دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۸
دانشنامه یزد؛ طرحی که ۳ دهه در انتظار اجرا ماند

یزد - از «کانون مطالعات یزدشناسی» تا «دانشنامه جامع یزد»؛ طرحی که چند بار تأیید شد اما هنوز به سرانجام نرسیده است و حسین مسرت، نویسنده یزدی، تلاش‌های زیادی برای به ثمر نشستن این دانشنامه داشته اما هر بار با بی‌مهری مواجه شده است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سید ضیا میررحیمی: نزدیک به سه دهه از نخستین پیشنهاد رسمی برای تدوین دانشنامه یزد می‌گذرد؛ طرحی که با هدف گردآوری و سامان‌دهی اطلاعات تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، علمی و ادبی این استان ارائه شد و در شورای فرهنگ عمومی یزد به تصویب رسید و در مقاطع مختلف استانداران وقت نیز از آن حمایت کردند، اما با وجود تشکیل مقطعی هیئت‌های علمی و تصویب اعضای حقیقی و حقوقی آن، هنوز این پروژه فرهنگی و پژوهشی به مرحله اجرا و تولید دانشنامه نرسیده است.

حسین مسرّت، نویسنده و پژوهشگر یزدی و طراح این دانشنامه، معتقد است که اجرای چنین طرحی از توان یک دستگاه فرهنگی به تنهایی خارج است و استانداری باید آن را به‌عنوان یک طرح زیربنایی و حتی ملی دنبال کند.

طرحی که از «کانون مطالعات یزدشناسی» آغاز شد

ماجرای تدوین دانشنامه یزد به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. حسین مسرّت، نویسنده و پژوهشگر یزدی، پس از سال‌ها مطالعه و بررسی منابع مربوط به یزد و مشاهده پراکندگی اطلاعات، به این نتیجه رسید که لازم است مرکزی برای گردآوری و تمرکز مطالعات و تحقیقات مربوط به یزد شکل بگیرد.

او در بهار سال ۱۳۶۸ طرحی با عنوان «کانون مطالعات یزدشناسی» تهیه و به سازمان برنامه و بودجه یزد ارائه کرد. این طرح به کارشناسان سازمان ارجاع شد، اما به گفته مسرّت، به دلیل پیگیری نشدن موضوع، به نتیجه نرسید.

پس از آن، در سال ۱۳۶۹ «مرکز یزدشناسی» با پیشنهاد ایرج افشار در کتابخانه وزیری بنیان گذاشته شد و مسرّت نیز پیگیری طرح نخست خود را متوقف کرد. مفاد آن طرح بعدها در کتاب «یزد؛ یادگار تاریخ» منتشر شد. اما ایده گردآوری و سامان‌دهی جامع اطلاعات مربوط به یزد همچنان در ذهن این پژوهشگر باقی ماند.

دانشنامه یزد؛ طرحی که ۳ دهه در انتظار اجرا ماند

تولد ایده «دانشنامه یزد»

مسرّت که جای یک دایرةالمعارف جامع درباره یزد را خالی می‌دید، در آذرماه ۱۳۷۵ پیشنهاد خود را با عنوان «دانشنامه یزد» به استاندار وقت یزد، غلامعلی سفید، ارائه کرد. این طرح طی نامه‌ای به تاریخ چهارم بهمن ۱۳۷۵ از سوی مشاور فرهنگی استاندار یزد به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، معاونت پژوهشی دانشگاه یزد و مرکز یزدشناسی ارجاع شد. طرح دانشنامه برای نخستین بار در روزنامه «ندای یزد» در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۷۶ منتشر شد و پس از آن، موضوع در شورای فرهنگ عمومی استان یزد نیز مطرح شد.

در این شورا مقرر شد اعضا درباره تکمیل، تتمیم و ضرورت اجرای طرح دیدگاه‌های خود را ارائه کنند. سرانجام در بهمن‌ماه ۱۳۷۶ پیشنهادهای مکتوبی از سوی تعدادی از استادان دانشگاه یزد به شورا ارائه شد و شماری دیگر نیز به صورت شفاهی بر ضرورت تدوین دانشنامه تأکید کردند.

حاصل این مباحث، تدوین «طرح پیشنهادی دانشنامه یزد» در گروه «نحوه مطالعه فرهنگ بومی استان یزد» بود. موضوع بار دیگر در سال ۱۳۷۶ و این‌بار از سوی محمدعلی عسگری کامران در روزنامه «ندای یزد» مورخ ۲۶ اسفند ۱۳۷۶ مطرح شد و توجه عمومی نسبت به ضرورت چنین کاری جلب شد.

حمایت استانداران؛ و باز هم توقف

در سال ۱۳۷۷، حسین مسرّت به همراه مرحوم احمد آرامش در دیداری با غلامعلی سفید، استاندار وقت یزد، درباره اجرای طرح دانشنامه گفت‌وگو کردند.

به گفته مسرّت، استاندار وقت در آن دیدار قول مساعدت مالی و معنوی برای سامان یافتن این کار را داد، اما او تأکید کرد که تدوین دانشنامه یزد کاری گروهی است و به امکانات گسترده مالی و معنوی، مکان مناسب برای استقرار یک کتابخانه تخصصی و همچنین حضور پژوهشگران و نویسندگان کارآزموده و آگاه نیاز دارد.

قرار شد موضوع در جلسات شورای فرهنگ عمومی استان پیگیری شود. در همان سال نیز خبری در روزنامه «ندای یزد» منتشر شد که بر اساس آن، استاندار یزد اعلام کرده بود که پیشنهاد تدوین دانشنامه به شورای فرهنگ عمومی برای بررسی واگذار شده است؛ چراکه این طرح کاری علمی و سنگین است و به حضور محققان زیادی نیاز دارد و باید به‌تدریج زمینه اجرای آن فراهم شود.

اما این «به‌تدریج» سال‌ها به طول انجامید. مسرّت بعدها در سال ۱۳۸۰ نیز طی نامه‌ای به علّو، رئیس وقت سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان یزد، آمادگی خود را برای اجرای طرح اعلام کرد، اما پاسخی دریافت نکرد.

او در همان سال‌ها در نوشته‌هایی از جمله مقاله «ضرورت تدوین دانشنامه یزد» در روزنامه آفتاب یزد در ۲۶ فروردین ۱۳۷۸ و مقاله «دانشنامه یزد، طرحی خوب، اما معوق مانده» در ندای یزد در ۳۰ آبان ۱۳۸۰، بار دیگر ضرورت اجرای این پروژه را مطرح کرد.

تشکیل هیئت علمی؛ یک گام دیگر، اما ناتمام

به گفته مسرّت، در سال ۱۳۸۳ و با همت کلانتری، استاندار وقت یزد، اعضای هیئت علمی دانشنامه نیز تعیین شدند اما روند صدور ابلاغ اعضا حدود یک سال به طول انجامید و در نهایت تغییرات سیاسی کشور و استان یزد موجب شد این روند نیز متوقف شود.

دانشنامه یزد؛ طرحی که ۳ دهه در انتظار اجرا ماند

مسرّت درباره آن مقطع می‌گوید: سال‌ها پیش، من طرح دانشنامه یزد را به استاندار وقت دادم. زمان آقای سفید بود. خیلی هم استقبال کرد چون انسان عمیقی بود، اما نشد تا اینکه به زمان آقای کلانتری رسیدیم. مجدداً مطرح شد و ایشان هم پذیرفت، اما همیشه کارهای اداری و بروکراسی اداری دست‌وپاگیر است.

به گفته او، حتی قرار بود برای ۱۵ نفر ابلاغ صادر شود تا ستادی بزرگ برای آغاز کار دانشنامه شکل بگیرد. او همچنین از پیشنهاد مرحوم آیت‌الله صدوقی یاد می‌کند که برای استقرار این ستاد، خانه‌ای را اهدا کند؛ پیشنهادی که آن نیز به مرحله اجرا نرسید.

سال ۱۳۹۸؛ بار دیگر امید به احیای طرح

سال ۱۳۹۸ بار دیگر موضوع تدوین دانشنامه جامع یزد مورد توجه قرار گرفت. با تصویب شورای فرهنگ عمومی استان، اعضای حقیقی و حقوقی هیئت امنای تدوین دانشنامه جامع یزد تعیین شدند و اعلام شد که این طرح پس از سال‌ها تلاش، چند گام تا آغاز فعالیت فاصله دارد.

این اتفاق در حالی رخ داد که حدود ۱۵ سال از تعیین اعضای هیئت علمی در دوره استانداری کلانتری گذشته بود.

مسرّت در نوشته‌ای با عنوان «ضرورت تدوین دانشنامه جامع یزد؛ گامی ارزشمند در معرفی یزد کهن و سرافراز» این تصمیم را به فال نیک گرفت و ابراز امیدواری کرد که با توجه مسئولان فرهنگی و دولتمردان استان، طرح دانشنامه جامع یزد به سرانجام برسد.

چرا یزد به دانشنامه نیاز دارد؟

یزد با پیشینه‌ای چند هزار ساله در حوزه تاریخ و فرهنگ، معماری، ادبیات، دین، علم، صنعت و شیوه‌های زیست در کویر، مجموعه‌ای گسترده از اطلاعات پراکنده و ارزشمند را در خود جای داده است.

به باور مسرّت، عنوان‌هایی همچون «شهر خشت خام»، «نگین کویر» و اکنون «شهر جهانی» نشان می‌دهد که یزد ظرفیت آن را دارد که موضوع یک دانشنامه علمی و فاخر قرار گیرد. این دانشنامه قرار است مجموعه‌ای از مدخل‌های گوناگون درباره یزد را دربرگیرد؛ مدخل‌هایی که ضمن تعریف و توصیف موضوع، راهنمایی برای دسترسی پژوهشگران و علاقه‌مندان به اطلاعات بیشتر باشند.

در طول پنج دهه گذشته نیز آثار ارزشمندی درباره فرهنگ، تاریخ، ادب، دین، اجتماع، هنر، معماری و زندگی‌نامه بزرگان و مشاهیر یزد نوشته شده است با این حال، به اعتقاد مسرّت، این آثار به صورت پراکنده نمی‌توانند جای یک دانشنامه جامع و نظام‌مند را بگیرند.

او حتی به کتابی با عنوان «فرهنگ‌نامه یزد» اشاره می‌کند که اخیراً توسط یکی از فرهنگیان یزد و بر اساس علاقه شخصی و به صورت انفرادی گردآوری شده است؛ اثری که هرچند ارزشمند است، اما از نگاه او پاسخگوی تمام نیازهای علمی و فرهنگی استان نیست.

از مشاهیر و تاریخ تا قنات و بادگیر

دامنه پیشنهادی دانشنامه یزد بسیار گسترده است و حوزه‌های مختلف زندگی تاریخی و معاصر استان را دربرمی‌گیرد. در طرح پیشنهادی، موضوعاتی همچون علما، دانشمندان، مشاهیر، شاعران، هنرمندان و بزرگان، جغرافیای تاریخی و سیاسی، آثار و بناهای تاریخی، وضعیت کشاورزی، طبیعی و معدنی، صنایع دستی، نساجی، آب و آبرسانی و آبیاری و موضوعات مرتبط با آن همچون آب‌انبار، قنات و جوی، فرهنگ، آداب و رسوم و آیین‌های بومی و همچنین واژه‌ها و نمادهای برجسته‌ای همچون بادگیر، نخل و نخل‌برداری، از جمله محورهای مورد نظر هستند.

به این ترتیب، دانشنامه صرفاً یک مجموعه درباره تاریخ سیاسی یزد نخواهد بود؛ بلکه قرار است تصویری چندبعدی از هویت و زیست تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و طبیعی این استان ارائه کند.

دانشنامه یک پروژه فردی نیست

یکی از نکات مهمی که مسرّت از ابتدا بر آن تأکید داشته، گروهی بودن این پروژه است. او معتقد است تدوین دانشنامه از توان یک فرد یا حتی یک دستگاه فرهنگی به تنهایی خارج است و نیازمند سازماندهی، پشتوانه مالی، فضای پژوهشی، کتابخانه تخصصی و گروه‌های علمی متعدد است.

در طرح پیشنهادی، ابتدا باید هیئت مؤسس شکل بگیرد و اساسنامه و برنامه‌های مرکز تدوین و به تأیید سازمان‌های ذی‌ربط برسد. پس از آن، هیئت مؤسس می‌تواند از میان افراد آگاه و علاقه‌مند، هیئت علمی را انتخاب کند. این هیئت باید گروه‌های مختلف پژوهشی را تعیین و بر عملکرد آنها نظارت علمی داشته باشد.

از جمله وظایف پیش‌بینی‌شده برای هیئت علمی نیز می‌توان به مدخل‌گزینی و مدخل‌یابی، تهیه پرونده‌های علمی و تحقیقاتی برای هر مدخل، تشکیل گروه‌های تخصصی برای نظارت بر مقالات، واگذاری هر مدخل به متخصص و نویسنده همان حوزه، انتخاب سرویراستار برای نظارت بر محتوای علمی و رسم‌الخط مقالات، دعوت از استادان و گروه‌های پژوهشی و همچنین جلب همکاری ادارات و نهادهای فرهنگی و پژوهشی اشاره کرد.

مسرت می‌گوید: هنوز هم من چشم امیدم به حاکمیت است، به‌ویژه این روزها که داعیه کارهای زیربنایی در حوزه فرهنگ داریم. به نظرم استانداری باید پا پیش بگذارد و این طرح را در دست بگیرد.

دانشنامه یزد؛ طرحی که ۳ دهه در انتظار اجرا ماند

اکنون پرسش اصلی این است که آیا «دانشنامه یزد» پس از نزدیک به سه دهه، از مرحله تأیید و وعده عبور خواهد کرد و به یک پروژه واقعی پژوهشی تبدیل خواهد شد یا بار دیگر در میان تغییر مدیران، مکاتبات اداری و اولویت‌های روزمره به فراموشی سپرده می‌شود؟

برای استانی با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگی، شاید مسئله فقط تدوین چند جلد کتاب نباشد؛ مسئله ثبت و سامان‌دهی دانشی است که اگر امروز گردآوری نشود، بخشی از آن ممکن است با گذشت زمان و از میان رفتن حاملان و منابع شفاهی، برای همیشه از دست برود.

«دانشنامه یزد» از سال ۱۳۷۵ تا امروز مسیر طولانی و پرپیچ‌وخمی را پشت سر گذاشته است؛ طرحی که بارها تأیید شده، چند بار به آن امید بسته شده و حتی در مقاطعی تا آستانه آغاز پیش رفته، اما هنوز نخستین گام عملی و پایدار آن برداشته نشده است.

اکنون، پس از گذشت نزدیک به ۳۰ سال، شاید زمان آن رسیده باشد که این طرح از بایگانی مصوبات و خاطرات فرهنگی استان خارج شود و به یک برنامه مشخص، دارای متولی، بودجه، زمان‌بندی و خروجی قابل ارزیابی تبدیل شود؛ طرحی که به تعبیر حسین مسرّت، می‌تواند گامی ارزشمند در معرفی یزد کهن و سرافراز و سندی ماندگار برای «یزد؛ یادگار تاریخ» باشد.

در این طرح تأکید شده است که نویسندگان مدخل‌ها می‌توانند بومی یا غیربومی باشند و معیار اصلی باید تخصص و توان علمی آنها باشد.

سرمایه‌ای که باید حفظ شود

مسرّت می‌گوید نزدیک به سه دهه است که منابع، کتاب‌ها، مقالات و فیش‌های مرتبط با حوزه‌های گوناگون یزد را گردآوری کرده و از آذر ۱۳۷۵ که پیشنهاد تدوین دانشنامه را به استانداری ارائه کرده، این کار را جدی‌تر دنبال کرده است. او تأکید دارد که اگر مرکز دانشنامه شکل بگیرد، آماده است با تمام توان در خدمت هیئت علمی آن باشد. اما مسئله فقط تلاش یک پژوهشگر نیست؛ مسئله ایجاد یک سازوکار پایدار برای انتقال دانش و تجربه چند نسل از پژوهشگران یزدی است.

تجربه استان‌های دیگر؛ حسرت یک فرصت از دست‌رفته

یکی از بخش‌های قابل تأمل در اظهارات مسرّت، اشاره او به تجربه استان‌ها و شهرهای دیگر است. او می‌گوید: استان‌هایی مانند گلستان و گیلان و شهرهایی مانند کاشان، با تشخیص ضرورت تدوین چنین دایرةالمعارفی، کار خود را آغاز کرده‌اند.

به باور این پژوهشگر، اگر طرح دانشنامه یزد همان سال‌های نخست، یعنی پس از تصویب در شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۷۶، وارد مرحله اجرا می‌شد، یزد می‌توانست در زمینه تدوین چنین دانشنامه‌هایی پیشگام باشد.

مسرّت معتقد است امروز برخی دیگر از استان‌ها و شهرها در مسیری قرار گرفته‌اند که یزد می‌توانست سال‌ها قبل آن را آغاز کند. او اکنون پس از گذشت سال‌ها، همچنان اجرای این طرح را از آرزوهای خود می‌داند، اما تأکید می‌کند که مسئله اصلی، شخص او نیست.

