
دكتر مهدي محبتي در نشست نقد و بررسي كتاب «از معنا تا صورت» گفت: در ميان انديشمندان ادبيات فارسي اين ديدگاه قالب است كه ما بعد از مشروطه و كمي پيش از آن با اين سنخ از مباحث نقد نظري و ادبي آشنا شدهايم و آن چه به معناي نقد ادبي در جامعه شكل گرفته اختصاص به ما ندارد و رهاورد غرب است.
دكتر مهدي محبتي؛ استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه زنجان در نشست نقد و بررسي این كتاب، سخنان خود را با سرودهاي از مثنوي مولانا و يادي از استادان حوزه علميه خراسان آغاز كرد كه سالهاي سال نكتههاي عرفان اسلامي را به وي آموختهاند.
وي كه عصر روز سهشنبه (7 مهرماه) در مركز فرهنگي شهر كتاب سخن ميگفت به انگيزه خود براي تأليف اين كتاب اشاره كرد و افزود: آن چه انگيزه اصلي تأليف اين كتاب شد بحثهايي است كه دوشنبه عصرها در منزل استادان ادبيات فارسي درميگرفت كه آيا در سنت ادبي فارسي، نقد و نظريهاي وجود دارد يا خير؟ و بيشتر اين نگاه قالب بود كه نقد نظري و ادبي رهاورد غرب است!
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: استادان ادبيات فارسي معتقد بودند كه ما بعد از مشروطه و كمي پيش از آن با اين سنخ از مباحث نقد نظري و ادبي آشنا شدهايم و آن چه به معناي نقد ادبي در جامعه شكل گرفته اختصاص به ما ندارد و رهاورد غرب است.
نويسنده كتاب «پهلوان در بن بست» يادآور شد: مدتها به اين نظريه انديشيدهام كه آيا با اين نگره امروز نقد ادبي و نظري ميتوان به سراغ متوني رفت كه در آن زمان هويت گرفتهاند؟ بهترين راه اين است كه ما به نظام زيباييشناختي بپردازيم زيرا ما با دو رويكرد روبروييم، نخست آن چه در غرب بوده و حاصل آن تئوري نقد ادبي را به همراه داشته و ديگري نقد ادبي كه در جهان امروز به وجود آمده است.
محبتي در ادامه سخنانش به اشعار كهن اشاره كرد و گفت: اين مسأله ذهن مرا بسيار به خود مشغول كرده بود كه آيا شعرهاي گذشته ما متكي بر آثار افلاطون و ارسطوست؟ و در تحقيقاتم دريافتم كه 17 درصد ميتوان متون ادبي گذشته را برگرفته از تمدن هلنيك، افلاطون و ارسطو دانست. اين اشعار جايگاه مستقلي دارند كه بايد به سراغ آنها با ابزار ديگر رفت. اين مسأله دربردارنده اين معني نيست كه نقد ادبي ما در تقابل با آنها قرار دارد.
مولف كتاب «سيمرغ در جستوجوی قاف» به مثالي در اين زمينه اشاره كرد و افزود: شعر فردوسي و برخي از ابعاد آن به اوج خود در ادبيات فارسي ميرسد و ترديدي نيست كه دنياي گذشته اين نكته را پذيرفته است كه ادبيات فارسي ما شاهكارهاي جهاني را خلق كرده است. ما بايد بدانيم كه مبناي خلق آن اثر از كجا به وجود آمده و چند نظريه در آن مطرح بوده است؟
وي افزود: خلق آثار، حاصل ذوق شخصي شاعر بوده است و شاعر اين نوع شعر را با ذوق شخصي خود سروده است. همچنين يك خط وحدت بخشي شاعران را به مانند زنجير به هم متصل ميكند و همديگر را تأييد ميكنند، هنگامي كه حافظ غزل ميگويد نميتواند بدون در نظر گرفتن اشعار ديگر شاعران غزل بسرايد.
اين استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه زنجان يادآور شد: ما نظریه ادبی قوی در گذشته داشتهایم اما این به آن معنا نیست که بگوییم نظام زیباشناختی ما با نظام زیباشناختی غرب مغایر است یا بر آن برتری دارد، در مجموع مقایسه و رجحان یکی بر دیگری اشتباه است.
نويسنده كتاب «بديع نو: هنر ساخت و آرايش سخن» خاطرنشان كرد: ما نميتوانيم به نفي تئوري و نقد در ادبيات برسيم زيرا نقد درخشان ادبي لزوما بايد بر يك تئوري عميق دروني استوار باشد و به اين معنا نيست كه حافظ با يك تئوري شعر خود را سروده باشد بلكه خلاقيت بر تئوري اثر ميگذارد و نظم خلاق است كه همديگر را جهت و معنا ميدهند.
وي افزود: ما اساسا بايد از مقايسه بين نظامهاي زيباشناختي و ادبي دست برداريم؛ زيرا با دو نظام زيباشناختي و ادبي روبروييم كه با رويكردهايي منجر به خلق ادبيات معاصر غرب و شرق شده است. پس ما نميتوانيم به نفي تئوري و نقد در ابيات دست يابيم. در سنت نقد ادبي ما اثر درجه يک بايد از نظر معنا و لفظ با يکديگر همخوان باشد و همين مباني بود که اجازه نميداد شاعران ضعيف به صدر بيايند، بنابراين ما نميتوانيم به نفي تئوري نقد در ادبيات کلاسيک برسيم.
وي به يكي از مباحث مطرح روزگار كنوني اشاره كرد و گفت: چرا شعر هر چه دروغتر باشد بهتر است؟ تفاوت شعر حقيقي و واقعي چيست و كدام مطلوبتر براي هنر است؟ اينها دغدغههايي است كه ذهن مرا به خود مشغول كرده است تا به سمت اين نقد ادبي بروم. براي دريافت پاسخ اين پرسشها بايد اين بافت را در يك متن تاريخي جستوجو كرد.
محبتي به مشكلات گردآوري اين كتاب نيز اشاره كرد و گفت: گردآوري اين كتاب با مشكلات بسيار و كمرشكن همراه بوده است زيرا كتابي در اين زمينه به رشته تحرير درنيامده بود كه بتواند راهگشاي جمعآوري مطالب اين كتاب در نقد ادبي باشد.
وي افزود: در گردآوري اين كتاب از قرن سوم و چهارم تا مشروطه پيش آمدهام و دريافتم نخستين جوانههاي شعر فارسي در اين هزار سال شكوفا شده است. در گذشته هر كسي كه كاري نداشته با شعر گفتن خود را سرگرم ميكرده است تا بتواند مطرح و مشهور شود. در تحقيقاتم به اين نتايج دست يافتهام كه در دوره صفويه در يك روستايي كه 2000 خانوار جمعيت داشته 400 نفر آن شاعر ديواندار بودهاند!
مولف كتاب «کارنامه مولوی پژوهی در ايران» يادآور شد: آثار عرفاني، تذكرهها، منشأت، قابوسنامه، چهار مقاله و... حرف اصلي را در ادبيات فارسي ما ميزنند. همچنين بهترين نگرهها و نگارهها در كتابهاي تازي مطرح شده و نخستين كتاب بلاغي ما بسيار پريشان و از نظر فكري بي بوته بوده است. عبدالقاهر جرجاني؛ نحوي برجسته، علم علوم بلاغي و اديب عربي زبان ايراني تبار در سده پنجم هجري قمري به زبان عربي بحثهاي پختهاي را درباره علم بلاغي مطرح ميكند.
وي در بخشي ديگر از سخنان خود گفت: آيا زبان، خاك، نژاد، جغرافيا و... ميتواند بر سبك شعري شاعر اثرگذار باشد؟ اگر زبان مطرح باشد كه بسياري از انديشمندان و شاعران را از دست ميدهيم. اگر خاك ملاك باشد بخش عمدهاي از متفكران و شاعران نظير مولانا، ابن سينا و... را از دست ميدهيم. چه كسي ايراني است و مبناي ايراني بودن چيست؟ در اين كتاب توانستهايم به اين پرسشها پاسخ دهيم زيرا نظریه ادبی حداقل استفادهاش این است که به دانشجو نیرویی برای تحلیل یک اثر ادبی ارايه میدهد.
نظر شما