به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پانزدهمین عصر یکشنبه مجله بخارا در کتابفروشی دبا در هجدهم مرداد ۱۴۰۵ اختصاص داشت به کتاب «استراتژی کلان ایران» تالیف ولی نصر با ترجمه حامد کاظمزاده و حسین قاجاری در انتشارات نگارستان اندیشه منتشر شده است.
احمد بستانی، استاد دانشگاه خوارزمی به عنوان یکی از سخنرانان بررسی و نقد کتاب «استراتژی کلان ایران» گفت: این کتاب اثر ولی نصر است؛ مولفی که گمان میکنم نیاز به معرفی چندانی ندارد، استاد برجسته علوم سیاسی و روابط بینالملل و متخصص در حوزههای متعددی از جمله جنبشهای اسلامی در خاورمیانه (بهویژه در ایران، پاکستان و افغانستان) و همچنین سیاست خارجی ایران و سیاست خارجی ایالات متحده آمریکاست.
او افزود: ولی نصر آثار مهمی به رشته تحریر درآورده، از جمله کتاب بسیار حائز اهمیت «لویاتان اسلامی» (Islamic Leviathan) که مورد علاقه من است. این اثر به بررسی نسبت میان اسلامگرایی و دولت میپردازد و تحلیل میکند که دولتها چگونه اسلامگرایی را ترویج کرده و پیش بردهاند... میتوان گفت کتاب «استراتژی کلان ایران»، حاصل تعاملات ولی نصر در دو جایگاه است؛ نخست در مقام یک آکادمیسین برجسته رشته علوم سیاسی رو دوم در مقام یک شخصیت مشاور سیاسی. او همواره برای دموکراتها مشاور بوده و از جمله سوابقش، مشاوره رسمی باراک اوباما بود. همین نکته، منظر بسیار مهمی به این کتاب میبخشد که در ادامه توضیح خواهم داد چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چرا که نویسنده صرفاً در جایگاه یک دانشگاهی این کتاب را ننوشته است، بلکه در مقام کسی قلم زده که با اطلاعات دست اول مواجه بوده، با سیستم تصمیمگیری دستکم در آمریکا بهخوبی آشناست و سخنانش در میان فعالان و تصمیمگیرندگان سیاسی در ایالات متحده اعتبار دارد.
استاد دانشگاه خوارزمی عنوان کرد: در مواجهه نخست با این کتاب، متوجه میشویم که تحت عنوان «استراتژی کلان ایران: یک تاریخ سیاسی»، متنی مثلا 400 صفحه است که بسیار توصیفی عمل میکند. اگر بخواهم این اثر را توصیف کنم، باید بگویم که متن کتاب از زمینههای تاریخی آغاز میشود. کتاب به بررسی زمینههای تاریخی ایران به مثابه یک کشور در مواجهه با غرب و بهطور مشخص، در مواجههاش با ایالات متحده آمریکا میپردازد؛ اینکه چگونه در سالهای پیش از انقلاب، ایران و آمریکا با یکدیگر مواجه بودند و با تأکید بر وقایع ۲۸ مرداد و حوادث پس از آن، بررسی میکند که چگونه در شکلگیری اسلام سیاسی در ایران و حتی در تصمیمگیریهای محمدرضا پهلوی، میتوان ردپای رویکردهای آمریکا را مشاهده کرد.
بستانی گفت: کتاب پس از یک مقدمه، وارد تاریخ انقلاب اسلامی میشود و از زمان انقلاب تا تقریباً یک یا دو سال پیش از تاریخ انتشار اثر را مورد بررسی قرار میدهد. میتوان گفت این کتاب، روایتی بسیار مستند از رویارویی ایران و غرب در آستانه انقلاب و سالهای پس از آن تا به امروز ارائه میدهد. اثر مذکور به بخشهای مختلفی تقسیم شده است؛ از جمله بخش مربوط به گروگانگیری و همچنین مباحث مفصلی در مورد جنگ.
در ادامه، به فضای پس از جنگ، دوران دولت هاشمی رفسنجانی، فضای اصلاحات و بهویژه فضای پس از ۱۱ سپتامبر و تهدیدات آمریکا پرداخته شده است تا اینکه به وقایع هفت اکتبر میرسد؛ یعنی تقریباً همان دورهای که ما اکنون در آن هستیم. در این میان، مولف به این موضوع میپردازد که محور مقاومت چگونه شکل میگیرد و ایران چگونه به این جمعبندی میرسد که در مسائل منطقهای و در مواجهه با آمریکا، رویکرد «مقاومت رو به جلو» را اتخاذ کند.

او ادامه داد: این کتاب سرشار از تفصیل و مستندات است و جزئیات بسیاری را ارائه میدهد؛ به گونهای که تنها ارجاعات کتاب به منابع مختلف و سایتهای اینترنتی، بیش از ۱۰۰ صفحه است. اما پرسش این است که کتاب برای چه کسی نوشته شده است؟ در وهله اول، این اثر برای مخاطب غربی و به زبان انگلیسی تدوین شده است تا مخاطب غربی با منطق پشت تصمیمگیریهای نظام جمهوری اسلامی آشنا شود. هرچند مولف در مقدمه ذکر کرده است که هدف او توجیه یا داوری درباره تصمیمات نظام جمهوری اسلامی نیست، اما هنگام مطالعه کتاب، به هر حال با پشتپرده تصمیمگیریهای اساسی در حوزه بینالملل مواجه میشوید که مولف با دقتی مثالزدنی تلاش کرده است آنها را به تصویر بکشد.
این پژوهشگر علوم سیاسی بیان کرد: از نظر نصر، این شرایط موجب شد تا ایران منطقی «امنیتمحور» و «استقلالمحور» پیدا کند؛ منطقی که شاید هر دولت دیگری نیز در جایگاه ایران، این رویکرد را — کم یا زیاد — تکرار میکرد. برای مثال، مولف با دقت توضیح میدهد که هرگاه ایران تلاش کرده است تا به ایالات متحده نزدیک شود یا تمایل خود را برای مصالحه نشان دهد، آمریکا بلافاصله این دست رفاقتی را پس زده و آن را ناشی از ضعف ایران تلقی کرده است و در نتیجه، بر اقدامات تهاجمی خود افزوده است. این تحلیلی است که بسیاری از آن سخن گفتهاند، اما در این کتاب با بهرهگیری از منابع، به دقت ترسیم شده است.
بستانی گفت: از آنجا که مولف از منظر آمریکایی سخن میگوید و مخاطب اصلی او احتمالاً غربی است، با این حال به نظر من این کتاب برای مخاطب فارسیزبان نیز به دلایلی جالب و جذاب است. یکی از مهمترین نکاتی که هنگام مطالعه اثر با آن مواجه میشوید، پیوند عمیق کتاب با وضعیت فعلی ماست؛ بهگونهای که علیرغم اینکه کتاب در فضای پیش از جنگ ۱۲ روزه نوشته شده، اما برای تبیین وضعیت کنونی ما در مواجهه با آمریکا و اسرائیل، بسیار توضیحدهنده است. فارغ از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای ولی نصر، جزئیاتی در کتاب آمده است که نشان میدهد وضعیتی که ما در آن هستیم و بنبستهایی که در تاریخ ما تکرار شده، از نظر او وجه مهمش ایدئولوژیک نیست، بلکه جنبه اصلی آن دغدغه استقلال و امنیت است.
او ادامه داد: نکته حائز اهمیت این است که طبق دیدگاه ولی نصر، این موضوع را نباید صرفاً با تأکید بر وضعیت داخلی ایران توضیح داد، بلکه با یک منطق دوسویه مواجه هستیم. یکی از ویژگیهای برجسته کتاب، خصلت «دیالکتیکی» و رفتوبرگشتی آن است؛ به این معنا که اثر، شما را ابتدا به فضای ذهنی تصمیمگیران در ایران میبرد و سپس بلافاصله به سراغ ذهنیت تصمیمگیران در آمریکا میرود و هر دو دیدگاه را منصفانه به تصویر میکشد. در کتاب تلاشی دیده نمیشود تا ادعا شود یک طرف درست میگوید یا دغدغهی دیگری برحق است، بلکه صرفاً به صورت توصیفی بیان میشود که چگونه یک کنش در یک طرف، واکنشی در طرف آمریکایی برانگیخته و این زنجیره (که در انگلیسی به آن Escalation یا تشدید تنش میگویند) چگونه رخ داده و راه حلها چگونه به بنبست در مساله غرب و آمریکا رسیدهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اظهار کرد: عنوان کتاب، یعنی «استراتژی کلان ایران»، در واقع درصدد است تا یک «نخ تسبیح» را نشان دهد؛ روندی که حتی پیش از انقلاب نیز در طول تاریخ معاصر ایران وجود داشته و پاسخ رهبران جمهوری اسلامی نیز کموبیش در راستای همین روند بوده و در مجموع، یک استراتژی کلان را تشکیل داده است. این کتاب بسیار مستند است و فکتهای جالبتوجهی را کنار هم میچیند. البته در اینجا شیوه گزینش و چیدمان این فکتها(اسناد) توسط مورخ اهمیت زیادی دارد. هرچند به نظر میرسد تخصص اصلی ولی نصر تاریخنویسی نبوده، اما اثر او از نظر تاریخی قدرتمند است؛ دادهها را مانند یک داستان، بهگونهای مرتبط و معنادار روایت میکند. در جاهایی که فکتها ناقص هستند، احساس میکنم ولی نصر با تکیه بر تجربیات سیاسی خود، آن خلأها را پر کرده و تا حدی به تفسیر آنها پرداخته است تا در نهایت روایتی جاندار و پویا از مواجهه ایران و غرب در ۵۰ سال اخیر ارائه دهد.
بستانی گفت: در این روایت، تز اصلی ولی نصر این است که جمهوری اسلامی به تدریج از منطق ایدئولوژیک به سمت نوعی «عملگرایی» میل کرده است و بسیاری از تصمیماتش در دهههای اخیر (بهویژه پس از ۱۱ سپتامبر و اشغال عراق)، بیش از آنکه ناشی از ایدئولوژی باشد، از یک منطق عملگرایانه و حتی میتوان گفت «واقعگرایانه» تبعیت میکند. ویژگی مهم دیگر در وصف این کتاب برای کسانی که قصد مطالعه آن را دارند، این است که ولی نصر پیوندی وثیق میان تصمیمگیریهای داخلی کشور و تحولات بینالمللی و بهویژه منطقهای برقرار میکند. به این معنا که بسیاری از تصمیماتی که در فضای داخلی در مورد نزاعهای درونی جریانهای اصلاحطلب و اصولگرا در دهههای ۷۰ و ۸۰، یا در جنبشهای اجتماعی سالهای ۷۸ و ۸۸، یا در مسائل مربوط به پایان جنگ اتخاذ میشد، همگی متأثر از منطق ارتباطات بینالمللی ایران و بهخصوص مواجهه با آمریکا بودهاند.
او در ادامه توضیح داد: به این معنا که هرگاه فضای داخلی بسته میشود، یا جناحی به حاشیه رانده شده و در مقابل، به جناحی دیگر میدان داده میشود، تمامی این تحولات را میتوان در پیوند و ارتباط با فضای بینالمللی مشاهده کرد. در واقع، یک پیوستگی میان این دو حوزه وجود دارد؛ لذا این کتاب صرفاً تاریخ روابط بینالملل ایران نیست، بلکه بخش قابلتوجهی از آن به تحولات داخلی، اجتماعی و جنبشهای اجتماعی در ایران اختصاص یافته است. به همین سبب، این اثر فراتر از کتابی در حوزه استراتژی است و میتوان آن را تا حدی، تاریخ سیاسی ایران دانست که تلاش کرده است بهطور مختصر یا مفصل، نکات مهم و دینامیزمهای درونی برخاسته از انقلاب و جمهوری اسلامی را تبیین کند.
استاد دانشگاه خوارزمی عنوان کرد: نکته جالب توجه دیگر در این کتاب، شناساندن الگوهای تکرار شونده است؛ نمونهای از این الگوها که پیشتر عرض کردم، این است که هرگاه رهبران جمهوری اسلامی گامی به جلو برداشتهاند، ایالات متحده با آن برخورد کرده یا عقبنشینی آنها را ناشی از ضعف تلقی نموده و بر اساس همین برداشت از ضعف طرف مقابل، واکنش نشان داده است. این تحلیلِ دقیقِ «الگوهای تکرار شونده» (Patterns)، یکی از نقاط قوت و جذاب کتاب است.

بستانی در پایان گفت: با این حال، پس از توصیف و تحلیل کلی کتاب، چند نکته را به عنوان ملاحظات یا محدودیتهای این اثر بیان میکنم: نخست آنکه به نظر من، نویسنده گاهی در محور قرار دادن ملاحظات سیاست خارجی برای تبیین تمامی پدیدههای سیاست داخلی در جمهوری اسلامی، تا حدی دچار افراط شده است. برای مثال، او در مورد آیتالله منتظری و ارتباطش با مهدی هاشمی (داماد ایشان) که داستان «ایران کنترا» را افشا کرد و در عین حال رئیس سازمانهای انقلابی در خارج از کشور (آزادیبخش) بود، تحلیل میکنند. ولی نصر، عزل آیتالله منتظری را گامی در جهت فاصله گرفتن از ایدئولوژی «گسترشطلب» جمهوری اسلامی و حرکت به سمت ملاحظات امنیتی میبیند. اما کسانی که با جزئیات این پرونده آشنا هستند، میدانند که این اتفاق قابل تقلیل به این مسئله نیست و پیچیدگیهای بسیار بیشتری در سیاست داخلی وجود داشته است. هرچند شاید مولف خواسته باشد وجه خاصی را برجسته کند، اما برخی از حکمهایی که در این زمینه صادر شده، از منظر تاریخی کاملاً جای بحث دارد.
نظر شما