یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
معماری ذهن علمی در جامعه

ترویج علم فرآیندی است که دانایی را از حصار تخصصی دانشگاه‌ها خارج کرده و به متن زندگی روزمره مردم پیوند می‌زند. بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، معتقد است ناشران علمی باید با عبور از نگاه صرفا تجاری، نیازهای واقعی جامعه را بشناسند و به جای تکیه مطلق بر ترجمه، بسترهای تولید محتوای بومی و دقیق را فراهم کنند.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ترویج علم چیزی فراتر از ساده‌سازی مفاهیم پیچیده برای مخاطب غیرمتخصص است. این جریان، پل ارتباطی حیاتی میان جهان شگفت‌انگیز کشفیات علمی و نحوه زیستن مردم در دنیای واقعی است. وقتی علم به درستی در سبد فرهنگی جامعه قرار می‌گیرد، نگاه مردم به جهان، محیط زیست و سلامت خود دستخوش تغییر می‌شود و توانایی تفکر نقادانه در برابر جریان‌های اطلاعاتی تقویت می‌گردد.

در این میان، کتاب به عنوان یکی از پایدارترین ابزارهای ترویج علم، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری باورهای عمومی دارد. کتاب علمی فقط مخزن داده‌ها نیست، بلکه ابزاری است که می‌تواند سواد علمی جامعه را در بزنگاه‌های حساس تاریخی و اجتماعی ارتقا دهد. با این حال، کیفیت تولید و نحوه عرضه این آثار در بازار نشر ایران، پرسش‌های مهمی را درباره اثربخشی این حوزه پیش می‌کشد.

ناشر؛ معمار سلیقه علمی

بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا با اشاره به نقش چندبعدی ناشران در فضای علمی کشور گفت: ناشر در حوزه علم فقط فروشنده کتاب نیست، بلکه در شکل‌گیری سلیقه و فرهنگ علمی جامعه هم نقش دارد. اما به نظرم هنوز فاصله‌ای میان نیازهای واقعی جامعه و آنچه در بازار نشر تولید می‌شود وجود دارد. در سال‌های فعالیت رسانه‌ای‌ام، بارها با موضوعاتی مواجه شده‌ام که مردم درباره‌شان سوال دارند، اما محتوای قابل فهم و مستندی برایشان وجود ندارد. این خلاء اطلاعاتی در حوزه‌های حیاتی مانند تغییرات اقلیمی، مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی، مسائل کلان سلامت و فناوری‌های نوظهور بیش از هر جای دیگر حس می‌شود.

وی افزود: بنابراین نیازسنجی نباید فقط به معنای بررسی آمار فروش کتاب باشد. ناشر حرفه‌ای باید هم بازار را بشناسد و هم دغدغه‌های جامعه را. باید ببینیم مردم در زندگی روزمره خود با چه گره‌هایی روبه‌رو هستند و به چه دانشی برای فهم بهتر زیستن خود نیاز دارند. این رویکرد به معنای آن است که ناشر باید فراتر از ویترین مغازه، به بطن نیازهای جامعه رسوخ کند.

معماری ذهن علمی در جامعه

چالش ترجمه و ضعف تولید بومی

صفوی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اتکای بخش بزرگی از بازار نشر ایران به ترجمه آثار پرفروش خارجی، آیا این رویه موجب مسکوت ماندن نویسندگی علمی بومی نشده است، گفت: ترجمه برای نشر علمی ضروری است و نباید آن را رقیب تألیف دانست. در واقع ترجمه یکی از ابزارهای انتقال دانش جهانی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که ترجمه به تنها مسیر تولید محتوای علمی تبدیل شود و به دلیل حاشیه سود بالاتر و ریسک کمتر، فرصت تنفس را از نویسنده بومی بگیرد. ما در ایران پژوهشگر و دانشمند کم نداریم، اما این دانش الزاماً به کتابی خواندنی برای مردم تبدیل نمی‌شود. نویسندگی علم مهارتی است که میان دانش تخصصی و زبان عمومی پل می‌زند.

به گفته صفوی، بخشی از این وضعیت به ریسک‌گریزی بازار نشر بازمی‌گردد. ترجمه یک اثر موفق خارجی که امتحان خود را در بازارهای جهانی پس داده، برای ناشر قابل پیش‌بینی‌تر است. اما پرورش نویسنده بومی، نیازمند زمان، صبر و سرمایه‌گذاری طولانی‌مدت است. مطمینا اگر می‌خواهیم نویسندگی علمی در ایران رشد کند، باید برای نویسنده علم فرصت و حمایت واقعی ایجاد کنیم؛ نه اینکه صرفاً در همایش‌ها از تولید محتوای بومی صحبت کنیم.

