چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
واکاوی جایگاه شاهنامه در غزل‌های حسین منزوی

زنجان - در نشست بزرگداشت حسین منزوی، جایگاه شاهنامه در غزل‌های منزوی مورد بررسی قرار گرفت و تاکید شد که این شاعر زنجانی، با نگاهی نو به اساطیر، مفاهیم عمیق‌تری را در غزل‌های خود جاری ساخته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در زنجان، رئیس بنیاد ایران‌شناسی شعبه زنجان در آیین بزرگداشت حسین منزوی و نشست علمی – فرهنگی انجمن شاهنامه‌پژوهان سیمرغ زنجان، به واکاوی بازتاب داستان‌های شاهنامه فردوسی در اشعار حسین منزوی پرداخت و تأکید کرد که این شاعر برجسته زنجانی با نگاهی نو به اساطیر، مفاهیم عمیق‌تری را در غزل‌های خود جاری ساخته است.

مهدی افضلی با بیان اینکه ساختار «مثنوی» ظرفیت روایی گسترده‌تری نسبت به قالب‌های دیگر برای بیان داستان‌های طولانی دارد، گفت: بسیاری از پژوهشگران به دلیل کثرت حکایت‌های پهلوانی در شاهنامه، از آن با عنوان «پهلوان‌نامه» یاد می‌کنند. در این اثر سترگ، عشاق متعددی حضور دارند؛ از زال و رودابه گرفته تا بیژن و منیژه، سیاوش و سودابه و دیگر روایات عاشقانه. با این حال، باید توجه داشت که درون‌مایه عاشقانه در شاهنامه، تحت‌الشعاع دلاوری‌ها و پهلوانی‌ها قرار دارد و به دلیل اولویت وظایف جنگاوری و هدف نهایی که تداوم نسل پهلوانان است، مجال چندانی برای پرورش لطافت‌های عاشقانه و وصال‌های طولانی فراهم نمی‌شود.

وی با اشاره به تفاوت دیدگاه در غزل‌های حسین منزوی نسبت به این روایت‌ها افزود: حسین منزوی که به حق او را شهریار غزل زنجان می‌دانند، در اشعار خود به شکلی هنرمندانه از این بن‌مایه‌های حماسی بهره برده است. او با بازخوانی داستان‌های اساطیری، از آن‌ها برای بیان دغدغه‌های عاشقانه و عرفانی خود استفاده می‌کند.

رئیس بنیاد ایران‌شناسی شعبه زنجان با ذکر مثال‌هایی از اشعار منزوی، تصریح کرد: منزوی در برخی سروده‌ها، به تقابل پاکی و تهمت در داستان سیاوش و سودابه اشاره دارد و مفهوم گذشتن از آتش را در استعاره‌های خود به کار می‌گیرد. همچنین در ماجرای چاه بیژن، که در ادبیات فارسی استعاره‌ای از سختی و دوری است، منزوی با نگاهی نو، این نماد را برای توصیف هجران و گرفتاریِ عاشق در بندِ تنهایی بازآفرینی کرده است.

افضلی در بخش دیگری از سخنان خود به ماجرای زال و رودابه و استفاده از گیسوان به مثابه کمند اشاره کرد و گفت: تمثیل انداختن گیسو به عنوان کمند وصال در ادبیات ما جایگاه ویژه‌ای دارد و منزوی نیز با ظرافت از این تمثیل در غزل‌هایش بهره جسته تا عمق اشتیاق و دشواری‌های رسیدن به معشوق را به تصویر بکشد.

وی با تأکید بر اینکه غزل‌های حسین منزوی دریایی از مضامین پنهان و ناشناخته است، خاطرنشان کرد: این شاعر گران‌قدر زنجانی در آثار خود نشان داده است که چگونه می‌توان از دل روایت‌های کهن حماسی، روایتی تازه و عاطفی استخراج کرد. برای شناخت دقیق‌تر جنبه‌های غنایی و عرفانی غزل‌های منزوی، نیازمند تأمل و پژوهش‌های جدی‌تر در این حوزه هستیم تا زوایای پنهان هنر او برای علاقه‌مندان به ادبیات فارسی بیش از پیش تبیین شود.

واکاوی جایگاه شاهنامه در غزل‌های حسین منزوی

منزوی سیاوش و کربلا را در یک مصرع پیوند زد

مهین خاتمی، معاون فرهنگی و رسانه‌ای اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان نیز در ادامه این آیین با اشاره به جایگاه بی‌بدیل این شاعر در ادبیات معاصر، به تحلیلِ پیوند میان اسطوره و حماسه در اشعار او پرداخت.

خاتمی با بیان اینکه کتاب «از ترمه و تغزل»، گزیده‌ای از ۳۳۴ غزل منتخب خود زنده‌یاد منزوی است، اظهار کرد: نام منزوی به تنهایی گویای این حقیقت است که او تنها راوی اسطوره‌ها نبوده، بلکه خود را در عمق اسطوره غرق کرده است. هنر منزوی در این است که سیاوش شاهنامه را بارها با هویت بی‌گناهی و شهادت در اشعارش احضار می‌کند.

وی افزود: روشن‌ترین تجلی این نگاه، زمانی است که منزوی خون سیاوش را در کنار خون شهدای کربلا می‌نشاند. او بدون اطنابِ کلام و بدون نیاز به توضیحات اضافه، این دو نام را در یک مصرع کنار هم می‌گذارد تا مخاطب، عمق پیوند میان مظلومیت اسطوره‌ای و جاودانگی حماسی را با تمام وجود درک کند.

معاون فرهنگی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش نهادهای فرهنگی در بازآفرینی سنت‌های ادبی در فضای معاصر اشاره کرد و گفت: معاونت فرهنگی استان زنجان در سال جاری با هدف ارتقای جایگاه زبان و ادبیات فارسی و ترکی، بستری پویا برای شاعران و نویسندگان فراهم کرده است.

خاتمی به تشریح اهم اقدامات این معاونت پرداخت و افزود: برگزاری دوره آموزشی «اقلیم شعر» به‌صورت ملی با حضور شاعران برگزیده از ۱۶ استان کشور، برگزاری سومین دوسالانه جایزه ملی غزل با حضور بیش از هزار شاعر از ۳۱ استان، حمایت از انجمن‌های ادبی استان برای برگزاری نشست‌های عصر شعر و داستان، برگزاری پنجمین جشنواره ملی دوسالانه داستان‌نویسی ترکی رضوی و همچنین اجرای ۸ کارگاه تخصصی داستان‌نویسی در مناطق کم‌برخوردار استان، تنها بخشی از تلاش‌های صورت گرفته در راستای پل زدن میان میراث ادبی گذشته و نسل تازه‌ی نویسندگان و شاعران است.

واکاوی جایگاه شاهنامه در غزل‌های حسین منزوی

حماسه در غزل؛ بازخوانی تأثیر شاهنامه بر اشعار حسین منزوی

سعیدرضا بیات، پژوهشگر ادبیات داستانی نیز در این آیین منزوی را ادامه‌دهنده راه فردوسی در دردمندی برای ایران و آزادگی دانست و تأکید کرد: منزوی با بهره‌گیری از بن‌مایه‌های شاهنامه، غزل عاشقانه را به فضای حماسی پیوند زده است.

بیات در این نشست با اشاره به تنوع و گستره تأثیرپذیری منزوی از شاهنامه، اظهار کرد: تأثیرپذیری منزوی از شاهنامه تنها محدود به اشارات گذرا نیست؛ او در جای‌جای اشعار خود از داستان‌های اساطیری نظیر رستم و سهراب، رستم و اسفندیار، سیاوش و همچنین داستان‌های عاشقانه شیرین و خسرو، به صورت‌های مختلف؛ از تلمیح‌های هوشمندانه تا روایت‌های کوتاه بهره گرفته است.

این مدرس دانشگاه با تأکید بر اینکه منزوی با بهره‌مندی از میراث زبانی شاهنامه، توانسته است زبان غزل خود را غنا بخشد، افزود: استفاده از واژگان و ترکیب‌های ناب که خاستگاه اصلی آن‌ها در شاهنامه است، نشان از الفت عمیق منزوی با ادبیات سنتی ایران دارد. او با درآمیختن مضامین سیاسی و اجتماعی با غزل عاشقانه، فضایی حماسی خلق کرده که در آن «عشق» و «شجاعت» در هم می‌تنند؛ چنان‌که او در سوگ‌سروده‌های خود برای سالار شهیدان نیز، حماسه را بالاترین نوع ادبی می‌داند و با صراحت این برتری را به رخ می‌کشد.

بیات در ادامه با طرح دیدگاهی نو در خصوص جایگاه اجتماعی منزوی گفت: آنچه کمتر درباره منزوی گفته شده، ایستادگی او در برابر صاحبان قدرت، زر و زور است. او همان‌گونه که فردوسی دردمندی‌های جامعه خود را فریاد می‌زد، در بزنگاه‌های تاریخی، هنرمندی بود که همواره در سمت مردم ایستاد و صدای رسای آنان شد. منزوی شاعرِ «نه» گفتن به تحجر و جهل بود و در اشعارش، «مردمی بودن» را با «عصیانگری در برابر بی‌عدالتی» پیوند زد.

این پژوهشگر ادبیات در پایان با بازخوانی اشعاری در ستایش شخصیت و منش حسین منزوی، وی را نماد آزادگی و «فرزندِ فریاد» خواند و تصریح کرد: منزوی هنرنژاد و فرزند قلم بود؛ کسی که با وجود تمام ناملایمات، با تکیه بر غیرت و اراده، خود را به عنوان نمادی از مردی و مردمی در حافظه ادبی ایران تثبیت کرد. او با روی سربلند بیداری، همچون ستاره‌ای از روشنی زاده شد و حتی در غربت، دلبستگی‌اش به خاک ایران و دادگری را هرگز رها نکرد.

واکاوی جایگاه شاهنامه در غزل‌های حسین منزوی

منزوی؛ از قله غزل معاصر تا دلبستگی‌های قرآنی

محسن توفیقی، پژوهشگر ادبیات، نیز در این آیین ضمن گرامیداشت زادروز این شاعر برجسته، غزل‌های او را تجلی پیوند میان «معجزه شعر» و «معارف دینی» دانست و تأکید کرد: منزوی نه تنها یک چهره ملی، بلکه سرمایه‌ای بی‌بدیل برای فرهنگ و هنر استان زنجان است.

توفیقی در این نشست با اشاره به تنوع و تکثر در آثار منزوی گفت: حسین منزوی شاعری چندساحتی بود که در قالب‌های گوناگون از مثنوی، غزل و رباعی تا نیمایی، سپید و حتی شعر ترکی و فیلم‌نامه‌نویسی، تلاش‌های سخت‌کوشانه‌ای داشت. او با عبور از حاشیه‌های تاریخی، شعر زنجان را به صدر جدول ادبیات ایران رساند و امروز نام او، برندی برای این خطه محسوب می‌شود.

این پژوهشگر ادبی با بیان اینکه در نگاه محلی، منزوی یکی از نمادهای اصلی فرهنگ و ادب زنجان است، افزود: مزیت نسبی ادبی ما در زنجان، لطافت غزل حسین منزوی است. او فرصتی تاریخی است که باید با برنامه‌ریزی‌های کلان، جایگاه او را در تحولات ادبی آینده تثبیت کرد. سوغات زنجان امروز تنها صنایع دستی نیست، بلکه دیوان اشعار منزوی است؛ دیوانی که هر کس از هر کجای آن برگیرد، از سرچشمه امید، عشق، عرفان، حماسه و دادخواهی سیراب خواهد شد.

توفیقی در بخش دیگری از سخنان خود به دلبستگی‌های دینی و قرآنی منزوی در سال‌های پایانی عمر اشاره کرد و گفت: در نگاه او، پیوند میان شعر و مفاهیم مقدس، پیوندی عمیق و اندیشمندانه بود. او در سروده‌های آیینی خود با رویکردی نواندیشانه و عمیق، به متن قرآن و نهج‌البلاغه نگریسته است. در اشعار منتشر شده پس از درگذشت شاعر، به وضوح می‌توان نگاه او به متن مقدس را دید؛ آنجا که در قصیده "کتاب عشق"، با ستایش بلاغت قرآن، جانِ خود را به ساحت این کلام نورانی پیشکش می‌کند.

این پژوهشگر تصریح کرد: منزوی با تلمیح به آیات و قصص قرآنی، از داستان‌های تمثیلی تا مفاهیم عمیق انسانی، سعی در بازخوانی غیرخطی روایت‌ها داشت. او از زبان قرآن و عهدین برای بیان دردهای بشری و مفاهیم اجتماعی بهره می‌برد و این نشان از تسلط و درک عمیق او از متون دینی و ادبیات جهان دارد.

وی با اشاره به تأییدات شاعران بزرگی همچون هوشنگ ابتهاج و محمدعلی بهمنی درباره نبوغ منزوی، خاطرنشان کرد: این قصه، داستانی است که بر هر سر بازار است؛ مقالات و پایان‌نامه‌های متعدد گواه اعتبار هنری اوست. امروز هر زبانِ فارسی‌دانی که از لبانش شعر منزوی نمی‌تراود، در حق زبان و اصالت بیان جفا کرده است. منزوی "مردی بود که در باد رفت، اما بر باد نرفت"؛ او راهی را آغاز کرد که رهروان مصمم، باید با گام‌های استوار ادامه دهند.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مدرس دانشگاه و محقق تاریخ IR ۱۳:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
    فردوسی برای افغانستان است و بس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها