جلد دوم كتاب «تفسير خلاصه منهجالصادقين» نوشته مولي فتحالله كاشاني(ره) با تحقيق آيتالله حسن حسنزاده آملي از سوي موسسه بوستان كتاب تجديد چاپ شد.ملا فتحالله كاشاني از عالمان و مفسران بزرگ سده دهم هجري است كه تلاشهاي تفسيري او، نقش مهمي در تكامل ميراث تفسيري شيعه دارد./
ملا فتحالله كاشاني از عالمان و مفسران بزرگ سده دهم هجري است كه تلاشهاي تفسيري او، نقش مهمي در تكامل ميراث تفسيري شيعه دارد. تفسير او با نام «منهجالصادقين في الزامالمخالفين» به زبان فارسي جايگاه ويژهاي به خود اختصاص داده است. وي پس از فراغت از تاليف اين كتاب، آن را تلخيص كرد و «خلاصه منهجالصادقين» نام نهاد.
مولف اين اثر در مقدمه جلد نخست كتاب آورده است: «بر اذهان صافيه و افكار زاكيه مخفي نيست كه علمي كه مثمر سعادت اخروي و مصلح امور دنيوي است علم قرآن است؛ چه آن ماخذ اصول شريعت مصطفوي و مصدر فروغ ملت نبوي است؛ چه عمل كردن به آن سبب رستگاري دنيا و عقبي است. پس دانستن اين علم شريف ضروري باشد و چون به تاييد رباني و توفيق سبحاني، تفسير منهجالصادقين في الزامالمخالفين كه محتوي بر پنج مجلد است مرتقي به دويست و هشتاد هزار بيت به ترتيبي كامل و تاليفي شامل سمت اختتام پذيرفت و به نظر كيميا اثر بعضي از اخوان ديني (حفظهمالله عن جميعالملاهي والمناهي) رسيده، عز قبول يافت و به خاطر فاتر مولف و جامع آن؛ المفتقر الي غفران ربه اللطيف السبحاني يعني ابن شكرالله فتحالله الشريفالكاشاني (عفيالله عنهما و اوتي كتابهما بيمينهما) رسيد كه چون تفسير مذكور منطوي است بر حل جميع لغات و تراكيب نحويه و اسرار و نكات عربيه و مبتني بر كثرت ادله و براهين در بطلان مذهب مخالفين و رفع شبهات معاندين و اثبات مذهب ائمه معصومين(صلواتالله عليهم اجمعين) و ذكر مذاهب علما و فقها در مسائل كلاميه و فروعيه دين مبين و بيان قصص مطوله و حكايات مفصله امم سابقين، و به جهت اين، مطالعه آن بر برخي از اهل ايمان كه به جهت شواغل و موانع روزگار از تحصيل علوم آداب محروم مانده بودند متعسر بلكه متعذر بودند، و نيز به واسطه كثرت قصص و اخبار، بعضي از مطالعه آن كلال مييافتند، عنان توجه را به جانب انتخاب آن معطوف سازد و اختصار بر ترجمه قرآني نمايد و در اين ترجمه مسمي است به خلاصةالمنهج بعد از ملاحظه حذف و اضمار و بيان تخصيص و تعميم و حقيقت و مجاز، اقوال مشهوره مفسرين در معاني قرآني كه معتمد باشد در مذهب اماميه، سمت تحرير خواهد يافت و از اسباب نزول و قصص انبيا و فضل سوره و ثواب آيات بر وجهي كه منقول است به اسانيد صحيحه به طريق "خيرالكلام ما قل" مذكور خواهد گشت و از قرائت معتبره به روايت بكر از عاصم كه در ميان عجم شهرتي تمام دارد اختصار خواهد رفت و به بعضي كلمات كه حفص را با او طريق مخالفت و معني كلام به سبب آن اختلاف تغيير مييابد، اشارتي با او خواهد شد.
و پيش از شروع در مقصود، مقدمهاي در سلك تحرير ميآيد كه مشتمل باشد بر بيان احاديث و اخباري كه دلالت ميكند بر ترغيب قرائت قرآني و دانستن معاني فرقاني. و چون ذكر احاديث ماثوره در اين باب و بيان ترجمه هريك از آن، سررشته كلام به طول ميكشد، از اين جهت اكتفا به مضمون آن نموده ميشود و از الفاظ احاديث كه فارسي زبان را از آن حظي نيست فروگذاشته ميرود.»
در كتاب حاضر، ذيل سوره «انفال» درباره اجر تلاوت كننده اين سوره، آمده است: «ابيبن كعب از پيغمبر(ص) روايت كرده كه هركه سوره انفال و برائت تلاوت كند من شفيع او باشم در روز قيامت و گواهي دهم براي او كه وي بريء است از نفاق و به عدد هر مرد و زن كه در دار دنيا است ده حسنه براي وي بنويسند و ده سيئه محو كنند و ده درجه بردارند و تا در دنيا باشد ملائكه كه حامل عرشند صلوات بر او فرستند. عياشي به اسناد خود از ابيبصير روايت كرده كه او از ابيعبدالله(ع) خبر داد كه هركه سوره انفال و برائت تلاوت كند در هرماهي يك بار، هرگز نفاق در دل او داخل نشود و از شيعه حضرت اميرالمومنين(ع) باشد به حق، و در روز قيامت از موائد بهشت نوشد تا مردمان از حساب فارغ شوند و به موضع خود رسند.»
در بخش ديگري از كتاب و در مقدمه سوره «توبه» نيز ميخوانيم: «اين سوره را نامهاي متعدد است: يكي برائت كه به معني بيزاري است از كفر و نفاق، دوم توبه، زيرا كه متضمن تكرار توبه مومنان است، سوم فاضحه به معني فضيحت كننده اهل نفاق، چهارم مخزيه يعني رسوا كننده ايشان، پنجم مقشقشه يعني پاك كننده از نفاق، ششم سورةالعذاب، زيرا كه در آن بحث عذاب كفار ميكند، هفتم مبعثره يعني ويران كننده و زير و زبر سازنده منافقان و كافران، هشتم مشرده يعني راننده ايشان، نهم مثيره يعني برانگيزاننده حال ايشان، دهم حافره يعني به كوه فروبرنده و پست و زبونكننده ايشان، يازدهم منكلته يعني عقوبت كننده انسان به قبيحترين وجهي، دوازدهم مدمدمه يعني هلاك سازنده ايشان، سيزدهم منفره يعني رماننده ايشان، چهاردهم بحوث يعني بحث كننده از احوال ايشان.
ابي بن كعب از پيغمبر(ص) روايت كرده كه هركه سوره انفال و برائت قرائت كند من شفيع او باشم و مروي است كه اين سوره را هفتاد هزار فرشته با جبرئيل به حضرت رسالت(ص) نازل ساختند. از ابيعبدالله(ع) روايت است كه انفال و برائت يك سوره است و از اين جا است كه در اول برائت "بسمالله" نيست و گويند كه چون "بسمالله" از براي امان و رحمت است و برائت براي رفع امان و بيزاري خداي تعالي از ايشان از اين جهت اول آن "بسمالله" واقع نشده و به اجماع امت چون اين سوره نازل گشت حضرت رسالت(ص) چهل آيه از اول اين سوره به ابوبكر داده او را امير حاج ساخت و فرمود كه در موسم حج بر مشركان و جميع اهل موسم خوانده بعد از رفتن ابوبكر به چند روز جبرئيل از نزد ملك جليل نازل شد و گفت: اي محمد! حق تعالي تو را سلام ميرساند و ميفرمايد كه بايد اداي اين پيغام نكند مگر تو يا كسي كه از تو باشد. حضرت رسالت پناه(ص) حضرت اميرالمومنين را بر ناقه عضباء سوار ساخته از عقب ابوبكر فرستاد و امر كرد كه آيات را از وي گرفته به اهل موسم خواند و ابوبكر را مخير سازد در رفتن و بازگشتن، پس اميرالمومنين(ع) به ابوبكر رسيده آيات را از وي بستد و در روز هشتم ذوالحجه خطبه خواند و مردمان را بر مناسك حج تعليم كرد و در روز عيد اميرالمومنين(ع) نزد جمره عقبه بايستاد و فرمود "ايها الناس! اني رسولالله اليكم؛ اي مردمان، به درستي كه من فرستاده فرستاده خدايم به شما" گفتند به چه چيز؟ حضرت اين آيه را بر ايشان خواند: "برآءة منالله و رسوله"؛ اين بيزاري است از نزد خدا و فرستاده او "الي الذين عاهدتم"؛ به سوي آنان كه پيمان بستهاند با ايشان «منالمشركين»؛ از شرك آورندگان. خلاصه معني آن است كه خدا و رسول بيزارند از عهدي كه شما با مشركان بستيد، زيرا كه ايشان نكث عهد كردند مگر بنيضميره و بنيكنانه كه بر عهد خود بايستادند پس به جهت اين مسلمانان را حق تعالي امر كرد به شكستن عهد بر ناكثين و مهلت داد ايشان را چهار ماه تا سير كنند... .»
چاپ دوم كتاب «تفسير خلاصه منهجالصادقين» (جلد دوم) در شمارگان 1000 نسخه، 604 صفحه و بهاي 110000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما