سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مریم محمدی: به مناسبت سالروز تولد میکل آنژ که در عرصه هنر مانند یک رعد و برق در آسمان سنگین و پربار فلورانس درخشید. او نقاشی، مجسمه سازی، معماری و شعر را به یکباره گرفت و جنون شور و نشاط و آرمان گرایی عظیم خود را در آنها دمید.زندگی میکل آنژ یکی از بارزترین نمونه های تأثیری است که یک مرد بزرگ می تواند بر زمانه خود بگذارد. به جرأت میتوان گفت امروز کمتر کسی یافت میشود که از هنری چیزی شنیده باشد اما نام میکل آنژ به گوشش نخورده باشد.
میکلآنجلو دی لودوویکو بوئوناروتی سیمونی (به ایتالیایی: Michelangelo di Lodovico Buonarroti Simoni) شناختهشده به عنوان میکلآنژ (به فرانسوی: Michel-Ange) (زاده ۶ مارس ۱۴۷۵ - درگذشتهٔ ۱۸ فوریهٔ ۱۵۶۴ در رم)، نقاش، پیکرتراش، معمار و شاعر ایتالیایی رنسانس والا و زادهٔ جمهوری فلورانس بود. وی دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی نری» است که اثری شگرف بر گسترش هنر غربی داشت. استعدادهای چند جانبهٔ هنریاش چنان بود که از سوی خیلی از بزرگترین هنرمندان معاصر خودش و نیز برخی از بزرگترین هنرمندان تاریخ، وی را در کنار فلورانسی دیگری یعنی لئوناردو داوینچی غالباً به عنوان یکی از نامزدهای الگوی مثالی یک همهچیزدان در نظر میگیرند.
آنچه در آثار میکل آنژ او را بیش از پیش به شهرت رساندهاست کاراو بر روی سنگ و به ویژه پیکرتراشیهایش بر روی سنگ مرمر است که آغارش ریشه در کودکی او دارد. در یکی از کتابهایی که درباره زندگی او توسط جورجو وازاری نوشتهشدهاست آمده: در طول مدتی که مادرش از بیماری طولانی مدت در رنج بود، و سپس مرگ وی در ۱۴۸۱، میکل آنژ با یک پرستار و همسرش که یک سنگتراش بود، در شهرستان ستینیانو زندگی نمود؛ جایی که پدرش صاحب یک معدن سنگ مرمر و مزرعهای کوچک بود. آنجا بود که وی علاقه و عشقی به مرمر بهدست آورد. چنانکه جورجو وازاری از وی نقل قول میکند: «اگر چیز خوبی در نهاد من وجود داشته باشد، به خاطر این است که من در فضای پیچیدهٔ ایالت شما، آرتزو، زاده شدهام. در کنار شیر پرستارم که دریافت میداشتم، مهارتِ به کارگیری مغار و چکش را نیز فراگرفتم، چیزی که با آن آثار هنریام را ساختم.»
شماری از آثار هنری میکل آنژ در زمینه نقاشی، پیکرتراشی و معماری در میان نامآورترین آثار هنری که وجود دارند، به ثبت رسیدهاند. آثار هنری وی در زمینههای نامبرده تعداد شگرفی دارند؛ با نگاه به فزونی تعداد نامههای بازمانده، شرح حالها و مستندات تاریخی، وی برترین هنرمند سده شانزدهمی است که در موردش مستنداتی تاریخی وجود دارند. دو عدد از شناخته شدهترین آثارش، پیئتا و داوود، را پیش از سن سیسالگی خلق کردهبود. به رغم اینکه او احترام اندکی برای نقاشی قائل بود، دو تا از تأثیرگذارترین فرسکوها در تاریخ هنر غرب یعنی صحنههایی از آفرینش (بر سقف پرستشگاه سیستین در رم) و واپسین داوری (بر روی دیوارهایش) را خود آفریده بود. طراحی کتابخانه لورنزی توسط وی، کاری پیشرو در معماری تکلفگرا بود.در سن ۷۴ سالگی، وی به عنوان معمار کلیسای سن پیترو، جانشین آنتونیو دا سانگالو گردید تا پایانه غربی کلیسا و نیز گنبد آن با انجام برخی تغییرات، با معماری وی (البته پس از مرگش) به اتمام برسد.
در کمال تعجب باید گفت میکل آنجلو (آنژ) نخستین هنرمند غربی است که زندگینامهاش در دوران حیاتش به رشته تحریر درآمدهاست. در حقیقت، دو زندگینامه از وی در طول حیاتش نوشتهشدهاست. در یکی از آنان که نگارنده اش جورجو وازاری است، ادعا شده که آثار هنری میکل آنژ از آثار هر هنرمند زنده یا مردهای فراتر رفتهاند و «نه تنها در یک هنر برجسته میباشند، بلکه در تمامی سه هنر نقاشی، پیکر تراشی و معماری نیز برجستهاند.
در ایران نیز چندین کتاب درباره میکل آنژ، آثار و زندگینامهاش بهچاپ رسیدهاست که یکی از آخرین نمونه این کتابها کتاب «زندگی میکل آنژ» نوشته رومن رولان است که توسط اسماعیل سعادت به فارسی برگردانده شدهاست. این کتاب را انتشارات علمی و فرهنگی در سال ۱۴۰۲ به چاپ رساندهاست. کتاب دیگری که با موضوع میکل آنژ و زندگی او و با برگردان فارسی در دسترس علاقهمندان به این مجسمهساز ایتالیایی قرار دارد کتاب «زندگی و آثار میکل آنژ» است که توسط مارسل بریون به رشته تحریر درآمدهاست. این کتاب را فریده شبانفر به فارسی برگرداندهاست.انتشارات شباهنگ این کتاب را در ۳۹۲ صفحه منتشر کردهاست.
گفتنی است این دو کتاب تنها دو نمونه از دهها کتابی است که در ایران درباره زندگی، آثار و اندیشههای این هنرمند برجسته ایتالیایی که به واقع میراث جهانی هنر است به چاپ رسیدهاست.
نظر شما