پل گسسته دانشگاه و جامعه

معاون انجمن ترویج علم ایران با تاکید بر لزوم بومی‌سازی محتوا برای مخاطب ایرانی گفت: ما در ایران موضوعات بسیار مهمی برای تولید کتاب علمی داریم؛ از تنوع زیستی و اقلیم گرفته تا نجوم، پزشکی، زمین‌شناسی و تاریخ علم. اما هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت عظیم دانشگاهی را به یک جریان مستمر و حرفه‌ای در نشر عمومی تبدیل کنیم. یکی از دلایل اصلی، گسست میان دانشگاه و بازار نشر است. پژوهش در دانشگاه تولید می‌شود، اما مسیر تبدیل آن به محتوای قابل فهم برای مردم هنوز بسیار ضعیف است. وقتی درباره تغییرات اقلیمی حرف می‌زنیم، مخاطب ایرانی باید بداند این مسئله چه ارتباطی با آب، کشاورزی، تالاب‌ها و زندگی روزمره او دارد. شناخت علمی سرزمین زمانی اتفاق می‌افتد که مردم علم را در محیط زندگی خودشان ببینند، نه در قالب مقالات ثقیل آکادمیک.

ویراستاری علمی؛ سنگر مقابله با شبه‌علم

صفوی درباره استانداردهای تولید متن علمی گفت: به نظرم متن علمی خوب، متنی نیست که فقط ساده‌سازی شده باشد؛ باید قابل فهم باشد، بدون اینکه نادرست شود. ما با دو آسیب اصلی مواجهیم: از یک طرف کتاب‌هایی که آن‌قدر تخصصی‌اند که مخاطب عمومی را کنار می‌گذارند و از طرف دیگر متن‌هایی که برای جذابیت بیشتر، دقت علمی را قربانی می‌کنند. متن ترویجی باید زبان روشن، منابع معتبر و توضیح درست مفاهیم داشته باشد. همچنین باید میان یک یافته قطعی، یک فرضیه و موضوعی که هنوز درباره آن پژوهش می‌شود تفاوت بگذارد.

وی افزود: از نگاه من، ناشر باید برای این موضوع استاندارد مشخص داشته باشد. ویراستاری ادبی به‌تنهایی کافی نیست؛ کتاب علمی به ویراستار علمی نیاز دارد. ویراستار علمی یکی از حلقه‌های مهم اما کمتر دیده‌شده نشر علم است. کار او فقط پیدا کردن غلط‌های تایپی یا ویرایشی نیست؛ باید ببیند آیا ادعاها، شواهد و زبان متن با هم سازگارند یا نه. در تجربه روزنامه‌نگاری علم، یکی از مشکلاتی که بارها دیده‌ام، حذف قیدهای مهم در فرآیند ساده‌سازی است. مثلاً ممکن است تبدیل می‌شود به حتماً، یا یک یافته محدود به شکل یک نتیجه قطعی ارائه می‌شود. این مسئله در موضوعاتی مثل پزشکی، تغذیه و روان‌شناسی حساس‌تر است، چون مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارد. به نظرم ویراستاری علمی در ایران هنوز جایگاه حرفه‌ای متناسب با اهمیتش ندارد.

دانشگاه و مرز میان علم عامه‌پسند و زرد

صفوی در پایان با اشاره به نقش دانشگاه‌ها گفت: ابتدا باید میان محتوای عامه‌پسند علمی و محتوای زرد علمی تفاوت قائل شویم. عامه‌پسند بودن به معنای سطحی یا غیرعلمی بودن نیست. اتفاقاً ما به محتوای علمی جذاب و قابل فهم برای عموم نیاز داریم. محتوایی که بتواند علم را از فضای تخصصی دانشگاه خارج کند و به زندگی مردم پیوند بزند. اما درباره محتوای زرد علمی، به نظرم دانشگاه‌ها اساساً نباید در تولید و ترویج آن نقشی داشته باشند. دانشگاه وظیفه دارد دانش معتبر تولید کند و آن را درست و مسئولانه در اختیار جامعه قرار دهد.

وی افزود: معتقدم نقش دانشگاه در ارتباط علم با جامعه بسیار مهم است، اما این نقش باید از مسیر همکاری با روزنامه‌نگاران علم، نویسندگان و متخصصان ارتباطات علم دنبال شود. دانشگاه قرار نیست روزنامه‌نگار علم باشد، اما باید امکان دسترسی جامعه به دانشمندان و یافته‌های معتبر را فراهم کند. در نهایت، ما به محتوای علمی عامه‌پسند نیاز داریم، نه محتوای زرد. محتوایی که هم جذاب باشد و هم به اعتماد مردم به علم آسیب نزند.

در پایان می‌توان گفت ارتقای جایگاه کتاب‌های علمی در ایران نیازمند عزمی فراتر از تولید کتاب است. این مسیر باید با ایجاد چرخه‌ای آغاز شود که در آن نهادهای علمی، نویسندگان، مترجمان و ناشران به یک درک مشترک از نیاز مخاطب برسند؛ چرخه‌ای که در آن، جایگاه ویراستار علمی تثبیت شود و نویسندگی بومی، نه یک شعار، بلکه یک اولویت جدی در برنامه‌های کلان فرهنگی باشد تا در نهایت علم، نه به عنوان کالایی لوکس، بلکه به عنوان ابزاری برای بهبود کیفیت زندگی در سفره فرهنگ عمومی مردم جای بگیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها