دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
کتاب‌های آموزشی، حلقه مفقوده انتقال تجربه در هنرهای تجسمی

پری‌یوش گنجی معتقد است، هنر زمانی ماندگار می‌شود که دانش و تجربه آن ثبت و در دسترس نسل‌های آینده قرار بگیرد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ طراحی پارچه، فراتر از خلق نقوش و انتخاب رنگ‌ها، حوزه‌ای میان‌رشته‌ای است که تاریخ، فرهنگ، زیبایی‌شناسی، شناخت مواد و مهارت‌های فنی را به یکدیگر پیوند می‌دهد. بخش مهمی از دانش این رشته در تجربه‌های فردی استادان و شیوه‌های عملی آموزش شکل می‌گیرد؛ دانشی که اگر مستند نشود، ممکن است با گذشت زمان از دسترس نسل‌های بعدی خارج شود. تألیف کتاب‌های آموزشی در چنین شرایطی، تلاشی برای تبدیل تجربه فردی به دانشی ماندگار و قابل انتقال است. کتاب «طراحی پارچه» نوشته پری‌یوش گنجی را نیز می‌توان در همین چارچوب بررسی کرد. اثری که بر اساس تجربه سال‌ها تدریس و با هدف تدوین و ارائه منسجم مبانی و مراحل آموزش طراحی پارچه شکل گرفته است. با این هنرمند نقاش و مدرس طراحی پارچه، درباره ضرورت ثبت تجربه‌های آموزشی، جایگاه تاریخی پارچه در فرهنگ ایرانی، اهمیت مستندسازی آثار هنری و مسئولیت استادان در پرورش نسل‌های خلاق هنرمندان گفت‌وگو داشتیم.

کتاب‌های آموزشی، حلقه مفقوده انتقال تجربه در هنرهای تجسمی

تألیف کتاب «طراحی پارچه» را می‌توان تلاشی برای تبدیل تجربه‌های فردی به دانشی مکتوب و قابل انتقال دانست. چه خلأیی در روند آموزش این رشته احساس کردید که شما را به گردآوری و تدوین تجربه‌های سالیان تدریس در قالب یک کتاب سوق داد؟

وقتی تدریس را آغاز کردم، به‌تدریج متوجه شدم که بسیاری از نکاتی که در کلاس آموزش می‌دهم، حاصل تجربه‌هایی است که در طول سال‌ها به‌دست آورده‌ام. بخشی از این مطالب را در جریان تدریس یادداشت می‌کردم و با گذشت زمان، مطالب و روش‌های تازه‌ای نیز به آن‌ها اضافه می‌شد. برایم مهم بود که آموزش طراحی پارچه فقط به انتقال چند تکنیک محدود نماند، دانشجو بتواند این رشته را از مبانی اولیه تا مراحل پیشرفته‌تر، به‌شکل اصولی یاد بگیرد. مطالب مربوط به مبانی طراحی، ترکیب‌بندی، رنگ و دیگر موضوعات مرتبط را به‌تدریج گردآوری و تکمیل کردم. کتاب حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود و نتیجه سال‌ها تدریس، مشاهده، تجربه و بازنگری در روش آموزش بود. تصمیم گرفتم این مجموعه را در قالب کتاب منتشر کنم تا مطالبی که در کلاس درس ارائه می‌کردم، امکان استفاده برای افراد بیشتری را داشته باشد.

اهمیت این اقدام را در چه می‌دانید؟ آیا تدوین تجربه‌های آموزشی در قالب کتاب می‌تواند بر کیفیت آموزش تأثیر بگذارد؟

وقتی یک رشته آموزشی منابع مکتوب و منسجم نداشته باشد، دانشجو برای یادگیری ناچار است بیش از اندازه به حضور در کلاس یا دسترسی به یک استاد مشخص وابسته باشد. در چنین شرایطی، بخشی از دانش ممکن است در همان کلاس باقی بماند و امکان استفاده گسترده از آن فراهم نشود. کتاب کمک می‌کند تجربه‌ها و آموخته‌های یک استاد به‌شکلی منظم در اختیار دیگران قرار گیرد. دانشجو می‌تواند مطالب را دوباره بخواند، تمرین‌ها را مرور کند و در مراحل مختلف یادگیری به آن‌ها بازگردد. البته کتاب جای تجربه عملی و ارتباط مستقیم با استاد را نمی‌گیرد، اما می‌تواند این فرآیند را تکمیل کند. یکی از مسئولیت‌های استادان این است که تجربه‌های خود را تا حد امکان ثبت کنند و اجازه ندهند حاصل سال‌ها کار و آموزش، تنها در حافظه افراد باقی بماند.

کتاب‌های آموزشی، حلقه مفقوده انتقال تجربه در هنرهای تجسمی

طراحی پارچه در مرز میان مهارت‌های اجرایی، شناخت مواد، زیبایی‌شناسی و مطالعات تاریخی قرار دارد. به‌نظرتان آموزش این رشته چگونه باید میان یادگیری تکنیک‌های عملی و درک زمینه‌های فرهنگی و تاریخی آثار تعادل برقرار کند؟

طراحی پارچه را نمی‌توان فقط به کشیدن نقش یا کنار هم قرار دادن رنگ‌ها محدود کرد. دانشجو باید با مبانی طراحی آشنا شود، ترکیب‌بندی را بشناسد، رنگ را درک کند و در کنار این‌ها، تاریخ هنر و تحولات فرهنگی را نیز مطالعه کند. وقتی درباره طراحی پارچه صحبت می‌کنیم، در حقیقت با رشته‌ای مواجه هستیم که با تاریخ زندگی انسان ارتباط دارد. انسان ابتدا برای تأمین نیازهای اولیه خود، از جمله محافظت در برابر سرما و گرما، از مواد طبیعی استفاده کرد. به‌تدریج، پوشش علاوه‌بر کارکرد اولیه خود، به بستری برای بیان زیبایی، هویت و باورهای فرهنگی تبدیل شد. از این مرحله به بعد، پارچه دیگر صرفاً یک وسیله کاربردی نبود؛ نقش‌ها، رنگ‌ها و شیوه‌های بافت آن می‌توانستند حامل معنا باشند و درباره جامعه‌ای که در آن تولید شده‌اند، اطلاعاتی به ما بدهند. دانشجوی طراحی پارچه باید بتواند میان مهارت عملی و شناخت تاریخی ارتباط برقرار کند. شناخت گذشته کمک می‌کند تا آثار را دقیق‌تر ببیند و در طراحی معاصر به‌دنبال زبان شخصی خودش باشد.

به جایگاه تاریخی پارچه و ارتباط آن با فرهنگ ایران اشاره کردید، چرا شناخت تاریخ پارچه برای طراح امروز اهمیت دارد؟

پارچه در تاریخ تمدن‌ها جایگاه بسیار مهمی داشته است. اگر به مسیرهای تجاری تاریخی، از جمله جاده ابریشم، نگاه کنیم، می‌بینیم که پارچه و ابریشم تنها کالاهایی برای خریدوفروش نبودند؛ آن‌ها در کنار خود، شیوه‌های هنری، نقش‌مایه‌ها و تأثیرات فرهنگی را نیز منتقل می‌کردند. ایران نیز در دوره‌های مختلف تاریخی، از جمله دوره ساسانی و صفوی، در تولید و گسترش هنرهای وابسته به پارچه جایگاه مهمی داشته است. بررسی این آثار نشان می‌دهد که چگونه نقش‌ها، ترکیب‌بندی‌ها و شیوه‌های تزئینی در ارتباط با باورها، سلیقه‌ها و شرایط اجتماعی زمان خود شکل گرفته‌اند. وقتی یک پارچه تاریخی را بررسی می‌کنیم، تنها با یک اثر تزئینی مواجه نیستیم با بخشی از تاریخ زندگی انسان روبه‌رو هستیم. در آن می‌توان نشانه‌هایی از جهان‌بینی، ارتباطات فرهنگی، مهارت‌های فنی و حتی جایگاه اجتماعی افراد را مشاهده کرد. برای همین، به دانشجویان توصیه می‌کنم آثار تاریخی را با دقت مطالعه کنند. بازدید از موزه‌ها و مشاهده مستقیم آثار می‌تواند درک آن‌ها را عمیق‌تر کند. دانشجو با دیدن این آثار یاد می‌گیرد که چگونه از گذشته الهام بگیرد، بدون آنکه صرفاً به تقلید از آن محدود شود.

آیا می‌توان گفت شناخت میراث پارچه ایران، علاوه‌بر ارزش تاریخی، در شکل‌گیری هویت طراحی معاصر نیز مؤثر است؟

بله، اما باید میان شناخت میراث و تکرار گذشته تفاوت قائل شویم. هدف این نیست که طراح امروز فقط نقش‌های تاریخی را بازتولید کند. مهم آن است که منطق شکل‌گیری آن آثار را بشناسد؛ بداند چرا یک نقش به وجود آمده، چگونه با فرم و رنگ ارتباط پیدا کرده و چه نسبتی با فرهنگ زمان خود داشته است. وقتی دانشجو چنین شناختی پیدا می‌کند، می‌تواند از این میراث برای خلق آثار تازه استفاده کند. میراث فرهنگی زمانی زنده می‌ماند که درک شود، مورد مطالعه قرار گیرد و امکان گفت‌وگو با نیازها و زبان هنری امروز را پیدا کند.

کتاب‌های آموزشی، حلقه مفقوده انتقال تجربه در هنرهای تجسمی

بخشی از تاریخ هنر از طریق آثار باقی‌مانده و بخشی دیگر از راه ثبت و مستندسازی آگاهانه حفظ می‌شود. انتشار کتاب‌های هنری، به‌ویژه درباره هنرمندانی که تجربه‌ها و دستاوردهای‌شان کمتر مستند شده است، چه نقشی در شکل‌گیری حافظه تاریخی و انتقال دانش هنری به نسل‌های بعد دارد؟

اگر آثار هنرمندان ثبت و منتشر نشوند، بخش مهمی از تاریخ هنر ممکن است در دسترس نسل‌های آینده قرار نگیرد. کتاب این امکان را فراهم می‌کند که آثار یک هنرمند، دوره‌های کاری او و مسیر تحول هنری‌اش مستند شود. برای مثال، وقتی آثار یک هنرمند بزرگ را در قالب کتاب بررسی می‌کنیم، می‌توانیم روند تغییر نگاه او، شیوه استفاده‌اش از عناصر بصری و تحول تکنیک‌هایش را بشناسیم. اگر این آثار و اطلاعات مربوط به آن‌ها در دسترس نباشند، شناخت ما از آن هنرمند محدود خواهد ماند. این موضوع درباره هنرمندان ایرانی نیز اهمیت زیادی دارد. باید آثار هنرمندان خود را مستند کنیم، درباره آن‌ها پژوهش انجام دهیم و امکان دسترسی پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان را فراهم آوریم.

کتاب هنری فقط مجموعه‌ای از تصاویر نیست؛ می‌تواند سندی برای شناخت یک دوره، یک جریان هنری و تجربه زیسته هنرمند باشد. ثبت آثار هنری را باید بخشی از مسئولیت فرهنگی جامعه دانست؛ با این نگاه، آیا می‌توان تألیف کتاب‌های هنری را نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی برای آینده تلقی کرد؟

حتماً. وقتی تجربه‌ها و آثار هنرمند ثبت می‌شود، این امکان به‌وجود می‌آید که دیگران آن‌ها را بررسی کنند، از آن‌ها بیاموزند و حتی دیدگاه‌های تازه‌ای درباره‌شان مطرح کنند. هدف از انتشار کتاب نباید صرفاً معرفی شخص هنرمند یا نمایش دستاوردهای او باشد. مهم‌تر از آن، انتقال تجربه و فراهم کردن زمینه یادگیری برای دیگران است. در همه رشته‌ها، از جمله هنر، لازم است تجربه‌ها و دستاوردهای استادان در دسترس دانشجویان قرار گیرد. این کار به آن‌ها کمک می‌کند مسیرهای طی‌ شده را بشناسند، از تجربه‌های پیشین استفاده کنند و برای رسیدن به دستاوردهای تازه، از نقطه‌ای آگاهانه‌تر آغاز کنند.

بر این نکته تأکید داشتید که دانشجویان باید بتوانند از استادان خود پیشی بگیرند. این دیدگاه چه جایگاهی در روش تدریس شما دارد؟

همیشه به دانشجویانم می‌گویم که باید تلاش کنند از من بهتر باشند. معتقدم، استادی که نمی‌خواهد شاگردش از او پیشرفت بیشتری داشته باشد، به‌معنای واقعی به رسالت آموزش توجه نکرده است. وظیفه استاد این نیست که دانشجو را به نسخه‌ای شبیه به خودش تبدیل کند. استاد باید اصول را آموزش دهد، زمینه رشد را فراهم کند و به دانشجو کمک کند توانایی‌های خودش را بشناسد. در کلاس‌های طراحی پارچه، ممکن است دانشجویان یک موضوع مشترک داشته باشند، اما نتیجه کار آن‌ها نباید یکسان باشد. هر کدام باید بتوانند با تکیه بر آموخته‌های خود، به شیوه‌ای مستقل برسند. این تفاوت‌ها نشان‌دهنده توانایی و خلاقیت افراد است. وقتی می‌بینم دانشجویانم به مرحله‌ای می‌رسند که آثارشان از نظر خلاقیت و کیفیت پیشرفت قابل توجهی دارد، احساس رضایت می‌کنم. حتی اگر از من جلوتر بروند، این موضوع برایم افتخارآمیز است؛ زیرا نشان می‌دهد آموزش توانسته است زمینه رشد آن‌ها را فراهم کند. آموزش باید اصولی و مرحله‌به‌مرحله باشد. دانشجو ابتدا باید مبانی را یاد بگیرد و بعد بتواند آن‌ها را در طراحی و تجربه‌های شخصی خود به کار ببرد.

اگر مبانی به‌درستی آموزش داده شوند، دانشجو در مراحل بعدی با آمادگی بیشتری پیش می‌رود. نباید آموزش را به انجام تمرین‌های تکراری محدود کرد. دانشجو باید فرصت مشاهده، تجربه، آزمون و خطا و رسیدن به راه‌حل‌های متفاوت را داشته باشد. استاد نیز باید بتواند تفاوت‌های فردی دانشجویان را بپذیرد. قرار نیست همه یکسان فکر کنند یا به نتایج مشابه برسند. آموزش موفق، آموزشی است که ضمن انتقال دانش و مهارت، امکان استقلال فکری و خلاقیت را برای دانشجو فراهم کند. خوشحالم که برخی از دانشجویانم امروز خودشان تدریس می‌کنند و آموخته‌های‌شان را به نسل‌های بعد انتقال می‌دهند. این استمرار آموزش، یکی از ارزشمندترین نتایج سال‌ها فعالیت دانشگاهی است.

کتاب‌های آموزشی، حلقه مفقوده انتقال تجربه در هنرهای تجسمی

با وجود اهمیت منابع مکتوب در آموزش هنر، انتشار کتاب‌های تخصصی با چالش‌هایی مانند هزینه تولید و محدودیت دسترسی مخاطبان روبه‌روست. این موانع چگونه بر امکان انتقال دانش هنری تأثیر می‌گذارند؟

یکی از مسائل مهم، دشواری انتشار کتاب‌های هنری با کیفیت مناسب است. کتابی که بر تصویر، رنگ و جزئیات بصری تکیه دارد، به کیفیت چاپ وابسته است. از سوی دیگر، هزینه‌های چاپ و محدودیت‌های اقتصادی می‌تواند بر قیمت نهایی و شمارگان کتاب تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، باید راه‌هایی پیدا کنیم که کتاب‌های تخصصی با کیفیت قابل قبول و قیمت مناسب‌تری در دسترس دانشجویان قرار گیرند. اگر منابع آموزشی به‌دلیل قیمت زیاد یا محدودیت انتشار از دسترس مخاطبان خارج شوند، بخشی از هدف آموزشی آن‌ها محقق نخواهد شد. کتاب زمانی می‌تواند نقش مؤثری در آموزش داشته باشد که دانشجو امکان تهیه و مطالعه آن را داشته باشد و بتواند در طول تحصیل بارها به آن مراجعه کند. فکر می‌کنم مهم‌ترین نکته این است که دانش و تجربه خود را فقط برای خودمان نگه نداریم.

هر کدام از ما در طول زندگی و فعالیت حرفه‌ای چیزهایی یاد می‌گیریم که می‌تواند برای دیگران مفید باشد. اگر این تجربه‌ها را ثبت کنیم، آموزش دهیم و در اختیار نسل بعد قرار دهیم، امکان رشد بیشتری فراهم می‌شود. به اعتقاد من، موفقیت واقعی یک استاد تنها به آثار شخصی او محدود نیست؛ بخشی از آن را باید در توانایی‌ها و دستاوردهای شاگردانش جست‌وجو کرد. اگر بتوانیم به دانشجویان کمک کنیم مستقل فکر کنند، اصولی کار کنند و از ما فراتر بروند، وظیفه خود را به‌درستی انجام داده‌ایم. این نگاه، هم در آموزش هنر و هم در دیگر حوزه‌های زندگی اجتماعی می‌تواند به پیشرفت جامعه کمک کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها