یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
عرب‌ها چگونه جنگ و جامعه را به صحنه می‌برند؟

سامی صالحی‌ثابت، معتقد است، با وجود اشتراکات گسترده فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ایران با کشورهای عرب‌زبان، تئاتر معاصر عرب در ایران کمتر شناخته شده است.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ سامی صالحی‌ثابت، عرب‌زبان و از عرب‌های خرمشهر است. همیشه این موضوع در گوشه ذهن او بوده که ادبیات نمایشی عرب را دنبال کند و پی ببرد این حوزه چگونه در ایران معرفی شده است. معتقد است، تعدادی از نویسندگان شاخص و جهانی عرب در حوزه نمایشنامه‌نویسی آثاری دارند و تقریباً در این حوزه شناخته شده‌اند. اما برایش مهم بوده که بعد از آن نسل شناخته‌ شده، به تئاتر معاصر عرب نیز پرداخته شود. تا اینکه فرصتی پیش می‌آید و همکاری‌ او با نشر قطره در حوزه کودک و نوجوان آغاز می‌شود. در ادامه این همکاری، پیشنهاد می‌دهد با توجه به اینکه تئاتر عرب کمتر مورد توجه قرار گرفته در قالب یک مجموعه هدفمند به آن پرداخته شود. در نهایت با استقبال مدیریت نشر قطره، فعالیت مجموعه نمایشنامه‌های عربی‌زبان، با دبیری صالحی‌ثابت و مادرش، زهرا عبدالزهرایی، مترجم ادبیات عرب آغاز می‌شود. نخستین نمایشنامه این مجموعه «پرتقال» نوشته باسم قهار است که با ترجمه رضوان یوسفی به تازگی منتشر شده.

چه اهمیتی دارد که به تئاتر عرب بپردازیم و چقدر این نوع تئاتر را می‌شناسیم؟

این پرسش شما همان هدفی است که در این مجموعه دنبال می‌شود؛ به این دلیل که در خاورمیانه‌ای که بیشتر همسایگان ما عرب‌زبان هستند و اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بسیار زیادی با آن‌ها داریم و در موقعیت تجربه رویدادهای مشترکی هستیم، تا اندازه زیادی از تئاتر عرب غافل بوده‌ایم. یکی از اهداف برای آغاز این مجموعه و پرداختن به این حوزه همین بود که شناختن تئاتر عرب را آغاز کنیم. دوم اینکه اهمیت و جایگاه تئاتر عرب در تئاتر امروز جهان را نیز از منظری دیگر برای مخاطب ایرانی معرفی کنیم و نوعی شناخت نسبت به آن شکل بگیرد. در حال حاضر، متأسفانه به‌دلیل شرایط جنگ‌هایی که در ۵۰، ۶۰ و حتی ۱۰۰ سال اخیر در خاورمیانه اتفاق افتاده، مهاجرت اجباری یا اختیاری در کشورهای عربی بسیار زیاد بوده است. از سوی دیگر، بخشی از کشورهای آفریقایی نیز تحت استثمار بوده‌اند. به همین دلیل، تبادل فرهنگی و گفت‌وگوی فرهنگی بسیار زیادی در کشورهای عربی شکل گرفته است. این مسئله باعث شده هنرمندان عرب بسیار به‌روز و توانمند باشند.

به جنگ اشاره کردید، چقدر شرایط جنگی باعث تغییر نگاه در تئاتر عرب شده است؟

اتفاقاً کشورهایی که بیشتر درگیر این مسائل بوده‌اند، مانند فلسطین، سوریه، لبنان و همچنین کشورهایی که دچار انقلاب‌های عربی شدند و از بهار عربی ۲۰۱۱ عبور کردند، به‌طور کامل نشان می‌دهند که امروز جزو تئاترهای پیشرو هستند. در مصر نیز این وضعیت را می‌بینیم و این کشورها جزو کشورهایی هستند که در مجامع بین‌المللی حرفی برای گفتن دارند. در این کشورها ویژگی متفاوت این است که موضوعات و در واقع زاویه دید منحصربه‌فرد جنگ را از طریق تئاتر به جهان عرضه می‌کنند.

عرب‌ها چگونه جنگ و جامعه را به صحنه می‌برند؟
سامی صالحی‌ثابت

نمایشنامه‌هایی در این چند سال از نویسندگان عرب ترجمه شده است، اما ظاهراً رویکرد ناشران متفاوت بوده و بیشتر به‌دنبال اسامی شناخته‌ شده بودند؛ درست است؟

بله، تعدادی از نویسندگان شاخص و جهانی، مانند توفیق الحکیم، نجیب محفوظ و حتی نوال السعداوی، در حوزه نمایشنامه‌نویسی آثاری دارند و تقریباً در این حوزه شناخته شده‌اند. اما در نشر قطره تصمیم گرفتیم این مسیر را برعکس طی کنیم. مسیر از تئاتر معاصر و امروز عرب شروع می‌شود و سپس به گذشته برمی‌گردیم تا ببینیم پیش از این چه اتفاقاتی افتاده و چه کسانی چه آثاری خلق کرده‌اند.

ضرورت این کار چیست؟

به این دلیل که در این مدت زمان نسبتاً کوتاه، تحولات و جهش‌های بسیار زیادی اتفاق افتاده است و اشتراکات فرهنگی و موضوعی زیادی با ما ایرانی‌ها وجود دارد که برای مخاطب امروز می‌تواند بسیار جذاب باشد. برای مثال، برای ما مهم است بدانیم اگر اعتراضات اجتماعی و سیاسی در ایران اتفاق افتاده است، معادل یا مشابه آن پیش‌تر یا حتی همین امروز در کشورهای عربی به چه شکلی اتفاق افتاده و آیا جامعه تئاتری آن کشور واکنشی مستقیم نسبت به آن نشان داده است؟

عرب‌ها چگونه جنگ و جامعه را به صحنه می‌برند؟
باسم قهار از نمایشنامه‌نویسان عرب‌زبان

تئاتر عرب چه ویژگی‌هایی دارد؛ فرم آن چگونه است و بیشتر به چه موضوعاتی پرداخته است؟

شاید برای خودم هم که حالا دیگر به‌طور جدی وارد این حوزه شده‌ام و در حال مطالعه هستم، بسیاری از این موضوعات ناشناخته باشد. اما متناسب با تنوع لهجه‌ها، آن چیزی که کشورهای عربی را از یکدیگر متمایز می‌کند، در وهله نخست همین لهجه‌ها است. همان‌طور که در کشور پهناور ایران گویش‌های مختلف فارسی داریم، در جهان عرب نیز تنوع لهجه وجود دارد؛ لهجه مصری، لهجه خلیجی و لهجه‌هایی که مثلاً با زبان و فرهنگ فرانسوی آمیخته شده‌اند. این تنوع، به تنوع فرهنگی اشاره می‌کند؛ به این معنا که هر جغرافیا متناسب با مختصات اقلیم خود، آداب و رسوم و مسائل متفاوتی دارد. شاید در یک جغرافیا مانند مصر، وجه غنایی و موسیقایی پررنگ‌تر باشد؛ در یک جغرافیا مانند سوریه و فلسطین، به ویژه در این برهه‌های اخیر، مسائل اجتماعی و سیاسی به‌شدت پررنگ شده باشد؛ و در کشوری مانند تونس که شاید یکی از توسعه‌یافته‌ترین کشورهای در جهان عرب و کل خاورمیانه، بحث‌هایی که به موضوعات جهانی نزدیک‌تر هستند و امروز در سایر کشورهای نیمه‌ توسعه‌یافته و توسعه‌یافته مطرح می‌شوند نیز در حال طرح هستند. برای مثال، در کشوری مانند عربستان، به‌دلیل ثروت و ارتباطاتی که با ابرقدرت‌ها دارد، شاهد آن تضاد میان سنت و مدرنیته هستید؛ اینکه جامعه‌ای به‌یک‌باره از دل سنت به سمت مدرنیته پرتاب می‌شود در آثار هنرمندان متاخر عربستان به‌وفور دیده می‌شود. هر کدام از این اقلیم‌ها در جهان عرب، ویژگی‌ها و مسائل متفاوتی دارند و هنرمندان نیز متناسب با همان شرایط، آثار خود را خلق می‌کنند. نمی‌توان گفت که یک الگو یا یک زبان واحد در کشورهای عربی در حال شکل‌گیری است. تنوع بسیار بالاست.

به‌نظر می‌رسد شعر عرب در میان ایرانیان تا حدودی شناخته‌شده‌تر است و از طرفی، ترجمه آثار عربی در این حوزه بیشتر بوده است. اگر بخواهیم این موضوع را برایمان توضیح دهید، فیلم عرب شناخته‌شده‌تر است یا تئاتر عرب؟ تئاتر عرب در کجا قرار دارد و شعر عرب چه جایگاهی دارد؟ اگر بخواهیم این حوزه‌ها را با یکدیگر مقایسه کنیم، چه می‌توان گفت؟

ترجیح می‌دهم این‌گونه مقایسه نکنم. اگر بخواهیم مشخصاً پایه بسیاری از هنرهای امروز جهان عرب را بررسی کنیم، باید به همان دوره عرب جاهلیت، پیش از اسلام، برگردیم. یکی از امتیازات و افتخارات آن‌ها توانمندی‌شان در شعرگویی بوده است که همچنان نیز این ویژگی را حفظ کرده‌اند. این توانمندی در قالب‌ها و ژانرهای دیگر نیز خودش را نشان داده است. تئاتر هم به همین شکل است و امروز بازی‌های زبانی و ظرافت‌های زبانی هنرمندان تئاتر عرب نشان می‌دهد که چنین گنجینه و میراثی را پشت سر خود دارند. علاوه‌بر این، هنرمندان عرب با علم روز تئاتر نیز بسیار آشنا و مسلط شده‌اند. این مسئله تا حد زیادی به چندزبانه بودن اغلب هنرمندان جهان عرب بازمی‌گردد. بسیاری از آن‌ها یا تحصیلاتشان در کشورهای دیگر بوده یا مهاجرت کرده‌اند و در نتیجه، از ادبیات و فرهنگ خودشان به‌طور کامل جدا نشده‌اند، اما در عین حال با جریان‌های روز هنر جهان نیز ارتباط داشته‌اند. از نظر جذابیت‌های دیداری و ارزش‌گذاری بصری نیز تئاترهای عرب به‌شدت قابل توجه هستند. هنوز می‌خواهم به خودم فرصت بدهم. نمی‌خواهم بگویم که در حال حاضر تئاتر عرب پیش‌روتر است یا سینمای عرب، زیرا هر دو حوزه در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشته‌اند. همان‌طور که در سینما شاهد هستیم که کشورهای عربی در جشنواره‌های مختلف بین‌المللی حرفی برای گفتن دارند، در تئاتر نیز همین وضعیت را می‌بینیم. تئاترهای مصر، الجزایر، تونس، سوریه و حتی عراق در این زمینه قابل توجه هستند.

عرب‌ها چگونه جنگ و جامعه را به صحنه می‌برند؟

ظرفیت مجموعه تئاتر عرب چقدر است و آیا پیش‌بینی شده این مجموعه چند جلد باشد؟

همان‌طور که می‌دانید این مجموعه با نمایشنامه «پرتقال» از باسم قهار، از کشور عراق، آغاز شده است. دو نمایشنامه بعدی نیز که برای آماده‌سازی و انتشار در دست چاپ هستند، از نویسنده‌ای پیش‌رو به نام علی عبدالنبی الزیدی از کشور عراق است. به‌نظرم، باید صبر کنیم این آثار ترجمه و منتشر شوند و درباره آن‌ها بیشتر بحث کنیم تا ظرفیت تئاتر عرب را بهتر بشناسیم. نمی‌دانم که در نهایت چند جلد خواهد شد و در حال حاضر نمی‌توان تعداد مشخصی برای آن تعیین کرد. به‌دلیل شرایط جنگ اخیر، دچار وقفه بسیار طولانی شدیم؛ وگرنه کار را با شتاب خوبی آغاز شده بود. دوباره تلاش می‌کنیم به مسیر بازگردیم. در فاز اول هدف این است که از هر کشور و از هر اقلیم، حداقل دو یا سه اثر را به‌عنوان نماینده تئاتر امروز عرب معرفی کنیم. سپس، اگر عمری باقی باشد و توان آن را داشته باشیم، می‌خواهیم بسیار مفصل‌تر و عمیق‌تر به گونه‌های مختلف تئاتر هر یک از کشورهای عربی نیز بپردازیم.

چرا نمایشنامه «پرتقال» و باسم قهار از عراق، انتخاب اول این مجموعه است؟

انتخاب عراق به عنوان کشور اول بی‌دلیل نبود. چرا که پیوند و اشتراکات ایران و عراق به قدمت تاریخ است. ما نه تنها در زبان اشتراکات زیادی داریم و مردم هر دو کشور زبان‌های عربی، کردی و فارسی را صحبت می‌کنند؛ که مراودات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی زیادی داشته و هنوز هم داریم. قدیمی‌ترین تمدن‌های مکتوب بشر مربوط به جغرافیای مشترک عراق و ایران است. تنها در ۱۰۰ سال اخیر تحولات سیاسی منطقه این دو کشور را بسیار وابسته به آن یکی کرده است. به‌عبارتی نمی‌توان تحلیل و شناخت درستی از تاریخ معاصر ایران ارائه کرد ولی حرف از مناسبات سیاسی و فرهنگی‌ با عراق نزد. دو نویسنده عراقی که انتخاب شده‌اند از دو طیف متفاوت هستند؛ یکی هنرمندی که خارج از عراق زندگی می‌کرد و امکان این را پیدا کرده بود تا صدای مردم کشورش را از طریق تئاتر به جهانیان برساند. «پرتقال» باسم قهار در کشورهای اسکاندیناوی به زبان آن‌ها اجرا شده است. الزیدی نیز نویسنده معترض و منتقدی که ساکن عراق است در حالی که بیشتر نمایشنامه‌های او امکان اجرا در خاک عراق را ندارد. به‌گمانم این دو زاویه دید متفاوت نقطه آغاز مناسبی برای جلب توجه مخاطب ایرانیان به اهمیت فعالیت هنرمندان تئاتر عراق است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها