دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۱
«عمادیوان»؛ مجموعه اشعار طنز و جدی شاعر هرمزگانی

هرمزگان - «عمادیوان» مجموعه اشعار طنز و جدی شاعر هرمزگانی است که مطالعه آن در روزهای بهاری پیشنهاد می‌شود.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - یوسف ملایی: «عمادیوان» دیوان اشعار محمد عمادی متخلص به «خالو ممد» است. «اسماعیل عمادی» برادرزاده وی، این اثر را در ۵۲۶ صفحه مصور به قیمت ۳۳۰ هزار تومان و با شمارگان ۳۰۰ نسخه برای نخستین بار در بهار ۱۴۰۳ چاپ و منتشر کرد. این مجموعه محصول سال‌ها فعالیت زنده‌یاد محمد عمادی در عرصه شعر و شاعری و طنز پردازی است.

این دیوان اشعار پس از فهرست اشعار، با اشاره اسماعیل عمادی، گردآورنده اثر و سپس بیان شرح حال محمد عمادی به قلم برادرش عمادالدین عمادی آمده است.

اشارات و امارات طنز یک شاعر بندری به طور مفصل به قلم رضا رفیع، لحاظ شده است. دیباچه به قلم راشد انصاری از شاعران طنز پرداز هرمزگانی نوشته شده و همچنین زنده یاد حسام الدین نقوی از مولفان هرمزگانی یادداشتی پیرامون محمد عمادی نوشته است.

این مجموعه شامل دو فصل است. بخش عمده و اصلی کتاب که ۴۶۲ صفحه است به اشعار طنز اختصاص دارد و فصل دوم نیز شامل اشعار جدی عمادی است.

در فصل نخست حدود ۲۰۰ شعر طنز با عناوین من و عیال، خلایق هر چه لایق، اَمان از برق بندر، بخور و بمیر، طبیب عاشق، شوریده حال، زر و زور و تزویر، عصر یخبندان، کبوتر لانه‌ای دارم، عاشق قلیه ماهی‌ام، اندر هوای پشمک، اندرز مندرز، پزشکان عمومی، تب فوتبال، دلم خوشه که زن دارم، قالتاق بی قالپاق، در مَدحِ مهیاوه، موعظه‌ای به حافظ، فصل گرما، گدا گُریزی، زیر خط فقر و … آمده است.

در فصل دوم نیز ۳۳ شعر جدی با عناوین نیرنگ نامه، آدمیت، خیال سُست، مدیون، ملی پوشان، مدح وطن، ولنگاری، این نیز بگذرد، غم درماندگی گر بگذارد، همسایه فرو مایه، وارستگی، عاقبت پولداری و … لحاظ شده است.

مسائل و مشکلات زندگی نوین شهری، تقابل سنت با مدرنیته، روزمرگی، تورم، گرانی، احتکار، بگو مگوهای خانوادگی، فقر، بی‌سوادی، اعتیاد، ناهنجاری‌های و اختلافات طبقاتی، مضامین اصلی و از دغدغه‌ها و دل مشغولی‌های طنز سروده‌های اوست.

وی اشعارش را در قالب‌های کلاسیک شعر فارسی ریخته است. همچنین کاربرد و بسامد بالای واژگان انگلیسی و شخصیت‌های سیاسی و مشاهیر جهان و نیز تضمین و استقبال از شعر شاعران معروف ایران مانند: حافظ، سعدی و … از ویژگی‌های دیگر شعر اوست.

محمد عمادی در سال ۱۳۱۴ در بندرلنگه، در فاصله ۲۰۰ کیلومتری غرب بندرعباس دیده به جهان گشود. دوران کودکی را تا سن ۵ سالگی در آن بندر گذراند و سال ۱۳۱۹ به همراه خانواده به بندرعباس مهاجرت کرد. در نوجوانی در جستجوی کار به کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس عظیمت کرد و پس از چند سال کار و تلاش در سال ۱۳۳۴ بعد از فوت پدرش به بندرعباس مراجعت و در بانک استخدام شد.

یکی از خصوصیات مرحوم محمد عمادی، تعصب ملی و تعلق خاطر بی‌حدش به کشور ایران بود. همیشه به ایرانی بودن خویش مفتخر بود. این شاعر طنز پرداز هرمزگانی در هفدهم مهرماه ۱۳۹۶ در بیمارستان ایرانی شهر «دبی» آسمانی و در آرامگاه همان شهر به خاک سپرده شد. گواه ملی‌گرایی اش، این شعر زیر است:

دست تقدیر گر انداخت مرا در غربت
تو مپندار که اینجا به ابد جای من است
هست هر ذرّه ز ذرّات تنم ایرانی
گرچه در مُلک عرب منزل و مأوای من است. این بیت از سروده‌هایش بر روی سنگ مزار او نوشته شده است:
هر که آمد چند روزی ماند اندر این سرا
می‌رود آخر از این دنیای فانی بنده هم.
محمد عمادی در دهه ۶۰ و ۷۰ خورشیدی با ماهنامه «خورجین» همکاری داشت که تعداد زیادی از اشعار طنزش در شمارگان آن دوره به چاپ رسیده‌اند در دهه ۷۰ خورشیدی با مجله «اطلاعات هفتگی» نیز همکاری می‌کرد و اشعار خود را ابتدا برای صفحه «شکرخند» زیر نظر «وکیل باشی» که نام مستعاری یحیی وکیلی زند از طنز پردازان پیشکسوت بود می‌فرستاد. از دهه ۸۰ این صفحه به عنوان «در حلقه رندان» به حلقه‌داری «رضا رفیع» طنز پرداز تغییر نام یافت، به چاپ می‌رساند.

نمونه اشعار طنز:

من و عیال

سر بُرج است و به جیب فدوی نیست ریال
وای از دست عیال
که کند جیب مرا یکسره خالی از مال
وای از دست عیال
گرچه هر ماه نُهم بنده حقوقم یک‌جا
توی مشتش همه را
نکشد دست ولی باز، وی از این اعمال
وای از دست عیال
چون گمان کرده بگیرم سرِ او بنده هوو
زین جهت دایم او
می‌رود تا که کند جنبل و جادو و رمّال
وای از دست عیال
از همه رنگ خَرَد بهر خودش جامه و کفش
قرمز و زرد و بنفش
می‌کَشَد داد اگر من بخرم یک دسمال!
وای از دست عیال...

نمونه شعر جدی:

بَه بَه چه هوایی

هم وطن عید آمد، به صد امید آمد
پیک ناهید آمد، گل اُرکید آمد
انجُم و شید آمد، بخت جاوید آمد
هر کجا چهچه زند بُلبل خوش رنگ و نوائی

بَه بَه چه هوایی

بزن از خانه به در، بُکن از شهر سفر
هم از اُنث و ذَکَر، با خود همراه ببر
بنشین بی سر خر، وسط کوه و کمر
یا به یک گلشن خوش منظر باحال و صفایی

بَه بَه چه هوایی

لحظه‌ای بر لب آب، زیر نور مهتاب
یا کنار تالاب، یا به دشت مرغاب!
با انار خوشاب، یا خیار گرگاب!
بده بر معده و بر دیده خود نور و جلائی

بَه بَه چه هوایی...

به گزارش ایبنا، محمد عمادی (۱۳۹۶- ۱۳۹۴) از شاعران متجدد طنز پرداز هرمزگانی است. این شاعر، یکی از بنیانگذاران گروه‌های موسیقی به شکل نوین آن در بندرعباس نیز می‌باشد. طنزسرایی که از حدود یک دهه پیش مشغول ساماندهی و گردآوری شعرهای خود شد. حاصل کار او چندین دفتر شعر طنز، غزل و نیز ترجمه پراکنده شعرهایی از شاعران انگلیسی و از جمله تی اس الیوت است که امید است در آینده منتشر شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

تازه‌ها

پربازدیدترین