی نیست؛ نوعی ایجاد نسخه اطلاعاتی از میراث فرهنگی است؛ نسخه‌ای که می‌تواند در شرایط بحرانی، بخشی از هویت و سابقه اثر را حفظ کند.

مستندنگاری؛ حافظه پشتیبان میراث فرهنگی

آخرین ایستگاه؛ کارگاه صحافی

پس از پشت سر گذاشتن مراحل مرمت، برخی آثار پیش از ورود به مخزن به کارگاه صحافی می‌رسند. الصاق جلد نسخه‌های خطی و ترمیم اوراق کتاب‌های چاپی از جمله فعالیت‌هایی است که در این بخش انجام می‌شود.

حق‌گو، کارگاه صحافی را قدیمی‌ترین بخش مرمت مجموعه ملک معرفی می‌کند؛ بخشی که سابقه آن به دوران حاج حسین آقا ملک بازمی‌گردد. در این کارگاه کوچک، کتاب‌هایی از دوره‌های مختلف تاریخی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ برخی در انتظار مرمت و برخی دیگر پس از طی مراحل درمان، دوباره جان گرفته‌اند.

نیک‌شناس، مسئول بخش صحافی، توضیح می‌دهد که این بخش هم روی آثار خطی و هم آثار چاپی کار می‌کند. درباره نسخه‌های خطی، نخستین اولویت حفظ جلد اصلی است و اگر ناگزیر از ساخت جلد جدید باشند، تلاش می‌شود جلد تازه تا حد امکان به نمونه اصلی شباهت داشته باشد.

در مورد کتاب‌های چاپی آسیب‌دیده نیز در صورت نیاز جلد تعویض می‌شود. بخشی دیگر از فعالیت این کارگاه به نشریات اختصاص دارد؛ نشریاتی که به شکل دوره‌ای گردآوری و در قالب مجموعه تنظیم می‌شوند.

در موزه و کتابخانه ملی ملک، مرمت از یک عملیات صرفاً فنی فراتر رفته است. از آزمایشگاهی که عامل آسیب را شناسایی می‌کند تا کارگاهی که جلد یک نسخه را احیا می‌کند، هر مرحله بخشی از یک فرآیند بزرگ‌تر است: حفظ اثری که از گذشته به امروز رسیده و باید امکان رسیدن به آینده را نیز پیدا کند.

مجموعه‌ای با ۱۹ هزار نسخه خطی و گنجینه‌ای با قدمت سه هزار سال، بیش از هر چیز به تداوم دانش، تجربه و مراقبت تخصصی نیاز دارد. در این مسیر، مرمتگران و کارشناسان نه فقط با کاغذ، چرم، رنگ، قارچ و فرسودگی سر و کار دارند، بلکه با بخشی از حافظه تاریخی جامعه مواجه‌اند؛ حافظه‌ای که اگر امروز به دقت حفظ نشود، فردا ممکن است دیگر چیزی جز نام و تصویر از آن باقی نماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها