به گزارش سرویس علم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همزمان با آغاز سال تحصیلی و بازگشت دانشآموزان به کلاسهای درس، پرسش از سازوکارهای بنیادین ارتقای یادگیری بیش از پیش در محافل آموزشی و خانوادهها مطرح میشود. بررسیهای علوم اعصاب و روانشناسی شناختی نشان میدهد مطالعه عمیق متنی، شبکه عصبی پیچیدهای شامل قشر گیجگاهی، پیشپیشانی و مناطق حسی-حرکتی مغز را به فعالیت وامیدارد؛ فرآیندی پویا که انعطافپذیری سیناپسی، تمرکز پایدار و ظرفیت حافظه کاری را ارتقا میدهد. زمانی که این تحریک ذهنی با علاقه درونی همراه شود، ترشح دوپامین و برانگیختگی شناختی به شکل مستقیم توانایی مغز را درانی که اصلاً از مطالعه لذت نمیبرند، ۱۱ برابر بیشتر از گروه کتابخوان در معرض خطر افتادن به سطحی پایینتر از سن تقویمی خود قرار دارند. بر پایه این پژوهش، از هر ده دانشآموزی که بهندرت کتاب میخواند یا هرگز نمیخواند، تنها یک نفر عملکردی فراتر از سطح انتظار به نمایش میگذارد؛ در حالی که این نسبت در میان کسانی که هر روز مطالعه میکنند به یک نفر از هر سه نفر میرسد.
نمرات درخشان در آزمونهای بینالمللی
گزارش وزارت آموزش بریتانیا با بازخوانی نتایج آزمون بینالمللی پرلز (PIRLS 2006) تفاوتی چشمگیر را به تصویر میکشد. دانشآموزانی که در خارج از مدرسه بهطور روزانه یا تقریباً هر روز به خواندن داستان و رمان میپردازند، نمره میانگین ۵۷۳ را ثبت کردهاند، در حالی که نمره کسانی که هرگز یا بهندرت مطالعه میکنند، در سطح نازل ۴۹۲ متوقف مانده است. در کشور انگلستان، دانشآموزانی که هر روز به خواندن برای تفریح میپردازند نمره میانگین ۵۷۵ را به دست آوردند و کسانی که خواندنشان محدود به هفتهای یکبار بود نمره ۵۳۷ را ثبت کردند؛ شکافی ۳۸ امتیازی که در شاخصهای آموزشی فاصلهای ژرف و پرمعنا به حساب میآید.
رمان خوانی موجب پیشرفت تحصیلی میشود
ارزیابی جهانی پیزا (PISA 2009) نیز گواه آن است که در تمام کشورهای مشارکتکننده، نوجوانانی که از خواندن لذت میبرند بهمراتب بهتر از همتایان بیعلاقه عمل میکنند. نکته باریکتر از مو در یافتههای پیزا این است که خواندن رمان و آثار داستانی بالاترین همبستگی مثبت را با نمرات آزمون نشان میدهد؛ حال آنکه مطالعه متون اطلاعاتی سطحی یا کتابهای مصور ساده به نام کمیک بهبود چشمگیری در نتایج حاصل نکرده است. پژوهشهای دیرینهتر آمریکایی از جمله مطالعه مشهور دانشمندانی چون اندرسون، ویلسون و فیلدینگ در سال ۱۹۸۸ نیز مؤید آن است که میزان زمانی که کودک صرف مطالعه مستقل و آزاد میکند، دقیقترین و معتبرترین متغیر در پیشبینی رشد تحصیلی دانشآموزان میان پایههای دوم تا پنجم ابتدایی است.
چرخهای خودجوش و پدیدهای به نام اثر متیو
پژوهشگران بر وجود یک رابطه دوسویه و متقابل میان حجم مطالعه و میزان موفقیت تأکید میکنند؛ پیوندی که استانوویچ و کانینگهام آن را تبیین کردهاند به این ترتیب که هر اندازه کودک بیشتر مطالعه کند، درک زبان و یادگیری او تقویت میشود و این پیروزی او را به خواندن بیشتر ترغیب میسازد.
در نقطه مقابل، دانشآموزانی که دچار کندخوانی یا بیانگیزگی هستند، به دلیل دوری از متن، بهمرور بخش عظیمی از فرصتهای یادگیری را در طول سالهای تحصیلی از کف میدهند؛ رخدادی که در علوم تربیتی از آن با عنوان اثر متیو یا ثروتمندتر شدن ثروتمندان و محرومتر ماندن محرومان از سرمایه واژگانی یاد میشود.
فهرست مزایای شناختی و فردی که کلارک و رامبولد برای مطالعه برای لذت برشمردهاند خیرهکننده است که عبارت است از، تسلط بر نگارش، ارتقای دستور زبان و ادراک متنی، غنای گنجینه واژگان، افزایش اعتمادبهنفس در یادگیری، دانش عمومی ژرفتر، بینش روانشناختی نسبت به تصمیمگیری انسانها، درک فرهنگهای دیگر و افزایش مشارکت شهروندی. مطالعه اختیاری تنها ذهن را صیقل نمیدهد، بلکه احساسات و هوش اجتماعی کودک را نیز بازسازی میکند.
معجزه بیست جلد کتاب در خانه
یکی از امیدبخشترین یافتههای گزارش حاضر این است که برای اثرگذاری، نیاز به تدارک کتابخانههای عظیم و پرهزینه نیست؛ پژوهشها تصریح دارند وجود حتی ۲۰ جلد کتاب در محیط خانه میتواند پیشرفت تحصیلی دانشآموز را به شکلی معنادار ارتقا دهد. پژوهش دانشمندانی چون شوبِرت و بکر در سال ۲۰۱۰ نشان داد بستر مکتوب و فضای کتابمحور خانه، پیشبینیکنندهای نیرومند برای تسلط بر مهارتهای درسی است؛ حتی هنگامی که عواملی چون درآمد والدین، میزان تحصیلات پدر و مادر، زبان روزمره خانه و کیفیت مدرسه کاملاً مهار و یکدستسازی شوند.
از سوی دیگر، نقش همراهی والدین در نخستین سالهای مدرسه بیبدیل است. کودکانی که والدینشان در سال اول دبستان هر روز یا چند بار در هفته برای آنان کتاب خواندهاند، در ارزیابیهای پیزا در دوران نوجوانی بهطور میانگین ۲۵ امتیاز نمره بالاتری کسب کردهاند. همچنین کودکان عضو کتابخانهها تقریباً دو برابر بیشتر از سایرین خارج از ساعات رسمی مدرسه به خواندن رغبت نشان میدهند؛ در حالی که کودکانی که پایشان به کتابخانه باز نشده، سه برابر بیشتر محتمل است که خواندنشان محدود به خطوط کتابهای کلاسی باقی بماند.
زنگ خطرهای فرهنگی و شکافهای جنسیتی
با وجود این اثرات شگرف، آمارها هشدارهای روشنی به همراه دارند. در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بهطور میانگین ۳۷ درصد از دانشآموزان هرگز برای لذت کتاب نمیخوانند.
از سویی دیگر گزارش DfE زنگ خطر دیگری را به صدا درمیآورد اینکه لذت از خواندن با بالا رفتن سن فروکش میکند؛ بهگونهای که ۷۳ درصد از دانشآموزان دوره ابتدایی از کتابخوانی لذت میبرند، اما این آمار در دوره متوسطه به ۵۵ درصد سقوط میکند.
از منظر جنسیت نیز دختران با ۵۸ درصد لذت از خواندن در برابر ۴۳ درصد پسران، پیشتازند. در آزمون پیزا، عملکرد خواندن پسران بهطور میانگین ۳۹ امتیاز از دختران عقبتر است؛ اختلافی مهیب که تقریباً برابر با یک سال آموزش تحصیلی کامل است. با این حال، تحلیلهای آماری به روشنی گواه آن است که چنانچه پسران محروم به راهبردهای مطالعه تسلط یابند و درگیر متون جذاب شوند، فاصله نمرات آنان میتواند بین ۲۸ تا ۳۵ امتیاز جبران شده و شکافهای آموزشی به حداقل برسد.
مطابق دادههای موجود، مناسبترین و رایجترین بازه زمانی پیوسته برای مطالعه روزانه کودکان حدود ۳۰ دقیقه ارزیابی شده است.
شعله مطالعه را فروزانتر کنیم
به گزارش ایبنا در پایان باید گفت؛ در هنگامه آغازین سال تحصیلی، پیام روشن این سند فراروی معلمان، برنامهریزان و خانوادهها قرار دارد اینکه اگر خواهان پرورش نسلی نوآور، توانمند در حل مسئله و موفق در کارزارهای علمی هستیم، نخستین و امنترین راهکار، نشاندن بذر ذوق و لذت خواندن در جان آنان است؛ لذتی که فراتر از هر اجبار درسی، مشعل یادگیری همیشگی را در ضمیر دانشآموز روشن نگاه میدارد.
نظر شما