سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: عباس عبدی در کتاب «آزمون آزمونها؛ کرونا» به تجربهی همهگیری کووید -۱۹ و تأثیر عمیق آن بر جنبههای مختلف زندگی اجتماعی و سیاسی ایران میپردازد و با ابراز تأسف از مرگ و میر بالای ناشی از کرونا در ایران، به ایثارگری کادر پزشکی و فوت تعدادی از آنان اشاره کرده و این کتاب را به آنها تقدیم میکند. او اهمیت این کتاب را در پرداختن به مسائل عمومی کووید -۱۹ و نحوه مقابله ساختار سیاسی با آن میداند و امیدوار است که جزئیات مخالفتها با ورود واکسن نیز در آینده منتشر شود. او معتقد است که این مجموعه میتواند به درک بهتری از سیر همهگیری در ایران کمک کند. کتاب «آزمون آزمونها؛ کرونا» دیدگاه یک ناظر و روزنامهنگار درباره نحوه مواجهه با بحران کرونا در ایران را ارائه میدهد. عباس عبدی به مسائلی مانند سوءمدیریت در سطوح مختلف حکومت، لزوم شفافیت و آزادی رسانهها، اهمیت علم و دانش، پرهیز از سیاسی کردن موضوع، نگاه سیستماتیک، تحلیل هزینه و فایده و استفاده از تجربیات جهانی تاکید دارد و معتقد است کرونا آزمونی برای رسانهها و نویسندگان بود و انتقاد اصلی او متوجه عدم مدیریت صحیح واکسیناسیون و دخالت ملاحظات سیاسی و شبهعلم در این امر است. برای آشنایی بیشتر با محتوای کتاب و دیدگاه عباس عبدی درباره عملکرد حکومت و رسانهها در دوران کرونا خبرنگار ایبنا با او گفتگویی انجام داده که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
چگونه در این کتاب توانستید، نقش روزنامهنگاری تحلیلی را در بحران کرونا به تصویر بکشید؟
تصور غالب ما از روزنامهنگاری تحلیلی، نوشتن یک تحلیل درباره موضوع معینی است. در حالی که این کتاب مجموعه بیش از صد نوشته یک روزنامهنگار درباره یک مسأله معین و بسیار مهم و فراگیر، در زمانی است که آن مساله جریان داشته است. همچون تحلیل سیر جریان تند رودخانه از روی قایقی است که همزمان داخل این جریان تند، شناور است. این فرق میکند با کسی که در ساحل رودخانه نشسته و جریان آب را تحلیل میکند یا جریان رودخانهای که از جوش و خروش افتاده و بر حسب اسناد و فیلم و خاطرات، آن را تحلیل میکنند. این نوشتهها محصول همزمان مشاهده و مشارکت و تحلیل است.
آیا کتاب «آزمون آزمونها» صرفاً گزارشی از وقایع است یا تحلیل عمیقتری از مدیریت بحران و واکنشهای اجتماعی ارائه میدهد؟
در آزمون آزمونها مشاهده، مشارکت و تحلیل و مستندسازی همزمان انجام شده است. از آنجا که کرونا یک پدیده تام و فراگیر و حتی جهانی بود تمام عرصههای حیات اجتماعی را به چالش میکشید، تقریباً هیچ فردی و حوزهای مصون از عوارض و تبعات کرونا نمانده بود. اقتصاد، سیاست بینالملل، دین، اخلاق، فرهنگ، روابط اجتماعی، فقر، علم و آموزش و فنآوری، فرهنگ، سیاست داخلی و مدیریت بحران و… همه تحت تاثیر کرونا قرار داشتند و در همه مناطق و همه سطوح جامعه از فقیر تا غنی، از شهری و روستایی، از کودک تا سالمند، زن و مرد… به هر نحوی درگیر کرونا شده بودند و تحلیل و فهم این پدیده برای همه ما جذاب و نیز بخشی از مسئولیت اجتماعی ما بود. کوشش من و دوستان در راهاندازی کانال «پنجره» برای طرح تخصصی کرونا، که در کتاب هم توضیح داده شده، بازتاب دهنده وجه مسئولیت اجتماعی ماجرا است.
در مقام یک روزنامهنگار چگونه توانستهاید بیطرفی را در نقد عملکرد نهادهای مسئول حفظ کنید؟
همیشه کوشش میکنم که توجهم را به مسأله متمرکز کنم و نه به افراد و نهادها. در حقیقت توجه دادن به مسأله موجب میشود که افراد و نهادها هم برای حل آن همراهی کنند و اگر نکردند مخاطب خودش علیه آنها داوری خواهد کرد. در حالی که تمرکز به فرد موضوع را در حد اختلافات و انگیزههای شخصی تنزل میدهد.
وجه روزنامهنگارانه این کتاب چقدر به مستندسازی دقیق و ارائه روایتهای مستند از واقعیتهای جامعه در دوران کرونا وفادار مانده است؟
این کار اگر درست انجام شده باشد یکی از بهترین شیوههای مستند سازی کرونا است چون در سیر حوادث روزانه نوشته شده و مثل روزنوشتهاست. اکنون که از آن زمان فاصله گرفتهایم میتوانیم ضعفهای آن را هم بهتر بررسی کنیم.
در کتاب، از کرونا بهعنوان آزمونی برای حکومت و جامعه ایران یاد کردهاید. بر اساس تجربیات شما، مهمترین درسهایی که دولت و مردم ایران باید از این بحران بگیرند، چیست؟
مهمترین درسهایی که میتوان و باید گرفت، ضرورت التزام به علم و عقلانیت و داشتن نگاه بلند مدت و همه جانبه و سیستمی است. اداره مطلوب امور با شانس و رمل و اسطرلاب و خرافه و حالا ببینیم چه میشود، ممکن نیست. به علاوه تقدم دادن به منافع و آسایش مردم بر هر چیز دیگری باید سرلوحه سیاست باشد. مردم ابزار اجرای سیاستها نیستند بلکه هدف سیاست هستند. سیاستمدار واقعی در صورت نیاز باید غرور و اعتبار و حیثیت کوتاه مدت خود را در پای منافع مردم و حیات و آسایش آنان نادیده بگیرد.
شما به اختلاف آمارهای رسمی و غیررسمی درباره تلفات کرونا اشاره کردهاید. با توجه به تجربه شما در تحلیل دادهها، چرا در مدیریت بحرانهای مشابه، شفافیت آماری اهمیت دارد و چگونه میتوان از بروز چنین چالشهایی در آینده جلوگیری کرد؟
بخشی از این اختلاف آماری طبیعی بود چون وزارت بهداشت باید بر اساس پروتکلهای خود آمار میداد و تا هنگامی که برای آنها ثابت نشود که کسی به دلیل کرونا فوت کرده حق ندارند جزو آمار بیاورند ولی باید دسترسی به دادههای دیگر را هم فراهم میکردند تا تعداد دقیق فوتیها اعلام شود و جامعه از آمار واقعی و جزییات آن مطلع شود. محاسبات من نشان میداد که تعداد فوتیهای واقعی ۲/۵ برابر آمار رسمی بود.
در کتاب به نقش رسانهها در دوران همهگیری اشاره کردهاید. آیا فکر میکنید رسانهها و روزنامهنگاران ایرانی بهخوبی از عهده وظایف خود در اطلاعرسانی درباره کرونا برآمدند؟ چه نقاط ضعفی در عملکرد آنها مشاهده کردید؟
بیتردید رسانهها در ایران ضعیف هستند، پس نمیتوان گفت که در این مورد خاص عملکردشان موفق بوده، بویژه صدا و سیما که تا حدی از رسالت خود دور بود و حتی دنبال انکار آن بود. بی اعتمادی به رسانه ملی یکی از ضعفهای اساسی مواجهه ایران با کرونا بود.
نظر شما