دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۱
طیب صالح؛ نویسنده‌ای میان سودان، شرق و جهان غرب

طیب صالح، نویسنده‌ی سودانی و خالق «موسم هجرت به شمال»، از چهره‌های مهم ادبیات عرب در قرن بیستم است؛ نویسنده‌ای که تجربه‌ی زیسته در سودان و سال‌های زندگی در اروپا را به ادبیاتی درباره‌ی مهاجرت، هویت، استعمار و نسبت انسان با زادگاهش تبدیل کرد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ محمدحسین المظفر: نام طیب صالح بیش از هر چیز با «موسم هجرت به شمال» گره خورده است؛ رمانی که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد و به یکی از آثار شاخص ادبیات عرب در قرن بیستم تبدیل شد. با این حال، اگر طیب صالح را تنها نویسنده‌ی همین رمان بدانیم، بخش مهمی از جهان ادبی او را نادیده گرفته‌ایم. او در داستان‌ها و رمان‌های دیگرش، در مقاله‌ها و نوشته‌های مطبوعاتی و حتی در سفرنامه‌هایش، بارها به یک مجموعه مسئله بازگشت: انسان چگونه میان خاطره و جهان تازه، میان زادگاه و مهاجرت و میان سنت و مدرنیته جای خود را پیدا می‌کند؟

طیب محمد صالح احمد در سال ۱۹۲۹ در روستای کرمکول در شمال سودان به دنیا آمد؛ روستایی در کنار نیل که بعدها به یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های جهان داستانی او تبدیل شد. تحصیلاتش را در سودان ادامه داد و در دانشگاه خارطوم علوم طبیعی خواند، اما بعدها در لندن مسیر تحصیل و زندگی حرفه‌ای خود را تغییر داد. او در سرویس عربی بی‌بی‌سی کار کرد و به ریاست بخش نمایش رسید، مدتی در رادیوی سودان فعالیت کرد و سپس در وزارت اطلاع‌رسانی قطر و سازمان یونسکو نیز مسئولیت‌هایی بر عهده گرفت.

این زندگی حرفه‌ای، صالح را در موقعیتی قرار داد که هم با جهان روستایی سودان پیوند داشت و هم سال‌های طولانی در اروپا و نهادهای بین‌المللی زندگی و کار کرد. همین تجربه‌ی دوگانه را می‌توان در بسیاری از نوشته‌های او دید؛ جایی که جهان محلی و تجربه‌ی جهانی در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند، بلکه دائماً یکدیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

طیب صالح؛ نویسنده‌ای میان سودان، شرق و جهان غرب

کرمکول؛ روستایی که به جهان ادبی تبدیل شد

در آثار طیب صالح، سودان یک پس‌زمینه‌ی جغرافیایی نیست. روستا، رود نیل، خانه‌ها، مناسبات خویشاوندی، آیین‌ها، قصه‌ها و آدم‌های معمولی بخش مهمی از ساختمان ادبی او را شکل می‌دهند. «دومه ود حامد»، «عروسی زین»، «مریود» و «نور خانه» هر کدام به شکلی به همین جهان بازمی‌گردند.

«دومه ود حامد» نمونه‌ی روشنی از این نگاه است. داستان در جهانی روستایی می‌گذرد که در آن درختی مقدس به بخشی از حافظه و زندگی جمعی مردم تبدیل شده است. در «عروسی زین» نیز یک شخصیت روستایی و مراسم ازدواج او فرصتی برای ساختن تصویری گسترده از جامعه‌ی روستایی سودان فراهم می‌کند. در واقع، اهمیت روستا در آثار صالح به این دلیل نیست که نویسنده می‌خواهد تصویری نوستالژیک از گذشته ارائه دهد؛ روستا در نوشته‌های او محل برخورد نیروهای اجتماعی، تغییرات تاریخی و مناسبات انسانی است.

به همین دلیل، کرمکول را می‌توان یکی از کلیدهای فهم ادبیات طیب صالح دانست. او بخش مهمی از زندگی خود را خارج از آنجا گذراند، اما جهان کودکی و زادگاهش در داستان‌هایش باقی ماند و به ماده‌ی خام ادبی تبدیل شد.

«موسم هجرت به شمال»؛ بازگشت به جایی که دیگر همان جای سابق نیست

شهرت جهانی طیب صالح با «موسم هجرت به شمال» شکل گرفت؛ رمانی که نخستین بار در سال ۱۹۶۶ در مجله‌ی لبنانی «گفت‌وگو» منتشر شد و بعدها به زبان‌های متعدد ترجمه شد. راوی رمان پس از سال‌ها تحصیل در اروپا به روستای خود در کنار نیل بازمی‌گردد. در آنجا با مصطفی سعید آشنا می‌شود؛ مردی مرموز که تجربه‌ای متفاوت از اروپا داشته است. مصطفی سعید سال‌هایی را در لندن گذرانده و رابطه‌اش با جامعه‌ی اروپایی، به‌ویژه زنان، با خاطره‌ی استعمار و میل به انتقام گره خورده است. بازگشت او به سودان، گذشته‌ی اروپا را با فضای روستا روبه‌رو می‌کند.

اما مسئله‌ی رمان صرفاً تقابل شرق و غرب نیست. صالح رابطه‌ی پیچیده‌تری میان این دو جهان می‌سازد: شخصیت‌هایی که در اروپا زندگی کرده‌اند، دیگر به‌سادگی نمی‌توانند به نقطه‌ی آغاز بازگردند؛ همان‌طور که جامعه‌ای که تجربه‌ی استعمار را پشت سر گذاشته، نمی‌تواند خود را از اثرات آن جدا کند. از همین منظر، «موسم هجرت به شمال» درباره‌ی مهاجرت، استعمار، میل، هویت و بازگشت است؛ اما هیچ‌کدام را به یک پاسخ ساده تقلیل نمی‌دهد.

راوی در بازگشت خود به روستا، با جهانی آشنا روبه‌رو می‌شود که در عین آشنایی، دیگر نمی‌تواند آن را بدون پرسش بپذیرد. این همان نقطه‌ای است که تجربه‌ی شخصی طیب صالح با مسئله‌ی تاریخی و فرهنگی رمان پیوند می‌خورد: بازگشت به خانه الزاماً به معنای بازگشت به گذشته نیست.

طیب صالح؛ نویسنده‌ای میان سودان، شرق و جهان غرب

نویسنده‌ای که «موسم» همه‌ی آثارش را پوشاند

یکی از نکات مهم درباره‌ی طیب صالح این است که شهرت «موسم هجرت به شمال» تا حدی آثار دیگر او را زیر سایه برده است. او نویسنده‌ای پرکار به معنای معمول نبود و در طول چند دهه، تعداد محدودی داستان و رمان منتشر کرد. در کنار «موسم هجرت به شمال»، «عروسی زین»، «مریود»، «نور خانه»، «دومه ود حامد» و «منسی» از مهم‌ترین آثار او هستند. بخش قابل توجهی از نوشته‌هایش نیز مقاله‌ها و نوشته‌های مطبوعاتی بود. مجموعه‌ی مقالات او بعدها در چندین مجلد گردآوری شد.

«منسی» نیز نشان می‌دهد که صالح در سال‌های بعدی همچنان به مرز میان ادبیات داستانی، خاطره و روایت علاقه داشت. بنابراین کارنامه‌ی او را نمی‌توان تنها با رمان مشهورش توضیح داد. او در مقاله‌نویسی، روایت سفر و نوشته‌های فرهنگی نیز حضور فعالی داشت.

طیب صالح؛ نویسنده‌ای میان سودان، شرق و جهان غرب

سفر؛ راهی برای خواندن جهان

این وجه از کار طیب صالح در نوشته‌های سفر او اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در کتاب «شهرها ویژگی و گفت‌وگوی خود را دارند» که نوشته‌های سفر او را دربرمی‌گیرد، شهرها و سرزمین‌ها صرفاً مقصد سفر نیستند؛ هر مکان بهانه‌ای برای مواجهه با تاریخ، فرهنگ و آدم‌هاست.

در روایت‌های او از استرالیا، برای نمونه، مسئله‌ی استعمار و سرنوشت بومیان این کشور با تأمل درباره‌ی تاریخ امپراتوری و نگاه اروپایی به فرهنگ‌های دیگر پیوند می‌خورد. در عین حال، صالح در مواجهه با این تاریخ، همه‌ی اروپاییان را یکدست نمی‌بیند و از کسانی نیز یاد می‌کند که در برابر منطق استعمار ایستاده‌اند. این نگاه نشان می‌دهد که نسبت او با غرب، یک دوگانه‌ی ساده‌ی «شرق خوب و غرب بد» نیست؛ مسئله‌ی اصلی برای او سازوکار قدرت، استعمار و نگاه انسان به فرهنگ دیگری است.

در همین نوشته‌ها، ادبیات و تاریخ دائماً کنار هم قرار می‌گیرند. صالح از متون کلاسیک عربی، از متنبّی و بوصیری و احمد شوقی سخن می‌گوید و هم‌زمان درباره‌ی شهرها، ادیان، فرهنگ‌ها و تجربه‌ی مهاجران تأمل می‌کند. به همین دلیل می‌توان او را نویسنده‌ای دانست که سفر برایش شکل دیگری از خواندن بود؛ خواندن شهر، تاریخ و انسان.

جهانی که هنوز مسئله‌های طیب صالح را دارد

طیب صالح در سال ۲۰۰۹ در لندن درگذشت، اما مسئله‌هایی که در آثارش دنبال می‌کرد با مرگ او پایان نگرفتند. مهاجرت، بازگشت، زندگی میان دو فرهنگ، میراث استعمار، نسبت فرد با جامعه و پرسش از معنای تعلق همچنان در ادبیات و زندگی معاصر حضور دارند. «موسم هجرت به شمال» به همین دلیل تنها یک رمان درباره‌ی سودان یا رابطه‌ی شرق و غرب نیست؛ متنی است درباره‌ی انسان‌هایی که میان چند جهان زندگی می‌کنند و هیچ‌کدام را نمی‌توانند به‌سادگی خانه‌ی کامل خود بدانند.

شاید اهمیت طیب صالح دقیقاً در همین نقطه باشد. او تجربه‌ای به‌شدت محلی را به ادبیات جهانی برد، بدون آنکه برای جهانی‌شدن، جهان خودش را کنار بگذارد. روستای کنار نیل، خاطرات کودکی، زبان و فرهنگ سودان، تجربه‌ی زندگی در اروپا و مواجهه با تاریخ استعمار در آثار او کنار هم قرار گرفتند و جهانی ساختند که هنوز می‌توان در آن درباره‌ی هویت، مهاجرت و تعلق دوباره پرسید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها