به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در ارومیه، مصطفی قلیزاده علیار در شب شعر مجازی «در هوای قدس و غزه» آذربایجانغربی گفت: به مناسب فرا رسیدن روز جهانی قدس، شب شعری تحت عنوان «در هوای قدس و غزه» که در فضای مجازی و برخی پیامرسانهای داخلی و خارجی، با حضور و شعرخوانی مجازی ۱۵ نفر از شاعران عضو کانون شعر حوزه هنری، محفل ادبی هاتف اداره کل کتابخانههای عمومی استان و انجمن شعر بسیج هنرمندان استان و شاعران مهمان از شهرهای آذربایجان شرقی برگزار شد.
وی افزود: این شب شعر مجازی با حضور افتخاری و داوطلبانه شاعران متعهد و انقلابی پیشکسوت و جوان اجرا شد.
دبیر شب شعر مجازی «در هوای قدس و غزه» در بیان مضامین و جانمایه اشعار این شب شعر گفت: شاعران متعهد که به تعبیر بنده «شاعر زمان» هستند و شعرشان «شعر زمان»؛ در سرودههای خود، عموماً از ظلمی که توسط رژیم تروریست صهیونیستی بر مردم و صاحبان اصلی فلسطین و اهالی مظلوم غزه اعمال میشود، سخن گفته، دنیا را به حمایت از آزادی قدس و غزه فراخواندهاند و وجدان و شعور انسانهای پاک و بیغرض را در موضوع فلسطین به چالش کشاندهاند.
قلیزاده علیار بیان کرد: ارومیه نخستین شهر شعر حمایت از فلسطین است و مریم جهانگیری اُرموی اولین شاعر ایرانی است که در سال ۱۳۲۸ در نخستین سالهای جنایات صهیونیستها در بیت المقدس، به حمایت مردم فلسطین و قدس، شعر سروده و صهیونیستها را به عباراتی مثل قوم خونخوار و ریختن مسلمانان، هجو کرده است.
به گزارش ایبنا؛ علی حبیبی، سید حیدرعلی آران، حیدر بابایی، عارف ساسانی، امیرحسین دوستزاده، خدیجه آزادبین، فاطمه جهانگیری، فاطمه اسعدی، محمود تاروردیپور، زرین صابر، محمدرضا قربانی، حافظ میلاد، علی امامی، شیدا مرادیان، ارشد ابراهیمی، غلامعلی کریمی، امید شمس آذر و سید تیمور جامعی از جمله شاعرانی هستند که در این محفل شعر خواندند.
بهارِ شهادت
بهار آمده «غزه» ولی بهار ندارد
مرا به غزه ببر قلب من قرار ندارد
اگرچه غرقهٔ خونی، خوشا بهار تو غزه!
که هیچ جای جهان چون تو لالهزار ندارد
شبیه ابر بهارم، بگو چگونه نبارم؟
که در هوای تو چشمانم اختیار ندارد
از آن همه گل پرپر برایتان چه بگویم؟
نخواه تا بشماری غمم شمار ندارد
بگو برون رود از جمع ما هر آنکه در این راه
هوای بُردنِ سر بر فراز دار ندارد
هر آنکه رنگ تعلق گرفته دور شود دور
بیاید او که بر آیینهاش غبار ندارد
بگو به آینه، آیین ما شکستنِ محض است
دل شکسته که با احتیاط کار ندارد
سکوت بشکن و فریاد کن که غزه غریب است!
صدای حق شدن ای دوست ننگ و عار ندارد..
کدام روزِ شکفتن؟ کدام عید و نویدی؟
نگاه کن به فلسطین که روزگار ندارد
کجاست او که بیاید درِ سحر بگشاید؟
که صبح روشنِ چشمش شبان تار ندارد..
کنون بهارِ شهادت رسیده است به غزه
که گفته است که غزه دگر بهار ندارد؟
شهید حق شدنم آرزوست،
آه خدا را مرا به غزه ببر قلب من قرار ندارد
امیرحسین دوستزاده، تبریز
نظر شما