به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ناصر ایجکت نکن» شنبه یازدهم اسفند ماه درسرای اهل قلم نقد و بررسی شد. این نشست با حضور مهدی بابامحمودی، مولف کتاب، رضا جهانفر، دبیر برنامه و منتقد، عارف قنبری، منتقد و امیر سرتیپ دوم محمدرضا فولادی، رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش برگزار شد.
رضا جهانفر، در ابتدای سخنان خود با اشاره به ویژگیهای مثبت ناشر گفت: یکی از نقاط قوت ناشر، یعنی سازمان حفظ آثار و نشر آتشبار، این است که در اینجا با یک شبکه گستردهای از نویسندگان روبهرو هستیم. هرچقدر که ناشر دسترسی بیشتری به نویسندگان داشته باشد و در نتیجه رونق بیشتری در انتشار کتابها خواهد داشت.
وی ادامه داد: در برخی موارد ناشران خود نویسندگان آثارشان هستند و تنها آثار خود را منتشر میکنند، اما این موضوع در مورد نشر آتشبار صدق نمیکند. نشر آتشبار، بهعنوان تنها ناشر تخصصی دفاع مقدس ارتش، در میان ۳۰ ناشر فعال در این حوزه از اهمیت ویژهای برخوردار است.
جهانفر در ادامه گفت: نشر آتشبار در سالهای گذشته بارها مورد تقدیر و تحسین قرار گرفته و نقش مؤثری در پرداختن به سوژههای کمتر بررسیشده ایفا کرده است. خلبان محمود اسکندری، این شخصیت برجسته در طول سالها بهدرستی مورد توجه قرار نگرفت و فراموش شد. اما نشر آتشبار با پیگیری و پژوهشهای دقیق، این خلأ را پر کرده و یاد این بزرگمرد را زنده کرده است.
وی در ادامه به نواقص موجود در شبکه توزیع و فروش کتابهای نشر آتشبار اشاره کرد و با تأکید بر اهمیت بهبود این شبکه اظهار کرد: نشر آتشبار به عنوان یک ناشر متعهد به حوزه دفاع مقدس، باید شبکه توزیع و فروش خود را گسترش دهد. بسیاری از ناشران معتبر مانند دافوس و دانشگاه افسری فروشگاههای اختصاصی دارند که نشر آتشبار نیز بهعنوان یک ناشر با پیشینه قوی، باید به این سمت حرکت کند و یک فروشگاه اختصاصی برای عرضه آثار خود تأسیس کند.
این منتقد همچنین درباره کیفیت چاپ آثار این ناشر بیان کرد: کتابهای نشر آتشبار در مقایسه با پنج سال گذشته از کیفیت بالاتری برخوردارند، اما همچنان جای پیشرفت در حوزههایی همچون صفحهآرایی، نوع کاغذ و کیفیت تصاویر وجود دارد. بهویژه برخی تصاویر در کتابها سیاه و کمکیفیت به چاپ رسیدهاند که این امر میتواند با بهبود کیفیت چاپ برطرف شود.
جهانفر در ادامه با اشاره به کمتوجهی به تولید آثار تاریخ شفاهی در حوزه دفاع مقدس گفت: تا به امروز تنها حدود ۳۰۰ عنوان کتاب از ۳ هزار عنوان کتاب تاریخ شفاهی کشور به ارتش اختصاص دارد. این در حالی است که در سایر حوزهها مانند انجمن طلاسازان و مهندسان این موضوع بهطور جدی پیگیری شده و آثار زیادی تولید شده است. این نشاندهنده ضعف ما در ثبت تاریخ شفاهی دفاع مقدس است.
وی با بیان برخی نکات درباره کتاب «ناصر ایجکت نکن» ادامه داد: در کتاب جای خالی روایت دوران کودکی و نوجوانی زندهیاد اسکندری به چشم میخورد. ارتباط عاطفی و انسانی مخاطب با شخصیتهای کتاب بهویژه از طریق آگاهی از گذشته آنها تقویت میشود. اگر اطلاعات بیشتری در این زمینه در کتاب ذکر میشد قطعاً ارتباط بیشتری با مخاطب برقرار میکرد.
وی درباره اهمیت اسناد و مدارک در تاریخ شفاهی افزود: در کتابهای تاریخ شفاهی، باید بهطور دقیق و مستند از اسناد و مدارک مرتبط با ادعاهای مطرحشده استفاده شود. هرچند که در این کتاب بسیاری از مطالب با اعتماد به نفس و صحت مطرح شدهاند، اما برای تقویت بیشتر اثر ضرورت دارد که اسناد و مدارک بیشتری به منظور تأیید آن مطالب ارائه شود.
جهانفر در نهایت ضمن اشاره به نکات مثبت و ارزنده کتاب عنوان کرد: کتاب از جنبههای بسیاری حائز اهمیت است؛ یکی از نقاط قوت آن این است که روایتهای آفند و پدافند بهطور همزمان و بهخوبی در کنار هم قرار گرفتهاند. همچنین انتخاب مرحوم خورند، بهعنوان یکی از شخصیتهای کتاب بسیار ارزشمند است. چراکه افسران کنترل شکاری نقشی اساسی در موفقیت عملیاتهای هوایی دارند و روایت ایشان از این منظر شایسته توجه و تقدیر است.
در ادامه این برنامه عارف قنبری، منتقد ادبی در سخنانی گفت: هدف اصلی نقد کتاب این است که بتوانیم به نویسنده یاری رسانیم تا در ایجاد لذت بیشتر برای خوانندگان و در نهایت ارتقای سطح کیفی اثر خود موفقتر عمل کند. در فرآیند نقد یک اثر، چهار سوال اصلی مطرح میشود: نخست آنکه نویسنده چه انگیزهای برای نوشتن این کتاب داشته است؟ دوم اینکه آیا او توانسته به هدف خود دست یابد؟ سوم اینکه آیا کتاب از انسجام و پیوستگی لازم برخوردار است و چهارم اینکه آیا ظاهر کتاب، با تمام جزئیات ظاهریاش، توانسته نیازهای بصری و انتظارات خوانندگان را برآورده سازد؟ بدین ترتیب نقد ما شامل دو بخش است: بررسی محتوای اثر و تحلیل ظاهر آن.
این منتقد سپس به برخی نقدها اشاره و بیان کرد: با اینکه محتوای کتاب بسیار غنی و ارزشمند است، اما چند نکته در ظاهر کتاب وجود دارد که نیاز به توجه دارد. برای مثال تصاویری که در کتاب به کار رفتهاند از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند و بهنظر میرسد که استفاده از تصاویر رنگی میتوانست اثرگذارتر باشد. همچنین در مواردی که کلمات انگلیسی یا لاتین در متن گنجانده شده است، ضروری است که در پاورقی توضیحاتی برای آنها ارائه شود. برخی عبارات نیز بهطور غیرضروری و اضافی به کار رفتهاند که میتوانست از آنها کاسته شود.
وی در ادامه افزود: اما در عین حال یکی از نکات برجسته کتاب، استفاده هنرمندانه از اصطلاحات تخصصی است. از سوی دیگر، در برخی بخشها کتاب با دو فونت مختلف به چاپ رسیده است که این نکته کمی ناهماهنگی ایجاد کرده است. همچنین، اشتباهات تایپی در پاورقیها نیز وجود دارد که در برخی موارد، تعداد ماهوارههای GPS به اشتباه ۱۲ عدد ذکر شده است در حالی که این عدد ۲۴ است و در صورت در نظر گرفتن ماهوارههای رزرو این تعداد به ۳۲ عدد نیز میرسد.
مهدی بابامحمودی، مولف کتاب «ناصر ایجکت نکن»، از نقش ویژه اسماعیل اسکندری در عملیاتهای هوایی دوران دفاع مقدس سخن گفت. وی با اشاره به تحقیقات ۲۲ ساله خود در این زمینه اظهار کرد: در طول جنگ تحمیلی، اسمی که به طور مکرر در عملیاتهای هوایی تکرار میشد نام محمود اسکندری بود. در بسیاری از عملیاتهای بزرگ جنگ ایشان نقش کلیدی داشت.
وی ادامه داد: در ابتدا منابع زیادی در مورد اسکندری وجود نداشت و هیچ مقاله یا کتابی که به او اشاره کند پیدا نمیشد. اما با ملاقاتهای متعدد با خلبانان به تدریج متوجه شدم که اسکندری در عملیاتهای حساس و بزرگی حضور داشته است.
این مولف به برخی از عملیاتهای مهم اشاره کرد و افزود: در عملیات (اچ ۳) و عملیات برهم زدن اجلاس سران غیرمتعهدها، آقای اسکندری نقش بسیار مهمی ایفا کرد. یکی از مهمترین اقداماتش در دوران جنگ برگرداندن یک فانتوم آسیبدیده از سوریه به ایران بود. اسکندری با مهارت و شجاعت بینظیر خود این فانتوم را از دل خاک عراق به ایران بازگرداند عملیاتی که ریسکهای فراوانی داشت.
بابامحمودی همچنین به عملیات بغداد اشاره کرد و گفت: در عملیات برهم زدن اجلاس سران در بغداد، اسکندری توانست با شکستن دیوار صوتی و عبور از پدافند هوایی شدید عراق، موفق به انجام مأموریتی حیاتی شود که باعث به هم خوردن اجلاس شد. این اقدام شجاعانه و کمنظیر پیامی بزرگ برای عراق داشت که نیروی هوایی ایران به هیچوجه دست کم گرفته نمیشود.
وی بر اهمیت شناساندن شخصیتهای گمنام جنگ تأکید کرد و افزود: اسامی بسیاری از شهدای شاخص مانند عباس دوران بیشتر از اسکندری در میان مردم شناخته شده است. اما اسکندری نقش بسیار مهمی در جنگ داشت که باید به نسلهای بعد معرفی شود.
این مولف از کتاب خود یاد کرد و گفت: این کتاب به هدف معرفی قهرمانان گمنام جنگ نوشته شده است. خوشبختانه با استقبال خوبی مواجه شد و چاپ اول آن به سرعت تمام شد. امیدواریم با ادامه این مسیر، دیگر شخصیتهای گمنام جنگ نیز شناخته شوند.
وی به نکات قابل توجهی پیرامون تاریخ جنگ تحمیلی و نقش برجسته زندهیاد اسکندری پرداخت و گفت: یکی از مهمترین نشانهها و ویژگیهای عملیاتی که به نام محمود اسکندری شناخته میشود، پل اروند است. این پل بهقدری از اهمیت برخوردار است که میتوان آن را با برهم زدن اجلاس سران مقایسه کرد.
بابامحمودی همچنین به جنبه فناورانه جنگ تحمیلی اشاره کرد و ادامه داد: جنگ تحمیلی نه تنها از جنبه نظامی بلکه از لحاظ فناورانه نیز چالشهای بسیاری در بر داشت. جنگ تحمیلی بهطور عمده بر مبنای تجهیزات و تخصصهای نظامی پیش رفت. ارتش عراق در آن زمان یکی از قدرتمندترین نیروهای هوایی و زمینی را در اختیار داشت، بهطوری که نیروی هوایی عراق بهعنوان ششمین نیروی هوایی جهان طبقهبندی شده بود. در مقابل، ما در حالی که نیروهای خود را با سلاحهای سادهای مانند کلاشینکف به جلو میفرستادیم، به هیچوجه قادر به مقابله با چنین ارتشی بدون نیروی هوایی و تجهیزات پیشرفته نبودیم.
وی در ادامه با اشاره به مشکلات موجود در مستندسازی جنگ و کمبود اسناد تاریخی گفت: یکی از چالشهای بزرگ در تحقیق و مستندسازی تاریخ جنگ تحمیلی، کمبود اسناد و تصاویر مربوط به این جنگ است. در حال حاضر، بسیاری از اسناد و تصاویر تلویزیونی مربوط به نیروی هوایی و ارتش بهدلیل محدودیتهای موجود در دسترس نیستند. بهعنوان مثال، هیچ تصویری از سوار شدن زندهیاد اسکندری به هواپیما وجود ندارد. این محدودیتها بهویژه در مستندسازی جنگ، مشکلات فراوانی ایجاد کرده و نیازمند توجه بیشتری است.
بابامحمودی در پایان به مشکلات ویراستاری و علت عدم نگارش کودکی و نوجوانی اسکندری، اشاره کرد و افزود: یکی دیگر از مشکلاتی که در مستندات و کتابهای مربوط به جنگ دیده میشود، کمبود آگاهی ویراستاران نسبت به جزئیات هوانوردی و مسائل تخصصی نظامی است. متاسفانه برخی از این ویراستاران اشراف کافی به موضوعات هوانوردی نداشتهاند و این مسأله باعث بروز اشتباهاتی در ویرایش و انتشار آثار شده است. علت عدم نگارش دوران کودکی و بعضاً نوجوانی این دسته از خلبانان که معتقدم کسی که در حال خواندن کتاب است باید با شخصیت این خلبان و رزمنده در دوران جنگ آشنا شود. این مسائل نیاز به توجه ویژه دارد و باید در مستندسازی دقیق و جامع تاریخ جنگ تحمیلی و در جهت حفظ اسناد و یادگارهای آن جنگ، تلاشهای بیشتری صورت گیرد.
نظر شما