سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «راهنمای جامع شناخت ژاپن» ترجمه، تالیف و گردآوری دانشجویان دانشگاه تهران؛ سعیدرضا اتحادی، علی گلمحمدی و سید آیت حسینی از سوی انتشارات پرنده منتشر شد. این کتاب در مقولههای جغرافیا، تاریخ، دیپلماسی، فرهنگ و اقتصاد ژاپن اختصاص یافته که طی این فرایند دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاه تهران با پژوهش در اسنادی که بیشتر به زبان ژاپنی منتشر شده بودند اقدام به گردآوری و تدوین اطلاعات دست اول در زمینههای مرتبط با مقولههای یاد شده پرداختند.
کتاب حاضر که حاصل یک سال تحقیقات پیوسته جمعی از فارغالتحصیلان و دانشجویان زبان ژاپنی است میکوشد علاوه بر پاسخگویی به پرسش ذهنهای کنجکاو درباره جنبههایی چون تاریخ فرهنگ و اقتصاد ژاپن همانند پرسش فوق جنبههایی کارکردگرایانه از آداب روزمره و تجاری ژاپن را نیز واکاوی کند. ایده کلی کتاب بر اساس تجربه سالها حضور در جلسات تجاری و سفرهای گردشگری به ژاپن شکل گرفت. جایی که عدم شناخت یا شناخت ناکافی دو ملت از یکدیگر موجب بروز سوء تفاهماتی میشد که حتی گاه به قیمت شکست پروژههای بزرگ در سطح ملی میشد. احتمالاً عدم شناخت ناشی از توجه بیش از حد علوم انسانی در ایران به غرب است و در سالهای اخیر، فضای مجازی پر کردن این خلا را بر عهده گرفته است. این کتاب پس از مقدمه به پیشگفتار در شش فصل به جغرافیای طبیعی، ساختار سیاسی، جمعیت؛ تاریخ و سیاست خارجی؛ بنیانهای فکری؛ اقتصاد؛ زبان و ادبیات؛ روابط میانفردی و آداب اجتماعی پرداخته است.

روابط ایران و ژاپن نمونهای روشن از پیوند سیاست، اقتصاد و فرهنگ
ژاپن سرزمینی است که سنتهای ریشهدار و نوآوریهای مدرن در آن، به یک همزیستی پویا رسیدهاند. این همزیستی نه صرفاً یک همنشینی صوری، بلکه نوعی پیوند ساختاری است که فهم پدیدههای اجتماعی، اقتصادی و نهادی این کشور را مستلزم رویکردی چند بعدی میسازد. مواجهه با ژاپن به ویژه برای ایرانیان، اغلب با دو تصویر متناقض همراه بوده است از یک سو، ژاپن به عنوان الگویی از توسعه فنآوری پیشرفته و نظم اقتصادی مطرح میشود و از سوی دیگر لایههای عمیق فرهنگی و اجتماعی آن کمتر به درستی درک شدهاند. این دوگانگی شناختی میتواند به برداشتهای سطحی و گاه اشتباه منجر شود؛ اشتباهاتی که به ویژه در مواجهات تجاری هزینهساز خواهد بود. ضرورت توجه جدی به این پیچیدگیها زمینه پدید آمدن اثر حاضر را توجیه میکند.
روابط ایران و ژاپن در طول یک سده اخیر نمونهای روشن از پیوند سیاست، اقتصاد و فرهنگ در عرصه بینالمللی است تماسهای دو کشور در اوایل سده بیستم عمدتاً جنبه سیاسی و دیپلماتیک داشت، اما از میانه این قرن، با گسترش تجارت جهانی و نیاز متقابل به کالاها و فنآوری، بُعد اقتصادی روابط اهمیتی روز افزون یافت. در دهههای اخیر، ایران و ژاپن در حوزههایی همچون، انرژی صنایع پتروشیمی و زیرساختهای صنعتی و انتقال فنآوری شدت و تنوعی بیشتر یافته است؛ همکاریهایی که تحقق پایدار منافع مشترک را جز در بستر درک متقابل ساختارها و قواعد نهادی دشوار میسازد. از این رو شناخت دقیق ابعاد نهادی، فرهنگی و رفتاری ژاپن برای کنشگران ایرانی، به ویژه فعالان اقتصادی و سیاست گذاران اهمیتی راهبردی دارد.

برداشتهای عمومی از ژاپن تحت تأثیر رسانهها و کلیشههای فرهنگی
در چنین بستری ضرورت تألیف کتابی جامع که تصویری دقیق و چندسویه از ژاپن ارائه دهد، بیش از پیش احساس میشود. منابع موجود به زبان فارسی درباره ژاپن یا در سطح مقدماتی باقی ماندهاند و تنها تصویری کلی از این کشور ترسیم کردهاند، یا متونی کاملاً تخصصی بودهاند که برای عموم مخاطبان و حتی فعالان اقتصادی دشوار و کم فایدهاند. علاوه بر این بسیاری از برداشتهای عمومی از ژاپن تحت تأثیر رسانهها و کلیشههای فرهنگی قرار دارند؛ تصاویری که گاه با واقعیتهای ساختاری و اجتماعی این کشور فاصلهای زیاد دارند. کتاب حاضر میکوشد این فاصله را پر کند و پلی میان تصویر عمومی و شناخت عمیق، تحلیلی و واقع گرایانه برقرار سازد.
ویژگی شاخص این کتاب رویکرد تلفیقی آن است. متن حاضر نه تنها به مبانی نظری و تحلیلهای کلان در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میپردازد، بلکه در سطحی کاربردی نیز طراحی شده است تا برای بازرگانان، دانشجویان و علاقهمندان به شناخت ژاپن سودمند باشد. اتکا به منابع ژاپنی و دادههای دست اول، باعث شده که این کتاب تصویری واقعگرایانه و روزآمد از ساختارهای نهادی و روندهای معاصر ژاپن ارائه دهد. علاوه بر این نثر روان و ساختار منظم آن موجب شده تا خواننده عمومی نیز بتواند با مطالب ارتباط برقرار کند، در حالی که محتوای علمی و دقت ارجاعها برای دانشجویان و پژوهشگران نیز رضایت بخش و معتبر است.

گامی برای عقلانیسازی و بهبود تعاملات میان ایران و ژاپن
ساختار کتاب به گونهای طراحی شده که حرکت تدریجی از بسترهای عمومی به مسائل خاص و کاربردی را امکانپذیر میسازد. ابتدا، فصلهای مقدماتی به معرفی زمینههای تاریخی جغرافیایی و فرهنگی میپردازند و چارچوبی برای درک تحولات بعدی فراهم میآورند. سپس مباحث مربوط به ساختارهای اجتماعی نظامهای سیاسی و اقتصادی مطرح میشوند تا لایههای نهادی ژاپن برای خواننده روشن شود در بخشهای پایانی موضوعات عملیتر همچون آداب تجاری روابط بینالمللی و به ویژه تعاملات دو کشور ایران و ژاپن بررسی میشود. این حرکت از مطالب کلی به جزئی، رویکردی تدریجی ایجاد میکند که فهم ساختارهای کلان را به تصمیمهای عملی و جزئیات رفتاری پیوند میزند و به خواننده کمک میکند تا مفاهیم نظری را در سطح تجربههای واقعی به کار گیرد.
هدف این مجموعه پاسخگویی به تمامی پرسشها نیست، بلکه ارائه چارچوبی تحلیلی و کاربردی است که خواننده بتواند با استفاده از آن، در مسیر شناخت و تعامل با ژاپن گامهایی دقیقتر و سنجیدهتر بردارد. از این منظر کتاب حاضر هم به عنوان راهنمای عملی برای فعالان اقتصادی و فرهنگی کاربرد دارد و هم به عنوان منبعی علمی برای دانشجویان و پژوهشگران این حوزه ارزشمند است. مطالعه این کتاب را میتوان گامی در جهت عقلانیسازی و بهبود تعاملات میان ایران و ژاپن دانست؛ گامی که بر شناخت متقابل احترام به تفاوتها و تلاش برای یافتن زمینههای همکاری مشترک استوار است.

زندگی روزمره در ژاپن، شبکهای دقیق از رفتارها و آداب نانوشته
فرهنگ ژاپن نشان میدهد که حتی در کوچکترین جزئیات روزمره احترام به دیگران و رعایت نظم اهمیت دارد. زندگی روزمره در ژاپن، شبکهای دقیق از رفتارها و آداب نانوشته است که نظم محیطهای عمومی را شکل میدهد. از سکوت در قطارها و مترو گرفته تا نحوه استفاده از تلفن همراه و رعایت فاصله در جمع همه نشاندهنده توجه به هم زیستی با دیگران و احترام به فضای مشترک است. این دقت در جزئیات نه محدودیت بلکه راهی برای حرکت هماهنگ در جامعه است و تجربهای متفاوت از زندگی شهری به نمایش میگذارد.
در محیط کاری، آداب تماس مکاتبات و جلسات، مجموعهای از قواعد ظریف اما روشن را شکل میدهند. معرفی دقیق خود، انتخاب لحن و زبان مناسب پیگیری مستند و رعایت سلسله مراتب همه ابزاری برای تعامل حرفهای و مؤثر هستند. این قواعد رابطه بین افراد را ساختارمند میکند و در عین حال امکان همکاری و تصمیم گیری هماهنگ را فراهم میآورد.
همچنین در تعاملات غیر رسمی و جمعهای دوستانه، ظرافتها و احترام به دیگران همچنان حفظ میشود؛ رعایت زمان، هدیههای ساده و مؤدبانه و رعایت مرزهای شخصی روابط انسانی را طبیعی و دلپذیر میسازد. این آداب از رستوران و کافه گرفته تا مهمانیهای خانگی تصویری کامل از یک فرهنگ منظم و همدل ارائه میکنند و آشنایی با آن امکان کسب تجربهای ملموس از زندگی و تعاملات در ژاپن را فراهم میکند.

تاریخ شکلگیری خط پیشرفت زبان و ادبیات ژاپن
مرور تاریخ شکلگیری خط پیشرفت زبان و ادبیات ژاپن به خوبی نشان میدهد که مردمان این سرزمین در طی تاریخ خود سعی کردهاند نقایص تمدنی خود را با استفاده از ابزارهای موجود و ایجاد تغییرات مطلوب در آن پوشش بدهند به گونهای که خط خود را از تمدن چین دریافت کردند و پس از چند مرحله تغییر آن را متناسب با نیازهای زبان ژاپنی ارتقا دادند؛ دروازههای زبان ملت خود را برای پذیرش واژگان و اصطلاحات جدید بازگذاشتند و تلاش کردند با استفاده از خطوط ابداعی خود این مفاهیم جدید را به خط ژاپنی به کار گیرند؛ از مزیت هجا محور بودن زبان خود برای سرودن اشعار بهره بردند و متناسب با نیازهای جامعه آن را کوتاهتر و محتوایش را غنیتر کردند؛ و در نهایت، همگام با موج جنبشهای ادبی سبک های جدیدی از داستاننویسی را ترویج کردند.

راز ماندگاری فرهنگ ژاپن پیوند ناگسستنی بین سنت کهنه و نو
در ژاپن، باورهای مذهبی و خرافات نه تنها به عنوان میراثی تاریخی، بلکه به مثابه پلی زنده بین گذشته و حال ادامه یافتهاند. شینتو، با احترام به کامیها و طبیعت؛ و بودیسم با تمرکز بر روشنگری و چرخه زندگی در هماهنگی عجیبی در دل جامعه جریان دارند. این همزیستی نه تنها در آیینهای باشکوه معابد و ایزدکدهها، بلکه در جزئیات کوچک زندگی روزمره تجلی مییابد. خرافات از عدد چهار شوم تا فال اُمیکوجی، نشاندهنده حساسیتی عمیق به تعادل و احترام به نیروهای نامرئی است که جهان را شکل میدهند ژاپن مدرن، با وجود تمام فنآوری و سرعت در پیشرفت اقتصادی همچنان در سایه این باورها نفس میکشد؛ گواهی بر این که روح سنت حتی در پیشرفتهترین جوامع، میتواند در پیکری نو زنده بماند و معنابخش روزگار باشد در نهایت شاید این پیوند ناگسستنی بین سنت کهنه و نو و بین دیدگاه علمی و شهود معنوی راز ماندگاری فرهنگ ژاپن باشد فرهنگی که در آستانه آینده ایستاده اما ریشههایش را در ژرفای اسطورهها و باورها نگه داشته است.
آشنایی با این لایههای پنهان تفکر ژاپنی تنها سفری به گذشته نیست، بلکه کلیدی است برای رمزگشایی از رفتارها، انتظارات و حتی نوآوریهای جامعه امروز از نحوه تصمیمگیری در کسب و کار که گاه آمیخته به احترام برای کامی است، تا اهمیت «وا» در روابط اجتماعی این باورها همچون رودی زیرزمینی در ناخودآگاه جمعی ژاپنیها جاری هستند حتی خرافاتی که به ظاهر پیش پا افتاده مینمایند، نمایانگر درک عمیقتری از حساسیتهای فرهنگی هستند. شناخت این میراث نامرئی، کمکی برای ساختن پلهای فهم متقابل است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری ژاپن به جهان بیاموزد که چگونه میتوان در عین گام نهادن به آینده، شنونده نجوای باستانی، زمین، آسمان و انسان باقی ماند.

مهمترین چهرههای جنبشهای ادبی ژاپن
شاید فهم دقیق محتوا و از همه مهمتر طنز یا کنایههای موجود در اشعار و داستانها از طریق فرایند ترجمه به درستی مقدور نباشد و بسیاری از این موارد در فرایند بازگردانی به زبان مقصد حذف یا تعدیل شوند و حتی متناسب با ساختار زبان مقصد، قلب معنا شوند و اغلب با ترجمه از زبان واسطه به خصوص زبان انگلیسی این تفاوتها تغییرات و انحراف از اصل بیشتر نیز میشود اما با این حال، همانگونه که هایکو توانسته است جایگاهی جهانی بیابد، داستانهای ژاپنی نیز علاقهمندان خود در سرتاسر جهان را یافتهاند.
هر چند که مرور زبان خط و ادبیات یک کشور در قالب متنی کوتاه چون این نوشتار مقدور نیست و تلاشی گستردهتر و همتی جمعیتر میطلبد اما در این فصل تلاش شد تا از طریق مروری کوتاه بر تاریخ و ساختار زبان ژاپنی، فرایند ورود و متناسبسازی خط اولین کتابهای نگارش شده به زبان ژاپنی و معرفی مهمترین چهرههای جنبشهای ادبی ژاپن، علایم راهنمای مسیر برای محققان و علاقهمندان به این زمینه نصب شود و امید است که با شناخت هرچه بیشتر فرهنگ و ادبیات کشور ژاپن تعاملات فرهنگی، تجاری و سیاسی میان دو کشور در مسیری هموارتر ریلگذاری شود.

تغییرات اجتماعی و چالشهای زندگی در ژاپن مدرن
جنبش ادبیات پساجنگ پس از جنگ جهانی دوم در دوره شووا و در واکنش به ویرانیهای جنگ، شکست ژاپنو اشغال کشور تسوط متفقین شکل گرفت. این جنبش با تمرکز بر بازسازی هویت ملی، بررسی اثرات روانی و اجتماعی جنگ و مسائل اگزیستانسیال مانند تنهایی، گناه و جستوجوی معنا شناخته میشود. نویسندگان پساجنگ با نثری روانشناختی و اغلب غمانگیز به کاوش در زخمهای جنگ، تغییرات اجتماعی و چالشهای زندگی در ژاپن مدرن پرداختند.
یکی از برجستهترین نویسندگان ادبیان پساجنگ ژاپن دازای اوسامو است که با داستانهای اعترافگونه به کاوش در تنهایی، ناامیدی و هویت انسان پس از جنگ پرداخته است. او که زندگی پرتلاطم داشت، با نثری شاعرانه و احساسی، تجربیات شخصی را در آثار خود بازتاب داد و خوانندگان را به عمق وجود شکنندهاش رهنمون ساخت. معروفترین اثر او «از دست رفتن صلاحیت انسانی» روایتی تکاندهنده از سقوط یک مرد در برابر فشارهای اجتماعی و درونی است. این رمان که به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات ژاپن شناخته میشود تا سال ۲۰۲۳ به ۲۵ زبان ترجمه شده و بیش از یک و نیم میلیون نسخه فروش داشته است.

واژه «ژاپن» تغییر یافته تلفظ مالایی ژابانگ
ریشه تلفظ «ژایان» به جای «نیتون» در دیگر نقاط جهان به صورت کامل شناخته شده نیست اما بر اساس یکی از فرضیات موجود گفته میشود که برای اولین بار در خاطرات مارکوپولو و در سفر به چین نام ژاپن با تلفظی شبیه به تلفظ چینی به غربیها معرفی شده است. در حالی که برخی تحقیقات تاریخی نشان میدهد که واژه «ژاپن» تغییر یافته تلفظ مالایی ژابانگ است که پس از تغییرات زبانی از طریق کشورگشایان و بازرگانان پرتغالی و هلندی به جهانیان شناسانده شده است.
اما آشنایی ایرانیها با ژاپن از چه زمانی آغاز شد و این کشور را چه مینامیدند؟ در پاسخ باید گفت که هر چند مصنوعات هنری دوران ساسانیان در ژاپن یافت شده است اما تحقیقات تا امروز نشاندهنده ارتباط مستقیم میان دو کشور نیست و به نظر میرسد که این مراودات تجاری با واسطه از طریق چین یا شبه جزیره کره صورت گرفته باشد به هر روی تحقیقات تا امروز نشاندهنده این است که در سفرنامه جغرافیدانان مسلمان از ژاپن به نام «واق» یاد شده است که میتوان آن را صورت تغییر یافته «وا» دانست. بر اساس آنچه که موجود است، به احتمال زیاد اولین اشاره به نام ژاپن مربوط به گزارشهای محمدحسین بیک تفنگچی است که گویا در اواخر قرن ۱۷ میلادی و در دوره سلطان سلیمان صفوی ضمن بازدیدی که از کشور سیام (تایلند امروزی) داشت به ژاپن نیز سفر کرده است و از آن به عنوان «جزایر اعظم جپان» نام برده است.

نام جپان در دوره صفوی برای ایرانیان شناخته شده بود
یکی از موارد شگفتانگیز درباره آشنایی ایرانیان با ژاپن را باید به اطلاق تعبیر «سرزمین آفتاب تابان» از این مجمع الجزایر دانست. تعبیری که به درستی مشخص نیست از کجا وارد زبان فارسی شده است و حجم به بارندگی و ندیدن خورشید در سفر به این کشور موجب شگفتی بازدید کنندگان ایرانی میشود از آن جا که تحقیقات صورت گرفته نشان میدهد که نام جپان در دوره صفوی برای ایرانیان شناخته شده بوده است برای یافتن ریشه این تعبیر باید مروری بر آشنایی ایرانیها با ژاپن در سدههای اخیر داشته باشیم.
کتاب «مملکت شمس طالع یا دولت ژاپون» ترجمه و تالیف ماطهوس خان ملیکیانس (ماطهوس خان ملیکیانس) در سال ۱۲۸۳ (۱۹۰۴ م) را میتوان نمونهای از تلاشهای نخبگان ایرانی برای معرفی الگوی ژاپن دانست. با توجه به اینکه گردآوری لغتنامه دهخدا حدود دو دهه پس از نگارش این کتاب صورت گرفته است، شاید بتوان این نامگذاری را تحت تاثیر کتاب خان ملیکیانس دانست.

تلاشهای نخبگان ایرانی برای معرفی ژاپن با کتابی از ماطهوس خان ملیکیانس
آن چه که میتوان به قطعیت گفت این است که این کشور واقع در خاور دور در ایران با نام ژاپن یا ژاپون شناخته میشده است. پایهریزی ارتباط دیپلماتیک میان دو کشور ایران و ژاپن نیز در سال ۱۲۵۶ شمسی (۱۸۷۸ میلادی) و در مسیر بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اروپا در سن پترزبورگ روسیه اتفاق افتاده است و اولین هیات ژاپنی دو سال بعد ۱۲۵۸ شمسی) به ایران سفر کرد و پس از آن در سال ۱۲۷۵ نیز فردی به نام ابراهیم صحاف باشی تهرانی اقامتی پنجاه روزه در ژاپن داشت و سفرنامه خود را نیز مکتوب کرد که گزارش کاملی از آن وجود ندارد.
در سال ۱۲۸۱ شمسی نیز میرزا علیاصغرخان امینالسلطان از ژاپن بازدید کرد و سرانجام در سال ۱۳۰۷ هجری خورشیدی روابط دیپلماتیک میان دو کشور آغاز شد که تا امروز نیز ادامه دارد. هر چند که در تمام این سالها تعبیر «سرزمین آفتاب تابان» روز به روز بیشتر در میان عامه مردم رواج یافته است و تا امروز نیز این کشور با همین تعبیر در میان ایرانیها شناخته شده است.
نظر شما