حسین صادقیان، فعال حوزه چاپ، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با تشریح وضعیت صادرات صنعت چاپ، اظهار کرد: تا پیش از آغاز جنگ، شرایط صادراتی نسبتاً مطلوبی وجود داشت، هرچند مشکلات از دو تا سه ماه پیش از آن آغاز شده بود، من سالها با بازار عراق همکاری کردهام و تجربه نشان میدهد زمانی که قیمت کالاهای داخلی سریعتر از نرخ ارز افزایش پیدا میکند، صادرات برای کشورهای همسایه جذابیت خود را از دست میدهد.
وی افزود: پیش از جنگ، قیمت هر بند کاغذ حدود ۴میلیون تومان بود و نرخ دلار نیز در محدوده ۱۶۰ هزار تومان قرار داشت، اما اکنون قیمت هر بند کاغذ به حدود پنج و نیم تا ۶ میلیون تومان رسیده، درحالی که نرخ دلار حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ هزار تومان است. در چنین شرایطی، مشتریان خارجی با محاسبه هزینهها به این نتیجه میرسند که تولید در کشور خودشان، حتی با صرف زمان بیشتر، اقتصادیتر است.
صادقیان با اشاره به افزایش توان رقبا در منطقه گفت: کشورهایی مانند عربستان و ترکیه در حوزه چاپ پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند و عربستان در سالهای اخیر به جایگزین مناسبی برای ایران تبدیل شده است.
وی با اشاره به نتایج نوسانات نرخ ارز در بازار، توضیح داد: زمانی که نرخ ارز به دلیل سیاستهای دولت کنترل میشود اما قیمت کالاها افزایش بیشتری پیدا میکند، مزیت رقابتی صادرات از بین میرود. در چنین شرایطی، حتی در حوزه کالاهای لوکس چاپی مانند بستهبندی نیز امکان رقابت مؤثر وجود ندارد.
این فعال حوزه چاپ ادامه داد: در بخش نشر همچنان ظرفیت رقابت وجود دارد، زیرا سفارشهایی که از عراق وارد ایران میشود عمدتاً مربوط به محصولات معمولی است و حساسیت زیادی نسبت به کیفیتهای لوکس وجود ندارد، اما این امر نیز مشروط به آن است که قیمت کالاها نسبت به نرخ ارز افزایش نامتعارف نداشته باشد.
عقبماندگی صنعت چاپ در نوسازی تجهیزات
این فعال حوزه چاپ با بیان اینکه صنعت چاپ کشور از نظر تجهیزات و ماشینآلات با عقبماندگی مواجه شده است، اظهار کرد: در سالهای پیش از خروج آمریکا از برجام، چاپخانهداران امکان خرید ماشینآلات جدیدتر بود و دستگاههای سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ میلادی وارد کشور میشد، اما پس از سال ۱۳۹۷ و تشدید تحریمها، توان اقتصادی فعالان این صنعت به شدت کاهش یافت.
وی افزود: امروز بسیاری از چاپخانهها همچنان قادر به خرید ماشینآلات سالهای ۲۰۱۰، ۲۰۱۵ یا ۲۰۲۰ نیستند و به دنبال خرید دستگاههای متعلق به اوایل دهه ۲۰۰۰ هستند.
صادقیان با طرح این موضوع که صنعت چاپ ضعیف شده است، گفت: این مسئله ناشی از شرایط کلی اقتصاد کشور است، اقتصاد ایران همچنان از سال ۲۰۱۲ عقبتر است و صنعت چاپ نیز بخشی از همین اقتصاد محسوب میشود.
بانکها تسهیلات ارزی ارائه نمیکنند
وی با اشاره به مشکلات تأمین مالی چاپخانهداران برای نوسازی و تجهیز چاپخانهها نیز گفت: بانکها حاضر نیستند تسهیلات ارزی با بهره پایین در اختیار چاپخانهداران قرار دهند و همین مسئله یکی از موانع اصلی نوسازی تجهیزات است.
وی افزود: اگر تسهیلات ارزی با نرخهای متعارف جهانی، یعنی یک تا دو درصد، در اختیار فعالان این صنعت قرار گیرد، امکان بهروزرسانی ماشینآلات و افزایش توان رقابتی فراهم خواهد شد.
صادقیان با بیان اینکه اقتصاد کشور در سالهای گذشته از روند توسعه جهانی عقب مانده است، اظهار کرد: حتی اگر اقتصاد ایران سالانه هشت تا ۱۰ درصد رشد داشته باشد، طی یک دوره ۱۰ ساله میتوان به شرایط اقتصادی سال ۲۰۱۲ بازگشت.
وی همچنین گفت: صنعت چاپ نیز مانند سایر بخشهای اقتصادی کشور از این عقبماندگی تأثیر پذیرفته و بدون رشد اقتصادی پایدار، امکان تحول جدی در این صنعت وجود نخواهد داشت.
صادقیان همچنین درباره آمد و شد صنعت چاپ میان دو وزارتخانه صمت و فرهنگ، گفت: طی ده سال اخیر این آمد و رفت ادامه داشت، در این میان ما از بسیاری امتیازات و تسهیلات بیخبر بودیم، همچنین از سیاستگذاریها دیر مطلع میشدیم یا از تصمیمگیریهال کلان درباره صنایع بیخبر بودیم که با بازگشت همه اختیارات به وزارت فرهنگ امیدواریم این آسیبها کمتر شود.
مشوقهای صادراتی ضروری است
وی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند چین و هند، گفت: این کشورها با ارائه مشوقهای صادراتی از تولیدکنندگان خود حمایت میکنند و همین موضوع موجب افزایش قدرت رقابتی آنها شده است.
صادقیان، افزود: در ایران چنین حمایتهایی وجود ندارد و به همین دلیل بازارهای صادراتی به تدریج از دست میرود، بازگرداندن مشتریانی که به تأمینکنندگان جدید روی آوردهاند، بسیار دشوار است، زیرا رقبای جدید نیز پیشنهادهای جذابی به آنها ارائه میکنند.
صادقیان اظهار کرد: تثبیت سیاستهای پولی و ارزی، ارائه وامهای ارزی کمبهره، رونق اقتصادی، تقویت زیرساختها و دور شدن سایه تحریمها از کشور، مهمترین پیششرطهای احیای صنعت چاپ و بازگشت به بازارهای صادراتی است.
وی بیان کرد: با توجه به عقبماندگی اقتصادی کشور، صنعت چاپ در شرایط فعلی حرف زیادی برای گفتن در حوزه صادرات ندارد، اما اگر روند بهبود روابط بینالمللی و توافقات سیاسی به نتایج مثبتی منجر شود و سیاستگذاران اقتصادی مسیر درستی را در پیش بگیرند، میتوان به شکل تدریجی و گامبهگام به آیندهای روشن برای این صنعت امیدوار بود.
نظر شما