جمعه ۱ فروردین ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۷
محدود کردن مطالعات فرودستی در ایران به رویکرد انتقادی درست نیست

رضا تسلیمی طهرانی می‌گوید: محدود کردن مطالعات فرودستی به دیدگاه انتقادی و اینکه حتماً مکانیسم سلطه را بازنمایی کند وگرنه فرودستان به تعبیر برخی تبدیل به افراد گوگولی می‌شوند که بقیه برایشان دلسوزی کنند لزوماً درست نیست. دلیلی ندارد اگر مطالعه با رویکرد انتقادی انجام نشد نتیجه آن به تعبیر برخی تبدیل فرودستان به قشر گوگولی باشد! 

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهام عبادتی: مطالعات فرودستی به بررسی وضعیت، تجربیات و نقش گروه‌های حاشیه‌ای، محروم و کم‌برخوردار در جامعه می‌پردازد. این مطالعات با تمرکز بر نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، تلاش دارد صدا و روایت فرودستان را به عرصه پژوهش و سیاست‌گذاری وارد کند. در ایران، مطالعات فرودستی به‌ویژه پس از دهه ۱۳۸۰ رشد چشمگیری داشته و مورد توجه پژوهشگران حوزه‌های جامعه‌شناسی، تاریخ، انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی قرار گرفته است.

اهمیت مطالعات فرودستی در ایران به نمایان‌سازی شکاف‌های اجتماعی، بازنگری در تاریخ‌نگاری رسمی و پیامدهای سیاسی و سیاست‌گذاری بر می‌گردد. این مطالعات می‌تواند به اصلاح سیاست‌های عمومی و برنامه‌های توسعه‌ای منجر شود. توجه به صدای فرودستان، نیازها و خواسته‌هایشان می‌تواند سیاست‌های عادلانه‌تری را در حوزه‌هایی مانند آموزش، مسکن و تأمین اجتماعی رقم بزند. در مجموع، مطالعات فرودستی در ایران نه تنها به درک عمیق‌تری از ساختار اجتماعی کشور منجر می‌شود، بلکه می‌تواند مبنای نقد و اصلاح سیاست‌های نابرابر و افزایش عدالت اجتماعی باشد. درباره مطالعات فرودستی در ایران با رضا تسلیمی طهرانی استادیار جامعه‌شناسی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و مولف «روایت‌هایی از زندگی فرودستان در ایران» داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

جای خالی پرداختن به طبقه فرودست در ادبیات و آثار مختلف ایرانی مشاهده می شود و بیشتر مطالعات مربوط به روایت طبقه متوسط جامعه است. البته در برخی از آثار احمد محمود روایت هایی از طبقه فرودست بیان شده اما همواره این طبقه صدایش در ادبیات مکتوب ما حذف بوده چرا؟

در ادبیات مکتوب، علوم اجتماعی و جامعه شناسی به فرودستان پرداخته نشده و بیشتر تحقیقات درباره طبقه متوسط است. شاید چون اغلب جامعه شناسان خودشان از طبقات متوسط جامعه هستند و ترجیح می‌دهند درباره مسایلی کار کنند که با زندگی خودشان مرتبط است. از سوی دیگر کار درباره فرودستان منفعت مادی و پژوهشی برای جامعه شناسان ندارد و ترجیح می‌دهند درباره حوزه‌ها و مسایلی کار کنند که به منافع مادی ختم شود و کارکردن درباره فرودستان نمی‌توانند منافع مادی داشته باشد. همچنین فرض می‌شود بخش اعظمی از جامعه را طبقه متوسط تشکیل می‌دهد و تحولات آنهاست که در سیاست گذاری و جریانات کلان اجتماعی موثر است جامعه شناسان ترجیح می دهند درباره این طبقه کار کنند تا فرودستان که گروهی حاشیه‌ای و اقلیت هستند. امروز که طبقات فرودست در حال گسترش و طبقه متوسط در حال فقیر شدن است شاید کار کردن درباره فرودستان یک توجیه پژوهشی و علمی بیشتری داشته باشد از این لحاظ که تحولات طبقات فرودست است که تغییر اجتماعی را در جامعه ایجاد می‌کند و با روندهای کلان اجتماعی مرتبط می‌شود. بنابراین دلیل آن این است که فرودستان گروه‌های طرد شده، اقلیت و در حاشیه هستند که ارتباطی با تحولات کلان جامعه ندارند و تحولات کلان را طبقه متوسط رقم می‌زنند اما به نظر می‌رسد این روند امروز در حال تغییر است و با افزایش تعداد فرودستان و محدود شدن و فقیر شدن طبقه متوسط ما باید با جریانات جدیدی در حوزه علوم اجتماعی مواجه باشیم که بیش از پیش به طبقه فرودست توجه کند.

مطالعات فرودستی در ایران از دهه ۸۰ به بعد در آکادمی رواج یافت و به عنوان یک ابژه جدید برای تحقیقات اجتماعی مد نظر قرار گرفت با این وجود دو نوع روایت در اغلب این مطالعات دیده می شود یکی نگاهی که در آن طبقه فرودست تقدیس می شود و دیگری نگاهی که در آن طبقه فرودست نکوهش می شود. اساساً در مطالعات فرودستی باید به چه شکلی از روایت فرودست وفادار بود؟

یکی از مسایل مهم در مطالعات فرودستی این است که به فرودستان به عنوان یک مساله اجتماعی نگریسته می‌شود و از سوی دیگر آنها سرزنش می‌شوند چون تصور می‌شود خودشان علت مسایل و مشکلات خودشان به عنوان یک قشر نا آگاه و افرادی که از دانش و معرفت دور هستند و همین باعث شده که فقیر باشند و نتوانند زندگی خوبی داشته باشند. در این رویکرد آنها به عنوان مقصران شرایط خودشان نکوهش می‌شوند. وقتی درباره فرودستان کار می‌شود درباره مسایل و مشکلاتشان کار می‌کنیم با نگاهی که این افراد گویا به ذات مشکل دار هستند. در برابر نگاهی هست که طی سال‌های اخیر رواج یافته و فرودستان افرادی معصوم و مقدس در نظر گرفته می‌شوند. در برابر آن رویکرد قبلی اینها هیچ تقصیر و مشکلی ندارند و هیچ مساله فرهنگی و اجتماعی ندارند و یک قشر تقدیس شده و خاص هستند. به نظر می‌رسد باید از این دو رویکرد آسیب شناسی و تقدیسی دوری کرد و در برابر تلاش کرد به زندگی روزمره فرودستان نزدیک شد و یک روایت عینی از شرایط و موقعیتشان به دست داد هر چند به آن معنی نمی‌شود روایت کاملاً بی طرفانه ارائه داد. بنابراین باید در این باره تلاش کرد بدون رویکردهای غالبی یک تفسیر و روایتی بی طرفانه و واقعی از زندگی فرودستان ارائه کرد. در این راستا باید بتوانیم مکانیسم‌های فرودستی را نشان دهیم که می‌تواند دیدگاه تفسیری را تکمیل کند.

آنچه که مطالعات فرودستی باید تلاش کند به آن نزدیک شود تحلیل فرایندی است که طی آن طبقه فرودست، فرودست و ساخته می شود. بنابراین مطالعات فرودستی چشم انداز غایی اش باید روایت فرودست شدن و بازنمایی سلطه باشد. آیا شما معتقد هستید که باید مطالعات فرودستی به این روایت سلطه بپردازد یا اینکه به نوع دیگری از روایت باور دارید؟

اینکه در پژوهش‌ها به مکانیسم فرودستی بپردازیم رویکرد مناسبی است چون می‌تواند مکانیسم‌های پنهانی که در اقتصاد سیاسی و متن جامعه وجود دارد را نشان دهد و بگوید بر اساس این مکانیسم‌ها طبقات فرودست به این سرنوشت دچار شدند و در این موقعیت قرار گرفتند. این پژوهشی بر اساس رویکرد انتقادی و ارزشمند است و فواید بسیاری برای علوم اجتماعی و افراد جامعه دارد. اما محدود کردن مطالعات فرودستی به دیدگاه انتقادی و اینکه حتماً مکانیسم سلطه را بازنمایی کند وگرنه فرودستان به تعبیر برخی تبدیل به افراد گوگولی می‌شوند که بقیه برایشان دلسوزی کنند لزوماً درست نیست یعنی دلیلی ندارد اگر مطالعه با رویکرد انتقادی انجام نشد نتیجه آن به تعبیر برخی تبدیل فرودستان به قشر گوگولی باشد!

من فکر می‌کنم در کنار رویکرد انتقادی و تاکید روی نشان دادن مکانیسم سلطه، می‌توانیم رویکرد هرمنوتیکی و تفسیری هم داشته باشیم که تلاش می‌کند مانند سایر موضوعات علوم اجتماعی زندگی روزمره فرودستان و شیوه زیست آنها را توصیف، تحلیل و تفسیر کند. از سوی دیگر این رویکرد به خوانندگان نیز تصویری ارائه می کند که در حوزه‌ها و ابعاد مختلف زیست این گروه را مشخص کند. این رویکرد می‌تواند ارزشمند باشد و مبتنی بر فاش کردن مکانیسم سلطه و نقد آن قرار گیرد و نتیجه این رویکرد تفسیری تبدیل فرودستان به قشر گوگولی نیست و می‌تواند روایتی را بیان کند. خواننده نیز بر اساس انگاره‌های ذهنی خود می‌تواند واکنش احساسی یا منطقی نسبت به این روایت داشته باشد.

اساساً ارزیابی‌تان از مطالعات فرودستی در ایران به لحاظ کمی و کیفی چگونه است؟

مطالعات فرودستان تا دهه ۸۰ کمتر بود اما به مرور رواج یافته است اکنون این مطالعات گسترده تر شده و کتاب‌ها و پایان نامه‌های دانشجویی مختلف در حوزه فرودستی نوشته و دفاع شده است. در فیلم‌ها، رمان‌ها و … هم به فرودستان بیشتر پرداخته شده است. اما مشکل این است که تصویر غالبی و کلیشه‌ای ارائه می‌شود که روایتی درست از زندگی آنها نیست و از دیدگاه طبقات بالا و متوسط ارائه شده و تصویر واقعی نیست. از این لحاظ مشکل هست و این آثار صادقانه نیستند. در کتاب‌ها و تحقیقات علوم اجتماعی ممکن است این مشکل باشد و ما به جای اینکه با زندگی خودفرودستان مواجه باشیم و تلاش کرده باشیم خود فرودستان راوی زندگی شان باشند با دیدگاه غالبی و پیش داشت‌های قبلی زندگی آنها را از دیدگاه خودمان روایت کرده باشیم. یا زندگی آنها را با فقر و نا آگاهی نشان دهیم یا تقدیسشان کنیم. یا روایتی بی ربط با واقعیت ارائه کنیم. البته روایت بی طرفانه و عینی به معنای صد در صد ممکن نیست باید آثار پژوهشی در راه دست یابی به روایت عینی تر و بی طرفانه تلاش کنند و این در برخی از آثار که منتشر می‌شود وجود دارد و در برخی از آثار نیز ممکن است نباشد و هر کدام از پایان نامه‌ها و تحقیقات و رمان ها و فیلم‌ها می‌توانند به صورت مستقل نقد و ارزیابی و بررسی شود که تا چه حد توانستند در راه صدا درآوردن بی صدایان و فرودستان کمک کنند و ارزشمند تلقی شود.

مطالعات فرودستی در ایران توانسته با میدان قدرت ارتباط بگیرد و به عنوان چراغ قوه بر زوایای تاریک زندگی فرودستی در ایران برای سیاست گذار نور بیافکند؟ آیا اساساً برداشت سیاست گذار از این نوع مطالعات می تواند برای سیاست گذاری راهگشا باید یا تبعاتی دارد؟

مطالعات فرودستان می‌تواند به وسیله سیاست گذاران اجتماعی و سیاستمداران استفاده و حتی سو استفاده شود. این بسته به کاری است که سیاستمدار و سیاست گذار می‌خواهد انجام دهد. بنابراین ممکن است با توجه به آثار تولید شده در فرودستان سیاست گذاران راهبردهایی به نفع فرودستان یا ضرر، محدود کردن یا طرد کردن آنها تدوین کنند. همچنین می‌تواننند سیاست‌های برای ادغام آنها در جامعه و به رسمیت شناختنشان کار کنند. اینجا هم امید است و هم بیم! اینکه چه نسبتی بین حوزه سیاست گذاری اجتماعی و مطالعات فرودستان برقرار می‌شود موضوعی است که در اختیار پژوهشگر و محقق و راوی زندگی فرودستان نیست. البته می‌شود با سیاست گذاران ارتباط برقرار کرد تا سیاست‌ها برای منافع فرودستان و به رسمیت شناختن آنها باشد. اما اینکه تا چه حد تلاش شده نمی‌توانم ارزیابی ارائه کنم. پس این موضوع در اختیار پژوهشگر نیست و او تنها روایتی را انجام می‌دهد و تنها می‌خواهد این پژوهش مورد سواستفاده قرار نگیرد و برای منافع فرودستان و به رسمیت شناختن آنها به عنوان گروهی از جامعه استفاده شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

تازه‌ها

پربازدیدترین