او می‌گوید: فرقی هم نمی‌کند که منِ مسرّت باشم یا نباشم، اما به هر تقدیر، این کار باید شروع شود و بستر آن فراهم شود. این از آرزوهای من است.

او بر این باور است که دانشنامه یزد یک پروژه معمولی فرهنگی نیست که بتوان آن را به یک اداره واگذار کرد. این کار، کار بزرگی است و سازماندهی می‌خواهد و بودجه کافی لازم است و از توان یک دستگاه، مثلاً ارشاد، به تنهایی برنمی‌آید یا حوزه هنری و یا دیگران؛ بلکه استان باید در قالب یک طرح ملی به آن نگاه کند.

پیشنهاد مسرّت این است که بودجه‌ای متمرکز برای این پروژه اختصاص پیدا کند و طی دو یا سه سال، گروه‌ها و پژوهشگران متعددی در حوزه‌های مختلف از تاریخ و ادبیات گرفته تا کشاورزی، قنات، پزشکی و دیگر حوزه‌های مرتبط به فعالیت بپردازند تا دانشنامه به روال طبیعی خود بیفتد.

او اجرای این طرح را نه صرفاً یک فعالیت پژوهشی، بلکه اقدامی برای حفظ هویت تاریخی استان می‌داند و معتقد است این کار به نفع حیات استان و برای تاریخ یزد امری حیاتی است.

چرا طرحی با این سابقه هنوز روی زمین مانده است؟

مرور نزدیک به سه دهه تاریخ این طرح، تصویری روشن از یک مسئله تکرارشونده ارائه می‌کند: ایده وجود داشته، ضرورت آن بارها تأیید شده، مسئولان مختلف از آن استقبال کرده‌اند، شورای فرهنگ عمومی درباره آن تصمیم گرفته، اعضای هیئت علمی تعیین شده‌اند و حتی در مقاطعی وعده حمایت مالی و اجرایی داده شده است؛ اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند به شکل‌گیری یک ساختار پایدار و آغاز رسمی پروژه منجر شوند.

در واقع، مشکل اصلی ظاهراً نه فقدان ایده و نه کمبود منابع اولیه پژوهشی است؛ بلکه نبود متولی پایدار، بودجه مشخص، ساختار اجرایی و استمرار مدیریتی بوده است.

مسرّت نیز بخش مهمی از این توقف را به بروکراسی اداری و تغییرات مدیریتی و سیاسی مرتبط می‌داند و معتقد است حاکمیت استان طی سال‌های گذشته چنان درگیر امور روزمره شده که از برخی کارهای زیربنایی فرهنگی و پژوهشی غافل مانده است.

فرصتی که هنوز از دست نرفته است

با وجود همه این سال‌های توقف، «دانشنامه یزد» هنوز می‌تواند به یک پروژه ماندگار فرهنگی در استان تبدیل شود. اکنون منابع مکتوب فراوان‌تری نسبت به سه دهه قبل در اختیار پژوهشگران قرار دارد؛ دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی استان توسعه یافته‌اند، نسل تازه‌ای از پژوهشگران یزدی وارد عرصه شده‌اند و دسترسی به منابع دیجیتال و شیوه‌های نوین مستندسازی نیز بسیار آسان‌تر از گذشته است.

از سوی دیگر، ثبت جهانی یزد و افزایش توجه ملی و بین‌المللی به میراث فرهنگی و تاریخی این شهر، اهمیت ثبت علمی و منسجم دانش مربوط به استان را دوچندان کرده است.

دانشنامه جامع یزد می‌تواند در صورت طراحی درست، تنها مجموعه‌ای از کتاب‌های چاپی نباشد؛ بلکه یک مرجع علمی زنده و روزآمد برای پژوهشگران، دانشگاهیان، دانشجویان، نویسندگان، مدیران فرهنگی و حتی گردشگران و علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ یزد باشد.

یک مطالبه فرهنگی پس از سه دهه

حسین مسرّت پس از سال‌ها پیگیری، امروز همچنان بر ضرورت اجرای این طرح تأکید دارد، اما آن را مطالبه‌ای فراتر از یک فرد یا یک دوره مدیریتی می‌داند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها