به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، خطابه غدیر به عنوان آینه تمام نمای ولایت امیرالمومنین(ع) بین تمام خطابههای اسلام ویژگیهایی دارد که آن را به صورت منحصر بهفرد درآورده است. این اهمیت به متن خطبه و فضای خاصی که این سخنرانی در آن انجام شده است، باز میگردد. مهمترین مقاصد حضرت رسول اكرم(ص) در خطبه غدیر را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
1. نتیجهگیری از زحمات 23 ساله رسالت با تعیین ادامه دهندگان این راه.
2. حفظ دائمی اسلام با جانشینانی که از عهده این مهم برآیند.
3. اقدام رسمی برای تعیین خلیفه که از نظر قوانین ملل سندیت دارد.
4. ترسیم خط مشی آینده مسلمین تا آخر دنیا.
5. اتمام حجت بر مخالفان اسلام؛ اعم از مقصرین و معاندین.
بر اساس منابع مكتوب معتبر، این اهداف بلند شایسته ابدیت غدیر بود و آن را به عنوان یک واقعه استثنایی درآورد. امام باقر(ع) میفرماید: «لم یناد بشیء مثل ما نودی بالولایة یومالغدیر؛ هیچ حکمی مثل ولایت در غدیر اعلام نشده است.»
در سال دهم هجری، پیامبر(ص) برای نخستين بار بهطور رسمي اعلان عمومی حج دادند تا همه مردم در حد امکان حاضر شوند. آن حضرت این سفر را به عنوان «حجةالوداع» مطرح کردند که به معنای تنها سفر پرخاطره آن حضرت در دلها جای گرفت. هدف از این سفر، بیان دو حکم مهم از قوانین اسلام بود که هنوز برای مردم بهطور کامل و رسمی تبیین نشده بود؛ یکی حج و دیگری مساله خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر(ص).
جمعیتی حدود 120 هزار نفر در مراسم حج شرکت کردند که تنها 70 هزار نفر آنان از مدینه بههمراه حضرت (ص) و جمعیت لبیکگویان در جای جای جاده در حرکت بودند. کاروان بزرگ پیامبر(ص) روز شنبه، 25 ماه ذيقعده از مدینه حرکت کردند. به دستور آن حضرت مردم لباس احرام همراه برداشته بودند و خود حضرت(ص) نیز غسل کردند و دو لباس احرام همراه برداشتند و برای احرام تا مسجد شجره در نزدیکی مدینه آمدند. اهلبیت معظم پیامبر(ص) نيز که فاطمه زهرا(س) و امام حسن و امام حسین(ع) و سایر فرزندان آن حضرت را شامل ميشدند، همراه بودند. همچنين همسران آن حضرت همگی سوار بر هودجهای شتران همراه حضرت بودند.
با رسیدن به «مسجد شجره» احرام بستند و مسیر ده روزه تا مکه را آغاز کردند و قافلهای عظیم که شامل مردم سواره و پیاده بود همراه آن حضرت به حرکت درآمدند.
با رسیدن روز نهم ذیحجه مراسم حج آغاز شد. حضرت به موقف عرفات و سپس به مشعر رفتند و روز دهم در منی قربانی كردند و رمیجمرات و سایر اعمال را انجام دادند. سپس طواف و سعی و بعد از آن اعمال دیگر حج را به ترتیب به انجام رساندند و در هر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند. بدینسان تا پایان روز دوازدهم ذیحجه، اعمال سه روزه حج پایان یافت.
پس از پایان مراسم حج، دستور الهی بر پیامبر(ص) چنین نازل شد: «نبوت تو به پایان رسیده و روزگارت کامل شده است. اسم اعظم و آثار علم و میراث انبیاء را به علیبن ابیطالب بسپار که اولین مؤمن است. من زمین را بدون عالمی که اطاعت من و ولایتم با او شناخته شود و حجت بعد از پیامبرم باشد رها نخواهم کرد».
یادگارهای انبیاء(ع) صحف آدم و نوح و ابراهیم(ع) و تورات و انجیل و عصای موسی(ع) و انگشتر سلیمان(ع) و سایر میراثهای ارجمندی است که تنها در دست حجج الهی است و نزد انبیاء گذشته و اوصیای ایشان دست به دست گشته تا آن روز که خاتم انبیاء(ص) حافظ آن بود و اینک باید به اوصیای آن حضرت انتقال مییافت. پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) را فرا خواند و مجلس خصوصی تشکیل دادند و ودایع الهی را به آن حضرت تحویل داد و بدینسان میراث شش هزار ساله انبیاء(ع) به امیرالمؤمنین(ع) سپرده شد. این ودایع از امیرالمؤمنین(ع) به امامان بعد منتقل شده و اينك در دست مبارک آخرین حجت پروردگار؛ حضرت بقیةاللهالاعظم(ع) است.
پیش از حرکت به سوی غدیر، در مکه جبرئیل لقب «امیرالمؤمنین» را بهعنوان اختصاص آن به علیبن ابیطالب(ع) از جانب الهی آورد، اگرچه این لقب قبلا نیز برای آن حضرت تعیین شده بود. پیامبر(ص) دستور دادند بزرگان اصحاب جمع شوند و طی مراسم خاصی نزد علی(ع) بروند و بهعنوان «امیرالمؤمنین» بر او سلام کنند و «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» بگویند و در زمان حیات خودشان، از آنان اقرار بر امیر بودن علی(ع) گرفتند.
با این که انتظار میرفت پیامبر(ص) در این نخستين و آخرین سفر حج خود مدتی در مکه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج، حضرت به منادی خود؛ بلال دستور دادند تا به مردم اعلان کند فردا (روز چهاردهم ذیحجه) همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در «غدیر خم» حاضر باشند و کسی جز معلولان نباید باقی بماند.
انتخاب منطقه «غدیر» به امر خاص الهی از چند جهت قابل ملاحظه بود. یکی این که در راه بازگشت از مکه، کمی قبل محل، افتراق کاروانها و تقاطع مسیرها در جحفه است. دوم این که در آیندههای اسلام که کاروانهای حج در راه رفت و برگشت از این مسیر عبور میکنند، با رسیدن به وادی غدیر و نماز در مسجد پیامبر(ص) تجدید خاطره و بیعتی با این زیربنای اعتقادی خود میكنند و یاد آنها در دلها احیا میشود. سوم این که «غدیر» محلی بسیار مناسب برای برنامه سه روزه پیامبر(ص) و ایراد خطبه برای آن جمعیت انبوه بود.
كاروان حجاج، نزدیک ظهر روز دوشنبه، هجدهم ذیحجه، همین که به منطقه «غدیر خم» رسیدند، حضرت مسیر حرکت خودشان را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند: «ایهاالناس، اجیبوا داعیالله، انا رسولالله؛ ای مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیامآور خدایم.» این کنایه از آن جهت بود که هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است، لذا فرمان دادند تا منادي ندا کند: «همه مردم متوقف شوند، و آنان که پیش رفتند باز گردند، و آنان که پشت سر هستند توقف کنند» تا آهسته آهسته همه جمعیت در محل از پیش تعیین شده جمع شوند. همچنین دستور دادند: «کسی زیر درختان کهنسالی که در آنجا بود نرود و آن مکان برای برپایی جایگاه سخنرانی خالی بماند.»
از سوی دیگر، پیامبر(ص) چهار نفر از اصحاب خاص خود یعنی مقداد و سلمان و ابوذر و عمار را فرا خواند و به آنان دستور دادند تا به محل درختان کهنسال -که در یک ردیف کنار هم بودند- بروند و آنجا را آماده کنند.
مقارن ظهر، انتظار مردم به پایان رسید و منادي حضرت ندای نماز جماعت داد. مردم از خیمهها بیرون آمدند و مقابل منبر جمع شدند و صفهای نماز را منظم کردند. پیامبر(ص) نیز از خیمه خود بیرون آمدند و در جایگاه نماز قرار گرفتند و نماز جماعت را اقامه كردند. بعد از آن مردم ناظر بودند که پیامبر(ص) از منبر غدیر بالا رفتند و بر فراز آن ایستادند. سپس امیرالمؤمنین(ع) را فراخواندند، تا بر فراز منبر در سمت راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امیرالمؤمنین(ع) بر فراز منبر یک پله پایینتر در طرف راست حضرت ایستادند و دست پیامبر(ص) بر شانه آن حضرت بود. سپس آن حضرت نگاهی به راست و چپ جمعیت كردند و منتظر شدند تا مردم کاملا جمع شوند. زنان نیز در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر(ص) را به خوبی میدیدند.
پس از آماده شدن مردم، پیامبر اکرم(ص) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند.
سخنرانی تاریخی پیامبر(ص) در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید، در یازده بخش قابل ترسیم است. بر اساس منابع مكتوب معتبر، حضرت در نخستين بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر كردند و بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند: «به او و ملائکهاش و کتابهایش وپیامبرانش ایمان میآورم. دستور او را گوش میدهم و اطاعت مینمایم و به آنچه او را راضی میکند، مبادرت میورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم میشوم.»
در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی كردند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علیبن ابیطالب(ع) ابلاغ کنم و اگر این پیام را نرسانم؛ رسالت الهی را نرساندهام و ترس از عذاب او دارم. همچنین تصریح کردند که خداوند به من چنین وحی کرده است: «یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک منالناس؛ ای پیامبر! ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده -درباره علی، یعنی خلافت علیبن ابیطالب- و اگر انجام ندهی رسالت او را نرساندهای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند. (سوره مائده، آيه67)» سپس امر مؤکد پروردگار درباره اعلام ولایت را با صراحت تمام مطرح کردند و فرمودند: «جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارم -که او سلام است- مرا مأمور کرد كه در این محل اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علیبن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است، جز این که پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.»
در سومین بخش، امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همه طمعها یک باره قطع شود. برای درک عمیق از اهمیت مساله فرمودند: «ای مردم! این آخرین باری است که در چنین اجتماعی به پا میایستم. پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید.» از نکات مهم در سخنرانی حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسانها و در طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود که به این صورت اعلام فرمودند: «خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده و بعد از من علی، صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.»
نیابت ائمه(ع) از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع امور دنیا و آخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود که آن را با کلماتی دقیق بیان فرمودند: «حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان) حلال کرده باشند و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوند عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته، به او سپردهام.»
پس از بیان این همه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند: «ای مردم! او از طرف خداوند، امام است و هر کس ولایت او را انکار کند، خداوند هرگز توبهاش را نمیپذیرد و او را نمیبخشد. ای مردم! به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت دادهاند و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمینها هستم و هر کس در اين مطالب شك كند؛ مانند جاهليت اول، كافر است و هركس در چیزی از این گفتار من شک کند، در همه آنچه بر من نازل شده، شک کرده است و هر کس در یکی از امامان شک کند، در همه آنان شک کرده است و شک کننده درباره ما در آتش است!
بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و میگوید: "هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد".»
در این جا حضرت میخواستند حساسترین قسمت سخنرانی را که برنامهای عملی نیز همراه داشت، بیان کنند، لذا برای آمادگی مردم فرمودند: «به خدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمیکند و تفسیرش را برایتان روشن نمیکند، مگر این شخصی که من دست او را میگیرم و او را به سوی خود بالا میبرم و بازوی او را میگیرم و با دو دستم او را بلند میکنم و به شما میفهمانم که: هرکس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار او است؛ و او علیبن ابیطالب برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است.»
سپس پيامبر(ص) تصویر زیبایی از ارتباط دو رکن اعظم اسلام ارائه كردند و فرمودند: «ای مردم! علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هر یک از این دو از دیگری خبر میدهد و با آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امینهای خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند.»
در این مرحله با قاطعیتی تمام هرگونه تعرض به مقام صاحب غدیر را حرام شمردند و فرمودند: «بدانید که امیرالمؤمنینی جز این برادرم نیست. بدانید که "امیرالمؤمنین" بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.»
در بخش چهارم خطبه، پیامبر(ص) پس از مقدمهچینیهای قبل و ذکر مقام خلافت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) برای آن که تا آخر روزگار راه هرگونه شک و شبهه بسته باشد و در این راه هر تلاشی در نطفه خنثی شود، آنچه به طور لسانی فرموده بودند را به صورت عملی انجام دادند. ابتدا به امیرالمؤمنین(ع) که بر فراز منبر کنارشان ایستاده بودند، فرمودند: «نزدیکتر بیا». آن حضرت نزدیکتر آمدند و پیامبر(ص) از پشت سر دو بازوی او را گرفتند. در این هنگام امیرالمؤمنین(ع) دست خود را باز کردند تا دستهای هر دو به سوی آسمان قرار گرفت. سپس پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) را که یک پله پایینتر قرار داشت از جا بلند کردند تا حدی که پاهای آن حضرت محاذی زانوهای پیامبر(ص) قرار گرفت و مردم سفیدی زیر بغل ایشان را دیدند که تا آن روز دیده نشده بود. در این حال فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛ هرکس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بودهام، این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هرکس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد و یاری کن هرکس او را یاری کند و خوار کن هرکس او را خوار کند.»
در این قسمت از خطبه، نزول وحی درباره کمال دین با ولایت امیرالمؤمنین(ع) را اعلام كردند که بسیار احساس برانگیز بود. حضرت فرمودند: «پروردگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز، این آیه را درباره او نازل کردی: "الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛ امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم(مائده، 3)"، "و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فیالاخرة منالخاسرین؛ هرکس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمیشود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود(آلعمران، 85)". پروردگارا، تو شاهدی که من ابلاغ نمودم.»
در بخش پنجم حضرت به صراحت فرمودند: «ای مردم! خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود. پس هرکس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود».
سپس برای آنکه مردم قدر چنین نعمتی را بدانند، فرمودند: «پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند. ای مردم، نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیرالمؤمنین علی است.»
بعد از آن، ضمن بیان شمهای از فضائل امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «بدانید که با علی دشمنی نمیکند مگر شقی و با علی دوستی نمیکند مگر با تقوی، و به او ایمان نمیآورد مگر مؤمن مخلص».
ايشان سپس با توجه به آیه «رضیت لکم الاسلام دینا» فرمودند: «ای مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست. ای مردم! از خدا بترسید آنطور که باید ترسید و از دنیا نروید، مگر آنکه مسلمان باشید.»
مرحله ششم از سخنان پیامبر(ص) جنبه غضب الهی را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: «منظور از این آیات عدهای از اصحاب من هستند که مأمور به چشمپوشی از آنان هستم، ولی بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است، و چشمپوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست.» همچنين در این مرحله به خلقت نورانی خود و اهلبیت اشاره کردند و فرمودند: «ای مردم! نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علیبن ابیطالب و بعد از نسل او تا مهدی قائم؛ که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد، میگیرد.»
در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهلبیت(ع) قرار دادند و سوره حمد را -که همه روزه تمام مسلمانان آن را میخوانند- قرائت کردند و فرمودند: «این سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان(امامان) نازل شده است. بهطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است». و بیان کردند که اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهلبیت(ع) هستند.
سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعییان و پیروان آلمحمد(ع) تفسیر فرمودند. آیاتی هم درباره اهل جهنم تلاوت کردند و آنها را به دشمنان آلمحمد(ع) معنی کردند.
در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره حضرت مهدی(عج) فرمودند و مفصلا اوصاف و شوون خاص حضرتش را مطرح کردند و آیندهای پر از عدل و داد به دست امام زمان(عج) را به جهانیان مژده دادند. سخنان بلند حضرت برای جمعیتی که در آغاز راه اسلام بودند بسیار تعحب انگیز بود.
در بخش نهم مساله بیعت را مطرح کردند و ارزش و پشتوانه آن را چنین بیان فرمودند: «بدانید که من بعد از پایان خطابهام شما را به دست دادن با من به عنوان بیعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا میخوانم. بدانید که من با خدا بیعت کردهام و علی با من بیعت کرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت میگیرم.»
در دهمین بخش، حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود: یکی پیشبینی آینده مسلمین در مشکلات که فرمودند: «اگر زمان طویلی بر شما گذشت و کوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شما است و برای شما بیان میکند. او که خداوند عزوجل بعد از من به عنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است او از من است و من از اویم. او و آنانکه از نسل من هستند از آنچه سوال کنید به شما خبر میدهند و آنچه را نمیدانید برای شما بیان میکنند.»
در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانی انجام گرفت. برای این هدف دو زمینهسازی انجام شد؛ یکی بیان علت این بیعت لسانی بود درباره این که قبل از بیعت با دست به صورت زبانی، از آنان اقرار گرفتند و فرمودند: «ای مردم! شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید، و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم درباره آنچه منعقد نمودم برای علی امیرالمؤمنین و امامانی که بعد از او میآیند و از نسل من و اویند، چنانکه به شما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.»
دیگری تعیین عبارات حاکی از محتوای بیعت بود که میبایست همه مردم به آن اقرا میکردند و بیعت با دست هم حساب میشد. از آن جا که این بیعت بر سر یک مساله موقت و زودگذر نبود، بلکه بر سر یک اعتقاد آن هم به بلندای ابدیت بود، لذا حضرت عبارات مفصلی را بر لسان مبارک جاری کردند و از مردم خواستند آنها را عینا تکرار کنند، لذا خطاب به حاضران فرمودند: «پس همگی چنین بگویید: "ما شنیدیم و اطاعت میکنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود میآوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی، درباره امر امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند.
بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت میکنیم. بر این عقیده زندهایم و با آن میمیریم و (روز قیامت) با آن محشور میشویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمیکنیم و شک نمیکنیم و انکار نمینماییم و تردید به دل راه نمیدهیم و از این قول بر نمیگردیم و پیمان را نمیشکنیم. تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیرالمومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.»
کلمات نهایی پیامبر(ص) دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین عوامر آن حضرت بود و با حمد خداوند خطابه حضرت پایان یافت... .
... بدین ترتیب پس از سه روز، مراسم غدیر پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان «ایامالولایت» در ذهنها نقش بست. گروهها و قبایل عرب، با دنیایی از معارف اسلام، پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او، راهی شهر و دیار خود شدند. پیامبر(ص) نیز عازم مدینه شدند، در حالی که کاروان نبوت را به سر منزل مقصود رسانده بودند. خبر «واقعه غدیر» در شهرها منتشر و به سرعت شایع شد و به گوش همگان رسید و بدون شک توسط مسافران و ساربانان و بازرگانان تا اقصی نقاط عالم آن روز یعنی ایران و روم و چین پخش شد و غیر مسلمانان هم از آن با اطلاع شدند.
چاپ پنجاه و هشتم کتاب «گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر» در شمارگان 110000 نسخه، 48 صفحه و بهای 5000 ریال راهی بازار نشر شد.
جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۰
نظر شما