یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۲:۱۶
«من و الماس» به پاسارگاد رسید

فارس- به مناسبت دوازدهم اسفند، سالروز تفحص پیکر شهید الماس ارشدی، از شهدای سعادت‌شهر شهرستان پاسارگاد، کتاب «من و الماس»، نهمین اثر فاطمه ارشدی با ویراستاری فاطیما یزدانی و فاطمه ایزدی توسط انتشارات نویسندگان پارس در شیراز منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، کتاب «من و الماس»، نهمین اثر فاطمه ارشدی، با ویراستاری فاطیما یزدانی و فاطمه ایزدی است که انتشارات نویسندگان پارس در شیراز، آن را به مناسبت دوازدهم اسفند، سالروز تفحص پیکر شهید الماس ارشدی، از شهدای سعادت‌شهر شهرستان پاسارگاد، منتشر کرده است.

فاطمه ارشدی در خصوص این کتاب به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: شهید الماس (علی) ارشدی برادر من است و ایشان بود که مرا به سمت و سوی کتاب و نویسندگی سوق داد و همیشه خودم را مدیون این شهید بزرگوار دانسته‌ام. لذا این موضوع، مرا وا داشت تا دست به قلم ببرم و زندگی سراسر خیر این شهید را به زیور نثر، آراسته کنم.

وی افزود: یکی از ویژگی‌های این کتاب، محله‌محور بودن آن است، یعنی در کنار خاطرات شهید، به معرفی و شناخت شهر و محل سکونت شهید می‌پردازد و همچنین شهدای دیگر محله را هم به اختصار معرفی می‌کند.

به گفته ارشدی، این کتاب، رابطه عاطفی بین خواهر و مادر شهید را با بیانی شیوا و روان روایت می‌کند، مادری که بعد ۳۸ سال چشم انتظاری رخ در خاک می‌کشد و آرزوی دیدن فرزند را به گور می‌برد و خواهری که با همه محبت و توان این خاطرات را به یک اثر خواندنی تبدیل و آن را برای آیندگان به ارمغان می‌گذارد.

وی خاطرنشان کرد: با لطف خداوند متعال و عنایت خالصانه شهید ارشدی، کمتر از یکسال، نوشتن کتاب به پایان رسید و برای چاپ آن را به نشر نویسندگان پارس سپردم. در اینجا از راهنمایی و تلاش دلسوزانه و مدبرانه کرامت یزدانی (اشک)، مدیرمسئول انتشارات نویسندگان پارس در شیراز که مرا در این راه همراهی و یاری کردند، تشکر می‌کنم.

این نویسنده در مورد زندگی شهید الماس ارشدی، نحوه شهادت، تاریخ تفحص و… گفت: شهید الماس (علی) ارشدی در ۱۸ فروردین ماه سال ۱۳۴۴ در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. دوره تحصیلات ابتدایی را در دبستان سعدی علی آباد کمین، محله سعادتشهر شهرستان پاسارگاد استان فارس، به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل با وجود دوری راه، عازم مدرسه راهنمایی سعادت شهر شد.

وی اضافه کرد: شهید ارشدی در میان دوستان از اخلاق خوب و اسلامی برخوردار بود. پس از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جهاد سازندگی به طور داوطلبانه خدمت به محرومان در روستاهای توابع ارسنجان مشغول شد. پس از شروع جنگ تحمیلی با چند تن از دوستان خود در دو نوبت، عازم جبهه شدند که در عملیات‌های بیت المقدس و فتح المبین شرکت داشتند که در عملیات فتح المبین زخمی شد و از ناحیه پای راست مجروح شد.

مولف کتاب یادشده خاطرنشان کرد: شهید ارشدی بعد از بهبودی، برای بار سوم در شهریور ماه سال ۱۳۶۱ مجدداً بطور داوطلبانه به جبهه‌های جنوب اعزام شد و با وجود اینکه مأموریت و مدت زمان حضورش در جبهه به پایان رسیده بود ولی چون می‌دانست که عملیاتی در پیش است جهت شرکت در حمله، در جبهه ماند و در عملیات پر افتخار محرم در جبهه عین خوش شرکت کرد و در هیجدهم آذر ماه ۱۳۶۱ به آرزوی دیرینه‌اش که شهادت بود، رسید.

وی ادامه داد: پیکر پاک این شهید بزرگوار بعد از ۳۴ سال، در سال ۱۳۹۵ تفحص و شناسایی شد و در ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ و به آغوش خانواده و زادگاهش محله علی آباد شهرستان پاسارگاد باز گشت و با مراسم تشییع باشکوهی در کنار همرزمان شهیدش، در گلزار شهدای محله علی آباد، آرام گرفت.

این نویسنده تاکید کرد: شهید ارشدی، بعد از ۳۴ سال چشم انتظاری، در قاب کتاب، تولدی دیگر پیدا کرده و با من و الماس جاودانه‌تر خواهد شد.

در بخش سخن مولف کتاب «من و الماس» چنین آمده است:

«نمی‌دانم تاکنون به چهره یک مادر شهید گمنام خیره مانده‌ای؟! یا سوسوی امید را در چشمان منتظرش به نظاره نشسته‌ای؟!

اگر صورت و اندام تکیده و رنج کشیده او را از نزدیک دیده باشی، حس امید را در وجودش می‌یابی و می‌بینی که امید و انتظار، مانند ستاره‌ای تابناک در چشمان خسته‌اش می‌درخشد!

چرا که او به امید زنده است و آرزوی بازگشت پسری را دارد که هستی‌اش را با شیره جانش به سامان رسانده و جوانی‌اش را نثار او کرده تا روزی، سرسبزی قامت سروگونه جوان رشیدش را به تماشا بنشیند.

این روایت، واقعیتی است از زندگی یک مادر و یک پسر.

پسری که جان را در راه پروردگار و دفاع از وطنش فدا می‌کند و مادر صبورانه و منتظر تا بیست‌وهشت سال چشم به راه او می‌ماند تا سرانجام رخ در نقاب خاک می‌کشد و در پایان بعد از گذشت شش سال از مرگ مادر، جنازه پسر نیز پیدا می‌شود.

با یادآوری این خاطرات، بارها هم گریستم، هم خندیدم و هم اشک شوق از دیدگانم جاری شد. این خاطرات، بازتاب اندیشه و احساسات واقعی من است. پروازی در آسمان کودکی‌ام و بازگشت دوباره من به زمان حال! در گستره قلمرو خاطراتم، دست در دست برادرم الماس قدم زدم و با روح بزرگش در آسمان پر از ستاره مهربانی او پرواز کردم. آنگاه در امیال و آرزوهایش، آبشاری زلال از صداقت یافتم و دانستم این روح بزرگ، پاداشی جز شهادت نخواهد داشت؛ چرا که شهادت، پاداش صادقان و مخلصان درگاه دوست است…»

به گزارش ایبنا؛ کتاب «من و الماس»، نهمین اثر فاطمه ارشدی، با ویراستاری فاطیما یزدانی و فاطمه ایزدی می‌باشد که به مناسبت دوازدهم اسفند، سالروز تفحص پیکر شهید الماس ارشدی، از شهدای سعادت‌شهر شهرستان پاسارگاد، در قطع رقعی و ۲۵۰ صفحه در دوازدهم اسفند ماه جاری توسط انتشارات نویسندگان پارس در شیراز منتشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

تازه‌ها

پربازدیدترین