یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۶
مهم‌ترین دشمن تاریخ شفاهی، زمان است

محمد حمزه‌زاده، پژوهشگر و فعال حوزه فرهنگ و ادبیات و منتقد ادبی، با اشاره به چالش‌های ثبت خاطرات جنگ و انقلاب گفت: مهم‌ترین مسئله امروز در تاریخ شفاهی، این نیست که حافظه راوی پس از گذشت چند دهه تا چه اندازه دچار خطا یا تغییر شده است؛ مسئله مهم‌تر این است که محتوایی که در ذهن راویان وجود دارد، در معرض از دست رفتن است و باید پیش از آنکه زمان آن را از بین ببرد، ثبت و پیاده شود.

محمد حمزه‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره احتمال تأثیر گذشت زمان بر حافظه راویان و نقش مصاحبه‌گر در اصلاح یا راستی‌آزمایی خاطرات اظهار کرد: الان موضوع اول و مهم در حوزه تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس این نیست که بگوییم راوی چه چیزی را به یاد می‌آورد، چه چیزی را به یاد نمی‌آورد، چقدر حافظه‌اش دقیق است یا احتمال تحریف در خاطراتش وجود دارد یا نه. ما امروز محتوایی داریم که در ذهن راویان باقی مانده و مهم‌ترین دشمن آن، به تعبیر مرتضی سرهنگی، زمان است.

او افزود: این خاطرات در حال از دست رفتن هستند. بنابراین در مرحله نخست باید آنها را ضبط و پیاده کنیم. بعد، در فرآیندی که به تدریج شکل می‌گیرد، این روایت‌ها در کنار روایت‌های دیگر قرار می‌گیرند و می‌توانند یکدیگر را تکمیل یا اصلاح کنند.

این نویسنده با اشاره به نقش روایت‌های متعدد در سنجش خاطرات ادامه داد: یک جایی این روایت‌ها به هم می‌رسند و می‌توانند یکدیگر را اصلاح کنند. اگر بخواهیم مثال بزنیم، شبیه یک چهارراه است که خودروها در آن ناچارند سرعت یکدیگر را کنترل کنند؛ همه نمی‌توانند با هر سرعتی حرکت کنند. روایت‌های مختلف نیز وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، امکان مقایسه و سنجش پیدا می‌کنند.

حمزه‌زاده با اشاره به کتاب «دا» گفت: برای مثال، کتاب «دا» سال‌ها پس از انتشار با خاطرات و کتاب‌های دیگری مواجه شد که بخش‌های مهمی از روایت آن را تأیید کردند. وقتی یک خاطره یا یک اتفاق از زبان چند نفر دیگر نیز روایت می‌شود، این روایت‌ها می‌توانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و به شناخت دقیق‌تر آن واقعه کمک کنند.

او تأکید کرد: کاری که تاریخ شفاهی امروز باید انجام دهد، این نیست که بیش از اندازه درگیر این پرسش شود که کدام بخش خاطره تحریف شده و کدام بخش واقعیت دارد. به نظر من، در این مرحله، ثبت و پیاده‌سازی خاطرات اهمیت بیشتری دارد. نباید مدام به دنبال این باشیم که راوی را کنترل کنیم یا هنگام روایت، او را اصلاح کنیم.

این پژوهشگر درباره حدود مداخله مصاحبه‌گر در روایت راوی نیز گفت: مصاحبه‌گر اساساً این امکان را ندارد که راوی را اصلاح کند. او باید روایت را بشنود و ثبت کند. بعداً این روایت‌ها در کنار روایت‌های دیگر قرار می‌گیرند، با یکدیگر تقابل پیدا می‌کنند و در این فرآیند ممکن است خاطرات یکدیگر را اصلاح کنند.

حمزه‌زاده در ادامه درباره مفهوم «چندصدایی» در تاریخ شفاهی اظهار کرد: هر فرد با تجربه و نگاه خودش به یک موضوع نگاه می‌کند. بنابراین ممکن است یک اتفاق از دیدگاه‌های مختلف و از زوایای متفاوت روایت شود. چندصدایی یعنی همین؛ اینکه روایت یک واقعه را تنها به یک نگاه محدود نکنیم و اجازه دهیم تجربه‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

او درباره میزان اشراف مصاحبه‌گران بر موضوع جنگ و نسبت آن با صاحبان خاطره نیز افزود: اگر بخواهم به‌طور کلی صحبت کنم، در میان مصاحبه‌گران فعلی، به‌طور متوسط آن اشرافی را که در صاحبان خاطره نسبت به تاریخ جنگ وجود دارد، نمی‌بینم. البته این یک نقد کلی است و درباره تک‌تک افراد صحبت نمی‌کنم. اگر فرض کنیم صد نفر در این حوزه کار می‌کنند، ممکن است حدود بیست نفر از آنها اشراف کامل و عمیقی بر موضوع داشته باشند.

این فعال فرهنگی ادامه داد: بنابراین نقد مصاحبه‌گر از این منظر که چرا نتوانسته همه ابعاد موضوع را در لحظه مصاحبه تشخیص دهد، لزوماً نقد دقیقی نیست. بسیاری از مسائل در فرآیند کنار هم قرار گرفتن روایت‌ها روشن می‌شود.

حمزه‌زاده با اشاره به نمونه‌هایی از کتاب‌های تاریخ شفاهی دفاع مقدس گفت: در خود کتاب‌های تاریخ جنگ، نمونه‌هایی داریم که یک واقعه از زبان افراد مختلف یک یگان روایت شده است. برای مثال، در کتاب «دسته یک»، ماجرای یک شب از یک عملیات از زبان افراد مختلف همان دسته نقل شده و روایت‌های جداگانه آنها در کنار یکدیگر آمده است.

او خاطرنشان کرد: این کار در تاریخ شفاهی انجام می‌شود و اتفاقاً یکی از ظرفیت‌های مهم تاریخ شفاهی همین است که یک واقعه را از زبان چند نفر و از زاویه‌های مختلف ثبت کنیم. در چنین شرایطی، روایت‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند و مخاطب نیز امکان بیشتری برای درک ابعاد مختلف یک واقعه پیدا می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها