به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه دوجلدی، کتابی است که توسط انتشارات کانون اندیشه جوان وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و به قلم حامد رشاد عضو هیئت علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه منتشر و در بخش نقد ادبی نامزد دریافت جایزه شده است. در همین راستا، نشست رونمایی و بازنمایی دو اثر ارزشمند که حاصل یک سلسله مطالعات حامد رشاد است با حضور نویسنده کتاب، محمدرضا سنگری، کامران پارسینژاد، مهدی صدفی و حامد صلاحی برگزار شد.
حامد رشاد متولد سال ۱۳۶۰، تحصیل کرده رشته مهندسی عمران و در حال حاضر دانشجوی زبان و ادبیات فارسی است. همکاری او با پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از سال ۷۹ بهعنوان دبیر شورای علمی دانشنامه امام علی (ع) شروع شد. رشاد از سال ۸۱ دبیر حلقه ادبیات اندیشه پژوهشگاه شد و زمانی که این حلقه در اواخر سال ۸۲، به پیشنهاد پژوهشگاه و با توجه به قابلیت و تواناییها به یکی از گروههای علمی پژوهشگاه تبدیل شد، دبیر گروه شد. او در کنار این کار، نیمنگاهی هم به حوزه ادبیات و شعر کلاسیک دارد.
پیتر دو بوادفر، منتقد فرانسوی که اتفاقاً تعلق خاطر جانانهای به شعر دارد، مینویسد: «چه بپسندیم و چه نپسندیم، رمان، امروز رایجترین طرز بیان ادبی است که در دسترس عموم مردم قرار دارد و تا آینده دور هم چنین خواهد بود. آنچنان زنده و جاندار که چیزی نمیتواند با آن برابری کند، مگر خودش. غریبترین و مجردترین مسائل و دغدغههای انسان امروز، از جزئیترین تا کلیترینشان، بر روی کنده سالخورده رمان رشد میکند و میشکفد».
بودافر درست میگوید، شباهت شیرینی بین «انسان عصر جدید» و «رمان» است. شباهتی شبیه شباهت مادر و فرزند. انسان مدرن، تنوع طلبترین موجود روی زمین است و رمان – به قول آندره ژید – «بیقانونترین» شکل ادبی.این کتاب روایتی ساده و صمیمی است از تولد، زیست و زندگی این مخلوق مهم عصر ما.
در این نشست محمدرضا سنگری گفت: بسیار نیکوست که آقای رشاد بر ادبیات داستانی متمرکز است. وقتی شما جلد اول و دوم را مطالعه میکنید، میینید که با کسی مواجه هستید که شناخت دارد. ایشان دارای نثر موفق، روان و شیرینی هستند و این نشاندهنده این است که ایشان نثر فارسی را خوب میشناسند. هندسه کاری آقای رشاد، خیلی هندسه مناسبی است چون طرح مصادیق بسیار مهم است. روش آقای رشاد، روش پیشبینی محض نیست، روش تلفیقی است که همین امر فضای خوبی را در کتاب رقم میزند.
وی افزود: ایشان گوشهچشمی به مخاطب جوان هم داشته اند و ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کرده اند.
سنگری خاطرنشان کرد: وقتی قرار است ما به چیستی یک مقولهای بپردازیم که منشورگونه یا ذووجوه است، مثل رمان که هنوز هم تعریفی برای آن وجود ندارد، با کار دشواری مواجه هستیم. اگر هر کدام از وجوه را به استقلال بررسی کنیم، بهتر است؛ مثل وجه فلسفی و اندیشگی را به طور مستقل، وجه اجتماعی رمان که اصلاً خاستگاه رمان درون جامعه است. وجه داستانی و ادبی که اساسیترین موضوع میتواند باشد، وجه تاریخی رمان که خودش میتواند بحث مستقل باشد، حتی وجه فردی یعنی جهان نویسنده و تجربههای نویسنده میتوانست مطرح شود. وجه زبانی رمان هم به طور مستقل قابل بررسی است.
این منتقد افزود: خیلی خوب بود اگر نویسنده بعد از اینکه تعاریف گوناگون را مطرح میکرد، خودبه یک تعریف منحصربهفرد میرسید. یا تعریفهای مطرح شده در کتاب را به شکلی نقد میکردند و به این نکته اشاره میکردند که این تصاویر چه وجهی از رمان را فراچشم ما قرار میدهد.
سنگری اذعان داشت: اگر کتاب قرار است از ابتدای حرکت خودش، ورودگاه فلسفی داشت باشد، نثر مخصوص به خود را طلب میکند.
وی ادامه داد: در هنگام بهرهوری از آرا و نظرگاهها باید چه چیزهایی را مراقب باشیم؟ من به دانشجویان خودم همیشه میگویم وقتی موضوعی را انتخاب میکنید در بدایت امر به سراغ منابع نروید. وقتی شما مدام با تعاریف دیگران روبه رو بشوید، خود را گم میکنید.در این کتاب این قدر نقلقولها پشت هم آمدهاند، که آدمی با خود میگوید پس خود نویسنده کجاست. البته که خوب است ما آرا و نظرگاه های دیگران را ببینیم اما گاه اینقدر این نقلقولها پشت هم آمدهاند که مجالی برای تنفس نیست.
سنگری گفت: پرسش جالب این است که آیا میتوان آینده رمان را پیشبینی کرد. حضرت علی (ع) میفرماید، هر وقت میخواهید آینده چیزی را پیشبینی کنید، اکنون را ببینید. اگر در گذشته مقدمهای منجر به یک موخره شده است، هنگامی که دیگر بار این مقدمه را دیدید، در پیدایش آن موخره تردید نکنید. پرسش این است که آیا مقدمهای در رمان امروز هست که ما بتوانیم آینده رمان را پیشبینی کنیم. میتوانیم بپرسیم چه خطرهایی فردای رمان را تهدید میکند؟ گرچه این سئوال مطرح یشود اما پاسخی برای آن وجود ندارد.
این منتقد تاکید کرد: وقتی منظری که شما انتخاب کردید یک منظر فلسفی است، باید مراقب نثر خودتان باشید.
وی خطاب به نویسنده گفت: نثر شما در جاهایی تنزل پیدا میکند. گاه در متن کتاب، تصاویر طنزگونه آورده اید که چندان مناسب فضا نیست. تکلیف ما با زبان باید مشخص باشد که قرار است چطور متنی بنویسیم. نوعی ربودگی و خود تسلیمی به خصوص در هنگام مواجهشدن با آرای دیگران، رخ داده است و گاهی غلظت پیدا کرده است. به طور مثال حضور دکتر زرشناس، خیلی پررنگ شده است. جاهایی که نویسنده از آرای دیگران، فاصله گرفته و خودش شده است خیلی قابل اعتناست. به نظر من گاه نظر خود نویسنده برآرای دیگران میچربد. نویسنده نباید فرصت اجتهاد را از خود بگیرد. پیشنهاد من این است که اگر نویسنده بخواهد جلد بعدی این مجموعه را منتشر کند، ازعنصر گفتوگو پیروی کند.
نظر شما