به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فاطمه احمدیآذر، مدرس دانشگاه، مترجم و منتقد ادبی با بیان اینکه تعطیلات سال نو فرصت خوبی را برای کتابخوانها فراهم میکند که در کنار دید و بازدید و سفر و گردش، از دنیای زیبای کتابها نیز لذت ببرند، عناوینی را برای مطالعه در این ایام پیشنهاد داد و گفت: غیرممکن است که کتابخوان باشید اما اثری از جین آستن (۱۷۷۵-۱۸۱۷)، نویسندهی بریتانیایی سدهی هجدهم و نوزدهم میلادی، نخوانده باشید. رمان غرور و تعصب (۱۸۱۳)، که پس از انتشار نسخهی سینمایی آن در سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جو رایت، بیش از گذشته میان مخاطب جوان محبوب شد. ترجمه شیوای رضا رضایی از این اثر، تجربهی خوبی از خواندن رمان برای خواننده رقم میزند. نویسنده با روایت داستان عشقی و ازدواج دو خواهر به نامهای الیزابت و جین، جایگاه زن در جامعهی مردسالار و محافظهکار بریتانیا را با ظرافت تمام به چالش میکشد. آستن با شکستن سنتهای پیشین رماننویسی، زمینه را برای جنبش زنان در بریتانیا فراهم میکند.
وی اظهار کرد: پس از خواندن رمانی واقعگرا، به سراغ دنیای خشن طبیعتگراهایی همچون تامس هاردی (۱۸۴۰-۱۹۲۸)، رماننویس و شاعر انگلیسی برویم. تقریباً رمانی به اندازهی تس دوربرویل (۱۸۹۱)، نمیتواند مشخصههای مکتب طبیعتگرایی را به مخاطب خود نشان بدهد؛ داستان دختر جوانی به نام تس که همهی تلاشهایش برای رسیدن به خوشبختی به بنبست میخورند. ابراهیم یونسی در ترجمهی روان خود، نقدی از ویرجینیا وولف نیز به اثر اضافه کرده است. یکی از بهترین آثار ادبی جهان که هنوز لایههای معنایی گستردهای برای مخاطب خود دارد و هنوز اثری مدرن محسوب میشود، رمانی نیست جز مادام بوواری (۱۸۵۶) از گوستاور فلوبر (۱۸۲۱-۱۸۸۰)، رماننویس فرانسوی. داستان این رمان دربارهی زن جوانی به نام اِما بوواری است که همراه با شوهر خود، شارل زندگی میکند. مادام بوواری، نسخهای مدرنشده از رمان دنکیشوت از سروانتس است؛ اِما بهقدری رمان میخواند و غرق ادبیات میشود که مرز بین دنیای خیالی و واقعی را گم میکند. ترجمه محمد قاضی از این اثر، بینظیر است.
این منتقد ادبی ادامه داد: یکی از جدیدترین رمانهای ایرانی که تا مدتها خواننده را مجذوبِ خود نگه میدارد، رمان لیلی و باغهای جهنم (۱۴۰۳) از پیام ناصر است. نویسنده به بازآفرینی پستمدرنی از رمان مشهور آلیس در سرزمین عجایب (۱۸۶۵) از لوئیس کارول (۱۸۳۲-۱۸۹۸)، نویسندهی انگلیسی دست میزند. لیلی همانند آلیس در پی یافتن هویت و هدف خود در زندگی است. اگر داستانهای اساطیری و حماسی شاهنامه را دوست دارید، رمان خندههای هراس و تنهایی (۱۴۰۳) از مسعود بُربُر را از دست ندهید. پژوهشگری در دنیای معاصر به داستانی کهن و اساطیری پی میبرد که در طول تاریخ گم شده بود. او متوجه میشود که این داستان، تفاوت زیادی با روایت فردوسی در شاهنامه دارد. بُربُر با روایت شیریناش شما را جادو میکند.
احمدیآذر با بیان اینکه جنگهای متعددی که در چند سال گذشته در نقاط مختلف دنیا بهوقوع پیوستهاند، توجه اغلب مردم را به پیامدهای مخرب و منفی جنگها جلب میکند، عنوان کرد: مجموعه داستان کوتاه «آنها قرار نیست پیر بشوند» از رولد دال، با ترجمهی محسن یاوری در سال ۱۴۰۳ جوابگوی این نیاز است. دال بهزیبایی تصویری واقعگرایانه از انسانها و جنگ را با زبانی ساده و روان به مخاطب خود تقدیم میکند. این مجموعه داستان بهخوبی بیان میکند که بزرگترین شکست، نابودی انسانها و انسانیت است. البته، خودِ زندگی چالشها و سختیهای زیادی را مقابل انسانها میگذارد. بهجز جنگ، حوادث نیز زندگی انسانها را دستخوش تغییر میکنند. فریدا کالو (۱۹۰۷-۱۹۵۴)، نقاش معروف مکزیکی، فقط هجده سال داشت که در تصادفی مرگبار، آسیبی وحشتناک دید و زنده ماندنش به معجزه شبیه است. کتاب «همیشه با منی»، نامههای فریدا به مادرش قبل از تصادف و بعد از تصادف است. برخی از نامهها نیز بعد از ازدواج او با دیگو ریورا، نقاش مشهور مکزیکی نوشته شدهاند. این کتاب که به تازگی توسط میثاق خلج به فارسی ترجمه شده است، دنیای درونی این زنِ نقاش و ارتباط زندگی با نقاشیهایش را برای خواننده روشنتر میسازد.
وی افزود: در پایان به یک نویسنده و یک اثر میپردازیم که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نوولای «سینهریز» (۱۴۰۳) از کاوه میرعباسی (زادهی ۱۳۳۴)، نویسنده و مترجم ایرانی، که شاید خواننده را کمی به یاد فیلمهای کوئنتین تارانتینو بیندازد. سینهریز در این نوولا، همانند مفهوم مکگافین عمل میکند؛ یعنی، سرنخ یا ابزاری که بدون اهمیت ذاتی، به پیشبرد داستان کمک میکند. میرعباسی بیشتر با ترجمههای زیبای خود در ایران شناخته شده است، هرچند که داستانهای خودش نیز در عین سادگی، عمیق و چندلایه هستند. و هشتمین و آخرین پیشنهاد مطالعهی نوروزی، کتابی است که از میان سالهای گذشته بیرون میکشیم: رمان فریدون پسر فرانک (۱۳۹۲) از علیرضا محمودی ایرانمهر (زادهی ۱۳۵۳)، نویسندهی ایرانی. نویسنده در یک اثر چندصدایی، یک داستان اسطورهای مشهور را در قالبی نو و با زبانی بینظیر ارائه میکند. این اثر زیبا در زمان انتشارش خیلی مورد توجه خوانندگان ایرانی قرار نگرفت. چه بهتر که در کنار آثار مشهور و آثار جدید، آثار خوب و مغفول مانده را نیز دوباره از قفسهها بیرون کشید.
نظر شما