دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۳
الگویی برای تعامل با کسب‌وکارهای نوپا؛ از مدیریت استارتاپ تا راهبری شرکتی

اصفهان- کتاب «چگونه یک راهبر موفق استارتاپی باشیم؟» نوشته مجتبی شاه‌مرادی، یاسر میرزا امیری و یاسمین دلال‌باشی، با تمرکز بر تجربه‌های عملی سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی و تبیین الگوهای راهبری کسب‌وکارهای نوپا، از سوی نشر آرمان ایوان منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، کتاب چگونه یک راهبر موفق استارتاپی باشیم؟ با تمرکز بر تجربه‌های عملی راهبری استارتاپ‌ها، حکمرانی شرکتی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی (CVC) به‌تازگی به بازار کتاب راه یافته است.

این اثر با پرداختن به یکی از چالش‌های مهم زیست‌بوم نوآوری و کارآفرینی، تلاش می‌کند الگویی برای تعامل اثربخش میان شرکت‌های بزرگ صنعتی و استارتاپ‌های تحت حمایت آن‌ها ارائه دهد؛ موضوعی که با گسترش سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ در کسب‌وکارهای نوپا، اهمیت بیشتری در ادبیات مدیریت، کارآفرینی و سرمایه‌گذاری پیدا کرده است.

انتشار این کتاب حاصل تجربه مشترک نویسندگان در صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر غیردولتی شرکتی فولاد مبارکه (MSTID) است؛ تجربه‌ای که در جریان شکل‌گیری، توسعه و فعالیت این صندوق به دست آمده و به گفته نویسندگان، زمینه شناسایی و تدوین الگویی برای راهبری شرکت‌های نوپا در ساختار شرکت‌های بزرگ صنعتی را فراهم کرده است.

نقطه عزیمت نویسندگان در تألیف این اثر، مواجهه با مسئله‌ای عملی در مسیر توسعه سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی بوده است؛ مسئله‌ای که به چگونگی ارتباط استارتاپ‌ها و شرکت‌های تحت سرمایه‌گذاری با شرکت مادر بازمی‌گردد. از یک سو، شرکت‌های بزرگ صنعتی با ساختارهای رسمی، ضوابط حقوقی و سازوکارهای تثبیت‌شده حاکمیت شرکتی فعالیت می‌کنند و از سوی دیگر، استارتاپ‌ها به دلیل ماهیت چابک، فرهنگ کارآفرینانه و الگوهای متفاوت تصمیم‌گیری، نمی‌توانند الزاماً با همان قواعد و شیوه‌های مدیریتی اداره شوند.

عبور از نظارت حقوقی؛ استارتاپ‌ها به الگوی اختصاصی راهبری نیاز دارند

این تفاوت ساختاری، در بسیاری از موارد به بروز چالش‌هایی در تعامل میان دو طرف منجر می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که شرکت مادر انتظار دستیابی سریع به نتایج سرمایه‌گذاری را دارد، اما کسب‌وکار نوپا برای رشد، توسعه بازار و تثبیت مدل تجاری خود به استقلال عملیاتی و زمان کافی نیازمند است.

نویسندگان در این کتاب تلاش کرده‌اند با عبور از نگاه سنتی به مدیریت شرکت‌های سرمایه‌پذیر، مفهوم راهبری استارتاپ را به‌عنوان رویکردی متفاوت در تعامل با کسب‌وکارهای نوپا مطرح کنند. در این چارچوب، نقش نماینده حقوقی شرکت مادر در هیئت‌مدیره به نقشی فراتر از نظارت و پیگیری امور اداری و مالی ارتقا پیدا می‌کند و راهبر شرکت به‌عنوان عاملی برای ایجاد ارتباط مؤثر میان نیازهای استارتاپ و انتظارات سرمایه‌گذار شناخته می‌شود.

از ورود به سبد سرمایه‌گذاری تا خروج؛ چرخه راهبری کسب‌وکارهای نوپا

یکی از محورهای محوری این اثر، تأکید بر تفاوت هویت، ساختار و نیازهای هر استارتاپ است. نویسندگان بر این باورند که نمی‌توان با یک الگوی مدیریتی ثابت، همه کسب‌وکارهای نوپا را راهبری کرد و هر شرکت متناسب با مرحله رشد، ویژگی‌های سازمانی، ظرفیت‌های مدیریتی و شرایط فعالیت خود به الگوی اختصاصی راهبری نیاز دارد.

از این منظر، راهبری استارتاپ صرفاً به معنای اعمال نظارت بر عملکرد یا ارزیابی نتایج مالی نیست، بلکه مستلزم شناخت ماهیت کسب‌وکار، درک اقتضائات رشد و ایجاد توازن میان استقلال استارتاپ و الزامات حاکمیت شرکتی است. چنین رویکردی می‌تواند به کاهش تعارض‌های سازمانی، بهبود ارتباط میان سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیر و افزایش امکان بهره‌برداری از ظرفیت‌های نوآورانه کسب‌وکارهای نوپا کمک کند.

از دیگر ویژگی‌های قابل توجه این کتاب، توجه به چرخه کامل حضور یک استارتاپ در سبد سرمایه‌گذاری است. نویسندگان شکل‌گیری ارتباط با شرکت سرمایه‌گذار، ورود به پرتفوی، دوره رشد و در نهایت خروج از سبد سرمایه‌گذاری را در چارچوب تجربه‌های خود مورد توجه قرار داده‌اند. این نگاه چرخه‌ای نشان می‌دهد که راهبری یک استارتاپ به دوره آغاز همکاری محدود نمی‌شود و در هر مرحله از حیات سرمایه‌گذاری، متناسب با شرایط شرکت، به تصمیم‌ها و سازوکارهای متفاوتی نیاز است.

تدوین مدل راهبری شرکتی در این اثر نیز بر پایه ترکیبی از مطالعه منابع بین‌المللی، بررسی تجربه‌های داخلی، گفت‌وگوهای کارشناسی و آزمون و خطا در محیط واقعی کسب‌وکار شکل گرفته است. نویسندگان با اشاره به محدودیت منابع تخصصی در زمینه حکمرانی شرکتی و راهبری استارتاپ‌ها در صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران، تلاش کرده‌اند تجربه‌های جهانی را با شرایط حقوقی، اقتصادی و فرهنگ کارآفرینی کشور تطبیق دهند.

در این میان، سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی یا CVC از موضوعات محوری کتاب به شمار می‌رود. این شیوه سرمایه‌گذاری به شرکت‌های بزرگ امکان می‌دهد از طریق سرمایه‌گذاری در کسب‌وکارهای نوپا، به ظرفیت‌های نوآوری بیرون از سازمان دسترسی پیدا کنند و زمینه ورود فناوری‌ها، ایده‌ها و راهکارهای تازه به ساختار صنعتی خود را فراهم آورند. با این حال، تحقق چنین هدفی صرفاً با تأمین منابع مالی امکان‌پذیر نیست و به سازوکارهای مناسب برای هدایت، حمایت و تعامل با شرکت‌های سرمایه‌پذیر نیاز دارد.

نویسندگان در عین ارائه مدل پیشنهادی خود، بر نهایی نبودن آن نیز تأکید دارند و معتقدند دستیابی به الگوی پخته و کامل راهبری شرکتی به تجربه و زمان بیشتری نیاز دارد. از نگاه آن‌ها، تداوم فعالیت و انباشت تجربه در این حوزه می‌تواند به تکامل مدل‌های راهبری و رفع کاستی‌های موجود کمک کند.

کتاب چگونه یک راهبر موفق استارتاپی باشیم؟ از این منظر، تلاشی برای انتقال تجربه‌های اجرایی به ادبیات مکتوب مدیریت و کارآفرینی است؛ تجربه‌هایی که می‌توانند برای مدیران شرکت‌های سرمایه‌گذار، فعالان صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر، اعضای هیئت‌مدیره استارتاپ‌ها و مدیران کسب‌وکارهای نوپا قابل استفاده باشند.

این اثر به همت مجتبی شاه‌مرادی، یاسر میرزا امیری و یاسمین دلال‌باشی تألیف شده و صفحه‌آرایی آن را محمدحسن لطیفی بر عهده داشته است. نشر آرمان ایوان این کتاب را منتشر کرده و اثر اکنون در شمار تازه‌های نشر حوزه مدیریت، نوآوری، کارآفرینی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر قرار گرفته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها