
دكتر كوروش صفوي؛ استاد دانشگاه علامه طباطبايي گفت: برخي معتقدند كه اگر نظريه و نقد ادبي ايراني نداشته باشيم مليت ما زيرسوال رفته است. به باور من داشتن يا نداشتن نقد ادبي براي ما هويت برتر پديد نميآورد./
وي كه عصر روز سهشنبه (7 مهرماه) در مركز فرهنگي شهر كتاب سخن ميگفت، با طرح اين پرسش سخنان خود را آغاز كرد كه آيا براي هنرآفريني نياز به نظريه داريم؟ در حوزه نقد ادبي و زبانشناسي بحث صورت و صورتگرايي مطرح بوده است و علاوه بر شعر و شاعري در علوم مختلف سابقهاي ندارد. اين مسأله را نميتوان دريافت كه پيش از هر اکتشافي نظريهاي مطرح شود و بر اساس آن نظريه اکتشاف صورت گيرد.
عضو هيأت علمي گروه زبانشناسي دانشگاه علامه طباطبايي خاطرنشان كرد: تجربه تاريخي در تمامي هنرها نشان ميدهد كه نخست خلقت هنري صورت ميگيرد و پس از آن روي هنر، چارچوب و مختصات ميگذارند و ميگويند که اين اثر در كدام سبک و قالب نوشته شده است.
نويسنده كتاب «درآمدي بر زبانشناسي» خاطرنشان كرد: قدمت هنرآفريني بسيار بيشتر از انديشيدن درباره چارچوبهاي علمي و قالبهاي هنري بوده است و همين مسأله نشان ميدهد كه بين نظريه ادبي و آفرينش هنري ارتباطي وجود ندارد. هنر معنايي دارد كه انديشههاي علمي نميتوانند برايش چارچوب و نظريه ارايه دهند.
وي افزود: چرا بايد احساس كنيم اگر ما نظريه نداشته باشيم وضعمان خراب است و بايد چند نظريهپرداز ايراني داشته باشيم كه اگر ايراني نباشند از لحاظ مليگرايي با مشكل روبروييم؟. ما در طول تاريخ ميبينيم كه تركها ميگويند مولانا براي ماست و ما به دنبال اثبات اين مسأله ايم.
وي در ادامه گفت: آنچه در تاريخ نقد ادبي ميبينيم از بوطيقاي ارسطو گرفته تا سيستم ساختاري که «فرديناند سوسور» و ديگران دنبال کردند، بايد بگوييم كه ما اين نوع بوطيقا را هيچ گاه در ايران نداشتهايم. اما اگر منظورمان از نظريه و نقد ادبي همان روش است که با عنوان ساختارگراي فرانسوي که امثال «رولان بارت» و «تودوروف» آن را مطرح كردهاند، در ايران اين نوع نظريه را داشتهايم و با قدمتي بيشتري از آنها جلوتريم.
صفوي در ادامه سخنانش خاطرنشان كرد: اين روش در ايران قدمتي به اندازه هشتصد سال دارد و پيش از آن نيز در آثار انديشمنداني چون ابوريحان بيروني به مباني اين نوع انديشه پرداخته شده بود كه غربيان در اين نوع نقد نظري رهاوردي پيش از ايران نداشتهاند.
اين زبانشناس به تاريخ نيز اشاره كرد و گفت: ما در اصل براي كل زبانهاي دنيا دستور نوشتهايم. بزرگترين غولهاي دستورنويس دنيا ايراني بودهاند. «پاني ني» در حكومت هخامنشيان زندگي ميكرد و با فرهنگي بزرگ شده بود كه بعدها «سيبويه» به آن دست مييابد. پاني ني دستورهايي را براي سانسكريت نوشت و سيبويه همان دستور را براي زبان عربي به كار گرفت. روش پاني ني يك روش كاملا ايراني است كه عربها از آن براي دستور زبان خود استفاده كردهاند.
وي افزود: زبان سنسكريت كمك شايان توجهي به دستور زبان هنديها كرده بود، زيرا ساخت تكواژي اين زبان بدون ترديد به پيچيدگي زبان يوناني نبود. علاوه بر اين سنسكريت حتي در دوره پاني ني نيز زباني كاملا زنده به حساب نميآمد و تنها براي مراسم مذهبي كاربرد داشت.
اين زبانشناس به دستور زباني كه سيبويه نوشت نيز اشاره كرد و گفت: اهميت تاريخي سيبويه به اين دليل است که وي نخستين فردي بود که براي زبان عربي صرف و نحو نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت. بنابراين، علامت ضمه، فتحه، کسره و تنوينها اختراع و کار سيبويه ايراني است.
وي به لغت تجويد نيز اشاره كرد و گفت: لغت تجويد در زبان سانسكريت به معني فشار آوردن دو جسم روي هم مانند دندان است كه در فارسي جويدن را معنا ميدهد. هنديها در 100 كتاب خود آوردهاند كه اين واژه ايراني است ولي ايرانيها با تعجب به اين واژه ايراني مينگرند.
اين زبانشناس در پاسخ به سخنان مهدي محبتي که گفته بود، تئوري نقد ادبي در ايران مبتني بر شهود است، گفت: وقتي دکتر محبتي ميگويد ذهنيت نظريهپردازي ما برخلاف نظريهپردازان ادبي غرب شهودي بوده است، يعني اينکه ما هيچگاه عقلانيت نداريم بنابراين نميتوانيم نقد ادبي داشته باشيم.
مولف كتاب «نگاهي به پيشينه زبان فارسي» با تأكيد بر اين مسأله خاطرنشان كرد: آيا ما بايد براي هنر نظريه داشته باشيم؟ من معتقدم كه روش امروز ساختارگراها و پساساختارگراهايي كه فرانسويها اعلام ميكنند ما 700 و يا 800 سال پيش به آن دست يافتهايم و نظريههايي را در اين باره ارايه دادهايم.
نظر شما